The first 198 lines.
. سلام - . سلام -
. يه خبر بزرگ . مشکل سگ حل شد
جدّي ؟ چي شد ؟
... خب ، يه خاخام توي ساختمون من هست
. تو ديديش . خيلي مرد خوبيه
اين همونيه که يه برنامه توي تلوزيون داره ؟ - . آره ، آره ، خودشه -
، خلاصه باهاش در مورد اون سگ صحبت کردم ... اون رفت پايين ، با صاحبش حرف زد
و زنه هم قبول کرد از اين به بعد . سگ رو داخل نگه داره
. عاليه - . ميدونم -
. به نظر من که خيلي خوبه - . جا شد -
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
! راستي ميگم در مورد نامزدي "جرج" حرف نزديم ها
چي هست که در موردش حرف بزنيم ؟ - . بيخيال . "جرج" داره ازدواج ميکنه -
خوشحاله ؟
. من هيچ وقت دستشوييهاي اين مملکت رو درک نميکنم
چرا در توالتها تا کف زمين نميرسن ؟
شايد واسه اينه که بتوني . ببيني کسي داخله يا نه
اين همون دليلي نيست که . به خاطرش روي در قفل ميذارن
، خب به عنوان سيستم جايگزين ... توي مواقعي که قفل شکسته
. ميتوني ببيني که داخل کسي هست يا نه
سيستم جايگزين ؟
درهامون رو طوري طراحي ... ميکنيم که پاهامون معلوم باشه
واسه پيشگيري زماني که قفل کار نميکنه ؟
. اين که نميشه سيستم . ميشه نابودي کامل سيستم
ميشه لطفاً بحث رو عوض کنيم ؟
چرا چه مشکلي داره مگه ؟ موضوع بديه ؟
نه ، اشکالي نداره . اگه ميخواي به حرف زدن . در موردش ادامه بدي ، دربارهش حرف ميزنيم
. حالا اينطوريم نيست که بخوام ادامه بدم
فقط فکر ميکنم موضوع به خودي خود . بايد با پيشروي بحث حل بشه
. خب ، من که فکر نميکنم پيشروي داشته
چطوري بايد اين کارُ بکنم ؟
من نامزد اين زنـَم ؟ . حتّي از من خوشش نمياد
موضوع رو عوض کنيم ؟ . موضوع توالت بود
. حتي علايق مشترک هم نداريم
. آره ، به نظر خيلي خوشحال مياد - . خب ، فکر کنم فقط همينه که مهمه -
مشکل چيه ؟
. چي ؟ هيچي
. به نظر نمياد خيلي بابت اين قضيه ذوقزده باشي
خب ، ازَم توقع داري چيکار کنم ؟
. فکر ميکردم يه واکنشي در موردش داشته باشي
. خب ، ندارم
. فکر ميکنم شايد يکمي حسوديت شده باشه
چيه فکر کردي من ميخوام با "جرج" ازدواج کنم ؟
نه ، ولي شايد دلت ميخواسته تو . کسي باشي که عروسي ميکنه ، نه اون
. برو بابا . اين آخرين چيزيه که من دلم ميخواد
. آره . راست ميگي
. آره ، راست ميگم
. "ليني" - . "جري" -
پس تو نميخواي ازدواج کني ؟ - . دقيقاً ، درسته -
. نميخوام ازدواج کنم - . بيخيال -
. خودت بيخيال - ... اين خيلي -
. سلام - . سلام -
ببين "الين" من داشتم با يه دوستي . در مورد ماجراي اين سگه حرف ميزدم
ميدونستي اين قضيه قراره هميشه توي سوابق ما بمونه ؟
ميدونستي اينو ؟
. واي خدا جون - . هيچ وقت ممکن نيست پاک بشه -
. باقي زندگيمون هر جا که باشيم دنبال ما مياد
. من هيچ وقت نميتونم يه کار پيدا کنم يعني ، اين تو رو نگران نميکنه ؟
، هر چيزي که براش زحمت کشيده بودم ... دود شد رفت هوا
. اون هم به خاطر يه اشتباه احمقانه
يعني ما مجاز نيستيم توي زنگيمون يه اشتباه مرتکب بشيم ؟
. بايد اين سيستم رو عوض کنيم - . آره -
. هيچ اهميتي برام نداره
. از خداي منه که توي سوابقمون باشه . اصلاً از اين ناراحتم که ننداختنم زندان
. "سلام خاخام "کورشام - . "الين" -
. ديدنت هميشه باعث خوشحاليه
بازَم ممنون که ترتيب ماجراي . اون سگ رو برامون دادين
... الين" خيلي وقتها توي زندگي آدم مشکل هست"
. و به همون زيادي هم راه حل هست
. آره ، آره ، فکر کنم
. الين" ، امروز به نظر توي حال خودت نيستي" . اگه اجازه داشته باشم اينو بگم به نظر مشکلي داري
. نه خاخام توي حال خودم نيستم
. بيا بالا . يه گپي ميزنيم
. سلام
. نظر صادقانهت رو در مورد يه موضوع ميخوام
تا الآن شده توي رک بودن کم گذاشته باشم ؟ - . نه ، نذاشتي -
خب ، شايد هم گذاشتي . من چه بدونم ؟
. شايد گذاشته باشم . معلومه که گذاشتم چي دارم ميگم من ؟
خيلي خب ، بگو در مورد : اين طرح چي فکر ميکني
... کشيدن در توالتها توي استاديوم "يانکي"ها
. تا روي کف زمين
کشيدن در توالتهاي استاديوم يانکي"ها تا روي کف زمين ؟"
. درها ميان پايين ، پاها ديده نميشن
. آره ، خوشم اومد ، خيلي خوشم اومد - خوبه ، نه ؟ -
. فکر ميکنم بينظيره . فکر ميکنم طرح بينظيريه
جدّي ؟ - . آره ، جدّي -
خب ، قبلش به "سوزان" گفتم . ولي اون خوشش نيومد
، آره . تازه فقط اين نيست : چيزي که گفت اين بود
"ميشه موضوع رو عوض کنيم ؟"
. ببين ، اينو ديگه نميفهمم - . دقيقاً -
. يعني ، سر يه موضوع هستيم چه نيازي داره که عوض بشه ؟
. بايد با وجوديت خودش حل بشه
، اين دقيقاً همون چيزيه که من گفتم . ولي من از کلمهي پيشروي استفاده کردم
. پيشروي ، جفتش يکيه - . جفتش يکيه -
. واي خدا ، من قراره دسامبر ازدواج کنم اينو ميدونستي ؟
. آره ، ميدونم
چطوري ميتونم دسامبر اين کار بکنم ؟ . يه کمي زمان بيشتر نياز دارم
. نگاهم کن ، يه عصبي درب و داغونم
. شکمم درد ميکنه . گردنم داره منو ميکشه . نميتونم بچرخم
. ببين ، ببين
. داري ميچرخي که - . نه ، اين چرخيدن درست حسابي نيست -
! دسامبر ! دسامبر
فکر نميکني بايد يکم زمان بيشتر واسه شناختن هم داشته باشيم ؟
، اگه زمان بيشتر ميخواي . بايد زمان بيشتري داشته باشي
چيه فکر ميکني بتونم عقبش بندازم ؟ - معلومه که ميتوني . چرا نتوني ؟ -
امکانش هست ؟ آدم میتونه عقب بندازه ؟ - . دليلي نميبينم که نتونه -
پس ميتونم اين کارُ بکنم ؟ - . حتماً ، اين کارُ بکن -
. خيلي خب . خيلي خب
بهت ميگم چيکار کنم . اين چطوره ؟ . تاريخش رو هم دارم
. روز 21 ماه مارس ، اولين روز بهار
. بهار ، آره خب - . ميدوني ، بهار -
، نو شدن ، تولد دوباره . شکوفه کردن همه چي
. از همين جور مضخرفات
. عاليه
. از اين قضيه خوشش نمياد - . نه ، نمياد -
. ميدوني ، فکر ميکنم يکمي ازش ميترسم
صد و شصت قد داره ، تقريباً 50 کيلو وزن . بعد تا حد مرگ ازش ميترسم
. خب ، طرف زنه . خوششون نمياد نااميدشون کني
. مخصوصاً اون
. از نااميد شدن خوشش نمياد
. خب ، من مجبورم این بحث رو بکنم
. نميتونم دسامبر ازدواج کنم . اصلاً راه نداره دسامبر ازدواج کنم
ميتوني اينو بفهمي درسته ؟ ! يعني ، يه نگاه من بنداز . ببین ! ببین
ميتونم دسامبر ازدواج کنم ؟ نميتونم ! دسامبر ازدواج کنم ، درسته ؟ ببين ! ببين
. آره ، بهتره بندازيش واسه مارس - . روز 21 ماه مارس -
سلام . پس تو هواي منو توي اين قضيه داري درسته ؟
. توي کل راه - . تو دوست خوبي هستي -
ميدوني چيه ، حتي اگه کسي رو . ميکشتي من تو رو لو نميدادم
جدّي اينطوريه ؟
ببينم "کريمر" ، اگه کسي رو بکشم تو منو لو ميدي ؟
. صد در صد
. شوخي ميکني - . نه ، نه ، لوت ميدادم -
منو لو ميدادي ؟ - . حتّي درنگ هم نميکردم -
. باورم نمیشه چی میشنوم . تو مثلاً قرار بود رفيق من باشي
، خب ، تو چجور آدمي هستي که دور ميچرخي آدم ميکشي ؟
. خب ، مطمئنم دليل خوبي داشتم براش
، خب ، اگه اين يارو رو کشتي از کجا معلوم بعدي من نباشم ؟
. ولي تو منو ميشناسي - . فکر ميکردم ميشناسم -
واقعاً ممنونم که وقتتون رو براي . حرف زدن با من گذاشتين جناب خاخام
. ميدونين ، من به دين شما نيستم . دراصل ، من آنچنان آدم مذهبياي نيستم
ولي اينبار اين حس رو ميکنم که . نياز به يکمي راهنمايي دارم
پفکي چيزي هست ميل داشته باشين ؟
، من پفک "اسنک ولز" دارم ... که خيلي محبوب هستن
اگر چه فکر ميکنم با اون چيزي که ... تا حالا بهش ميگفتن کولوچهي رژيمي
ممکنه مردم توش افراط بکنن ، فراموش ميکنن . که ممکنه کالري بالايي داشته باشه
. نه ، نه ، ممنون . خيلي گشنه نيستم
... درهرحال
. اين دوست من "جرج" ، نامزد کرده
. چقدر عالي - . آره ، آره -
... خب ، به دلايلي
... يه جورايي خودم رو پر از حس
. حسادت و تنفر ميبينم
... اينکه ببينين دوست شما داره به اين
وصلت فرخنده نايل ميشه هيچ لذتي واسه شما نداره ؟
. نه ، نه ، نه ، نداره
... لذت نداره . اصلاً عمراً هيچ لذتي نداره . فقط ... کل اين ماجرا باعث ميشه من
. حالم بد بشه
... "ميدوني ، "الين
. خيلي اوقات درختها نميذارن ما جنگل رو ببينيم
. آره ، من نميدونم اين جمله چه معنياي ميده
... خب ، براي مثال ، بيا بگيم يه جنگلي هست
...بله ببينين خاخام قضيه اينه که . اين اتفاق بايد براي من ميفتاد
ميدونين چي ميگم ؟ . منـَم که باهوشم ، منـَم که جذّابم
ميدوني؟ معبدي که من توش . کار ميکنم مجرّد زياد داره
. نه ، مشکلي نيست
. خواهرزادهم الکس هم داره دنبال دختر خوب ميگرده شايد من بتونم ... ؟
. نه ، فکر نکنم
. يه گل فروشي داره . خيلي موفقه
. پس تو جز يه جاسوس هيچي نيستي . اعتراف کن
. ببين ، عرضه حبس کشيدن نداري خلاف نکن
يه قهوه لاتهي ديگه ؟ - . آره ، پس چي -
تو از کِي اينقدر به مد جلو ميري ؟ - . ببين کوچولو ، مد رو من به وجود آوردم -
فکر کردي اين قضيه قهوه لاته خوردن رو کي شروع کرد ؟
. خاطرم نمياد تو رو ديده باشم قهوه لاته بخوري
... من از کلاس ششم قهوه لاته ميخوردم
. و بيخيالش هم نشدم
اينو ببين ، نمايش "نقشهي نه" از گروه . فضاي بيروني" قراره فردا اجرا بشه"
. فقط يه اجرا - . هميشه ميخواستم اينو ببينم -
. میدونی من قرار بود پنج سال پيش اينو ببينم
. با "الين" و "جرج" توي يه رستوران چيني بوديم
. برنامهمون بهم ريخت از دستش داديم
خب ، بيا ببينيمش ، باشه ؟ - . خيلي خب -
. "نگاه کن "جري . کاغذ ميريزي روي زمين
. به اين ميگن آشغال پخش کردن
. شايد بايد زنگ بزني پليس منو لو بدي
. شايدم بزنم
. سلام - سلام ، روزت چطور بود ؟ -
. خوب . روز خوبي بود
روز تو ... ؟ روز تو چطور بود ؟ - . بد نبود -
خب ، چه خبر ؟ - . خبر خاصي نيست -
، "ميدوني ، رفتم پيش "جري . با "جري" حرف زدم
. لورس" اينا ميخوان جمعه شب دور هم جمع بشيم"
لورس" اينا ؟ جدّي ؟"
دلت نميخواي بياي ؟ - . نه ، نه . ميخوام بيام -
خب "جري" چه حرفي داشت که بزنه ؟
... چيز خاصي نبود . ميدوني . داشتيم گپ ميزديم
. امروز يه ايدهي فوقالعاده داشتم
. آره ، قضيه توالتها . بهم گفتي
No comments yet. Be the first to leave one.