The first 200 lines.
زمان ضبط رویداد - 5 آوریل 1955 ساعت 14:37
ایجاد رخنه در قرنطینه
سوپاپ اطمینان فعال شد
قبل از اینکه اینکارو بکنیم
بگو که اهمیت مساله رو متوجه هستی
این کار در آشپزخانه نیست
اسم تو چیه ؟
متوجه هستم که برنامه جابجا شده، نمیتونیم دیگه
سرعتش رو کم کنیم، باید سرعت عملیات رو زیاد کنیم
اون یک ماشین نیست
فکر میکنم در این مورد خیلی پیش رفتیم تو فکر نمیکنی
بعد از این اتفاقات من نمیتونم
برخاسته
آماده باشید
ما به پشتیبانی نیاز داریم چی ؟
لعنت
لعنت
بگیرش
من کجا هستم ؟
و تو کی هستی ؟
ما در یک تونل هستیم
و اسم من فرانسیس هست
حالا میشه صداتو بیاری پائین !
خانم جوان من میتونم ببینم که در یک تونل هستیم
ببخشید، میشه لطفاً یه کمی .. تونلی که داخلش هستیم کجا هست ؟
ساکت
نمیتونی اینو بشنوی ؟
چی ؟
مطمئنم صدای حرکتت یه چیزی رو شنیدم
چیه ؟
هیچی
یکی از این چیزها به من حمله کرد
جلوتر داخل تونل
داشت منو میبرد یه جایی
درست مثل این یکی که تو رو میبرد
که اینطور
میتونی چیزی به خاطر بیاری در مورد اینکه چطوری اومدی اینجا ؟
اسمت چیه ؟ شغلت چیه ؟
یا ..
ریچارد بومن
بخش دانشمندان از بخش تحقیقات پروتئین
خوبه
سلام پروفسور ریچارد بومن
من فرانسیس دی هستم
و من یک آشپز هستم
من اصلاً نمیدونم چطوری اومدم اینجا یا این چیزها ..
مردها ..
مردها سیگار میکشن ... چیزها .. نمیکشن
این مردها داشتن ما رو کجا میبردن
تو چیزی یادت میاد ؟
نمیتونم چیزی رو قبل از این به خاطر بیارم
صبر کن فرار میکردم
بله
و .. یک راهرو
چراغ ها خاموش و روشن میشدن و ... بله
مردم در یک راهرو به طرف یک در فرار میکردن
یک درب بزرگ آهنی
درب بزرگی نبود
یک آهنگ چطور ؟
آهنگ ؟ نه من آهنگی یادم نمیاد
فقط چندین درب خیلی بزرگ
خیلی کم نور بود
به طرف یک چیزی ..
خون ... تمام کف زمین پر از خون بود
و ...
و یک مرد اونجا پائین درب نشسته بود
اون یک دوست بود یک مرد خوب
من باید بهش کمک کنم
اون نمیتونه تکون بخوره
اون تکون نمیخوره ..
میخواد اینو نگه دارم
خوب ..
اون چیه ؟
توش چی نوشته ؟
نمیتونم اونو بخونم
بیشتر طرح ها و ...
نشانه ها هستن
منظورم اینه که بعضی از معادلات رو شناختم
اگر تو بتونی از این سر در بیاری
برای من زبان یونانی هست
لاتین ... در واقع
چه اتفاقی برای مرد کنار درب افتاد ؟
ما اون کلمات رو گفتیم
ما اونو تغذیه کردیم
الان نمیتونیم اونو ببندیم
تو باید ..
ما گند زدیم ..
دقیقاً به خاطر ندارم
فکر میکنی داری چیکار میکنی ؟
میخوام بدونم قیافه این مرد چطوریه
میخوام ببینم با کی میجنگیم
خیلی عجیبه
اون اصلاً نمیتونه چیزی ببینه
مطمئن نیستم اونا بتونن ببینن
آروم تر ...
خوب من علاقه تو رو نقض نمیکنم
میتونی کمک کنی ؟
خدای بزرگ !
اون شاید یک مرد بوده
فکر میکنی چی میتونسته باشه ؟
اصلاً چیزی نمیدونم
و دندوناش چی ؟
اون ناگهان دندان های خیلی زیادی در آورده
چی ؟
چی شد ؟
اون نفس کشید
خوب این میتونه کاملاً نرمال باشه که یک انسان تا 36 ساعت بعد از مرگ نفس بکشه
کاملاً طبیعیه ؟
تقریباً قطعیه
فرانسیس !
تو نمیخوای دوباره اونو له کنی، مگه نه ؟
قسمتی از این نوشته ها خیلی گیج کننده هست
باید بیشتر تحقیق کنم ..
کتاب رو بزار کنار پروفسور
بیا
صبر کن
اگر یکی از اون چیزها جلوتر باشه چی ؟
باید یک جور نقشه داشته باشیم
تو فندک داری ؟
بله خوبه
نقشه همینه
زیاد علمی نیست
خوب این تنها چیزی هست که داریم پس بهترین استفاده رو ازش یکن
و اگر مجبور شدی چیزی رو بزنی ، چشماتو خوب باز کن
و سعی کن منو نزنی
متوجه شدم
باید در ارتباط به این بخش مشکلی پیش اومده باشه
این منطقیه که برق هر قسمت جدا باشه
یه چیزی اون طرف تاریکی هست
تو اونو میبینی ؟
نه واقعاً
اون چیه ؟
تو اونو نمیبینی ؟
چی رو نمیبینم ؟
این کیه ؟
اون داشت به شما دو نفر گوش میکرد وفتی که حرف میزدید
باید بریم
بله البته
خوب خوب ..
اینا دیگه از کجا اومدن ؟
فرانسیس ؟
اونجا چه اتفاقی افتاد ؟
من یک درب دیدم
درب یک سلول
باورنکردنیه
و نمیتونستم تکون بخورم
فرانسیس
لهش میکنم
فرانسیس !
اونو شنیدی ؟
مراقب باش پروفسور
من ... اون به نظر آشنا میاد
سلام ..
اگر اینجا منتظر بمونی میتونیم یه راهی برای کمک به تو پیدا کنیم
بله
ما باید ..
از هم جدا بشیم ... ؟ نه
ما پیش هم میمونیم پروفسور
اونا تغییر میکنن
فرانسیس ما به اون مداد نیاز داریم
اون دیلم مال منه
چقدر میرزه ؟
تو میتونی این سنگ رو داشته باشی
اونو از کجا آوردی ؟
میدونی من اینو از کجا آوردم ؟
معنیش چیه ؟
بله
و در ازای اون دیلم بهت میگم
تلاش خوبی بود
نه
متاسفم
نمیدونم معنی اینا چیه یا اینکه از کجا اومدن
ولی هردوی ما باید راه دیگری پیدا کنیم تا راهی برای خروج از این تونل ها پیدا کنیم
من نمیتونم ما رو نجات بدم
میدونم
تو به چیزی برخورد کردی هیچ کس دیگری ؟
هیچ کس
چطور ؟
خوب ... این خوبه
گوش کنید
من نمیتونم شما رو با خودم ببرم
این مهم تر هست که من ..
من کمک میفرستم
ولی شما باید اینجا بمونید میفهمید ؟
در این نقطه
اوه بله
و سر و صدا تولید کنید
پس وقتی آدم هایی رو برای کمک میفرستم بتونن شما رو پیدا کنن
ما باید سر و صدا درست کنیم ؟
بله
من جدی میگم شما باید سر و صدای زیادی ایجاد کنید
که اینطور
پس وقتی کمک میرسه بتونن شما رو پیدا کنن و هردوتون در امان باشید
بس کن این احمقانه ست
باهم ما میتونیم ... کشته میشیم
من نمیتونم به شما کمک کنم
تنهایی امن تره
جدا از هم
بهم اعتماد کن
اینجا بمونید
No comments yet. Be the first to leave one.