The first 200 lines.
وای خدای من. این دیگه چه کوفتیه؟
امروز صبح درو و امی رو دیدم که داشتن سکس میکردن
اصلاً نمیدونستم دختر داری
دارم. مامانش یه کم کار رو سخت میکنه
ماهی یه بار بهش اجازه میده از لسآنجلس بیاد اینجا
تو واقعاً خیلی به وضعیت شغلی من اهمیت میدی
فقط باعث میشه حس بهتری نسبت به خودت داشته باشی
یه مراسم خاکسپاریه. یارو از واحد قدیمی من بود
دوستت، خودکشی کرد، نه؟
آره
من دارم برای ریاست شورای دانشآموزی نامزد میشم
مکس چی کار کرد؟ برنده شد
پسرمون رئیس جدید مدرسه راهنمایی سدر نول شده
خدا به داد همهمون برسه
باشه. حالا یه موضوع آخر هم مونده
باید در مورد جشن مدرسه حرف بزنیم
جشن ضروری نیست
ما داریم بودجه رو صرف خرید یه دستگاه فروش خودکار دیگه میکنیم
مکس، میشه برای یه لحظه بیخیال دستگاه فروش بشیم؟
نه. ما همیشه جشن داریم
امسال نه. آقای میسون
مکس، ما پیشنهاد قاطعانه تو رو به مدیر ارسال کردیم
بله. در ضمن
کورتنی یه فعالیت احتمالی رو مطرح میکنه که شورای دانشآموزی میتونه تامین مالی کنه
آیا میخوایم یه جشن رو تامین مالی کنیم؟
نه. آره
باشه مکس، همه تو این اتاق میخوان یه جشن داشته باشن
به جز من، و من رئیسم
باشه، این چطوره... این که فشار آوردنه!
چطوره همه کسایی که موافق جشن هستن دستشون رو بالا ببرن؟
رأی اکثریت حاکمه. من وتو میکنم
وای خدایا. مکس، اینجوری کار نمیکنه
رئیس قدرت وتو داره. ما اینو تو کلاس تو یاد گرفتیم
مکس، اون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکاست
و مدرسه تو آمریکاست. من جشن رو وتو میکنم
وتو. وتو. وتو.
وای خدای من. این همون دستگاه پاستاس که از عروسیمون گرفتیم؟
از ته کابینت پایینی پیداش کردم
اوه. تحت تأثیر قرار گرفتم
و حالا دارم فکر میکنم که باید تو بهار یه باغچه با بچهها تو حیاط پشتی راه بندازیم
وای. باشه
و گوجهفرنگی و ریحان داشته باشیم. حتماً. آره.
اونا عاشقش میشن، مگه نه؟
آره، از خیر و برکت زمین زندگی میکنیم، میدونی
از سیستم خارج بشیم. خوبه، عزیزم
هی، میخواستم در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم
ام، کارل رایت رو یادته؟
آره. همون یارویی که همه کارهای تجاری رو انجام میده
آره. دقیقاً.
خب، اون در آستانه اینه که، میدونی، بیشتر از توانش کار برداره
اون، اِم، روی یه کار واقعاً بزرگ پیشنهاد داده
و اون پرسید، میدونی، اگه کار اوکی بشه، من سرکارگرش باشم
این خیلی جالب به نظر میرسه
آره. کارل آدم عالیایه. و، میدونی، تو زمان بهتری نمیتونست پیش بیاد
ما به... میدونی به پول احتیاج داریم
عزیزم، فکر میکنم الان یه دوره واقعاً مهم
گذار برای همهمون با ویکتوره
پس اون باید اولویت باشه
آره. آره. نه، البته. البته.
ولی، میدونی، من فقط فکر کردم این میتونه برای همه عالی باشه
یعنی، تو همیشه میگفتی که میخواستی یه... میدونی
یه فرصت داشته باشی که تو خونه بمونی و مادر باشی و حالا میتونی باشی
عالی به نظر میرسه
آره.
جای خوبی برای عروسیه
میدونم. باورت میشه؟
اونا اساساً دارن تمام ناپا رو اجاره میکنن
اوه، چه قشنگ! آره.
ولی برو سراغ اسپات
باشه
برش دار
اوه اوه. کیه؟
الو؟
هنکه. هنک. آره.
ساعت یک نصف شبه. متاسفم
ها؟ نمیدونم. اون بدجور مسته
اوه. چرا؟ چطور رفتی اونجا؟
اوه، هنک، نمیتونی یه تاکسی بگیری؟
تاکسی؟
یه... اوه، خدایا!
اِم، باشه
اِم... آره، فکر کنم.
ببین، هنک، همونجا بمون، باشه؟
همونجا بمون. خداحافظ.
وای خدای من! یه آشغال مست. هی.
و... حتی نمیتونه بفهمه چطور باید تاکسی بگیره
چی؟ من فقط میرم برش میدارم و میبرمش
کس دیگهای رو نداشت که بتونه زنگ بزنه؟ فکر کنم نه
یعنی، اون به زور میتونست اسم خودشو بگه
من... یه فاجعهست. فقط اینه که اون واقعاً دور نیست
الان برمیگردم. باشه.
باشه. دوستت دارم. باشه. منم دوستت دارم.
باشه. باشه.
باشه. باید... باید ادامه بدی
فکر کردم یه چیزی دیدم که از اونجا رد شد
منظورت چیه؟ مثلاً یه موش یا یه چیزی؟
نمیدونم. شاید یه لپرکان یا یه چیزی بود
من قبلاً یه موش صحرایی داشتم. آها.
خدایا، زنم یه
اون داره زندگیم رو خراب میکنه و... میدونم
اون اصلاً اینجا نیست
میدونم. فاجعهست. اون اصلاً اینجا زندگی هم نمیکنه
و داره زندگی لعنتی منو خراب میکنه. واقعاً همینطوره
بیا فقط برگردونیمت. بذار وایستم. بذار وایستم
نه، نه. وایستا. وایستا. بذار من فقط استراحت کنم
میخوام استراحت کنم. نه، نه. نه، خواهش میکنم. نه
ببین چقدر اومدیم. تقریباً رسیدی
حله. صدای اقیانوس رو میشنوم
مم... فکر نمیکنم
باید بهت بگم... آره
با من و، اِم، روبی به اندازه کافی سخت بود... آره
باشه. به اندازه کافی سخته، اِم
حله. بیا بذار کاپشنتو ببینم
میدونی، من اینجا زندگی میکنم و اون اونجا. آره
و حالا باید جابهجاش کنه، مثلاً هزار مایل دورتر
اوهوم. متأسفم
چی کار کنم؟ نمیدونم، هنک
گرفتی؟ آها. خب
و تو
دیگه آخر هفتهها حتی دخترمو نمیبینم
اوهوم
اگه هزار مایل دور باشه. حالا هر کریسمس قراره ببینمش
هنک... و منظورم همینه
یه چیزی درست میشه. باشه؟ قول میدم. وحشتناک میشه
قراره پدر وحشتناکی بشم. قراره پدر وحشتناکی بشم
تو پدر وحشتناکی نیستی، هنک
میدونی؟ حتی بهم نگفت که میخواد بره مینسوتا
حتی باهام حرف نزد. باهام صحبتی نکرد
متأسفم. حداقل باید ازم میپرسید، نه؟
آره
و حالا چی؟
متأسفم
داره بچمو میبره
برو بخواب. داره دختر کوچولوی منو میبره
شب خوش
در کل رزومه خوبیه
از "نماینده میدانی" خوشم اومد. حرفهای به نظر میرسه
هوم. من قبلاً نماینده زمینها بودم
اینو کجا بذارم؟ من دیگه، دیگه باهاش کاری ندارم
من برمیدارمش. ممنون
اِمم. وای
اِمم. میخوای پسش بدم؟ ببخشید. اینو من برداشتم؟
من سه ساعته دارم اینو میجوم
بیا. بیا، تقسیمش کنیم. نصفش مال تو. اِمم
اِمم. کاملاً عین کارتون "بانو و ولگرد"ه
سلام. سلام
سلام
اِم، بله. میخواستم، اِ، با صاحب یا، اِ
مدیر این مکان صحبت کنم
اوه. باشه. حتماً. اِ، خب آدام الان اینجا نیست ولی، اِ
باشه. کرازبی... کرازبی تو یه جلسه است
ولی اگه بخواید بشینید، زود میاد بیرون. اون تو؟
ببخشید. متأسفم. نه نه، نه. نه، اشکالی نداره
ببخشید. هی، هی هی. نمیتونی همینطوری بری تو!
باشه، من هیچوقت از... . کدومتون صاحبه؟
کرازبی، من خیلی متأسفم. اون همینطوری اومد تو. کدومتون صاحبه؟
منم. کرازبی بریورمن
سلام. سلام. شما کی هستید؟
مارلی. من مارلی هستم
خیلی متأسفم. من تازه اومدم ساختمون بغلی
باشه. اِ، به محله خوش اومدید. چه، چیه؟
مشکل چیه؟ آره. میدونی چی عالی میشه؟
اگه میتونستم توی هر کدوم از دو تا
دو تا جای پارک مشخص شده برای ساختمونم پارک کنم. که پولشو دادم
داری میگی که یکی اینجا جای پارکتو گرفته؟
ولی الان نمیتونم چون یکی راه منو بسته
من میتونم ون رو جابهجا کنم. اِم، امبر میتونه جابهجا کنه...
و هر بار که خواستم اونجا پارک کنم، گرفته شده بود
هر بار!
و هر شب از کوچه صدای آزاردهندهای میاد
و همیشه هم بعد از ساعت ۱۱ شب!
آره، و سیگار کشیدن هم هست. سیگار کشیدن
همه زیر پنجره من دارن سیگار میکشن. حال به هم زنه!
تهسیگار هست... مارلین. من دوست دارم...
مارلیه!
مارلیه؟ فرانسویه
عالیه. پس من خوشحال میشم با موزیسینها صحبت کنم...
تو گلدونای من. وحشتناکه!
ولی بیا اینو وقتی حل کنیم که من با سه تا مشتری نیستم
نه، من الان میتونم صحبت کنم. خوب به نظر میرسه
من الان میخوام صحبت کنم. الان میخوام ماشینا جابهجا بشن
من یه لیست از شکایات میگیرم
من دوست دارم بیشتر بشنوم درباره...
من دیگه برنمیگردم. ...همه کارهایی که اشتباه انجام میدیم
آره، فقط تمومش کن
باشه. خیلی خب. بریم. فقط دیگه، میدونی...
همه شماها همهتون اینقدر مشکی و چرمید. آره
به محله خوش اومدید!
آره. آره. انجامش دادم، آره
کل کنفرانس رو انجام دادم. تق تق
آره، میدونم یه جور فراخوان عمومی و اینجور چیزاست. من خوبم. حالم خوبه
باشه، ممنون
هی. هی
فقط میخواستم مطمئن شم که نمردی
میشه فقط اونو برام باز کنی؟
آها. گرفتمش
آره؟ اوهوم
نه، نه. من یه غرفه میگیرم. گفتم یه غرفه میگیرم
نمیدونم. چرا نمیدونستم سایز هم داره؟
نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.