The first 200 lines.
آنچه گذشت - زندگی لعنتی من؟ -
خیر خواهن، ولی بیا رو راست باشم، پدر و مادر سلطه جو
مامان - تو به مراسم ما میای -
البته که میای چرا که نه؟
خواهری که همیشه مخالفمـه - تو به مردم میگی که ما هیچ رابطهای نداریم -
!فقط یه بار بود - ... برادری که تو خونه پدر و مادری زندگی میکنه -
ولی بازم از من موفق تر محسوب میشه
هی تن لشت رو تکون بده
!تو فقط ... دهنتو ببند
بهت 50 دلار میدم که اجازه بدی اینجا سیگار بکشم
خرجش 100 تاست
،خواهرت تاحالا کارای اینجوری کرده؟
این چهارمین بارشه سه تای قبلی به خاطر ضرب و شتب بوده
همممم
میبینم که علاقه خاصی به کتک زدن مردم داره - اون ستیجزه جوـه -
این ستیزه جو ها معمولاَ مردم رو تو صندوق عقب نگه میدارن؟
اعتراف میکنم، این عجیبـه
سلام؟
من مطمئن نیستم که این حوزه چجوری بازجویی میکنن، ولی اغلب اوقات پرسش و پاسخ میکنن
کسی میخواد با من حرف بزنه؟
هی، خوشگله
من باهات حرف میزنم - !اوه، خواهش میکنم نزن -
اگه برم به زندان، قبل از این که بتونی چیزی بگی من لوت میدم
اونا فکر میکنن که دیوونهای - برام مهم نیست من بهشون میگم -
پس بگو - خواهم گفت -
خیلی خب - !خیلی خب -
"سلام، "جی من سرکار "هیل" هستم
سلام - زود باش، بهش بگو -
خودتو تو دردسر انداختی
آره
دوباره - آره -
کمکم کن کمکت کنم - چی؟ -
میخوام کمکت کنم بگو چطوری این کار رو بکنم
آه، ولم کن برم؟
و فکر میکنی این بامزه بود؟
به معنی واقعی کلمه نمیگفتم منظورم این بود که، فکر کردی خنده داره؟
نه - تو قانون شکنی کردی، جنده -
و اومدی اینجا و با مزه ریختن میخوای وقت منو تلف کنی؟ ... تو دیگه کدوم
!چون من میتونم دهنت رو سرویس بکنم
منم از این کار بیش تر از تو خوشم نیومد
من از داد زدن سر مردم لذت نمیبرم
من از احترام گذاشتن به اونا لذت میبرم
من با صحبت کردن لذت میبرم
میتونیم صحبت کنیم، "جی"؟
آره - خوبه -
این باعث خرسندی منـه
چیزی برای قایم کردن نداری که، داری؟ - نچ -
... و فکر نمیکنی به یه وکیلی چیزی
... آه - خوبه، پس بیا حرف بزنیم -
بهم بگو آخرین باری که خدمتکار خانوادهات رو دیدی کی بود
قبل از این که یهو تو صندوق عقبت ظاهر بشه
«تـی وـی وُرلد» با افتخار تقدیم میکند
ترجمه از سینا Sina_Saw
شاید بهتر باشه از زیرش بگیریش
هیچ دلیلی نیست که تو حرف بزنی
پس اون دهن کوچولوت رو ببند !فقط ببندش
!فقط سعی داشتم کمک کنم
سلام - سلام -
... متاسفم من پریودم
قانع کننده است
!جی"! صبر کن" !در رو نگه دار! در رو نگه دار
صبح بخیر، عزیزم - سلام -
سلام - "سلام، "ایوت -
بشین، برات پن کیک درست میکنم - خیلی خوبن، اون تو خمیرش انجیر میریزه -
نه ممنونم کاش میتونستم ولی لباس کثیف هام اینجان
اوه، بشین و یکم صبحانه بخور
نمیتونم - همیشه تو عجله داری - هیچوقت بیشتر از 5 دقیقه نمیمونی
کم کم دارم فکر میکنم که نمیخوای با خانوادهات وقت سپری کنی
اوه، نه فقط نمیخوام دیر برسم سر کار
مغازه تا یه ساعت دیگه باز نیست
من اخلاق کاریت رو تحسین میکنم
اون پسره که همه چیز رو میگردونه چی؟ اسمش چیه؟
احمق"؟" - ... خب، اون گفت که هنوز جای پیشرفت داری -
ولی کلاَ ازت راضی هستش
چرا تو دربارهی کار من با "احمق" حرف زدی؟
من سر کار بهت زنگ زدم اون برداشت
به نظر بی ادبی میومد که هیچ حرفی نزنم - بله که میومد -
عزیزم، دکتر "ران" اون روز سراغت رو میگرفت جدا باید برگردی ببینیش
دوری کردن از عومال استرسی کوچک باعث نمیشه که استرس بره
اگه هی درموردش حرف نزنیم، میره
عزیزم، خیلی رنگ پریده به نظر میای یه پن کیک بخور
من پن کیک نمیخوام - !موووو -
یه پن کیک بخور
من پن کیک نمیخوام
پس یه کم میوه بخور - فقط پیشنهاد رو ثبت کن من بهت زنگ میزنم -
مامان؟ یه چند کلمه حرف بزنیم؟ - قرار نبود تو تو دادگاه باشی؟ -
آره، ولی الان اینجام !چند کلمه حرف بزینم
"برای صبحانه ممنون، "ایوت - "اوه، خواهش میکنم، آقای "تایلر -
امیدوارم یه روزی تو هم به ما ملحق بشی، عزیزم من پن کیک نمیخوام -
من پن کیک نمیخوام من پن کیک نمیخوام
!من پن کیک نمیخوام
ایوت"، میشه یه پن کیک برام درست کنی؟"
مطمئن میشم که مال تو انجیر بیشتری داشته باشه
تو الان داشتی با گاو حرف میزدی؟
نه
چون به نظر میومد داری حرف میزنی
خب، نمیزدم - هممم -
خدای من، چطوری گذاشتی این اتفاق بیوفته؟ - تقصیر من نیست که -
!اوه، خدای من - ایوت"، آب دستته بذار زمین" -
با "شارون" برو دسشوییش گرفته اورژانسیه
از اورژانسی منظورت اینه که گه همه جا رو برداشته؟
آره، "آرون" همه جا رو گه برداشته زودباش، بیا بریم
فقط میخوام خمیر رو پر کنم - من میخوام پن کیک بخورم -
اون باید بخوره تو همیشه دربارهی لاغری اون نگرانی
اون وقت داره یه پن کیک بخوره؟ - !نه -
برای پن کیک وقت نداریم، عزیزم
صبح بخیر، آقا من سرکار "دونیکیان" هستم
من از ا.ر.ت.م. هستم - اوه! شما باید دنبال "شارون" اومده باشید -
اون تو آشپزخونه است برین داخل من واسه عمل قولون برداری دیرم شده
مال من نیست یکی دیگه
کارتون رو همینطوری خوب انجام بدین
فقط بذارین یه پن کیک بخوره گه که هیچ جا نمیره
!"الان، "ایوت !باید الان بریم
تقریباَ تمومه! ببین، حباب ها اومدن - آره، مامان، چرا؟ -
صبح بخیر من سرکار "دونکین" هستم
ایشون سرکار "آرنولد" هستن .ما از ا.ر.ت.م
کی؟ - اداره رسیدگی به امور تبعیت و مهاجرت -
کی؟ - اداره مهاجرت -
اوه - ما دنبال "ایوت لاژومودیر" هستیم -
اون اینجا نیست - من "ایوت لاژومودیر" هستم -
خانم "لاژومودیر" ما یه جواز برای دیپورت کردن شما داریم
امیدوار بودم یکی از اون گاو های کوکائینی بدون بو باشه
هیچوقت از اونا ندیدم
متاسفم - خب -
این گاو چشه؟ - من از گاو خوشم میاد -
،اونا اهلی هستن و سرشون تو کار خودشونه
اغلب اوقات - هممم -
هیچ دلیل خاصی برای انتخاب این گاو داری؟
خواهرم یه جورایی بهش واکنش داد
... اون به گاو های دیگه واکنش نشون نمیده؟
نه مثل این
ایو ببرش اونور
این خاطراتی رو یادت میاره؟
!نه نه ... فقط این فقط
این نکثیفـه و الانشم خیلی چیزا هستن که صورت دارن
داری عجیب رفتار میکنی چرا داری عجیب رفتار میکنی؟
مردمک چشمات گشاد شدن؟
،من از مامان و بابا و اون اسمش چی بود انتظار تجاوز به حریم شخصی رو دارم
ولی از تو نه
این دفعه اول نیست ... دفعه قبلی که خونه بودی
روی اون نمکدون های خوکی شکل عصبی شدی
،مسئله حیوانات مزرعهای هست یا ادویه جات؟
بکش بیرون - نه، نه، نه -
مردای عجیب میان به خونمون، مثل همون مردا که با هم رابطه دارن و همدیگه رو میکنن، و فقط
فقط "ایوت" رو بردن اونا بردنش
و تو حتی پلک هم نزدی - !من پلک زدم! زیاد پلک زدم -
من از دیپورت شدن "ایوت" ناراحتم اون آشپزی و کار خونه میکرد
اون عملاَ ما رو بزرگ کرده - گفتم که ناراحتم من دلم براش تنگ میشه -
الانشم تنگ شده - مووو -
برش گردونین خونه - داری دوباره این کار رو میکنی -
نه، نمیکنم منظورم اینه که، چه کاری؟
برش گردونین برش گردونین برش گردونین برش گردونین
من اینو میذارم تو کیسه - برش گردونین خونه -
چرا؟ داره باهات حرف میزنی؟ - مرگ من به حرفات گوش کن داری چی میگی -
!برش گردونین برش گردونین - !خب -
میخوای چیکار کنی؟ - منظورت چیه، میخوام چیکار کنم؟ -
خب، باید "ایوت" رو برگردونیم خونه اون عملاَ ما رو بزرگ کرده
باید یه کاری بکنی - برش گردونین -
هی، چرا با "شارون" حرف نمیزنی؟
محض رضای خدا، اون یه وکیل مهاجرتـه شاید همه رو غافلگیر کرد و یه کار درست حسابی انجام داد
بیخیال! فکر میکنی کی "ایوت" رو دیپورت کرد؟
!چی؟
... ما یه پیام برای مهاجران غیر قانونی فرستادیم که
قوانین مهاجرتی ما نمیتونه نادیده گرفته بشه
ولی من بهتون اطمینان میدم که حق هیچکسی ضایع نشده
و اینم اضافه کنم که ایالات متحده ... آمریکا یه برنامه سخاوت مندانه برای
مهاجرت قاونی داره، برنامه ای که همه برای بهره بردن استقبال میشن
تو یه آدم خیلی خیلی مخوف هستی
ایوت" عملاَ ما رو بزرگ کرد"
من تا امروز صبح نمیدونستم اون غیر قانونی اینجاست
اون از سال 1982 با ویزای باطل شده اینجا زندگی میکنه
رو ببینم Extra-Terrestrial همون تابستونی که منو برد تا و بعد بهم گفت که ممه دارم
تو باید خودت رو سرزنش کنی میتونستی خیلی زودتر از اینا دیپورتش بکنی
!من میتونستم تبعیت اون رو بگیرم، عوضی
این تقصیر من نیست من که اونو گزارش نکردم
اون تو یه لیست بود - و حتما تقصیر اونه که دروغ گفته -
اگه بخواییم صادق باشیم آره
سلام - سلام -
اونا دو تا قارسون و ظرف شو رو دیپورت کردن
اونا خدمتکار ما رو بردن تو خواهر من "شارون" رو دیدی؟
همهاش تقصیر اونه - از ملاقاتتون خوش حالم -
من تو رو تو اخبار دیدم
تو یه آدم مخوفی
اوه، و، آه، ممنون - قابلی نداشت -
میبینی؟ همه تو رو مقصر میدونن - خیلی عجیبـه چون من تو رو مقصر میدون -
واقعاَ؟
باید اون پن کیک رو میخوردی؟ ارزششو داشت؟ بهترین پن کیک جهان بود؟
امیدوارم اینطور بوده باشه - مسئله صبحانه نیست -
چرا هستش من سعی داشتم "ایوت" رو از خونه بکشم بیرون
!ولی تو باید اون پن کیک رو میخوردی
آره، دربارهی اون پن کیک خیلی عجیب رفتار میکردی
نمیتونی درستش بکنی؟ میدونی، قبل ازاین که بفرستنش به مکزیک یا همچین جایی؟
سعی کردم اون رفته
سوار اتوبس میکننش از کشور اخراجش میکنن
و نمیذارن برگرده - لعنتی -
مسئله پن کیک بود
گاو احمق
خودخواه عوضی
من دوسشون دارم واقعاَ دارم
ولی بعضی وقت ها بد رفتار میشن
No comments yet. Be the first to leave one.