Basketball (Bbaseukket Bol / 빠스껫 볼)

Basketball (Bbaseukket Bol / 빠스껫 볼)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Basketball E12 2013-iPOP
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس: پیلار

Tags

other
Published on: 2013-12-01
Downloads: 9
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بسکتبال

سان

دستت

چیکار داری میکنی؟ !ما در خطریم

بیا بریم

!همونجا وایسین

!همونجا وایسین

به من...اعتماد داری؟

فکر میتونی میتونی از این بری بالا؟

دستت

نمیتونن خیلی دور شده باشن

همه ی سوراخ سنبه ها رو بگردین !بله، قربان

متأسفم که بهت دروغ گفتم

دلیلِ اینکه نمیتونستم حقیقتُ درباره ی

اینکه هیچوقت دانشگاه کیونگ سانگ نرفتم رو بهت بگم

این بود که هیچوقت نتونستم شجاعتِ گفتنشُ پیدا کنم

میترسیدم ازم ناامید بشی

...میترسیدم که دیگه دوستم نداشته باشی

...و درباره ی اینکه بهت گفتم باید به هم بزنیم

...اونم به خاطرِ نیازهای خودم

واقعاً متأسفم

...از اینکه انقدر طول کشید تا بهت بگم چقدر بابتِ همه چیز متأسفم

واقعاً متأسفم

من واقعاً دوستت داشتم

...احساسِ من به تو

هیچوقت دروغ نبود

پس لطفاً بهم نگو همه چی تموم شده

...حتی برای یک لحظه هم

از ذهنم خارج نشدی

خیلی دیره

...خیلی دیره

که دوباره برگردیم پیش هم

من برگشتم

دارم بهت میگم من برگشتم، شین یونگ

شین یونگ

تمامِ راهها و خروجی ها رو ببندین

باید پیداشون کنیم

!پیداشون کنین !بله قربان

من میکشونمشون دنبال خودم

وقتی بهت علامت دادم، با بیشترین سرعتی که میتونی بدو

منم باهات میام ...تا وقتی به جاده ی اصلی نرسیدی

به پشتِ سرت نگاه نکن

سان

قول میدم

برگردم پیشت

!هی، عوضیا

!من اینجام !بیاین منُ بگیرین

!بگیرینش

اگه همینطوری از این طرف بری به یه چهارراه اصلی میرسی

میتونی تنهایی تا اونجا بری؟

مراقبِ پشتِ سرت باش

میدونستم

همیشه چیزهایی رو میگی که میخوام بشنوم و بعد با احساساتم بازی میکنی

میدونستم که ولم میکنی و تو یه همچین لحظه ی حساسی تنهام میذاری

الان ازم پرسیدی بهت اعتماد دارم یا نه

وقتی میخواستی اینطوری ولم کنی و بری

اصلاً چرا ازم پرسیدی بهت اعتماد دارم یا نه؟

بونگ سون

فکر میکردم داری تلاش میکنی تا اوضاعُ برای من بهتر کنی

فکر میکردم داری سعی میکنی تا دنیای بهتری برای من بسازی

اونا فقط حرفهای توخالی بودن

میدونستم همشون دروغن

من احمقم که حرفاتُ باور کردم

!بونگ سون

چیه؟

...خیلی دیره

که دوباره برگردیم پیش هم

خوشحالم که میبینم سالمی

بقیه چطور؟

فقط میتونم امیدوار باشم که حالشون خوبه

...راستی

تو و گزارشگر چوی شین یونگ چه رابطه ای با هم دارین؟

اون زنیه که عاشقشم

تو و گزارشگر چوی؟

داری میگی شما دو تا عاشقِ همین؟

من خیلی اذیتش کردم

میخواستم برگردم

...واقعاً میخواستم

برگردم پیشش

...فکر میکردم اگه برگردم

همه چیز دوباره مثلِ گذشته میشه

اول از همه

بیا بریم یه جای امنتر

...احیاناً

جایی رو نمیشناسی که بتونیم بریم؟

سرتُ بلند کن

فکر نمیکنی باید بری بیمارستان؟

نه

ترجیح میدم بمیرم

نمیدونستم چی شده

نمیدونستم چی شده که یهو

تصمیم گرفتی یه تجارتِ سالم راه بندازی

حقیقت داره؟

تو واقعاً با اسلحه به سان شلیک کردی؟

اصلاً به چیزایی که میگم گوش نمیدی؟

!دارم میگم چاره ی دیگه ای نداشتم

چرا وقتی خودت هیچ کارِ درستی انجام ندادی

اینطوری سر من داد میزنی؟

به هر حال قراره چه اتفاقی برای این تجارتِ تو بیفته؟

حالا قراره همه چی به باد بره؟

!انقدر چرند نگو چرا اینطوری با من حرف میزنی؟

...همش به خاطرِ اینه که بدون کانگ سان هیچکاری از دستت برنیومد

منظورم اینه که، بدونِ اون هیچی گیرت نیومد

کسِ دیگه ای هست که بخوای جایگزین کانگ سان بکنی؟

چی با خودت فکر میکردی که انگشتِ فوق العاده اشُ به باد دادی؟

حتی نمیتونم تصورشُ بکنم که وقتی مادرش بفهمه چه احساسی بهش دست میده

فراموشش کن! تو به خاطرِ کارهایی که کردی داری مجازات میشی

بازیکنِ بسکتبالی که انگشت نداشته باشه دیگه کارش تمومه

موضوع فقط کانگ سان نیست، ممکنه مین چی هو هم به همین عاقبت دچار بشه

تجارتت دیگه تمومه

مین چی هو این روزها داره چیکار میکنه؟

چطوره بکشمش طرفِ خودم؟

!سان

تو حالت خوبه، نه؟

نرفتی رئیس چوی رو با چاقو بکشی، مگه نه؟

بیا تو

سان من و تو باید با هم حرف بزنیم

من همکارشم

ببخشید که بدون اجازه اومدم

چرا جدیداً اینهمه آدمِ خوش قیافه میان تو خونه ی من؟

مگه خونه ی منُ با عسل پوشوندن

یه دقیقه

سان

گمشو

بی خیال، بداخلاقی نکن میدونم عصبانی ای

ولی فکر نمیکنی باید مشکلمونُ با حرف زدن حل کنیم؟

گفتم برو گمشو

نمیخوام برات بهونه بیارم

حتی ازت نمیخوام منُ ببخشی

...ولی

بذار فقط یه چیزی بهت بگم

تو همه ی چیزی هستی که من دارم

دارم بهت میگم تو همه چیزمی

فکر میکنی میذارم دوباره گولم بزنی؟

خودم میدونم که آدمِ بدی ام میدونم در حقت خیلی بدی کردم

ولی فکر میکنی از انجام دادنِ اون کارها لذت میبردم؟

فکر میکنی بدونِ اینکه فکرِ عاقبتشُ بکنم با اون اسلحه بهت شلیک کردم؟

خیلی بهش فکر کردم

که ببینم باید چیکار کنم که جفتمون زنده بمونیم

که بفهمم باید چیکار کنم که با کمترین صدمه زدن به تو

جونِ هر دومونُ نجات بدم

برای چندین روز این تنها فکری بود که تو سرم میچرخید

من حتی یه کلمه از حرفایی که دکتر بهت زد رو باور نمیکنم

مهم نیست دکتر بهت گفته

که دیگه نمیتونی بسکتبال بازی کنی

امکان نداره که حتی یه کلمه از حرفاشُ باور کنم

میدونی چی رو باور دارم؟

تو رو، کانگ سان

سان

بیا بسکتبال بازی کنیم

بیا بسکتبال بازی کنیم، سان

تاناکا جونپه

یوشیدا تاکشی

مین چی هو

اوضاع تو خونه چطوره؟ همه چی مرتبه؟

بله

اگه بخوای همه ی تمرینهایی که از دست دادی رو جبران کنی

میدونی که باید

چندین برابر دیگران کار کنی، نه؟

بیا

کاساییرو

خب، تموم شد

مربی برای ما نیاوردین؟

شماها اسمتونُ عوض نکردین

فقط بازیکنهایی که اسمشونُ عوض کردن یونیفورم جدید میگیرن

عادلانه نیست

ما هم بازیکنهای همین تیمیم

...بازیکنهایی که اسمشونُ عوض نکردن

اخراج شدن

واقعاً مزخرفه

...این مزخرفات

واقعیتِ امروزِ کشورِ ما هستن

متأسفم

مربی !مربی

شماها چتونه؟ زود باشین، بیاین بریم سر تمرین

چطور میتونی تو همچین موقعیتی به تمرین فکر کنی؟

چکارِ دیگه ای میتونیم بکنیم؟

میخوای فقط وقتی بازی کنی که رقیبت منتظرت وایساده؟

...و

فکر میکنی کی هستی که عصبانیتتُ سرِ من خالی میکنی؟

مگه من بودم که اخراجت کردم؟ برای چی از دستِ من عصبانی میشی؟

عوضیِ خائن

چطور جرأت میکنی از یه اشراف زاده عصبانی بشی؟

نمیدونی کشورِ ما به عنوانِ

مؤدبترین کشورِ شرق شناخته میشه؟

!ولی اخلاق تو افتضاحه

انقدر از اینکه در ازای فروختنِ کشورِ خودت

اشرافزاده شدی خوشحالی؟

از کی تا حالا کره اشرافزاده پیدا کرده؟

واقعاً که

به جای اینکه از امپراتوری ممنون باشی که ...ما رو از دورانِ تاریکمون نجات داده

چی؟

به من میگی خائن؟

کشورِ ما در هر حال داشت به طرفِ نابودی پیش میرفت

تو نادونتر از اونی هستی که بخوام باهات بحث کنم

موافق نیستی، آسانو جیکو؟

کافیه دهنتُ ببند خائن

روزی که تو به خاطرِ اینکه حاضر نشدی به امپراتوری اعلام وفاداری کنی

...قهرمانِ کشورمون شدی

مایه ی افتخارِ همه بودی و همه تحسینت میکردن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left