The first 200 lines.
!عجله کن
!چـ... چشم
برامون کمین کرده بودن؟
!عقب وایسا
...توریـ
!توریــا
.اینجا رو ببین
...دیگه قایم موشک بازیت تموم شد
لوماکینا ساما؟
...خدای بزرگ
...ای خدای بزرگ
در اینجا کسی هست .که نمیتواند صدای تو را بشنود
...لطفاً قدرتت را به او نشان بده
و با نور خود او را .به راه راست هدایت کن
اوه؟ تو همچین جایی داری دعا میخونی؟
انتظار داری با مجازات الهی من ناپدید بشم؟
همچون گلهایی ...که در دشت شکوفا میشوند
هچون ماهیانی ...که در رود شنا میکنند
.چه پوست زیبایی داری
!حسودیم شد
!اونو بگیر، قارچ وحشی
باکرگی یه راهبه قراره با .موجودی که من احضار کردم به باد بره
!مشتاقم که ببینم
!بس کن
!بـ... بس کن
!نه
!خدایا
!خـ... خــــــدا
!این دیگه چیه؟
...خدای بزرگ
قسمت اول
راهبۀ اعظم
.چه جای خوبی
.موافقم
با اینکه خیلی کم پیش میاد .که باهات هم عقیده باشم
!آره
باعث میشه آدم بخواد لخت حموم آفتاب بگیر، مگه نه؟
لـ... لخـ... لخت؟
.مطمئنم که خیلی حال میده
!معلومه که نمیخوام، اِلف منحرف
ها؟
ولی با لباس که نمیشه .حموم آفتاب گرفت
،اصلاً همین لخت شدن توی محیط باز !خیلی غیر منطقیه
.ولی آفتاب گرفتن که خجالت نداره
!لخت شدن، لخت شدنه
!امکان نداره
اِه... مگه چه عیبی داره؟
.آره، امروزم یه روز آروم دیگه است
رِم و شِرا منو به دنیای بازی ...گذر از خیال" احضار کردن"
چطوری باید با دخترا صحبت کنم!؟
خیلی خب، اگه با لحن !ارباب شیاطین دیابلو حرف بزنم از پسش برمیام
،از اون موقع به بعد .همیشه ادای ارباب شیاطین رو در میارم
...برای برگردوندن شِرا
با سربازهای نخبۀ .پادشاهی گرین وود جنگیدم
.با شیاطین اهریمنی هم جنگیدم
ارباب شیاطین کربوسکلوم ...که توی بدن رِم مهر شده بود رو احیا کردم
.و کاری کردم که تحت فرمانم باشه
...واقعاً اتفاقات زیادی رو پشت سر گذاشتم
،ولی به عنوان ارباب شیاطین دیابلو .اینجوری توی این دنیا زندگی کردنم بدک نیست
!دیابلو
نظر تو چیه؟
پوشیدن لباس موقع حموم آفتاب عجیب نیست؟
ها؟ ها؟
میتونم برخورد دو تا چیز نرم رو !روی بازوم حس کنم
!دیابلو، تو هم بهش بگو
لخت شدن توی محیط باز !کار خیلی خطرناکیه
اینم واسه خودش !حس صاف و کمی سفتی داره
!اِهم
ما اینجا نیومدیم !تا واسه خودمون لَم بدیم
!اومدیم تا یه جادوی جدید رو امتحان کنیم
یه جادوی جدید؟
.جادوی پروازه
جادوی پرواز؟
الان جادو رو .روی این اجرا میکنم و سوارش میشم
.شما هم خوب ببینید
موقعیت خود را !همانگونه که من میخواهم تغییر بده
!آدوزت
!اوه! معلق شد
!این فوقالعاده است! فوقالعاده
!عالیه! عالیه! عالیه
فکرشم نمیکردم .همچین جادویی وجود داشته باشه
.همچین چیزی واسه من کاری نداره
...چون من دیابلو
!ارباب شیاطین از دنیایی دیگه هستم
!خوشحالم که جواب داد
.خیلی خب، بذار کمی بالاتر برم
!دیابلو
!اوه! چه باحاله
...اوه
!خیلی تکون میخوره
توی بازی هم وسایلی بود .که توی هوا پرواز میکردن
احتمالاً توی هزارتویی که ...درست کرده بودم همچین وسایلی
!اون چیه؟ نیروی جادویی؟
اون نور دیگه چیه؟
!چه نیروی جادویی زیادی داره
ها؟
کجاست؟
تا حالا همچین جادویی رو .جایی حس نکرده بودم
!اثرش داره از بین میره؟ !خیلی زود نیست؟
.به خیر گذشت
انگار رو یه چیزی افتادم، نه؟
...خدا بزرگ
!هـــا؟
نـ... نـ... نـ... نکنه داشت آفتاب میگرفت؟
شما خدای بزرگ هستید، درسته؟
خدا؟
!قارچ وحشی عزیزم
هوی! چی مرگته یهو از آسمون نازل شدی؟
یه شوالیۀ مقدس؟
!ببین با قارچ وحشی عزیزم چیکار کردی
.فقط همین یکی رو داشتم
!قارچ وحشی عزیزم ...قارچ وحشی
!قارچ وحشیت به چپم
...من ارباب
!خدای بزرگ
بالاخره جلوی من ظاهر شدید؟
...همیشه فقط صداتون رو میشنیدم
و چون شما رو نمیدیدم .خیلی احساس تنهایی میکردم
...من لوماکینا وسِلیا
.تمام مدت به درگاه شما دعا میکردم
!من تمام این مدت دارم بدنت رو میبینم
...قبل از این حرفا
به نظرت بهتر نیست یه فکری به حال لباست کنی؟
ها؟
چطور تونستم در پیشگاه ...خدا بزرگ، با این وضع
.میتونی از این استفاده کنی
!خیلی از شما ممنونم
باورم نمیشه که خدا بزرگ ...شنلش رو به من داده
.من الان خیلی احساس خوشبختی میکنم
درسته لخت، توی پیشبند نیست .ولی لخت، توی شنله
!آره! خیلی سکسیه
!نه، وایسا ببینم منظورت از خدا، منم؟
خدا کجا بود؟
!اون که یه شیطان پلیده
...اشتباه میکنی! من
!خداست
!من اینو خوب میدونم
!دعاهای من به آسمون رسیدن
،توی این چند وقت ...دارم به این نتیجه میرسم که
دخترها هیچ وقت .به حرفای آدم توجهای نمیکنن
ها؟ گفتی دعا؟
...این نیروی جادویی قوی... یعنی
!لطفاً مراقب باشید، خدای بزرگ
درسته اون مرد یه گناهکاره ...که لیاقت ایمان به شما رو نداره
.ولی قدرت خیلی زیادی داره
!نه، گوش کن ...من خدا نیستم! من
!شما خدا هستید
...نه، من
!خدایی
!هرچی میخوای باش !بازی دیگه تمومه
!الان هر دوتون رو میکشم
این دختره، لوماکینا ...به خدا خیلی ایمان داره
،چرا یه شوالیۀ مقدس از کلیسا میخواد اون رو بکشه؟
هه، معلومه که من چیزی از تصمیمات .کله گندههای کلیسا نمیدونم
ویشوس دستور داده بکشمش !پس منم میکشمش
!ویشوس؟
...که اینطور، پس اینجوریاست
.با یه مزدور فرقی نداری
!خیلی هم فرق دارم
!من خیلی گرونم! گــــرون
!بیاید اینجا، کرمهای شکارچی عزیزم
.هوم، یه کرم شکارچی با لول 60
از یه شوالیۀ مقدس .کمتر از اینم انتظار نمیرفت
در مقایسه با ماجراجوهای فالترا .کلاً تو یه سطح دیگهای
...هرچند
...حریف من نمی
.یه کرم تلهگذار با لول 80
...اتفاقاً اینجوری خیلی هم
!مبارزه باحالتر میشه
!پارهشون کن
!تیغههای هوا
!یه جادوی سطح بالا از عنصر باد؟
با اینکه یه عوضی هستی .ولی خوب تونستی دو تا موجود رو همزمان احضار کنی
تازه درمورد .عناصر جادویی هم خوب میدونی
ولی انگار هیولاهات ضعیفتر از چیزی هستن .که بتونن به من آسیبی برسونن
.استاد باشی قضیه فرق میکنه
جادوی عنصری تو حملات تک ضربه ...خیلی برتری داره
.میبینم خوب درسات رو خوندی
...ولی بگو ببینم، شیطان
همچین جادوی قدرتمندی رو چند بار دیگه میتونی اجرا کنی؟
!هه
یه جادویی درحد تیغۀ باد رو .میتونم 100 باری بزنم
!دروغ نگـــــو
...منو با معیارهای خودت اندازهگیری نکن
!تازهکار
!کولاک کشنده
!این دیگه چه کوفتیه؟
!ای وای
،یه دختر نیمه لخت اینجاست !بعد من یه جادوی سرد اجرا کردم
...خدای... بزرگ
هوی! حالت خوبه؟
.بـ... بله، خدای بزرگ
...از اینکه منو نجات دادی
!یه لحظه صبر کن
!بذار رک و راست بهت بگم ...من خدا نیستم
!هوی
!دیابلـو
!دیابلـــو
...خـ... خب این
به این دختره هم تجاوز کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.