Queen Bees

Queen Bees

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Queen Bees 1080p Farsi
A Commentary by Zolfaqar.Jorfi
ترجمه و زیرنویس: ذوالفقار جرفی

Tags

1080
Published on: 2022-01-27
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.خانه سالمندان پاین گرو .کن هستم

.سلام. هلن ویلسون هستم .ساکن خیابان 227 کازگرو

می شه چیزی که گفتم رو تکرار کنین؟

.هلن ویلسون .ساکن خیابان 227 کازگرو

خوبه. فقط خواستم مطمئن بشم .که به حرفام گوش می دین

...ببخشید، بنده - ...چون من ده بیست باری به شما زنگ زدم -

و ازتون خواستم که بروشورهاتون رو .دیگه برای من نفرستین

ببخشید؟ - .می دونین، فقط نمی خوام کاغذ بیشتری هدر بدین -

،تو هزینه پست هم صرفه جویی می کنین

،چون من نه الان

،و نه هیچ وقت دیگه

حاضر نیستم .تو خانه سالمندان مجلل شما زندگی کنم

فهمیدین چی گفتم؟ - ...خب، می شه من -

.ممنون. خداحافظ

سلام هلن، حالت چه طوره؟

.هنوز دارم نفس می کشم تو چی؟

،اگه دوباره خواستی خونه رو بفروشی

.پیشنهاد آبجی من هنوز پابرجاست

،همون طور که قبلاً بهتون گفتم .این خونه فروشی نیست

به آبجیت بگو هر وقت من مُردم .بیاد خونه رو بخره

مامان بزرگ، بازم پشت در موندی؟

شاید بهتر باشه یه کلید اضافی .داخل یکی از این گلدون ها بذاریم

،آره .بعدش یادم می ره تو کدوم گلدون گذاشتیم

.خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

،فقط سه هفته ست داری می ری سرکار

.و الان شدی معاون مدیرعامل

افزایش حقوق هم داشتی؟

،یه کوچولو .که تو دانشگاه بهم کمک می کنه

...خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی

.تحصیلاتت رو ادامه بدی

...تحصیلات، قدرتمندترین سلاح»

«.برای تغییر جهان است

.نلسون ماندلا - .آره -

دلم برای چای خوردن های پنجشنبه مون .تنگ می شه

.عوضش می تونی مامان رو دعوت کنی بیاد

آخرین بار کی هم دیگه رو دیدین؟

.یادم نیست - .آره که یادته -

باز دوباره می خوای اون بحث قدیمی رو پیش بکشی و کاری که کرد رو توجیه کنی؟

.اون کاری نکرد مامان بزرگ

سعی کرد منو مجاب کنه که خونه ام رو بفروشم .که اون یه چیزی گیرش بیاد

.اون همچین کاری نکرد - حالا می خوای ازش دفاع کنی؟

تو و مامان مهم ترین آدمای .زندگی من هستین

،وقتی می خوام برم دانشگاه

می خوام خیالم راحت باشه ،که رابطه شما دوتا خوب باشه

این که هم صحبت بشین .و با هم خوب رفتار کنین

من که نمی تونم هر بار که دعوا می کنین .برگردم خونه

،باهاش در ارتباط باش

،تنها 10 درصد زندگی اتفاقات است»

«.و نود درصدش واکنش ات به این اتفاقات

.لو هولتز

واو! زدین تو کار سخنان مربی های فوتبال؟

.آقای هولتز یه نویسنده معتبر بودن

.من فقط از نویسنده ها نقل قول می کنم

،در سه کلمه» ...می تونم هر آن چه که

درباره زندگی یاد گرفتم را «.خلاصه کنم

«.این نیز بگذرد»

.رابرت فراست

این رو موقعی که همستر کوچولوت مُرد بهت گفتم، یادته؟

.این نیز بگذرد مامان بزرگ

.بابا بزرگ الان سه ساله که فوت کردن

،از معلمی دست کشیدین، بیرون هم نمی رید .مامان همین بغل تون زندگی می کنه

اون می خواد بهتون کمک کنه .و شما رو ببینه، ولی شما اون رو از خودتون دور می کنین

.مامانت خیلی رو مخ ـه

!دوست داره رئیس بازی در بیاره

.علاوه بر اون، من حالم خوبه

جدی؟ - .آره -

هر وقت می خواین حرفی که زدین رو ،قبول کنم

.چشاتون رو این طوری چپ و چول می کنین

!اصلا هم این طور نیست

.آره، هست .الانم دارین همون کارو می کنین

!اصلاً - .دارین همون کارو می کنین -

!نمی کنم - .دقیقاً همین طوری -

.نه، من همچین کاری نمی کنم

.آره که می کنین .آینه که هست

.بیا، نگاه کن

!اوه

.گندش بزنن

!نه

مامان؟

!مامان

خوب خوابیدی مامان بزرگ؟

.آره، فکر کنم

.ممنون عزیزم

این دیگه چی؟ - .سبوس جوی دو سر -

.برات خوبه .من همیشه استفاده می کنم

من معمولاً واسه صبحونه .غلات نمی خورم

اینا دیگه چیه؟ - .قرص کلسیم -

.برای استخون هاتون خوبه - .خودم براتون آب میارم

مامان از پیمان کاره .مدت زمان تعمیرات رو پرسید

.اوه - .حالا اون باید بیاد ببینه -

ولی طبق اطلاعاتی که ،من تونستم بهش بدم

اون می گه پروسه تخریب و بازسازی .حداقل یه ماه زمان می بره

!مسخره ست .حالا اون قدرها هم افتضاح نیست

.آره، هست - .می تونین همین جا بمونین -

.یا برید پیش خواهرتون

تیریسا؟

آره، بهم گفت که هفته پیش ،یه سفینه فضایی دیده

،که سعی داشتن اون رو بدزدن

ولی چون چاق بود .نتونستن از در فضاپیما بندازنش داخل

.خب، حالا یه چند کیلویی اضافه وزن دارن

.منظورم این نبود

...نظرتون در مورد

پاین گرو چیه؟

!نه

.پس همه این آزار و اذیت ها زیر سر توئه

.باید می دونستم

همیشه دوست داری .اوضاع رو کنترل کنی

من کنترل می کنم؟ ...شما بودین که داستان مریضی پدر رو

تا روزهای آخر زندگی اش .از من پنهون کردین

به این کار چی می گید؟ - .اوه، باز شروع شد -

.اون موقع یه طلاق وحشتناک رو تجربه کرده بودی

نمی خواستم استرس بیشتری .به زندگی ات وارد بشه

.شما نباید برای من تصمیم گیری می کردین .اون پدرم بود

به خودم مربوط بود که چه طوری .با نبودنش کنار بیام

.نه شما - .منو ببخش -

شرمنده که خواستم هوای دخترم رو داشته باشم .و درد رو ازش دور کنم

.خواهشاً دیگه هوای منو نداشته باشین .من یه خانم بالغم

آره، بی زحمت بهشون بگو .این بروشورها رو دیگه برام نفرستن

،مامان ،شما اگه تو پاین گرو بودی

.این آتش سوزی هیچ وقت اتفاق نمی افتاد

به نظرم بهترین گزینه موجود ،برای شما

،و همه ما

.اینه که شما برید اون جا رو ببینین

شایدم تا موقعی که خونه تون درست بشه .همون جا بمونین

.خیلی خب .می رم اون جا رو می بینم

.ولی قرار نیست باقی عمرم رو اون جا سپری کنم - .هیجانی رفتار نکن -

و وای به حالتون اگه علامت «برای فروش» رو .تو حیاط جلویی ببینم

،مامان، خداوکیلی ...می شه واسه بار آخر

،هیچ وقت قصد نداشتیم خونه شما رو بفروشیم .قسم می خورم

شما تنها کسی هستین .که می تونین اون رو بفروشین

...من فقط ...رفتم از چند نفر پرسیدم

که اگه خونه فروشی بود .اونا تمایل دارن بخرن

.آره، ولی فروشی نیست

.و من علاقه ای به فروشش ندارم

.تو به چشم یه کالا به این ملک نگاه می کنی

.ولی داریم در مورد خونه و زندگی ام صحبت می کنیم

.من و پدرت با هم این خونه رو درست کردیم

.دیوارها رو رنگ کردیم

.گل و گیاه کاشتیم

.زار و زندگی مون رو از پرتغال آوردیم این جا

.تو اون خونه بزرگت کردیم

...مامان

می دونم که فکر می کنی ،من آدم بدی ام

،ولی من دوست دارم

.و نگران سلامت شمام

.اول که سیل بود حالا هم آتش سوزی

فکر کنم تنهایی زندگی کردن .خیلی برای شما خطرناک ـه

.نه، نیست

...ولی

...تو این مدتی که خونه ام درست می شه

.باید برم یه جایی بمونم

.می رم خونه سالمندان

،ولی به محض این که بازسازی تموم بشه .بر می گردم خونه

«خانه سالمندان پاین گرو»

!به پاین گرو خوش اومدین

اوه، فقط همین ها؟ - .همین ها کفایت می کنه -

.فقط یه ماه مهمون شما هستم

!به پاین گرو خوش اومدین

.خدا کنه گشنه باشین

.صبح به خیر خانم ها

.به پاین گرو خوش اومدین

.آرتور لین هستم - !به پاین گرو خوش اومدین -

حالا قراره هر 12 ثانیه این حرف رو بزنن؟

مادرتون دارویی خاصی مصرف می کنن؟

مامانم قرص می خوره .حس شوخ طبعی خشک خودشون رو درمان کنن

.متوجه ام

،آقای دناردو .من امروز خیلی سرم شلوغه

می شه کارای سکونت مادرم رو انجام بدین؟ - .بله -

زیباست، مگه نه؟ .این تازه شروع ماجراست

.همراه من بیاین، بی زحمت

علاوه بر فعالیت هایی که ،تو محوطه لابی اصلی انجام می شن

،کلاس های هنر برگزار می کنیم ،بازی بینگو

.و ماهی یه بار دوست یابی سریع داریم

دوست یابی سریع؟

.من همیشه ترجیح می دم دوست یابی آهسته باشه

.این جا دفترم ـه

هر چی نیاز داشتین .قدم تون رو چشم

،ایشون هم متخصص ماساژ درمانی هستن .لیتو سانتوس

،بله .یوگا و تای چی هم آموزش می دن

!به پاین گرو خوش اومدین

...می شه به همه بسپرید

که دیگه خوش آمد گویی نکنن؟

.من خوش اومدم .خودم فهمیدم

.بله می سپرم - .بله -

.من یه ماه دیگه رفتنی هستم

،یعنی از این جا می رم .نه این که بمیرم

.خوشبختم از آشنایی تون

اوه، حالتون چه طوره؟

.هلن ویلسون هستم

.و ایشون هم دخترم لورا

!چه قد بلند

.و نوه ام پیتر - .ایشون هم قد بلند هستن -

،محض اطلاعتون بگم ...که این دستان شفابخش

.سرشار از انرژی مثبت هستن

.متوجه ام .ممنونم

.ببخشید

لیتو؟ - .بله -

به نظر می رسه .یه آدم سرخوش و معنوی هستین

.ممنونم

.اون از این چیزها متنفره .منم همین طور

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left