The first 200 lines.
" فصل 4 قسمت 1"
من اوترد پسر اوترد هستم
به عنوان یک ساکسون به دنیا اومدم و وارث برحق قلعهی ببنرگ هستم
سالهای زیادی برای شاه آلفرد از وسکس
و رویاش که ساختن یک پادشاهی متحد برای انگلستان بود جنگیدم
اما وفاداریم هیچ پاداشی در بر نداشت
تو بهترین بابا نیستی
بچه هام ازم گرفته شدن و پسرم به کلیسا داده شد
در نهایت ما صلح کردیم
هرچند که خیلی کوتاه بود
شاه مرده و باهم برای روحش دعا میکنیم
برای ادوارد جانشینش
شاه جدید خیلی چیزا باید یاد بگیره
کم کم داره نشونه های هرج و مرج و تردید توی وسکس پیدا میشه
خدا با ماست
هرچند که بیوهی آلفرد بانو السویث
مردانی که به اون وفادار بودن رو تبعید میکنه
تو کشیش شاه بودی و حالا که مرده دیگه جایگاهی نداری
و لرد اثلهلم هم جاه طلبی های خودشو داره
چرا بهم گفته نشده بود که ادوارد قبلا ازدواج کرده؟
ازدواج اثلفلد هم اتحاد نیاورده
میخوام بمیره
اون تو قلبم جا داره
عشق بزرگ بریدا، رگنار مرده
اون با کنوت، ارل دانمارکی متحد شده
تو باید زیر خز باشی، با من
و وقتی موقعش شد میخوام از همهی وجودت لذت ببرم
درحالی که هیستن داره طرح میریزه تا بتونه تاثیرگذار باشه
منم حسابایی دارم که باید صافشون کنم
در طول تمام پیروزیهام، شکستهام، عشق هام و از دست دادنام
محکم روی عقیده ام ایستادم
اینکه یه روز به ببنبرگ برمیگردم تا مردی که
هیچی واسه اینکه منو بکشه جلوشو نمیگره رو بکشم
عموم آلفریک
.سرنوشت همه چیزه
"ببنبرگ" "قلمروی نورث آمبریا"
اسکاتلندیهای حرومزاده بکشیدشون
تیکه تیکهشون کنید یدونهشون رو هم باقی نذارید
مادرخرابا
دارن ضعیف میشن برید جلو
میگیریمشون. برید جلو
نذارید فرار کنن
برید جلو، ترسوها.. همشونو بکشید نذارید فرار کنن
یا خدا
!عقب نشینی
برگردید به ببنبرگ
دروازه رو باز کنید
دروازه رو باز کنید
دروازه رو باز کنید
برو برو
دروازه رو باز کنید
این دفعه چند نفرو از دست دادیم؟
بیشتر از نصف، قربان
پس نیروی بیشتری نیاز داریم وگرنه این سر ماست که روی دیوار قرار میگیره
برمیگردن اونطرف مرز؟ میرن که خودشونو تقویت کنن
تو اسکاتلند اینقدر حمله میکنن تا وقتی که هممون رو از دم تیغ بگذرونن
اگه ببنبرگ رو بگیرن راهشون برای اومدن به جنوب باز میشه
اونا کل نورث آمبریا رو میخوان
قربان، مرده ها رو کجا دفن کنیم؟ ولشون کنید واسه لاشخورا
بلند شید
آخرین مردایی که موندن
بزرگترین جنگجوهام
یا کسایی که ترسیدن و قایم شدن و فرار کردن؟
اسکاتلندیا برمیگردن
میخوان ما رو بکشن و سرزمینمون رو بگیرن
پس اگه میخواید آخرش این نباشه که روی کشتی بردهها پوسیده بشید
بهتون پیشنهاد میکنم از جنگ سیر نشید
بجنگ
یا برو
زود باشید همین الان برید
اینجا جایی واسه تردید
یا ضعف نیست
من هیچوقت تسلیم مهاجما نمیشم
مردای من میتونن نابود بشن روستاها قحطی زده بشن
اونا میتونن یه گودال به عرض یه مایل بکنن
ولی تا وقتی من زنده ام این دیوارها خراب نمیشن
این قلعه سقوط نمیکنه
من هیچوقت نه از حقم میگذرم نه با کسایی که بهمون حمله میکنن صلح میکنم
ما میجنگیم، تا وقتی که همشون سلاخی بشن
وقتشه بریم سمت جنوب، آسفرٍث
ما برای ببنبرگ میجنگیم
برای ببنبرگ
Twitter: @Colonel_Jon Twitter: @ElahehGoddess9
"کوکهام" "املاک اوترد در وسکس"
چی؟
بیرون
هیچکس نمیدونه که من اینجام
اونایی هم که میدونن هیچوقت بهمون خیانت نمیکنن
وایسا
کی اونجاست؟
ادلهلم غیبت بانو اثلفلد به گوش شوهرشون رسیده
باید قبل از اینکه پیدا بشن از اینجا برن
پیشم بمون
نمیتونم چرا، میتونی
اگه اثلرد سرباز بفرسته باهاشون میجنگیم
لطفا، اون به اندازه کافی اذیتت کرده
میدونم، ولی آدما نباید بمیرن پس من میتونم دوستت داشته باشم اوترد
آدما واسه کمر از این هم مردن
ولی نه اونایی که به من خدمت میکن
نمیخوام باعث خونریزی بشم
اثلرد از ادوارد کمک میگیره تعدادمون بیشتر میشه
پس وقتی شوهرت دنبال یه زن دیگهست تو نجابت به خرج میدی؟
جفتمون میدونیم اون فرق داره
با برگشتن پیش اون خودتو تحقیر نکن
تو از اون بالاتری
میدونم
و امیدوارم به وقتش همه چیز به نفع ما تغییر کنه
میرم وینچستر تا خیال مادرمو راحت کنم
و هرموقع تونستم برمیگردم اینجا
آدمات به زودی از شمال برمیگردن
بانو شما میدونید من از روی حسادت حرف نمیزنم اما خواهش میکنم
شوهرتون از اینکه شما رو بخاطر خیانت تنبیه کنه لذت میبره
واقعا لازمه که بهونه دستش بدید؟
اون از تنبیه کردن من بخاطر هرکاری که انجام بدم لذت میبره
پس باید تلاش کنم با همین شادیهای کوچیک زندگی کنم
بعلاوه، من مردای خوبی رو دارم که ازم محافظت کنن
و میدونم از روی حسادت حرف نمیزنی
خبری از فینان نشد؟ هیچی، قربان
حاضری از خدات بخاطر زندگیت دست بکشی؟
میخوای بهت رحم کنم؟
نه
نه، رحم مال مسیحی هاست تو چکار میکنی؟
آفرین پسر اگه دستگیرت کردن، همین کار رو میکنی
هی، مراقب باش کنوت
این یعنی اونا دوستت دارن
.اینا بچه های خوبی هستن کنوت. تو خوشبختی آره
بیا، ما نباشیم خیمه رو نابود میکنن
تا قبل از زمستون باید ساکن بشیم
وقتی مردا میرن جنگ باید خودتو قایم کنی
اگه هرکدوم از شما موقع دادن به ساکسون دستگیر بشه، وقتی برگشتیم اعدام میشه
برو
پاچه خوار تو همونی که پاچه خوار صداش میزنن؟
من اردوالف هستم از مرسیا فرماندهی گارد پادشاه اثلرد
آخرین فرماندهی جدیدش
شنیدم از بی آبرویی خانوادگی داشتین
و بابات بخاطر اینکه اسبش رو کرده زمین هاش رو از دست داده
منم شنیدم یه دانمارکی بود که میخواست بخاطر پول به قبیلهی خودش خیانت کنه
با اینکه یه تیکه گوهی ولی چشمای فولادی داری
شاید قسمت این بوده که باهم کار کنیم جناب کون لیس
سه روزه که دارن کشتیهاشون رو بارگیری میکنن
دارن سرزمینی که اونقدر سخت براش جنگیدن رو ترک میکنن؟
به دانمارکیا نمیاد که دور ریخته بشن
کنوت داره مردمش رو کجا میبره؟ ایرلند
پسر عموش سیگتریگر توسط بومیا اسیر شده
حداقل یه زمستون وقت میبره برمیگردن؟
زنها به یه سکونتگاه محلی میرن پس سینههای گرمی واسه برگشت منتظرشون هست
چرا اینارو میگی؟
چون ازت بدم میاد بخاطر خدماتم پاداشی گیرم نیومد
باید بیشتر پاچه خواری کنی شاید
...و
بیشتر از این جنگ نمیخوام
واسه تو خاک خوابیدن خیلی پیرم
من نقره میخوام. جناب اثلرد داره؟
سکهی خودشو میسازه؟
چه بلند پروازانه
راسو چطوره؟ هنوزم یه مرد عاقل و با افتخاره
کسی که به عنوان یه سرباز بلند پرواز و شجاع شناخته میشه
کسی که وفاداری به دست آورد
شنیدم خواهرتو به عنوان فاحشهی خودش نگه داشته پس اشتباه شنیدی دانمارکی
فاحشه نیست و اونم به زور نگرفتتش
کار خوبیه ممنون، قربان
یه قایق پایین رودخونهست قربان
زنهای کوکهام
ما برگشتیم
میدونن فینان میتونن از اینجا بوت رو بفهمن
شبیه عن شدی
کشتیم رو چکارش کردی؟ نه، تقصیر آسفرث بود
چه خبر از ببنبرگ؟ خبرای خوب قربان
عموم آلفریک مرده و تو هم تخماشو واسه ثابت کردن با خودت آوردی؟
نه ولی اسکاتلندی هایی که سعی داشتن بیان به جنوب بهش حمله کردن
نصف افرادش رو توی حمله های اخیر از دست داده
پس ببنبرگ ضعیف شده؟ فعلا آره
قبل از اینکه افراد بیشتری پیدا کنه
یا اینکه توسط اسکاتلندی ها سلاخی بشه
پس میتونیم بگیریمش
با یه ارتش میتونیم بگیریمش
شاید آسون نیست
چندتا سرباز داره؟ با ارفاق 40 تا
میخواد زاد و ولد کنه؟ ...وای خدا، نه. حاکم های محلی فکر میکنن که اون
که اون یه پشکله آره. حقم دارن
نباید دیر کنیم نه
برو قبل از اینکه آدمای بیشتری رو بخره
قبل از اینکه اسکاتلندیا برگردن میریم سمت ببنبرگ
خدایان دارن بهمون میگن که ضربه بزنیم و چیزی که مال منه رو پس بگیریم
قربان این کار نیاز به کشتی و افراد داره
ریسکش میتونه به قیمت خرج شدن تمام نقرههاتون باشه
فینان، اگه ببنبرگ رو بگیریم
تمام نقره هایی که تا الان خوابشون رو میدیدیم به دست میاریم
همتون بخاطر خدماتتون پاداش میگیرید حتی توی جوجه راهب
آمین
چند نفر اینجا مونده؟ نه به اندازه کافی
میریم سمت وینچستر تا یه ارتش درست کنیم
الان وقت اینه که وسکس هرچی ازم گرفته رو بهم پس بده
"وینچستر" "قلمروی وسکس"
دارن کتابای بابا رو چکار میکنن؟
جناب اثلهلم میخواد که این اتاق برای برنامه ریزی درمورد استحکامات دفاعی قرار داده بشه
طاهر بهترین نور رو واسه کار کردن داره
مواظب باش
این کتاب تاریخچهی همسرمه
ببرش به اقامتگاهم
No comments yet. Be the first to leave one.