The first 200 lines.
کاپیتان
ماشینی که طلا داشت رو پیدا کردیم
کجاست؟؟
تو اتوبان بیرونی دیده شده که داشته کیمپو آی سی رو ترک میکرده
به جه دوک و سه وون بگو مظنونُ پیدا کردیم و زودی برگردن
بله
!همون ماشین نیست؟؟فیلمُ برگردون
!بله خودشه
اونجا کجاست؟؟
قهوه های مادام پارک بهترینن
واسه همینه دوست ندارم آدمایی رو که از قبل منُ میشناسن ببینم
دیگه کی درباره گذشته ات میدونه؟؟کیه؟؟
!خب یه چند تایی هستن
رئیس کانگ رو میشناسی درسته؟؟رئیس ساختمان کی ال
مگه کسی هم هست که تو کار تجارت باشه و رئیس کانگُ نشناسه؟؟
هیچ اطلاعاتی دربارش نداری؟؟
مثلاً چه اطلاعاتی؟؟
!چته تو
میتونی همه چی رو بهِم بگی
بیشتر اینجوری نیس که نمیتونیم خیلی چیزا رو به هم بگیم؟؟
الو منم!..چی؟؟
!باشه!راه افتادم
میخواستم با مادام پارک حرف بزنم و خوش بگذرونم
!اما این شهرتم نمیذاره دیگه
من هیچ جا نمیرم
پس دفعه بعد واسه اینجور چیزا اینجا نیا
واسه دلایل شخصی بیا!باشه؟؟
!باشه!دلایل شخصی
همه ماشین های گشت منطقه رو برای پیدا کردن ماشین مظنون بفرستین
ماشین های گشتِ منطقه
لطفاً به محض پیدا کردن ماشین ، گزارش بدین
لطفاً گزارش بدین
ما کل این منطقه رو گشتیم اما چیزی پیدا نکردیم
هیچ جاده دیگه ای واسه خروج از اون جاده هست؟؟
غیر از همین جاده راه دیگه ای نیست
پس باید یه جایی همینجاها باشه!دوباره با دقت بگردین
!چشم
!انبار اونجا رو میبینی؟؟بریم اونجا
چشم
برو عقب که بره- باشه-
!کاپیتان
یه ماشینی داخله و مدل و رنگش یکیه
اما پلاکش دیده نمیشه
باید درُ باز کنیم که بررسیش کنیم
چطوره ببریمش؟؟
اگه همون ماشین نباشه چی؟؟میخوای تنبیه بشی؟؟
باید حکم بگیریم که بتونیم اینجا رو بگردیم
!خودشه!درُ باز کن
چرا همتون خشکتون زد؟؟
!کلیدا رو از "به دال هوان" گرفتم
!واقعاً خوب میدونی چطور از مغزت استفاده کنی
!کاپیتان
...اون کامیونی که دیدیم
باتری های ماشین رو میبرد
این خُرده ها از باتری ماشین دراومدن
!توجه
ما دنبال کامیون سفیدی هستیم که باتری ماشین حمل میکنه
تکرار میکنم
کامیون سفیدی که در عقبش باتری ماشین حمل میکنه
!زود باشین
خیلی گذشته!فکر میکنین گمش کردیم؟؟
!موج منفی نفرست
احتمالاً واسه اینکه به خاطر سرعت زیاد جلوشُ نگیرن ، سرعت مجاز میره
پس زیاد دور نشده
ماشین گشت 12 ، ماشین مظنون رو پیدا کردیم
!ببین!گفتم
تیم 1 هستم!شما کجا هستین؟؟
!گشت 12 ، لطفاً جواب بدین
4328 بزن کنار
!4328
!4328
مانع ها رو گذاشتیم
!ماشین مظنونُ دیدم!همگی سفت بشینین
!جین وو!بزن بهِش
!ماشینُ نگه دار عوضی
!بزنش
!جین وو دستگیرش کن
!واااو!بارون پول نیس بارونِ طلاست
به بقیه تیم ها خبر بده...اینا طلان پس منطقه رو ببندین
حواستون به صحنه باشه
!چشم
...اما کاپیتان
شنیدی میگن " فرصته که دزد رو میسازه"؟؟
!خیلی قشنگه
!پلیس
!برین عقب
....تعقیب کردن یه ماشین مشکوک
به پیدا کردن مقدار زیادی طلا در ماشین ختم شد
خیابون که به خاطر طلاها میدرخشید شبیه صحنه ای از فیلم شده بود
...پلیس ، مجرمی که قصد قاچاق طلاها رو داشته دستگیر کرده اما
هنوز درباره صاحب طلاها حرفی نزده
به همین خاطر صاحب طلاها ناشناخته است
...اگر صاحب طلاها مشخص نشه
سیزده بیلیون وون به سرمایه ملی اضافه میشه
. . .پلیس فعلاً درحال پیدا کردن کسانی ست که اطلاعی
!چوی یونگ جین
!چوی یونگ جین!چوی یونگ جین
چرا هروقت پای چوی یونگ جین میاد وسط همه چی به هم میریزه؟؟چرا؟؟
!معذرت میخوام
باید با سانگای فوراً تماس بگیرید
اگر چیزیُ که قول دادین بهشون ندین ، سرمایه گذاری لغو میشه
و برنامه های ساخت به مشکل میخوره
سرمایه هامُ یه جا بفروش تا پول جور بشه
اگه اینکارُ بکنین برای ریاست هیئت مدیره نوبت بعد به مشکل میخورین
مشکل؟؟
اینقدر درباره مشکلات بهِم نگو و درعوضش راه حل نشونم بده
!رئیس
بااینکه سانگای طلا میخواست اما اینجوری پول کمتری دستشُ میگرفت
...اگر بهِم مقداری دلار برای کار کردن بدین
سعی میکنم که باهاشون معامله ای ترتیب بدم
مطمئنی؟؟
بسپارینش به من
پس امتحان کن
حدود 20 بیلیون وون بهت میدم
اگه ردیف نشد باهام تماس بگیر
!بله رئیس
طلاهای من پیش پلیسن اما من حتی نمیتونم بگم اینا مال منن
اما اگه پلیس بفهمه مال منن اونوقت چی میشه؟؟
هرطور شده نباید بذاری رد ما رو بزنن
فهمیدی؟؟- بله رئیس-
...و اگه بازم .. اشتباهی بکنی
دیگه هیچ وقت نمیبینمت
!متوجه شدم
مادام پارک سامچئون دونگ رو میشناسی آره؟؟
خبر رسید که داشته طلا جمع میکرده واسه همین رفتم دیدنش
اون طلاها رو قاچاق نمیکرده فقط واسه اونا جمعشون کرده
پس فقط مادام پارکُ بیار و ازش حرف بکش
اون یه آدم عادی نیست
...ممکنه یکم گیج بزنه اما
با پول شویی تونسته واسه خودش زندگی خوبی سرپا کنه
حتی اگه دنبالشم راه بیفتی عمراً یه کلمه حرف نمیزنه
اما کاپیتان پارک هم تو اینجور مسائل وارده
چرا مادام پارکُ فریب نمیدی؟؟
الان داری میگی من هرزه ام؟؟
!فقط کاره!تو هم که تو اینجور چیزا حرف نداری
!بیخیال
با اون زن نمیتونم
انگار یه زنایی هم هستن که نمیتونی به دستشون بیاری
!هستن
به دست آوردن مادام پارک انقد سخته؟؟
!مادام پارک که هروقت اراده کنم مال خودمه
!از خداشه که من برم طرفش
پس اون زن کیه؟؟
!همین الان جلوی من نشسته
از هر روشی بلدی وارد میشی نه؟؟
!نزدیک بود گولتُ بخورم
!دارم خل میشم دیگه
همش از درد ناله میکنی بعد یه کلمه حرفم نمیتونی بزنی؟؟
واقعاً میخوای همینجوری اون دهنتُ ببندی؟؟
اگه همینجوری ادامه بدی ، همه گناها میفته گردن تو
اما مگه تو چه گناهی کردی؟؟
تنها اشتباهی که تو کردی روندن اون ماشین بوده مگه نه؟؟
من خودم کلنات هواتُ دارم
فقط بهمون بگو کی بهت گفت اون ماشینُ برونی باشه؟؟
!اگه به این مجسمه بودنت ادامه بدی خودم میکشمت
!مریضه مریض!صبر داشته باش
!این عوضی هیچ وقت به حرف نمیاد
اصلاً این عوضی واقعاً مریضه؟؟
همه چی رو برداشتین آره؟؟
میشه از نزدیکتر عکس بگیری؟؟
آیگو!اصلاً موندم این راننده آدمه یا مجسمه ست!لام تا کام حرف نمیزنه
تو منطقه انبارم هیچ شاهدی نیس
صاحب انبارم هیچی نمیدونه
!تنها چیزی که میمونه ، طلاهان
!باید ازشون بپرسیم صاحبشون کیه
!فکر نکنم اینام جوابی بدن
!دارم دیوونه میشم
!من اصلاً نمیفهمم!حرف 13بیلیون پوله
!اگه من بودم میومدم میگفتم مال منن
!تهش یه چند سالی میفته گوشه زندون
فقط قاچاق غیرقانونی طلاست دیگه
واقعاً چرا این آدم خودشُ نشون نمیده؟؟چرا؟؟
منم همینُ میگم
یه چیزی این وسط هست که بیشتر از طلاها می ارزه
به نظر من این آدم فقط به خاطر فرار از مالیات نمیخواسته طلاها رو قاچاق کنه
چرا فکر میکنین میخواسته این طلاها رو قاچاق کنه؟؟
اگه موادی سلاحی در کار باشه چی؟؟
شاید میخواسته واسه پرداخت چیزی ازشون استفاده کنه
!طلا هیچ ردی به جا نمیذاره و واسه پرداخت خیلی خوبه
فعلاً ..با کار کردن روی این زن شروع کنین
اوه!من قبلاً دیدمش!این کیه دیگه؟؟
!مادام پارک سامچئون دونگ
آهــا!مادام پارک!حالا چرا یهویی این زن؟؟
کاپیتان پارک فهمیده که داشته اخیراً مقدار زیادی طلا جمع میکرده
اما خب نمیتونیم ثابتش کنیم
...و راستی..جانگان پیونگ پارک
در بیارین ببینین با کی نشست و برخاست داشته
...همش اصرار داره که هیچی نمیدونسته اما
هرچقدر دربارش فکر میکنم ، به نظرم باید یه چیزایی بدونه
چشم
روزی که برای بخشش التماست کنم رسیده
امروز یه نفرُ میکشم
میخوام حتماً کاپیتان چوی یونگ جین دستگیرم کنه
وقتی دستگیر بشم همه چی رو بهت میگم
!دیر نکن!منتظرتم
کاپیتان چوی!چی شده اومدی اینجا؟؟
!آیگو!مگه نگفتم من ازت بزرگترم باهام رسمی حرف بزن؟
!میبینم که هنوزم اعصابت مثل همیشه ست
کسی مریضه؟؟
!اوه نه
No comments yet. Be the first to leave one.