The first 200 lines.
... آنچه در « انقلاب » گذشت
- پريسيلا - ارون
- ميشناسيش؟ - زنم بود
پس رساله دکتراي من توي دانشگاه ام.آي.تي
تو مادر اولين هوش مصنوعي دنيا کرده
دوستمون پيتر ... اون هم کمکمون کرد
اين چيز همه جا هست و اينطور که معلومه حسابي باهوشه
چه فرقي با خدا داره؟
جواب همه سوالهات رو توي لابک تکزاس پيدا ميکني
من نميام
فکر کنم بهتر باهام بياي
جيسون نويل، با ما بيا پسر
بايد بفهميم کجاست و فراريش بديم
سلام تام
ديگه هرگز همديگه رو نميبينين
! - جوليا ! - تام
- تو ديگه کي هستي ؟ - من پدرتم
تو يه مونرو هستي
بايد جمهوري رو رهبري کني
من و تو با همديگه ميتونيم پسش بگيريم
اين بيماري تيفوس به صورت طبيعي پيداش نشده
ميهنپرستها اين بيماري رو با هدف خاصي شايع کردن
! بابا
جين آلوده شده تو آلودهش کردي
اين پر از ميکروب تيفوسه. لذت ببر
پادزهرش کجاست؟
منو ميکشين و داروها رو براي خودتون نگه ميدارين
ما رو ميبري پيشش
! ايست
! بابا
محکم نگهش دار
نگهش دار
! - نفس نميکشه - کيف رو بيار
زودباش
زود باش بابا
! بابا بيدار شو
من فقط داروها رو ميخوام
سندرز شليک کن
اگه جاي تو بودم اين کارو نميکردم سندرز
چون اول اينو ميکشم
منو بزني اونا هم تو رو ميزنن
شليک کن
... دارم بهت ميگم سندرز
اين کارو نکن
! شليک کن
کس ديگهاي ميخواد شليک کنه؟
نه؟ عاليه
پس تفنگاتونو بندازين
منم دارو لازم دارم
!زود باش
خوبه
عجله کن
چارلي به همه تزريق کن
بايد بريم هر لحظه ممکنه برسن اينجا
اگه ميخواي بري، برو
تو بچهي مونرويي، آره؟
واقعاً ؟ الان وقت خوشآمد گوييـه ؟
قربان
!کليد لعنتي اينو پيدا کن
! هي
! وايسا
ميشه از سر راه بريد کنار ؟ ميخوايم بريم آذوقه و دارو بياريم
بلند شو
منو کجا ميبرين؟
! گفتم بلند شو
تام نويل
ميدوني من کيام ؟
حالتون چطوره آقاي رئيس جمهور ؟
ترجمه از ايليا EILIA
بفرما بشين
! روي مبل نه
اون مبل مال ريگان بوده تو هم که لباسات کثيفه
اونجا
... خب تام
اشکالي نداره تام صدات کنم ؟
اين چيزا رو ازت ميدونم تام
... تو
بيشتر شش ماه گذشته رو
... نقشه ميکشيدي، توطئه ميچيدي
تلاش داشتي منو بکشي
بفرما، حتماً تشنهاي
ممنون
... قربان
نميدونم در مورد من چي بهتون گفتن
... ولي بهتون اطمينان ميدم که
گفتن خيلي خوب صحبت ميکني
گفتن کلمات شيريني از دهنت بيرون مياد
خب، اينجور حرف زدنت ممکنه روي ،يه احقمي مثل آلنفورد اثر کنه
نه روي من
من حقيقت رو ميدونم
زنت همه چي رو با کوچکترن جزئيات گفته
اشکالي نداره صبحونهم رو تموم کنم ؟
اين روزا هر سه وعده غذاييم رو بايد پشت ميز کارم بخورم
جوليا کجاست؟
زنده ست
فعلاً
چرا هر دومون رو نميکشين و اين قضيه رو تموم نميکنين؟
ميدوني ويلوبي تکزاس کجاست؟
نقشههاي خيلي مهمي براي اون شهر دارم
ولي نکته مهم اينه که سباستين مونرو اونجاست
... فکر ميکرديم مُرده ولي
نمرده
که منو با جمهوري تکزاس
توي موقعيت حساسي قرار ميده
اگه يه نفر توي افرادم باشه
... که مونرو رو خيلي خوب بشناسه
اون تويي
... پس
اين باعث ميشه برام ارزشمند بشي
بهت نياز دارم تام
... تا مونرو رو گير بياري
و بکشيش
چي باعث شده فکر کنين ميتونين به من اعتماد کنين؟
اگه بخواي دست از پا خطا کني
... زبون زنت رو از حلقش در ميام
... و بعد چشماش رو
و بعد هر بلايي که بتونيم سرش مياريم
ميخوام پسرم باهام بياد
اگه هنوز زنده ست
فکر کردي در موقعيتي هستي که شرط و شروط بذاري ؟
با کمال احترام قربان
کشتن مونرو کار آسوني نيست
پسرم کارش خيلي خوبه
اون مونرو رو ميشناسه و دوست نداره مادرش کشته بشه
منم نميخوام
بابا ؟
حالت چطوره ؟
بوگند ميدم، فکر ميکني چطورم؟
فکر ميکنم حالت داره خوب ميشه
پدربزرگت چطوره ؟
داره بهتر ميشه ممنون
... خب، من
خدا رو شکر که تونستم اون دارو رو به موقع برسونم
کلي تفنگ به سمتم نشونه رفته بود
سه نفرشون
- شرايط سختي بود - آره
يکي تفنگشو به سمتت نشونه گرفته بود ؟ وحشتناکه
اولين بار نبود
خيلي شجاعي
خب، اين چيزا غريزيه
اصلاً فکرشم نميکني
نه، مطمئنم همينطوره
... ولي ... بگذريم
داستان تو چيه ؟
تيفوس ؟
نميدونم، اين آدما رو بکشم
يا بهشون بگم ايول دارين
بهتره کار اولي رو انجام بديم
خب، اونا ذليلمون ميکنن
مهماتمون تموم شده داداش افراد بيشتري ميخوايم
چندتا قاتل ميخوايم
- بايد بخريمشون - مزدور ؟
يه نفرو ميشناسم که افراد زيادي داره
چند تا آدمکش کمک خوبيان
ميتونم برم بيارمشون
و اين دوست آدمکشت کجاست ؟
نيو وگاس
بفرماييد ؟
فرمانده ترومن
جناب نويل
به ويلوبي خوش اومدين
هي
دارين کجا ميرين؟
ميخواد باهاشون بره
ببخشيد ؟
خب يه نگاهي بهشون بنداز
مثل خاله زنکها با هم پچپچ ميکنن
- بهشون اعتماد داري ؟ - حتي يه ذره
يکي بايد حواسش بهشون باشه و مطمئن بشه برميگردن
و اون يه نفر بايد تو باشي ؟
آخرين باري که من و تو رفتيم اين کله پوک ارون رو گم کرد
! ايول ! خيلي خوب گفتي مايلز، ممون
تو که فعلاً نميتوني جين رو تنها بذاري
منم بايد چشمم به ميهنپرستها باشه
- و يه چشمش به تو باشه - چي ؟
دارم ميرم وقت جر و بحث نيست
- کي گفت تو هم دعوتي ؟ - کي گفت به تو مربوطه ؟
لازمه نگران باشم ؟
نه
شايد
... عجيب بود
تيفوس يکدفعه شيوع پيدا کرد
شنيدم
- شنيدم شهر رو هم نجات دادين - فقط وظيفهم رو انجام دادم
مرد لحظههاي بحراني هستي، آره؟
- چند نفر لازم دارين ؟ - فقط من و پسرم ميريم
تنهايي ميرين اون بيرون؟
و چطور ميخواين پيداشون کنين ؟
من زير دست اون آدما خدمت کردم
تمام حرکاتشون رو ميشناسم جاهايي که مخفي ميشن رو بلدم
... باور کن، پيداشون ميکنم
- و مونرو رو ميکشم - ممکنه به اين سادگي نباشه
چون شما شکست خوردين
دليل نميشه منم شکست ميخورم
و چرا بايد به يک کلمه از حرفات گوش کنم؟
چون دستور مستقيم از طرف رئيس جمهور ديويس دارم
که ميگه بايد گوش بدي
از اين دستورات زياد ديدم
مادرت رو دوست داري پسرم؟
چون دستوري که به من دادن اينه که
No comments yet. Be the first to leave one.