The first 180 lines.
ماه خونین ☪قسمت دوم☪
ما ازینم رد میشیم عزیزم
حالا دیگه انسان شدیم
این یعنی مالیا هم انسانه؟
دیگه هیچ گرگینه ی منتخب شده و قوی ترین خون آشامی وجود نداره
سلطنت ما بالاخره شروع میشه
چرا خون آشاما واسمون کمین کردن؟
چه اتفاقی برای توافقمون افتاده؟
این ارتباطی با سوپرماه داره؟
تو یه پیشگویی. چی دیدی؟
دو نفر زیر سوپرماه دستای همو گرفته بودن
چرا نمیتونیم از سرنوشت فرار کنیم؟
پیشگو یه الهام بهش شده
فرزند شب
از نژادش محافظت میکنه
روحی که با شیطان کینه توز پیوندخورده
زندگی میکنه تا بمیره، میمیره تا زندگی کنه
سرنوشتش رو میپذیره و قدرت نیروهای تاریک رو تغییر میده
در شبی که ماه خونینه
بچه ای از قدرتمندترین خون آشام و گرگینه ی منتخب شده
به شر خون آشامی که توسط نفرین مهروموم شده پایان میده
در شبی که ماه خونینه
این چی بود؟
نمیدونم
شاید این فنسا برق ارن
فکر کنم راست بگی
شاید به همین خاطر که پوسو نمیتونس ازشون رد شه
ها؟
اوه نه! شاید پوسو منم برق گرفته و مرده
تو خیلی بی احساسی
مالیا؟
مامانم دنبالم میگرده. من باید برم
امیدوارم کمکت کنه
ممنون
چقدر بامزه اس
مالیا مامان، بابا اینجام
مالیا
دیروقته نباید بیرون بازیگوشی کنی
مواظب باش خدای من
کجا بودی؟
اون اینجاست
بیا بیا اینجا
مارو نگرون کردی
دیگه این کارو نکن باشه؟
باشه این خطرناکه
متاسفم
این یعنی ما نمیتونیم آجازه بدیم متئو و لیا و به طور ویژه مالیا جایی برن
این یعنی باید دوباره اونا رو به عنوان اعضای شورا در نظر بگیریم؟
چطور یه الهام میتونه سیستمی رو که ما مدت هاست تشکیل دادیم رو عوض کنه؟
متئو و لیا قدرتشون رو از دست دادن و الان فقط انسان های معمولین
چطور میتونن ما رو رهبری کنن؟
بسه وروسکا
در حال حاظر نیازی نیست که فقط از متئو و لیا محافظت کنیم، چیزی که مهمتره محافظت از مالیاست
جترو
بین مرده هایی که تو پیش بینیت دیدی منم بینشون بودم؟
اوه، مهم نیست
اونچه که نمیدونی بهت ضربه نمیزنه
!اوه
ها؟؟
متا؟
چت شده؟
!هی پاشو
!هی
بلند میشی یا روت دستشویی کنم
!هی
خون آشام
درمورد چی حرف میزنه؟
تریستان
بابا؟
متاسفم
اوه
دکتر؟
دخترم بهم گفت مریض شدی منم دکترو خبر کردم
این چیزی که مالیا بهم گفته
من فقط نمیخواستم شما رو هم مثل پوسو از دست بدم
عزیزم
منو بابات فقط داشتیم ابراز احساسات میکردیم
چه راه عجیبی که بهم ابراز احساسات کنین
داشتین درمورد مرگ صحبت میکردین
این برای توعه عزیزم
زوج هایی که ازدواج میکنن اینجورین
وقتی با یکی ازدواج کنی
تو قول میدی که عاشق اون شخص باشی
تو خوبی و بدی و
تا وقتی مرگ جداتون کنه
این همونی که مامان و بابات داشتن درموردش حرف میزدن
این که چقدر همدیگه رو دوست دارم
عشق ما بهم فنا ناپذیره
پس شما نمیخواین منو ترک کنین؟
عزیزم
نگرون نباش
ما هیچوقت ترکت نمیکنیم
کامل بخور. به قدرتت نیاز داری
باشه بابا. هیجان دارم.کجا میخوایم میریم؟
خوب، میریم بیرون آخجون آخجون آخجونو. هوراااا
خوشحالم که با هم کنار اومدین
بهتره بیشتر تلاش کنی تا بابات قلبشو تغییر نداده
باشه عمه
بیشتر بخور
جترو واضح اینو تو ذهنش دیده
من کسیم که بهش اشاره شده
لا لونا سانگره
ماه خونین
ماه خونین ظاهر بشه
14سال دیگه
من این الهامو قبلا هم دیدم
...اون سرباز لونا
بابا هنوزم باید ادامه بدیم؟
آره
! واوو! گرگ
خیلی خوشگله
متئو امروز خیلی خوشحالی
فقط هیجانزدم چرا؟
مالیا داره خواهر بزرگه میشه؟
خوب کی میدونه؟ ما داریم آماده داشتن یه بچه ی دیگه میشیم
دوست دارم که بعدی یه پسر باشه
!واو
لیا
داره به سمت خونه ی ما میره. مالیا تنهاست
درسته
ما برمیگردیم باشه؟
ما میریم خونه خیلی زود برمیگردیم
برمیگردیم
!واو! زمان بزرگ! گرگ
!وایسا
!بیا بازی کنیم. صبرکن
!هی وایسا
درسته
!تو یه پسرخوبی
فکر کنم جایگزین پوسویی
!مالیا
!مالیا
مامان من یه همبازی جدید دارم
...آه
...عزیزم
این یه سگ نیست
نه مامان، اون خوبه
گمشو
!نه! اون خوبه
مامان نه
اون جایگزین پوسوعه
نه
لطفا بابا لطفـــا؟
لطفا بابا؟
عمه و مامانبزرگ هم باید باهامون میومدن
منظره اینجا خیلی خوبه
تریستان بله؟
اینو بردار ها؟
هی کوین!فکر نکن یادم رفته خیلی وقته که اجارتو ندادی
اینجا که خیریه نیست
عموم مریضه
واقعا؟ همیشه یه بهونه ای میاری.بعدی کیه که مریض میشه؟سگت یا گربت؟
!داری روزمو خراب میکنی
ببخشید میتونم چیزی رو ازتون بخوام؟
الان این چیزی که روزمو میسازه
چه چیزی؟ یه جا واسه موندن میخوای؟
!به خوابگاه چهارفصل خوش اومدی
تونی توررالبا هنوز اینجا زندگی میکنه؟
تونیو؟
اگه خرشری جوابت نه عه
خوب ما میتونیم طی ناهار بیشتر صحبت کنیم
بلندش کن ها!؟
میگم برش دار
اما چرا؟ میگم برش دار
چی کار میخوایم بکنیم؟
منو بزن
منو بزن
نمیخوام
بجنگ! حداقل عصبانیتتو روم خالی کن
عصبی نیستم
پاشو
یالا پاشو
بجنگ
نمیخوام
!بجنگ! ترسونباش
بجنگ
بجنگ
نمیخوام
بهت میگم بجنگ
ولی من تورودوست دارم
No comments yet. Be the first to leave one.