The first 116 lines.
خون آشام ها بدون اطلاع انسان ها در آن زندگی میکردند
آویی سان
آویی و معشوقه اش،خداحافظیِ غمگینی داشتند
خوشبختیه من بودن با ساکوراکوئه
احساساتی که یکی پس از دیگری میگذشتند،منجر به این شدند که
در نهایت ساکوراکو و هایاتو با هم متحد شدند
به نظر پایان شادی می آمد ولی
اما در پشت صحنه،تلاش کنت برای فرستادن
ساکوراکو به اعماق جهنم،شروع شده بود
ای خدای بهشت
باید به گناهی اعتراف کنم
با این که نباید عاشق میشدم اما شدم
وقتی شب میشه دیگه نمیتونم کنترلش کنم
اون مزه,اون اشتیاق قرمز چیزیه که من میخوام
من میخوام که عاشق بمونم,سرنوشت ممنوع ما
اگه فقط بخاطر قلبم باشه این اجازه رو میدی؟
که فقط تماشا کنم و منتظر بمونم حتی اگه دوسم نداشته باشه
دوره ی جوونی خیلی طولانیه
دیگه نمیتونم تحمل ندارم,میخوام گردنتو گاز بگیرم
مثل عاشقی میمونه
خوش اومدی
من برگشتم
این بوی عجیب مال چیه؟ - چون شما رفته بودید
گفتم امروز یکم تمرین کنم
آویی سان، یه مشکل، این قسمتاش سیاه شده
واقعا؟ هی،اینم بد شده؟فقط
بد! مثل جسد
اما تا نخوردی که نمیدونی چطوریه مگه نه؟
نمیتونی از روی بوش قضاوت کنی
برو کنار
کماچان،میشه اینو واسم پاک کنی؟
بله - این چیه؟
فوق العاده است،تو عالی انجامش دادی
من که هیچ وقت با ساکوراکو ازدواج نمیکنم
چرا اینو گفتی کماچان؟
منم همینطور -حتی تو؟
امکان نداره...اینم بد شده؟
بده،چیه؟ - یه چیزای زردی اونجاست
چی؟این سیب زمینیه؟
بخاطر اون خون لاک پشت منو ببخش
بفرمایید - خوشمزه است
ممنونم
آمم
دارم به این فکر میکنم که رسما با هایاتو برم بیرون
میدونم کلی مشکل هست ،ولی
ولی ما تصمیم گرفتیم با هم بریم
لازم نبود بگی
تو دختر صادقی هستی،مگه نه ساکوراکو؟
شوخی کردم
تبریک میگم
میخوام امتحان کنم
خوبه؟
ممنونم
اما شما خیلی شجاعین
توهین نباشه
واقعا فکر میکنم جالبه
شجاعت،بیشتر مثل امتحان کردن میمونه
من شجاعت کافی نداشتم
اگه با این عشق متفاوتت مشکلی داشتی
بیا پیش من،من مشاورتم
بله
شما قلباتون خیلی بهم نزدیکه،هان؟
با این حال،خوبه متوجه شدی که
این ساز زدن میل به خون خوردن رو کم میکنه
اتفاقی بود مگه نه؟
شاید آدما هم وقتی ساز میزنن آروم میشن
موسیقی زاده شده تا احساساتی رو که نمیشه با کلمات بیان کرد و نشون بده
چقدر باحال
یه همچین چیزی نوشته بود - چی؟ پس این حرف خودت نبود؟
من که انسان نیستم،چیزی از موسیقی نمیدونم
پس،احساسات ما فقط با اون نشون داده میشن،هان؟
میل به مکیدن خون
قانون خون اشامی جدید:وقتی ساز میزنی،میل به خون خوردن کم میشه میل به خون خوردن
قانون خون اشامی جدید:وقتی ساز میزنی،میل به خون خوردن کم میشه
بفرما
فکر کردم خوشت میاد
عاشقشم
متاسفم
خیلی وقته نخوابیدی،درسته؟
من عاشق اینم،پس همین کافیه
راستشو بگو،تو از ساکوراکو خوشت میاد؟
نگرانش نباش
وقتی یه خون آشام با کسی که عاشقشه باشه
میل به خون خوردنش زیاد میشه، آویی سان همینو گفت دیگه درسته؟
وقتی من پیش ساکوراکو هستم
هیچ وقت به یه خون آشام تبدیل نشده
خیلی راحت میشه اینو فهمید
لطفا مراقب ساکوراکو باش
بذارش به عهده ی من
تخصصم همینه
این خیلی خوب به نظر میاد مگه نه؟
یه جورایی سرگرم کننده است
حتما ما مشهور میشیم
میشه یه گروه خون آشامی درست کنیم؟
گذشته از این
اینجا چی نوشته؟
گردن
خوش اومدی
من برگشتم
درست به موقع اومدی
چی؟ -میتونی اینو بخونی؟
نمیتونم
یه زبان دیگه است درسته؟
اگه این کلماتو میفهمیدم
راستی،یه خون آشام میتونه گردنشو بچرخونه؟
یه نفر هست که میتونه
واقعا؟، پس حتما این روششه
با احساسات خیلی مهمی نوشته شده
اما اینکه گردنتو بچرخونی اینقدر مهمه؟
متاسفم،همش حرف میزنم
اشکال نداره
چی شده؟
چی؟
شما داشتین با هم ساز میزدین
خسته شدم - فهمیدم
کماچی - چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.