The first 143 lines.
قسمت 14
پنجاه سایه ی تاریکی زنان
نظرت راجبه این کتاب چیه؟
چه غلطا این چه کتابیه اوردی؟
چطور جرات میکنی همچین کتاب خاک بر سری بهمون پیشنهاد بدی؟
خاک...خاک برسری کدومه بابا
حتی دختر وزیر جانگ هم
واسه قرض گرفتن این عجله داشت
دا یون؟
جدی میگی؟
اره بابا کلی باهاش حال کرد
حتی زمانشم تمدید کرد
دایون اسیر نشده
ادای مظلوم هارو درمیاره
....اوه اونجارو
عه اینجایی
بفرمایید سریع داخل
بفرمایید از اینطرف ببخشید اینجا یکم بهم ریخته اس
از اینطرف
شما بفرمایید
چشم
سخته بدون اینکه سرنخی داشته باشیم پیداش کنیم
اگر عکسشو داشته باشیم راحتره
اگر بخاطر من نگهبان ها بفهمن توی شهره
ممکنه جونش به خطر بیافته
سو هو و کانگ سو قابل اعتمادن
هوانگ گا هم همینطور
هرجور فکر میکنم نمیشه
اون مرده که جای زخم رو صورتش بود
میتونیم عکس اونو بکشیم
...اونا باهم رفتن پس اگر ما اونو پیدا کنیم
میتونیم به استاد مین برسیم
برو
نباید وقت تلف کنیم
امروز که دوباره سر نمیرسن نه؟
اگر نگهبان ها اومدن اینجا چیزی راجبه اومدن ما نگید
ایش
تموم شد
عکسشم ادمو میترسونه
باید نماز ایات بخونم
باید عجله کنیم
اون کیه ؟
پسرم , بیا یکم داروی گیاهی بخور
پسرم؟
باز کجا رفته؟
وای نه
باز نرفته باشه دیدن شاهزاده خانم
کی فکرشو میکرد اینجوری بشه
حالا باید نگهبانی خونه ی گیون وو رو بکنم؟
شاهزاده خانم فردا برمیگرده
...همین یه روزه- همین یه روز-
رو اعصابمه
چی؟
دا یون
چطور شده اومدی اینجا؟
نکنه...بخاطر گیون وو؟
باید جواب بدم؟
به عنوان افسر اداره بازرسی نمیتونم اجازه بدم کسی بره داخل
من...هر کسی ام؟
نه منظورم این نبود
دا یون
چیکار به مهمون من داری؟
دا یون , زودباش بیا داخل
خواهر و برادر لنگه همن
میخوای به شاهزاده خانم ادای احترام کنی؟
شنیدم فردا برمیگرده قصر
باید قبل از برگشتنش سوءتفاهم های بینمون حل بشه
واقعا؟ یهو چت شده؟
گفتم ولم کن
نگهبان ها باید اینو بدونن
صبر کن
نه نمیشه
شاهزاده خانوم فردا از اینجا میره این دفعه چشم پوشی کن
خب چرا گیون وو منو با خودش برده؟
فکر میکنی اگر گیر بیافته فقط شاهزداه تنبیه میشه؟
استاد گیون هم مجازات میشه
الان داری تهدیدم میکنی؟
تهدید چیه من فقط دارم ازتون میخوام یه لطفی بکنید
نباید به هیچکس بگید شاهزاده بدون نگهبان رفته بیرون
خواهشا
ولم کن برم- خواهش میکنم-
...خب پس
میشه چیزهایی که شنیدی رو فراموش کنی؟
گیون وو من خیلی خوش قلبه
نمیتونه به شاهزاده نه بگه و اونو از خودش برونه
....اگر براش دردسر بشه
نگران نباشید
چطور ممکنه چیزی بگم که به ضرر استاد گیون باشه؟
ممنونم
مامان
دایون همچین ادمی نیست
اون خیلی مهربونه
حتی پاشده اومده با شاهزاده اشتی کنه با اینکه اشتباهی نکرده
داری خجالتم میدیا
کار خاصی نکردم
بفرمایید نوش جان کن
ارائه ای از تیم barcodesubtitle
این ادمو ندیدی؟
تا حالا این ادمو ندیدی؟
^_^مترجم:Zizi
منظورت چیه شاهزاده رفته ؟
مثل اینکه نمیدونستید
یه خرده قبل رفته
باید عجله کنی قبل اینکه دردسر درست بشه
تا حالا ندیدیش؟
نه
دنبال کی میگردی؟
معشوقه ات؟
اه...نه
عاشقم شدی؟
چرا اینجوری بهم زل زدی؟
چیشده؟
تا حالا این مردو ندیدی؟
دیدم
ببرش بیرون
باشه
اینجایی؟
بله ارباب
میبینم که خوک چاق و چله ای داری
خوش اومدی
امروز گوشتش تازه اس؟
اره خیلی تازه اس
...خوش
باهم هستید؟
چی میتونم بهتون بدم ؟
نیومدیم گوشت بخریم
این مردو میشناسید؟
شنیدیم معمولا میاد اینجا
نمیدونم
درست فکر کن
منم چندبار اینجا دیدمش
نمیدونم والا
یه دفعه دیگه خوب ببین
اخه هر روز یه عالمه ادم میان و میرن
...من که حافطه ای قوی ندارم
همه ی مشتری هارو یادم بمونه
اون کسی نیست که راحت فراموش بشه
خب حالا که نمیدونه
بیاید یه گوشتی بخریم و به سیخ بکشیم
مهمون من فشارتون نیافته
ای خدا
کدوم گوشتش بهتره؟
ارباب همش اینطرفه
No comments yet. Be the first to leave one.