The first 133 lines.
بیا دیگه تمومش کنیم پسرم
چی شد؟
واقعا تو بودی هاروتو؟
ادیتور: مونلایت
....درسته
...من روحم
چرا به من نگفتی؟
چرا؟
...جونکیو- !....چرا؟ واقعا چرا-
چرا تو روحی؟
...ببخشید
....واقعا متاسفم
...اییشش لعنت
....چطوری ممکنه تو
چرا اومدی اینجا؟
چرا باید تو کلاس ما باشی؟
...راستش من
ده سال پیش
اینجا دانش آموز بودم
ولی
از بچگی بدنم ضعیف بود
و این باعث شد بدتر بشم
...خیلی سریع داره پیشرفت میکنه
بیشتر از اینکه توی مدرسه باشم
توی بیمارستان بودم
،مثل بقیه بچه ها
میخواستم یه زندگی راحت دانش آموزی داشته باشم
حتی بعد از مرگم
...نمیتونستم کلاسمو ول کنم
!اوه! سلام
اینجا کلاس شماره چهاره؟
بعد شماها... رو دیدم
....از الان به بعد
دیگه نمی ترسونمتون
...پس نمیشه مثل الان
با هم دوست بمونیم؟
خیلی حال بهم زنی
!خودتو به موش مردگی نزن
با این حرفا، کارهایی که کردی از بین نمیره
باعث میشه جونگ وو بهوش بیاد؟
...اون
کار من نبود
توقع داری باور کنیم؟
!تو همه ما رو گول زدی
....جونگ هوان، بذار من توضیح بدم
!نمیخواد توضیح بدین
شما هم دستت باهاش تو یه کاسه س
چی شده، چیکار دارین میکنین؟
...اه
اتفاقی افتاده؟
....نه..اتفاقی نیفتاده
من دیگه رفع زحمت می کنم
باشه
برگردین سرجاهاتون
وقت رفتن به خونه است
....هاروتو
....تنها کاری که میتونم
...برات بکنم
فقط همینه
...امیدوارم
احساس بهتری داشته باشی، پسرم
...نمیدونم درسته اینو بگم یا نه
..ولی هاروتو
دلم یه کم براش میسوزه
چی گفتی؟
حتما خیلی غصه خورده
...که همچین کاری رو کرده
...با اینکه مرده بود ولی نمیتونست اونجا رو ترک کنه
نمیخواد درموردش اینطوری فکر کنی
هر دفعه که ما کمکش کردیم اون ساکت موندش و حرفی نزد
این منو عصبانی میکنه
واقعا؟
به همین زودی یادت رفت؟
آهنگ دموی منو خراب کرد
کلاغ، اتاق موسیقی، عروسک خرس جونکیو
و فستیوال
تمام این مدت سر به سرمون میذاشت
اونم با همدستی نگهبان
اینو راست میگی
آساهی، نظر تو چیه؟
مادا چوریتسو
همیشه تو لحظات مهم اینجوری میکنی
چی داره میگه؟
خنثی ست، هنوز نظری نداره
....واییی
جونکیو
...هاروتو
حرف نزن
..باشه
...هی
دویونگ
با هاروتو میخوای چیکار کنی؟
منظورت چیه؟
باید بندازیمش بیرون دیگه
...خب
کار دیگه ای میتونیم بکنیم؟
....نه...فقط
هنوز باورم نمیشه روح دیدم
...فکر میکردم اونا خیلی ترسناک و چندشن
ولی اون شبیه ما بود
خیلی بهش فکر نکن
به هر حال
اون یه روحه
به نظر میاد یه شبحه
شاید یه راهی باشه بشه از شرش خلاص بشیم؟
میخوای تو بگرد دنبالش
تو متخصص اینکاری
!اه
شاید بتونم
بالاخره میای تو یا نمیای؟
...ببخشید
که اولش باعث شدم فکر کنن تو روحی
...حداقل
شبیه شیطونا نیستی
واقعا نمیای تو؟
جراتشو ندارم
بابا
چرا اومدی بیرون؟
فقط میخواستم بهت کمک کنم
سلام- سلام-
آقای معلم
بله
من اون توصیه نامه ای رو که قولشو بهم داده بودین، لازم دارم
...کی میتونم
بیام بگیرمش؟
...هه
!هی
اون مال
مال وقتی بود که اوضاعو آروم نگه داری و نذاری شلوغ بشه
بله؟- ببین تو فستیوال چه اتفاقی افتاده-
حتی جونگ وو هم آسیب دیدش
تو نمیتونی به عنوان یه نماینده کلاس، یه کلاس و کنترل کنی
و توقع داری برات چی بنویسم؟
No comments yet. Be the first to leave one.