Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Seinfeld S07E02-Postponement-DVDRip IMDB-DL
Seinfeld S07E02-Postponement-HDTV IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by AshorroR |www.IMDB-DL.com

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2013-11-15
Downloads: 39
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 198 lines.

. سلام - . سلام -

. يه خبر بزرگ . مشکل سگ حل شد

جدّي ؟ چي شد ؟

... خب ، يه خاخام توي ساختمون من هست

. تو ديديش . خيلي مرد خوبيه

اين همونيه که يه برنامه توي تلوزيون داره ؟ - . آره ، آره ، خودشه -

، خلاصه باهاش در مورد اون سگ صحبت کردم ... اون رفت پايين ، با صاحبش حرف زد

و زنه هم قبول کرد از اين به بعد . سگ رو داخل نگه داره

. عاليه - . ميدونم -

. به نظر من که خيلي خوبه - . جا شد -

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

! راستي ميگم در مورد نامزدي "جرج" حرف نزديم ها

چي هست که در موردش حرف بزنيم ؟ - . بيخيال . "جرج" داره ازدواج ميکنه -

خوشحاله ؟

. من هيچ وقت دستشوييهاي اين مملکت رو درک نميکنم

چرا در توالت‌ها تا کف زمين نميرسن ؟

شايد واسه اينه که بتوني . ببيني کسي داخله يا نه

اين همون دليلي نيست که . به خاطرش روي در قفل ميذارن

، خب به عنوان سيستم جايگزين ... توي مواقعي که قفل شکسته

. ميتوني ببيني که داخل کسي هست يا نه

سيستم جايگزين ؟

درهامون رو طوري طراحي ... ميکنيم که پاهامون معلوم باشه

واسه پيشگيري زماني که قفل کار نميکنه ؟

. اين که نميشه سيستم . ميشه نابودي کامل سيستم

ميشه لطفاً بحث رو عوض کنيم ؟

چرا چه مشکلي داره مگه ؟ موضوع بديه ؟

نه ، اشکالي نداره . اگه ميخواي به حرف زدن . در موردش ادامه بدي ، درباره‌ش حرف ميزنيم

. حالا اينطوريم نيست که بخوام ادامه بدم

فقط فکر ميکنم موضوع به خودي خود . بايد با پيش‌روي بحث حل بشه

. خب ، من که فکر نميکنم پيش‌روي داشته

چطوري بايد اين کارُ بکنم ؟

من نامزد اين زنـَم ؟ . حتّي از من خوشش نمياد

موضوع رو عوض کنيم ؟ . موضوع توالت بود

. حتي علايق مشترک هم نداريم

. آره ، به نظر خيلي خوشحال مياد - . خب ، فکر کنم فقط همينه که مهمه -

مشکل چيه ؟

. چي ؟ هيچي

. به نظر نمياد خيلي بابت اين قضيه ذوق‌زده باشي

خب ، ازَم توقع داري چيکار کنم ؟

. فکر ميکردم يه واکنشي در موردش داشته باشي

. خب ، ندارم

. فکر ميکنم شايد يکمي حسوديت شده باشه

چيه فکر کردي من ميخوام با "جرج" ازدواج کنم ؟

نه ، ولي شايد دلت ميخواسته تو . کسي باشي که عروسي ميکنه ، نه اون

. برو بابا . اين آخرين چيزيه که من دلم ميخواد

. آره . راست ميگي

. آره ، راست ميگم

. "ليني" - . "جري" -

پس تو نميخواي ازدواج کني ؟ - . دقيقاً ، درسته -

. نميخوام ازدواج کنم - . بيخيال -

. خودت بيخيال - ... اين خيلي -

. سلام - . سلام -

ببين "الين" من داشتم با يه دوستي . در مورد ماجراي اين سگه حرف ميزدم

ميدونستي اين قضيه قراره هميشه توي سوابق ما بمونه ؟

ميدونستي اينو ؟

. واي خدا جون - . هيچ وقت ممکن نيست پاک بشه -

. باقي زندگيمون هر جا که باشيم دنبال ما مياد

. من هيچ وقت نميتونم يه کار پيدا کنم يعني ، اين تو رو نگران نميکنه ؟

، هر چيزي که براش زحمت کشيده بودم ... دود شد رفت هوا

. اون هم به خاطر يه اشتباه احمقانه

يعني ما مجاز نيستيم توي زنگيمون يه اشتباه مرتکب بشيم ؟

. بايد اين سيستم رو عوض کنيم - . آره -

. هيچ اهميتي برام نداره

. از خداي منه که توي سوابقمون باشه . اصلاً از اين ناراحتم که ننداختنم زندان

. "سلام خاخام "کورشام - . "الين" -

. ديدنت هميشه باعث خوشحاليه

بازَم ممنون که ترتيب ماجراي . اون سگ رو برامون دادين

... الين" خيلي وقتها توي زندگي آدم مشکل هست"

. و به همون زيادي هم راه حل هست

. آره ، آره ، فکر کنم

. الين" ، امروز به نظر توي حال خودت نيستي" . اگه اجازه داشته باشم اينو بگم به نظر مشکلي داري

. نه خاخام توي حال خودم نيستم

. بيا بالا . يه گپي ميزنيم

. سلام

. نظر صادقانه‌ت رو در مورد يه موضوع ميخوام

تا الآن شده توي رک بودن کم گذاشته باشم ؟ - . نه ، نذاشتي -

خب ، شايد هم گذاشتي . من چه بدونم ؟

. شايد گذاشته باشم . معلومه که گذاشتم چي دارم ميگم من ؟

خيلي خب ، بگو در مورد : اين طرح چي فکر ميکني

... کشيدن در توالت‌ها توي استاديوم "يانکي"ها

. تا روي کف زمين

کشيدن در توالت‌هاي استاديوم يانکي"ها تا روي کف زمين ؟"

. درها ميان پايين ، پاها ديده نميشن

. آره ، خوشم اومد ، خيلي خوشم اومد - خوبه ، نه ؟ -

. فکر ميکنم بينظيره . فکر ميکنم طرح بي‌نظيريه

جدّي ؟ - . آره ، جدّي -

خب ، قبلش به "سوزان" گفتم . ولي اون خوشش نيومد

، آره . تازه فقط اين نيست : چيزي که گفت اين بود

"ميشه موضوع رو عوض کنيم ؟"

. ببين ، اينو ديگه نميفهمم - . دقيقاً -

. يعني ، سر يه موضوع هستيم چه نيازي داره که عوض بشه ؟

. بايد با وجوديت خودش حل بشه

، اين دقيقاً همون چيزيه که من گفتم . ولي من از کلمه‌ي پيش‌روي استفاده کردم

. پيش‌روي ، جفتش يکيه - . جفتش يکيه -

. واي خدا ، من قراره دسامبر ازدواج کنم اينو ميدونستي ؟

. آره ، ميدونم

چطوري ميتونم دسامبر اين کار بکنم ؟ . يه کمي زمان بيشتر نياز دارم

. نگاهم کن ، يه عصبي درب و داغونم

. شکمم درد ميکنه . گردنم داره منو ميکشه . نميتونم بچرخم

. ببين ، ببين

. داري ميچرخي که - . نه ، اين چرخيدن درست حسابي نيست -

! دسامبر ! دسامبر

فکر نميکني بايد يکم زمان بيشتر واسه شناختن هم داشته باشيم ؟

، اگه زمان بيشتر ميخواي . بايد زمان بيشتري داشته باشي

چيه فکر ميکني بتونم عقبش بندازم ؟ - معلومه که ميتوني . چرا نتوني ؟ -

امکانش هست ؟ آدم میتونه عقب بندازه ؟ - . دليلي نميبينم که نتونه -

پس ميتونم اين کارُ بکنم ؟ - . حتماً ، اين کارُ بکن -

. خيلي خب . خيلي خب

بهت ميگم چيکار کنم . اين چطوره ؟ . تاريخش رو هم دارم

. روز 21 ماه مارس ، اولين روز بهار

. بهار ، آره خب - . ميدوني ، بهار -

، نو شدن ، تولد دوباره . شکوفه کردن همه چي

. از همين جور مضخرفات

. عاليه

. از اين قضيه خوشش نمياد - . نه ، نمياد -

. ميدوني ، فکر ميکنم يکمي ازش ميترسم

صد و شصت قد داره ، تقريباً 50 کيلو وزن . بعد تا حد مرگ ازش ميترسم

. خب ، طرف زنه . خوششون نمياد نااميدشون کني

. مخصوصاً اون

. از نااميد شدن خوشش نمياد

. خب ، من مجبورم این بحث رو بکنم

. نميتونم دسامبر ازدواج کنم . اصلاً راه نداره دسامبر ازدواج کنم

ميتوني اينو بفهمي درسته ؟ ! يعني ، يه نگاه من بنداز . ببین ! ببین

ميتونم دسامبر ازدواج کنم ؟ نميتونم ! دسامبر ازدواج کنم ، درسته ؟ ببين ! ببين

. آره ، بهتره بندازيش واسه مارس - . روز 21 ماه مارس -

سلام . پس تو هواي منو توي اين قضيه داري درسته ؟

. توي کل راه - . تو دوست خوبي هستي -

ميدوني چيه ، حتي اگه کسي رو . ميکشتي من تو رو لو نميدادم

جدّي اينطوريه ؟

ببينم "کريمر" ، اگه کسي رو بکشم تو منو لو ميدي ؟

. صد در صد

. شوخي ميکني - . نه ، نه ، لوت ميدادم -

منو لو ميدادي ؟ - . حتّي درنگ هم نميکردم -

. باورم نمیشه چی میشنوم . تو مثلاً قرار بود رفيق من باشي

، خب ، تو چجور آدمي هستي که دور ميچرخي آدم ميکشي ؟

. خب ، مطمئنم دليل خوبي داشتم براش

، خب ، اگه اين يارو رو کشتي از کجا معلوم بعدي من نباشم ؟

. ولي تو منو ميشناسي - . فکر ميکردم ميشناسم -

واقعاً ممنونم که وقتتون رو براي . حرف زدن با من گذاشتين جناب خاخام

. ميدونين ، من به دين شما نيستم . دراصل ، من آنچنان آدم مذهبي‌اي نيستم

ولي اينبار اين حس رو ميکنم که . نياز به يکمي راهنمايي دارم

پفکي چيزي هست ميل داشته باشين ؟

، من پفک "اسنک ولز" دارم ... که خيلي محبوب هستن

اگر چه فکر ميکنم با اون چيزي که ... تا حالا بهش ميگفتن کولوچه‌ي رژيمي

ممکنه مردم توش افراط بکنن ، فراموش ميکنن . که ممکنه کالري بالايي داشته باشه

. نه ، نه ، ممنون . خيلي گشنه نيستم

... درهرحال

. اين دوست من "جرج" ، نامزد کرده

. چقدر عالي - . آره ، آره -

... خب ، به دلايلي

... يه جورايي خودم رو پر از حس

. حسادت و تنفر ميبينم

... اينکه ببينين دوست شما داره به اين

وصلت فرخنده نايل ميشه هيچ لذتي واسه شما نداره ؟

. نه ، نه ، نه ، نداره

... لذت نداره . اصلاً عمراً هيچ لذتي نداره . فقط ... کل اين ماجرا باعث ميشه من

. حالم بد بشه

... "ميدوني ، "الين

. خيلي اوقات درختها نميذارن ما جنگل رو ببينيم

. آره ، من نميدونم اين جمله چه معني‌اي ميده

... خب ، براي مثال ، بيا بگيم يه جنگلي هست

...بله ببينين خاخام قضيه اينه که . اين اتفاق بايد براي من ميفتاد

ميدونين چي ميگم ؟ . منـَم که باهوشم ، منـَم که جذّابم

ميدوني؟ معبدي که من توش . کار ميکنم مجرّد زياد داره

. نه ، مشکلي نيست

. خواهرزاده‌م الکس هم داره دنبال دختر خوب ميگرده شايد من بتونم ... ؟

. نه ، فکر نکنم

. يه گل فروشي داره . خيلي موفقه

. پس تو جز يه جاسوس هيچي نيستي . اعتراف کن

. ببين ، عرضه حبس کشيدن نداري خلاف نکن

يه قهوه لاته‌ي ديگه ؟ - . آره ، پس چي -

تو از کِي اينقدر به مد جلو ميري ؟ - . ببين کوچولو ، مد رو من به وجود آوردم -

فکر کردي اين قضيه قهوه لاته خوردن رو کي شروع کرد ؟

. خاطرم نمياد تو رو ديده باشم قهوه لاته بخوري

... من از کلاس ششم قهوه لاته ميخوردم

. و بيخيالش هم نشدم

اينو ببين ، نمايش "نقشه‌ي نه" از گروه . فضاي بيروني" قراره فردا اجرا بشه"

. فقط يه اجرا - . هميشه ميخواستم اينو ببينم -

. میدونی من قرار بود پنج سال پيش اينو ببينم

. با "الين" و "جرج" توي يه رستوران چيني بوديم

. برنامه‌مون بهم ريخت از دستش داديم

خب ، بيا ببينيمش ، باشه ؟ - . خيلي خب -

. "نگاه کن "جري . کاغذ ميريزي روي زمين

. به اين ميگن آشغال پخش کردن

. شايد بايد زنگ بزني پليس منو لو بدي

. شايدم بزنم

. سلام - سلام ، روزت چطور بود ؟ -

. خوب . روز خوبي بود

روز تو ... ؟ روز تو چطور بود ؟ - . بد نبود -

خب ، چه خبر ؟ - . خبر خاصي نيست -

، "ميدوني ، رفتم پيش "جري . با "جري" حرف زدم

. لورس" اينا ميخوان جمعه شب دور هم جمع بشيم"

لورس" اينا ؟ جدّي ؟"

دلت نميخواي بياي ؟ - . نه ، نه . ميخوام بيام -

خب "جري" چه حرفي داشت که بزنه ؟

... چيز خاصي نبود . ميدوني . داشتيم گپ ميزديم

. امروز يه ايده‌ي فوق‌العاده داشتم

. آره ، قضيه توالت‌ها . بهم گفتي

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left