The first 200 lines.
... آنچه در ماموران شيلد گذشت
تو چند روزي ... مرده بودي - - GH-325
،اون به مامور کولسون تزريق شد ،و چند دقيقه ي بعد
توي زخم هاش درمان شدن
دوست دارم دوباره دستگاه رو روشنش کنم
اون فرکانس هاي امواج تتاي مغرت رو وادار ميکنه که
کمک کنه راز هاي درون ناخودآگاهت رو کشف کنيم
!خواهش ميکنم! بزارين بميرم
از کي کشيدن اينا رو شروع کردي؟ - اولين شبي که گرت رو ديدم داره اونا رو ميکشه -
فکر ميکني دليلش چي باشه؟ - GH فرمول -
پس اين کاريه که اين بالا انجام ميدي
اينا رو ديروز کشيدم
مهم نيست چقدر کنده کاري کنم، برام هيچ معني اي ندارن
هيچ نظري هم ندارم - من دارم، اين يه نقشه ست -
داري منتقل ميشي برادرت ميخواد توي بازداشت خودش باشي
،مرد سوزان، دو سال قبل ... توي بيابون گير افتاده بوديم
يه درخشش در تاريکي اتوبوس
همينه؟ - مرد سوزان چي بود؟ -
مطمئني اهل ايالت آيووا نيستي؟
چون لهجه ـت مثل اوناست
توي بالتيمور به دنيا اومدم و بزرگ شدم - داره ديوونه ـم ميکنه -
منظورم اينه که ديوونگيه، نه؟
... ما همديگه رو وسط بار ديديم، و
،براي هم دست تکون داديم انگار دوستاي قديمي هستيم
ميدونم که ميشناسمت فقط نميدونم چطور
براي به خاطر آوردن
پس تو يه هنرمندي - اره، نقاشي ميکشم -
اره هنر درس ميدم
براي همينه که ميشناسمت؟
تو هم يه هنر مندي؟ - من کنده کاري ميکنم -
خب، شايد دليلي که فکر ميکنيم همديگه رو ميشناسيم
به خاطر اين باشه که ملاقات امشبمون کار سرنوشته
ببين، من کاملا باهات روراست نبودم
،ما قبلا همو ديديم
و من راه درازي رو اومدم که با تو باشم
خيلي خب، شايد نبايد اينقدر سريع جلو بريم
نه، ما چيزاي مشترک زيادي داريم
،خاطره هاي زياد درد هاي زياد
تو چطور در مورد اينا ميدوني؟
کمک ميکنم يادت بياد
لعنت
چه مدت اينجا وايسادي؟
به اندازه ي کافي مِي به هرکدوممون دستورات خاصي داد
تو با ديوار ور ميري، منم مراقبت هستم
نميخواستم بيدارت کنم
قيافم شبيه کساييه که خوابيدن؟
براي چي بيدار موندي؟ - همه ي اينا باهم ارتباط دارن -
،وارد اطلاعاتي در مورد پدرم داره
همون کسي که اون دستگاه ،کشتار جمعي فضايي رو داره
،که يه جوري به اين نوشته ها ارتباط دارن
که GHـه که اونم به خاطر سرم توي خونمون وجود داره
مثل اينه که ما قطعات يه پازليم
به جز اينکه ما نميدونم چه پازليه يا چطور بايد کنار هم بچينيمشون
،اين بدترين کابوس يه هکره
فايروال هاي بزرگ ابدي
ازمون ميخواد بدونيم ميتونم حسش کنم
... پس اين
بايد بهمون بگه، چون من دارم سعي ميکنم
،اين نوشته ها رو با نقشه هاي صورت فلکي
نمودار ناوبري و ژنوم تطبيق بدم
،و اگه اين يه نقشه ست پس نقشه ي ناکجا آباده
بايد باهاش سر کني
نوشته هاي پشت سرهم زيادي به ذهنم مياد
قبلا هر ماه دو سه بار ميومدن
بعدش هفته اي يه بار
الان هر روز و هر شب
نميتونم متوقفشون کنم
چطوري روي تو عمل ميکنه؟ وقتي خوابي؟
براي همينا جواب ميخوايم
و اگه پيداشون نکنيم چي؟
چيز ديگه اي هم هست؟
مِي کي برميگرده؟
وقتي وارد رو پيدا کنيم
مورس داره صحبت ميکنه
مامورها توي موقعيت هاشون قرار گرفتن
يه ساعته اينجا نشستيم - توي شعاع 200 مايلي -
از اخرين موقعيت شناسايي شده ـش 11 جا هستش
اگه خودشو توي يکي از اونا نشون بده، عالي ميشه
چرا تحت تعقيب سراسري نيست؟ اون که از حبس فدرال فرار کرده
سناتور وارد داره مخفي کاري ميکنه کسي به جز ما دنبالش نيست
تريپلت هستم چشمام به سوژه ـست
ديدم بهش هست، ميتونم شليک کنم
نه، آماده باش و منتظر دستورات باش
فرمانده، فقط بگو، ميتونم تمومش کنم
سناتور زنده ميخوادش - خودت چي ميخواي؟ -
... هر جور که شده بگيرينش
مفهوم شد
لعنت
نميدونم چطور، ولي ميدونه که دنبالشيم
،توي دستش يه سوييچ داره
و سي 4 کافي براي نابود کردن ساختمون داره
دار حرکت ميکنه
درگير نشين، بلوف نميزنه
اون بالا حواست باشه، مِي
مامور هانتر و مامور مورس توي موقعيت در ايستگاه بعدي هستن
،اگه نتونيم بياريمش
حداقل ميفهميم کجا ميره
ما وارد رو پيدا کرديم
چيه؟ - ... يکي از منابع من، اين يارو مايکرو -
يه جور ديوونه ي عاشق صحنه ي جرم و ايناست يه چيزايي فرستاده
نوشته ها، ولي دقيقا اونجوري نيست که ميخوايم ببينيم
عکسا کي گرفته شدن؟ - ديشب -
هرکي که اين کارو کرده هنوز اون بيرونه
اين قربانيه؟ - جنيس رابينز -
... زندگي ميکنه شمال نيويورک زندگي ميکرد
اون يه مامور شيلده - نه، اون يه معلم درس هنر توي آيووا هست -
کل تاريخچه و مشخصاتش رو خوندم - اشتباه نميکنم، قبلا ديدمش -
بايد بريم بررسيش کنيم
ميدوني الان 14 تا قانون شکستيم
ياغي بودن يکي از چيزاي شجاعانه ست
حتما بايد توي شيفت من اين اتفاق بيافته؟ نميتونستي تا وقت برگشتن مِي صبرکني؟
وارد دستش با وارد بنده
و مل تنها کسايي هستيم که ميدونيم دنبال چي ميگرديم
خب داريم دنبال چي ميگرديم؟ - جواب -
حق با تو بود
داد ميزنه که اينجا خونه ي يه مامور شيلده
شما دوتا حتي يه چيز اشتراکي ،معمولي هم باهم ندارين
مگه اينگه تو هم آلبوم هاي انيا رو يه جايي قايم کرده باشي
نه، هيچ چيز مشترکي باهاش ندارم
حرفمو پس ميگيرم
چيزاي مشترک زيادي زيادي هست
واضحه که هر دوتامون داشتيم روي يه طرح کار ميکنيم
ولي اون يه بخش هايي رو داره که من ندارمشون
چطوره اون نوشته ي هک شده توي ميامي رو بهش اضافه کنيم؟
هر کسي که اين کارو کرده روي طول موجمون بوده
فقط يه چند بخش از اون کمه تقريبا همش اينجاست
حق با تو بود اون يه مامور شيلده
مامور سطح 6 ربکا استيونز توي تريسکلين بوده
احتمالا همونجا ديدمش - نه، نميشه اخيرا ديده باشيش -
طبق اين، پنج سال پيش از سرطان مرده
چطور ممکنه؟
تا وقتي کالبد شکافي نکنيم نميتونيم بگيم
به يه جسد براي اين کار نياز نداري؟
شما دوتا چطوري يه جسد گير آوردي؟
... کريسپي ديم ميگه مرده رو بدست بيار
،همونطور که به اين دوستم گفتم ،بهش گفتم اگه توي زندگي چيزي ميخواي
برو بدستش بيار و اونوقت اون مال خودت ميشه
همه ش همين بود؟ واقعا؟
چون فکر کنم هميشه اگه يه چيزي توي زندگي بخوايم
بايد سخت کار کني تا بدستش بياري
يکم فضا بهم بدين، لطفا
هيچ خانواده اي داره؟ - نه کسيو نداره، هيچي فاميلي، هيچ بچه اي -
حقش اين نبود - چيزي ازش يادت اومد؟ -
اون يه مامور سطح دسترسي 6 بود بايد يادم ميبود
ولي يادم نيست
ما نمونه ي خون و بافتش احتياج داريم
،آزمايش کامل شمارش گولبول هاي قرمز و اناليز ترکيبي
کسي هست که بخواد قبل شروع کالبد شکافي اينجا رو ترک کنه؟
مزاحمت نميشيم
کارم تموم شد خبرتون ميکنم
کمکي ميخوايد - چيزي نيست -
مشکلي نيست، واقعا قول ميدم ...گاز نگيرم
اسمم زک ـه - اليزا هستم، اين گراهامه -
سلام، گراهام
پس ... کمکم ميکني؟
حتما - خيلي خوب -
به نظر ديگه به کمکم احتياج نداري
گراهام اينجا همه ي وسايل سنگين رو بلند ميکنه
فکر کنم باهم هم مسير هستيم، نه؟ مقصدتون کجاست؟
دالاس - کار سرنوشته -
بگير بشين، عزيزم
ممنون، واقعا يه نجاي هستي
کنار ما ميشيني؟ - ترجيح ميدم عقب بشينم -
ببخشيد، اين جا مال کسي ـه؟
همش مال خودت - ممنون -
از پرواز خوشت نمياد، نه؟
ببخشيد؟ - ... هيچوقت نفهميدم -
چرا بعضي از مردم وقتي ميتونن با هواپيما برن، با اتوبوس ميرن
ببين کسي داره ميگه، کسي که خودش هم با اتوبوس ميره
سفر دقيقه ي اخري داشتم انتخابي نداشتم
تو با انتخاب خودت سوار اتوبوس شدي؟ - من مناظر طبيعي رو دوست دارم -
وقتي اون بالايي نميتوني دنيا رو ببيني
تو هم نميتوني دنيا رو وقتي چشات به .يه کتاب ـه، ببيني
سفر درازي ــه وقت زياده براي اين کارا
خب، ميتوني سريع بري ته کتاب
و همه ي چيزاي خوب توش رو از دست بدي؟ - اونقدرا جالب نميتونه باشه -
چرا اينو ميگي؟
چون وقتي بيرون منتظر بودي توي صفحه ي 117 بودي
و هنوزم توي همون صفحه اي
... پس يا تو يه کتاب خون خيلي کندي
يا با کولسون کار ميکني - کي؟ -
تحت تاثير قرار گرفتم ميتوني بهش بگي که من گفتم
تقريبا دلم برات تنگ شده بود - داري در باره ي چي حرف ميزني؟ -
مطمئنم اونا درباره ي اين بهت يه چيزايي گفتن
... اگه کاري کني يا حرفي بزني
همه ي آدما توي اتوبوس ميرن هوا
پس به خوندن کتابت ادامه بده و به يه پايان خوش اميدوار باش
راننده - بله، آقا -
توي اتوبوس اشتباهي اومدم ... فکر کنم
بايد بيشتر توي کارام دقت کنم
شرمنده، بايد چند تايي وسايل اضافه رو گم و گور ميکردم
حق با تو بود، مِي کارش درسته
خيلي خوب
،هانتر، اگه توي موقعيتي همش با خودت
مفهوم شد، عزيزم خوشحال ميشم بهتون لطف کنم
،بريدگي ها خيلي عميق هستن
ولي دليل مرگش ايست قلبي بوده
،به خاطر شوک ناشي از درد مرده نه به خاطر جراحتش
توي اينجور قتل هاي تشريفاتي خيلي معموله
تشريفاتي؟ - اينا مشخصاتشه -
No comments yet. Be the first to leave one.