The first 200 lines.
. ببین چی خریدم
. من یک چلو خریدم
میدونم که دیگه نباید وسایل سنگین ... رو حمل بکنم ، ولی
. من اینو توی فروشگاهی که وسایل موسیقی میفروشه دیدم
. از مغازه اجاره ده نه
و میدونی چیه ؟ . میخوام برای بچهی توی شکمم بنوازمش
. خوبه
. همهی وسایلات که اینجا دارن جا میگیرن
خب ، میخوای اینو برای 6ماه اینجا بذاری ؟
. نه ، فقط تا زمانی که پتسی ببینتش
. ما امروز میریم برای اسکن 12هفتهایم
. باشه ، خب ، حالا جایی برای پاهام نیست
! سلام
. صبح بخیر ، دکتر جیمز
سه روزه پایان هفتهات چطور بود ؟
. خیلی آرام کننده بود
ما رنه رو به مسابقه حصارکشیش ، تو سندیگو بردیم
. و بعد من رفتم به دل برای ماساژ 2ساعته
. صفحه تازهای از زندگی
هرکدومتون چیزه خاصی نبود ؟ اخر هفته ؟
نه ؟
.... خب
کی حالا تو سوئیت109 هستش ؟
. هانا دوِر هست
. اون تو اون تو مراقبته . کره
. اوه ، خدا کمکش کنه
آره ، من یه گروه تفسیر تصویری رو خواستم
.... از سرویس بیماران ، پس
. باشه
، تو ، میتونم منم این کار رو بکنم اگه بخوای
و ما میتونیم به نوبت کارش رو انجام بدیم ؟
فقط بخاطره اینکه من قبلاً ، بیماران کرِ زیادی داشتم
، و این کار میتونه یکم حساس باشه ، دیدی
. و من تمرین دیدم - . باشه -
. من در حقیقت یکم زبان اشاره بلدم
. این ، اوم ، " درد " . درد
. بسیار خب
. باشه
. خانم ولر
چه اتفاقی میافته ؟
چرا هیچکس نمیتونه بهم بگه ؟
، خب ، مگر اینکه اوضاع از شب گذشته فرق کرده
. تو به بیمارستان خواهی رفت
الان مشکلم چیه ؟
. خب ، قلبت نیاز به تعمیر دریچه داره
یادته ، مگه نه ؟
. من نمیخوامش
. آروم باش . همهچی روبهراهه
. نه ، خوب نیست
. من نمیخوامش
. باشه ، باشه - . من نمیخوامش -
. بیا دربارهاش حرف بزنیم
چون ما چیزی که مردم نمیخوان رو . بهشون تحمیل نمیکنیم
. اون شیوهای نیست که ما اینجا انجام میدیم
نیست ؟
. نه ، خانم
. باشه ، خانم دارلنه گلنون
اون برای چند روز اومده اینجا
. تا بهبود پیدا کنه از عمل فتقِ بزرگش
. خب ، صبح بخیر ،خانم گلِنون . چی داره ترک میخوره
. اوه ، من نمیتونم کدِ بارِش رو بگیرم
، تو فتقی به اندازه یه طالبیِ بزرگ داشتی
. باور میکنم ، خانم گلنون
. چسبندگیِ اساسیِ روده
. اوکی ، اون اسکن شد
. سلام ، امروز خیلی بهتر بنظر میای
. من دارم بهتر میشم
. اون چیزیه که من گفتم . خوب بنظر میای
. اوکی ، نفس تنگیت زیاد شده
. مدام سرفه میکنی
اکسیزنِ خونت پایینه
. و یکم تب و لرز
ناراحتیِ تنفسی . شاید باشه ؟
. ذات الریهی بیمارستانی
. نه ، نه ، نه ، نه . این اشتباهه
تعداد تنفس و دما
. همهشون باید تو یک صفحهی جداگانه باشند
میتونه مشکل قلبی باشه ؟
پروندهی دارو کجاست ؟
. اون تو تو کشوی پوشههاست
اون چیه ؟ - . اون یه اخطار پاپ آپ هستش -
. خب ، کاری کن محو بشه
خب ، حالا ، اینجا چی میخواد ؟
. اوه ، کدِ پردازنده
. اوه ، خب ، پس تو کدِ پردازنده رو بزن
... تو اینطوری میری و میبری و
... تنگی
...
.... نفس
. اوکی ، کار نمیکنه ، دان
. من فکر میکنم واقعاً نمیدونی با این چرخ چجوری کار بکنی
. من تو سمینار تمرینی شرکت کردم ، پس آره
. بسیار خب ، بیارش
. اوه ، صفحه متفاوت
. داخل شو ، صفحه متفاوت
. خب ، حالا ثابت مونده
.... این کاملاً
چی گفتی دوباره ؟
، بیا یک آزمایش بزاق دهان بگیریم
، و چرا تو به نوشتههای سمینار آموزشیت نگاه نمیکنی
. و شاید یادت بیاری که این چطوری کار میکنه
. باشه ؟ آره ؟ خوبه
، مهمه چقدر دروازه باز باشه
، چگونه با مجازات متهم مرده
، من صاحب سرنوشتم هستم
. من کاپیتانِ روحم هستم
. کاش منم چنین احساسی داشتم
. بعضی وقتها میخوام اینطور حس کنم
. میدونی منظورم چیه خانم آنتونی
... بیرون از تاریکی که من رو پوشونده
سر به سرم میذاری ، الان ؟
... اوه ، خب ، من فقط
. امم ممم . بسیار خب
. خداحافظ
. خب ، سرورمون خراب شد
یا ... اینترنتی که مارو به سرور وصل میکرد . خراب شد
، یه ویروس تو قنداق بخش کودکان شیوع کرده
. و اومده به سیستمه ما
. اوه ، باشه
. اوکی ، پس ، سیستم خراب شده ، مردم
. ما شیوه ناکامیها رو پیدا کردیم
. اوووم ، چارتها ، تاریخها ، یادداشتها ، همه از بین رفتن
. پس ، مثل قدیم کار میکنیم
. نمونههای آزمایشگاهی ، تو اونا رو انجام بده
. نتایج آزمایشگاه ، تو انجامشون بده
. داروخونه به امضاء تازه نیاز داره
. یعنی امضاء با خودکار
. حالا ، قطبنما خیلی مهمه
، اگه نمیدونی اون یعنی چی
. باید بغل دستگاه رو بخونی
. همهچیز با دستخط
. دفتریادداشتِ حلقهای ، دفتریادداشتِ حلقهای
. پیجرها ، هشدار دهندهها ، ارتباطات مثل قدیم
! ارتباطات مهمه
. همه به همه کمک میکنن
. ما حواسمون به همدیگه هست ، ما از این میگذریم
. باشه ؟ عالیه
. چیزها زود زیاد میشن
، اون یعنی همهچیز
. همهچیز ، باید با من هماهنگ بشه
. دان
. اوه ، صبح بخیر ، خانم ویلی ولر . سلام
اینجا چه خبره ؟
. الن اونجاست ، اون داره به گربهها تف میکنه
. من ... دیروز ، بهم گفتن جراحی قلب ، باشه
... و بعد امروز بهم زنگ زدند
، جراحی قلب کنسل شده
و حالا بهم گفتند یه انکولوژیست هست
. که میخواد بجاش ریههام رو برداره
اوه ، دیدی ؟
.... آره ، اوووم
. من با مادر شوهرت حرف زدم
، ما دربارهی جراحی حرف زدیم
. و اون نظرش رو تغییر داد
. اون همیشه نظرش رو تغییر میده ، دیوونهاس
. عذر میخوام
. ببخشید
اوووم ، من الام یه زنگ از هماهنگ کنندهی جراحیم داشتم
، که تعمیر دریچهام
. که جراحی قلبِ مادرت ، کنسل شده
. و بعد یه یادداشت روی درم پیدا کردم
. بیمار جراحی نخواست
. لطفاً به دیدنم بیا ، پرستار اورتلی
. خب ، تو باید باهاش حرف بزنی
. اه ، من بودم
، آره ، خواستم از چارتش کپی بگیرم
. ولی کامپیوتر هنگ کرده بود
. پس ، اومدم و برات یادداشت گذاشتم
تو یک جراحیِ برنامهریزی شده رو کنسل کردی ؟
، من جراحی رو بهش توضیح دادم و اون گیج شد
. و بعد گفت دیگه نمیخواد جراحی بشه
. فقط میخواد با پسر و خانوادهاش باشه
. آره ، آره ، چیزی که غیرممکنه
. یادآوری ، اون مرده
، ولی با تمام احترامی که دارم
. خانم ولر نفهمید چه اتفاقی داشت میافتاد
. تو کاملاً اشتباه میکنی
. من کاملاً بهش توضیح دادم
من باهاش نشستم و کاملاً ریسک
جراحی رو برای کسانی که علائم جنون دارن . رو بهش توضیح دادم
، اون ازم مددکار اجتماعی خواست
. بعد اون ازم مدیر مورد آسایشگاه رو خواست
آسایشگاه ؟ اون جایی نیست که ما توش هستیم ؟
ما داریم کاملا ناامید میشیم ؟
. سلام ، من اومد خانم اِلِلر رو ببرم به آرتروز
. نه ، نمیبری
پاول ، تو اومدی برای جلسهی من ؟
من اینجام چون این پرستار فکر کرده
که بهتر میدونه
. و و با بیمارم حرف زده برای نرفتن به جراحی
اوه ، خانم ویلی والی ؟
ویلی ولر . بهم بگو پرستار ، نظرت راجع به عراق چیه ؟
درباره کاهش گازهای گلخانهای ؟
منظورم اینه که باید چیزهای زیادی باشند
. که میتونی دربارهاش بدون اینکه چیزی بدونی حرف بزنی
. الن پریشان شده
، اون باهام حرف نمیزنه ، میخواد با پسرش حرف بزنه
. فیلیپ ، شوهرم
. یادآوری ، اون مرده
. ممنون از هرکس ، چون همهچیز کاملاً حل شد
No comments yet. Be the first to leave one.