The first 200 lines.
در سرزمين افسانه ، و دوران جادو
، سرنوشت يک پادشاهي بزرگ . بر دوش مرد جواني گذاشته شد
... به نام . مرلين
! صبر کن
هنوزم ميشه اينجا . خوش گذروند
، من نميگم اين زشته ، تو شاهي و من نيستم
. انتخاب با خودته ، هيچ شکي نيست
وقتي شاه نباشم اصلا کوچکترين . دخالتي هم نميتونم توش داشته باشم
اما يه حسي به من ميگه بايد يه چيزي بگم
چون اين لباسا فقط ... براي
مرلين ؟ - بله سرورم ؟ -
ميتوني يه کاري برام بکني ؟
. صد البته ، هرکاري باشه - ممکنه ... لطفاً ... خفه شي ؟ -
. بله ميتونم اينکارو بکنم . البته که ميتونم . مشکلي نيست
! همين حالا
. سروران ، شواليه هاي عزيز ، آقايان
، همونطور که همه اتون مطلعيد
کملوت خيلي وقته که ادعاي مالکيت . اراضي "گدرف" رو ميکنه
، امروز من ميتونم اعلام کنم که
بعد از ماه ها ، مذاکرات محرمانه
پادشاهي هاي "نمث" و "کملوت" به . يه توافق رسيدن
نيازي براي ترسيدن نيست . يه يه توافق عادلانه و خوبه که
. شايسته ي دو پادشاهي بزرگه
بعلاوه ، دوستي ما با اتحادي که
، قابل شکستن نيست بهم گره ميخوره
توسط ازدواج من با . عليا حضرت ، پرنسس ميتيان
! لبخند بزن - . نميتونه جدي باشه -
. و دست بزن . لبخند و دست
چطور شد که من از هيچکدوم از اين چيزا خبردار نشدم ؟ چطور شد تو هيچي نگفتي ؟
، معني رازداري همينه . مرلين
. از دهن لق هايي مثل تو چيزا رو مخفي نگه داشتن
! تو نميتوني اينکارو بکني - . نه . حق با توئه ، نميتونم -
، يه لحظه صبر کن . من پادشاهم پس ميتونم
... اما مطمئناً اين يکم - يکم چي ؟ -
زوده ؟
منظورت چيه ؟
... خب - منظورت گونويره ؟ -
. بهت گفته بودم که ديگه به اسمش اشاره اي نکني
. منم نکردم
چند بار بايد اينو بهت بگم ؟
. گونوير انتخاب خودشو کرد . اون به من خيانت کرد
. حالا بايد با عواقبش کنار بياد - ... اما - اما چي؟ - ! هيچي -
. درسته ... هيچي
. به جز اينکه تو هنوز عاشقشي
يه بار ديگه يه همچين ، حرفي بزن
و قسم ميخورم که تو هم براي هميشه ! توي تبعيد بهش ملحق ميشي
. اوين
. سرورم - کاري که ازت خواستم رو کردي ؟ -
. من ... به اون آسونيايي که فکرشو ميکردم نبود
اميدوارم فراموش نکرده باشي
. که چه لطفايي در حقت کردم - . نه ، البته که نه ، سرورم -
يا اينکه چقدر ساده يه مردي با موقعيت من ميتونه تو رو دستگير بکنه ؟
بايد واقعاً از اينکه يه زندگي به اين جووني . تلف بشه از خودم متنفر بشم
. من نميتونم اينکارو بکنم
، من نميتونم به اعتماد اربابم خيانت کنم . سرورم ، شرمنده ام
ترجيح ميدي به من خيانت کني ؟
. البته ، درک ميکنم
، تو قسم وفاداري به پادشاهت خوردي . قابل ستايشه
حالا ، بيا . نه من، نه تو ديگه . حرفي از اين نميزنيم
. به خصوص تو
. دير کردي
نقشه ها رو داري ؟
يه سري اتفاقات غيرمنتظره . رُخ داد
اميدوارم بهم نگي که يکبار ديگه . رومو زمين انداختي
مطمئنم در آينده موقعيت هاي . ديگه اي هم بدست بياد
، قدرت کملوت هر روز داره بيشتر ميشه . آگروين
اگر همين الان اقدام نکنيم ، هيچ . آينده اي برامون نميمونه . به خصوص براي تو
. آسون نيستش ، بانوي من
هميشه از نقشه هاي تونل هاي مخفي . خيلي خوب محافظت ميشه
و تو بازم به من اطمينان دادي . که ميتوني برام گيرشون بياري
يا اينکه داشتي اغراق مي کردي ؟
. نه . به هيچ وجه ... اما زمان ميبره تا
! کافيه
مردي توي موقعيت تو ، ميتونه . هرجا که دلش ميخواد بره ، آگروين
پيشنهاد نميکني که خودم ريسک اين کارو بکنم ؟
... اما اگه گير بيوفتم
. خب پس گير نيوفت
. اشتباه نميکردم
کثافت خوک نميتونه اين زيبايي واقعي . رو پنهان کنه
هليوس . واقعاً شرمنده ام که ما مجبور شديم ... تحت اين چنين شرايطي با همديگه آشنا بشيم
گونوير . فکر کنم بايد بابت نجات . جونم ازتون ممنون باشم
. روستايي ها اينقدر خوش شانس نبودن - . زمونه ي سختي شده -
من به نيروهاي جديد نياز دارم و جووناي . اين دوره زمونه زياد ... مشتاق نيستن
تو کي هستي ؟ از کدوم خونواده اومدي ؟
. من هيچکسي نيستم
. باورش سخته - . با اينحال حقيقت داره -
مورد نداره . من نگران اينکه يه نفر از ، کجا اومده نيستم
. فقط نگران اينکه چي ميتونه بشه هستم
افتخار صرف شام با من رو ميدي ؟
، شواليه هاي نمث کملوت به شما خوشامد ميگه
. و دست هاش رو براي روابط دوستانه باز ميکنه
، پرنسس ميتيان . واقعاً خوش اومديد
. ممنون اعلي حضرت . خيلي در مورد شما شنيدم
و شما خيلي بيشتر از اون چيزي که ازتون . توصيف ميشد خوشتيپ هستين
قراره تمام روز رو توي سرما بمونيم ؟
. منو ببخشيد
فردا ، براي خوشامد گويي به دوستان عزيزمون . يه جشن بزرگ راه ميندازيم
انتظار چيز متفاوتي رو داشتي ؟
شايد آتيش کمپ و گوشت خام ؟
. مطمئن نيستم چه انتظاري داشتم
. خواهش ميکنم بشين . ميخوام همه چيز رو در مورد تو بدونم
. چيز زيادي براي گفتن نيست
به جز اينکه چطور يه خانم زيبا
وسط ناکجا آباد مشغول تميز کردن . کثافتاي خوک بوده
. داستانش طولانيه
. من تمام شب رو وقت دارم
، بعد از اينکه خانواده ي منو کشتن . ميدونستم که دنبال من ميان
. هيچ راهي به جز فرار کردن نداشتم
من چندين ماه قبل از اينکه يه نفرو پيدا کنم که . منو قبول کنه مشغول سفر بودم
کمک کردن به خوک ها بابت لطفي که در . حقم کرد به نظر بهاي عادلانه اي مياد
شما تو جووني خيلي . زجرا کشيدين
اما حالا ديگه اون روزا . گذشته ان
... سرورم
! گفتم کسي مزاحممون نشه
بانو مورگانا درخواست . ملاقات دارن
. اون اينجاست ؟ بيارش داخل . بگو همين الان ميبينمش
حالت خوبه ؟
. بله ، البته - از نظرت عيبي نداره اگه کسي به ما ملحق بشه ؟ -
. فکر ميکردم فقط خودمون تنهاييم - . فقط چند دقيقه طول ميکشه -
. من بايد استراحت کنم - . نيازي نيست -
. من خيلي خسته ام - . اما ما تازه شروع کرده بوديم به شناختن همديگه -
. مطمئنم وقت کافي داريم . ممنون بابت لطفت
. پس تا دفعه ي بعدي
. هم صحبت داشتي . تو هيچوقت عوض نميشي ، هليوس
نقشه ها رو بدست آوردي ؟
... هنوز نه - ! اون قرار ما بود ، مورگانا -
بدون اونا هر حمله اي به . کملوت مثل خودکشي ميمونه
شنيدم ارتشت هنوز . کامل نشده
. آماده سازي ديگه آخراشه
. اما هنوز تموم نشده
تو به من شک داري ؟ - . نه بيشتر از شکي که تو به من داري -
مطمئنم ما زبون هم رو . خوب ميفهميم
بيا ، تو بايد بعد از سواري اي . که داشتي تشنه شده باشي
. خوشحال ميشم بموني
، مراقب باش حواست زياد پرت نشه . هليوس ، هنوز يه عالمه کار هست که بايد انجام بشه
به محض اينکه من ملکه ي کملوت شدم
. تو ميتوني به هر آرزويي که داري برسي
. شايد مجبور شدم قولت رو يادت بيارم
. منتظر همون روزم
، فکر کردم شما بايد خودتون ببينين . سرورم ، خيلي سريع
. کار درستي رو کردي ، سر ليون . حيف شد
پسر بيچاره بايد وقتي روي ديوار بوده . پاش سر خورده باشه
... من فکر ميکردم . اما ديوار نرده هاي بلندي داره
. نميتونه يه حادثه بوده باشه
شايد اون مست بوده ؟
احتمالاً ، اما هيچ بويي از . مستي نميده
. پس ما فقط يه منبع برامون ميمونه
بايد از گايوس بخوايم تا . بدنش رو معاينه بکنه
ببينيم ميتونه از تخصصش استفاده کنه . تا بهمون بگه چه اتفاقي افتاده يا نه
. همين الان ميارمش
ميخواي تموم روز رو اخم کني ؟
. من اخم نميکنم - . تو از صبح يه کلمه هم حرف نزدي -
. دارم فکر ميکنم
. خودت ميدوني که چقدر برات ضرر داره
. سرنوشت آرتور اينه که با گوين ازدواج کنه
، اگه اينطوري باشه . پس ازدواجم ميکنه
اما من بايد دخالت بکنم يا نه ؟
فکر نميکني اين يکم گستاخانه باشه ؟
. آره
. و نه . نميدونم . ديگه نميدونم چکار بکنم
ميتوني شروع به خوردن . فرني ات بکني
گايوس ، من يه پيغام از . لرد آگروين دارم
. اون تو رو ميخواد
. پسر بيچاره گردن خودشو شکونده . ميتوني کبودي رو اينجا ببيني
. بايد از سقوطش بوده باشه
، احتمالاً . اما از همچين ارتفاعي . انتظار جراحت هاي بيشتري هم ميره
، اونقدرا خراش برنداشته . هيچ کدوم از استخون هاشم نشکستن
منظورت چيه ، گايوس ؟
. مطمئن نيستم
. هنوز نه
. توي کتش يه چيزي هست
. يه نامه ست . براي دربار اودين ــه - . بده ببينم -
. بايد همين الان برم پيش شاه
اوين جوون . شاگردِ نقشه کش بود
. يه پسر خوب از يه خانواده ي شريف
با اينحال ميخواست کشورشو . به طلا بفروشه
و اون به نقشه ي حساس ترين . مکان هاي شهر هم دسترسي داشت
موقعيت تونل هاي مخفي ؟
. متاسفانه همينطوره سرورم
و لازم نيست بهتون بگم دشمن با . اون نقشه ها چه کارا که نميتونه بکنه
با اين نامه چيز ديگه اي پيدا کردين ؟ - . نه قربان -
پس احتمالش هست که پسره توي ماموريتش موفق شده و بعدش
. به قتل رسيده . بايد سردابه رو بررسي کنيم
. بله . البته
. هيچ نشونه اي از به زور وارد شدن نيست
... پسره به همه چيز دسترسي کامل داشته . نيازي به شکستن قفل نداشته
يه فهرست کامل . لازمه ، سرورم
. همين الان شروع ميکنم نگهبان ها رو دو برابر کنين
و نقشه کش رو بيارين ... احتمال داره . پسره دست تنها نبوده باشه
اميدوارم اينبار ديگه منو نااميد . نکرده باشه ، آگروين
. نقشه هاي تونل هاي مخفي کملوت . به خوبي کليد دروازه ها کاربرد دارن
. اما مرگبار ترم هستن
. کارتو خوب انجام دادي ، آگروين
! بالاخره
بازم سوپ ميل دارين ، سرورم ؟
. نه ، ممنون
مطمئنين ؟
مرلين ، تا حالا 3 دفعه اين سوال رو ... ازم پرسيدي . فقط
داشتي ميگفتي ؟
... معذرت ميخوام ، من - . چيزي نشد -
No comments yet. Be the first to leave one.