The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

the mentalist s01e15 repack hdtv xvid-xor
A Commentary by sirvaan

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2019-09-07
Downloads: 88
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ووه ، اسکارلت . اين يه پارتيِ عاليه

ميرم که اَسرا رو پيدا کنم - و من هم ببينم مي تونم کي رو پيدا کنم -

اين ويکتوره

! آااه

! اسکارلت

! اسکارلت

! آمبولانس خبر کنيد

مامان

نه اسکار ، اونجا واينستا

به اين نگاه کن ، جرج

زيباست ، مگه نه ؟

حالا آروم باش

احساس سرخوشي و راحتي نمي‌کني ؟

بله

بهم بگو ... چه حسي داري ؟

سرخوشي و آرامش

خوبه

خيلي خوبه

خب جرج ، بهم بگو تاريخ تولدت کِيه ؟

اول مارس 1980 به دنيا اومدم

و اسم مادرت چيه؟

ملودي

اين ... اسم خيلي قشنگيه

اون زن خوبي بود

اون مي‌خواد که تو حقيقت رو بگي . مگه نه جرج ؟

بله

... خب ، پس بهم بگو چطور داناوان هوبر رو کُشتي

... جين ، ببخشيد که وقتت رو ميگيرم

اما الان يه اخطار گرفتيم

تو خيلي با اين کار داري ؟ - ... آااه -

لعنت بهت جين ، اون تو خَلسه است ، نه ؟

... يه جورايي ميشه گفت

... توي يه آرامش عميقه - هيپنوتيزم . تو اون رو هيپنوتيزم کردي ؟ -

خب ، من اومدم يه لطفي براي واحد جنايي کرده باشم - اون کابوي‌ها ؟ -

وقت رفتنه رفقا - مي دوني ، من فقط داشتم از اين حقيقت رو بيرون مي‌کِشيدم -

... اون دو نفر رو کُشته . اگه اونجوري سريع نمي‌اومدي تو اتاق

... من هنوز ممکن بود - چند بار بايد بهت بگم : .... هيپنوتيزم نه ؟ -

... غيرقانونيه ، و تو نبايد

هِي ادامه‌اش بدي - آروم باش خانم ، چيز بزرگي نيستش -

... اوه واقعاً ؟ وکيل اين مَرد تا چند دقيقه ديگه ميادش اينجا

... توي سالن و يه چيزي بهم ميگه اون مياد

براي بحث و جدل با تو . يالا راه بيافت بريم

خُب ، بذار اول اين رو از خَلسه در بيارم ، باشه ؟ - سريع تمومش کن -

چَشم ، خانم

مي‌خوام با مُوَکّلم تنها صحبت کنم - البته -

الان - جرج خوشحال شدم از صحبت كردن باهات -

اميدوارم موفق باشي

اين واسه منه

... خُب ، جرج

جرج ؟

حالت خوبه ؟

اين شوخي بردار نيستش - يه كم هست -

چي داري ؟

... يه پرونده غير رسمي براي کلوپ بيرون شهر

اسکارلت مارکوسا ، 33 ساله ، زن

ميزبان مهموني ازدواج کرده ، يه بچه داشته

ساعت 10:20 تو مهموني پرت ميشه پايين

... اسکارلت تو بالکن مي‌دَويده

دستش رو به گلوش چسبونده بوده و جيغ ميزده

سقوط باعث مرگش شده - شوهرش و بچه‌اش کجان ؟ -

با همسايه‌ها هستن . بدجوري شُکّه شدن - تا فردا صبح براي صحبت کردن باهاشون منتظر مي‌مونيم -

مسموم شده بود ، ها ؟ - احتمالاً ، کف کردن دهن ، رنگ پريدگي -

پزشک قانوني که اينجوري فکر مي‌کنه

اما ما هنوز هيچ سرنخي پيدا نکرديم

نمي‌دونيم کجا مسموم شده

... اون طبقه بالا بوده ، اما مسموم شدن

مي تونه هر جاي ديگه‌اي باشه . اين خونه‌ي بزرگيه

اون ، يه لحظه ... ببخشيد

اين جالبه

ببينين ... چشماش رو ببينين

چيه ؟

سلام ؟ يه چيزي بگو

... ريملي که به چشمش زده ، زياد هست

... اون بايد در حال آرايش بوده باشه

... که مسموم شده ، پس

... اون بايد توي

حمام بوده باشه

هممم

آاه

آااه . اينم منبع سَم هست

هيچ شكّي توش نيست

اينجا چي داريم ؟

حالا مساوي شديم

انگيزه

آقاي مارکوزا . مأمور ليزبن هستم . از سي.بي.آي

بله ، مرسي که اومدين

اينها دوستان عزيزم هستن ، اَسرا حدمي و مندي ريليژيک

اونا مراقب من و اسکار بودن

هر کاري بتونيم مي‌کنيم - ... ويک ، مطمئنم که جيم -

سريعاً بر مي‌گرده به شهر - مرسي ، مَندي -

مراقب خودت باش ، ويکتور

خواهش ميكنم . بفرماييد داخل

اسکارلت همه چيز رو اينجا نگه ميداشت

خيلي منظم بود

ما اونو تا جايي که ممکنه سريعتر بهتون برميگردونيم

ممنون

... آزمايشات به ما نشون ميدن که همسرتون

با مرگِ موش مسموم شده

مرگِ موش

اسکار . اسکار

کي همچين کاري رو مي تونه کرده باشه ؟

کسي که مي‌خواسته يه چيز رو تلافي کنه - حدس شما كيه ؟ -

اسم کي تو مغزتون مي‌پيچه ؟

اسکارلت دشمني نداشت . همه عاشقش بودن

حتي آسرا ؟

آسرا ؟آره . هميشه با هم خوب بودن . چرا در مورد اون مي‌پرسين ؟

شما يه ماجراي عشقي با آسرا داشتين . درسته ؟ - چي ؟ نه -

نه ؟ واقعاً ؟ - نه ، واقعاً -

... چرا هر چي اتفاق مي‌افته ، شما پليس‌ها

يه همچين سئوالي رو مي‌پرسين ؟

ببخشيد ، اشتباه من بود . شما شريک شغلي دارين ؟

اون مدير حسابداري منه - آه ، خيلي خوب فهميدم -

چي رو فهميدين ؟ - مهم نيست ، شما مي‌دونيد کليد اين رو کجا نگه مي‌داشت ؟ -

نتونستم پيداش کنم . اينجا نيستش - نتونستم پيداش کنم . مي‌خواستم سوار ماشينش بشم -

نگران نباشيد . مطمئنم که پيداشون ميشه

دقيقاً شما چي کاره هستين ؟

من تو کار املاکم - بازار سختيه -

... همه بهم ميگن

اما مطمئنم که به زودي رونق مي‌گيره

و اسکارلت هم با شما کار مي‌کرد ؟ - نه ، اون هنرمند بود -

اون جواهر درست مي‌کرد

... ازش يه شغل خيلي‌خوب هم ساخته بود . در حقيقت

به دوستاش و همسايه‌ها مي‌فروخت

خُب ، چه جور جواهراتي ؟ از اون گرون‌هاش ؟

... نه ، بدلي بودن ، واقعاً

... گوشواره ، گردن‌بند

مي‌تونيم نمونه‌هاش رو ببينيم ؟

البته

هممم

خيلي زيبا هستن

مهموني ديشب مناسبت ويژه‌اي داشت ؟

فکر اسکارلت بود

... مي‌گفت که لازمه مَردم

بدونن که ما اوضاع‌ِمون خوبه

و اوضاع‌ِمون ... خوب بود

همه تو مهموني ، رفتارشون معمولي بود ؟

هيچ چيز غيرمعمولي نبود ؟ - نه -

و شما همه افراد تو مهموني رو شخصاً مي‌شناختيد ؟ - آره ، دوست‌هاي خوبي بودند -

ما ليست اسم‌هاشون رو مي‌خوايم - البته -

بيشترشون از کلوپ شهري بودن

اسکارلت به عنوان رئيس هيئت بانوان اونجا انتخاب شده بود

... موقعيتِ بزرگي تو اون کميته بود

يه جورايي پِرِستيز داشت

من خيلي بهش افتخار مي‌کردم

اما به اين معني بود که ... وقت بيشتري رو تو کلوپ سپري مي‌کرد

اسكار

تمومش کن . لطفاً

من رو ببخشيد

کارمون تمومه اينجا ؟ - نه ، براي الان کافيه -

اما اگه چيزي بخوايم ، باز هم مزاحمتون ميشيم

خيلي زيبان

مشکل تو با آسرا حدامي چيه ؟ - ... خُب ، تو که ديديش مي‌خواست -

ويکتور رو بغل کنه . داره فريبِش ميده

فکر مي‌کردم يه ماجراي عشقيه ، اما نه

يه چيز ديگه است . داره ازش چيزي دو دَر مي‌کنه

... ون پلت رو ميزارم

رو برگه‌هاي اقتصادي‌شون کار کنه

مي دوني ، بايد بريم . يه نگاهي به کلوپ بندازيم

آره ، برو با زن‌هاي کميته‌اش حرف بزن

ميگم ريگزبي هم با تو بياد

يکي از اينا حقيقت رو مي‌دونه

اوه ؟ و چطور ؟

... خب ، قتل با سَم و پيغام نوشته شده

با رُژ لب ، معلومه کار زن‌هاست

و زن‌ها رازي ندارن که به زن‌هاي ديگه نگفته باشن

خُب ، مگه اينکه يه مردِ حيله‌گر مثل يه زن طرف رو مسموم کرده باشه - تو چي فکر مي‌کني ؟ -

نه

... بازيکنان نيمه نهايي ، شماره 23 و45

بيان به محوطه ، لطفاً . بازيکنان به محوطه

صبح بخير خانم پليس کاليفرنيا

من کارآگاه ريگزبي هستم ، اين هم جين - سلام هيدر -

از ملاقاتت خوشبختم

همه منتظر اومدن شما بودن . اسکارلت بيچاره وحشتناک بود

چه کمکي مي‌تونم بهتون بکنم ؟ - ... خب ، ما مي‌خوايم

با خانم‌هاي کميته شروع کنيم - حتماً -

خب ، شايد بهتر باشه يه مقداري آرومتر جلو بريم ؟ - اوه ، بالاخره يه لحظه بعد همه متوجه ميشن -

جکي ، پيشنز ، مَندي

... پليس اومده اينجا و مي‌خوان با ما در مورد

مرگ اسکارلت صحبت کنن . بياييد به حياطِ رزها

... و بقيه لطفاً سکوت رو رعايت کنن

و بريد براي شرط بندي مسابقه

راه رو بهتون نشون ميدم - من عاشق سکوت اين جاهام -

خب ، بذاريد از اسامي شروع کنيم

... اوه ، پيشنز برادبنت

ممم ... هممم

مندي رلزيک رو که ديديد - سلام -

جکي شاپر - خدا رو شکر که شما اينجايين -

شما اون ديوونه رو پيدا مي‌کنيد ، مگه نه ؟

سعي مي‌کنيم . همه شما تو مهموني بوديد ؟

بله - بله ، ما بايد تو مهموني رئيس حضور داشته باشيم -

اين قانونه - رئيس سه موقعيت پرستيژي هست ، نه ؟ -

اوه ، آره . اينطوره - اون نبايد دشمن خاصي داشته باشه ، مگه نه ؟ -

مي توني اينجوري بگي

اگه حرفي براي گفتن داري ، بگو

تو ذهنت نگو ، جنده - اوه ، خيلي‌خب . مي‌خواي همشون رو بگم ؟

اون در مورد دشمن‌هاش پرسيد و اين چيزيه که تو هستي

... اون از اسکارلت متنفر بود . چون رياست رو مي‌خواست

و اسکارلت تو انتخابات دهنش رو سرويس کرد

مگه نه ، مَندي ؟ - اوه ، من تو اين موضوع اطلاعي ندارم -

... درسته ، من امتياز دفتر خصوصي

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left