Mr. Robot

Mr. Robot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Mr Robot S03E10 iNTERNAL 720p WEB H264-STRiFE
Mr Robot S03E10 1080p WEB h264-CONVOY
Mr Robot S03E10 WEBRip x264-RARBG
Mr Robot S03E10 HDTV x264-KILLERS
Mr Robot S03E10 HDTV XviD-AFG
Mr Robot S03E10 HDTV XviD-RMX
Mr Robot S03E10 480p HDTV x264-mSD
Mr Robot S03E10 480p HDTV x264-RMTeam
Mr Robot S03E10 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Mr Robot S03E10 720p HEVC x265-MeGusta
A Commentary by Naser_69
█ ناصر اسماعیلی | DibaMoviez.Com

Tags

web
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
Published on: 2018-08-29
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫هر جایی رو نگاه میکنم اونجایی

‫برا همین می‌خواستم همو ببینیم

‫تا بفهمم چرا اینقدر برا فیلیپ پرایس خاصی

‫چرا اومدی دنبال من؟

‫حیوون دست‌آموزت آنجلا ماس...

‫بهش اجازه داده شد تا شکایتش رو دنبال کنه

‫که نقشه‌های منو به مخاطره انداخت

‫اینجا در امان نیستیم. ‫باید بهش اخطار بدم.

‫باید بدونه چی شنیدن.

‫خانم ماس. خانم ماس، ازتون میخوام با ما بیاین

‫ما آماده‌ایم

‫اکسپلویت من بهم دسترسی کامل ‫به رابط مدیریتی اونا رو میده

‫حالا دارک‌آرمی مال منه

‫فکر کنم میخوای یه بهونه‌ی الکی بیاری

‫که چرا یه ماه کافی نیست ‫تا پروژه‌ی منو به کنگو بفرستی!

‫حق با ترنتونه. شب هک ‫کدهای رمزگشایی فرستاده شدن

‫رومرو چرا باید اینکارو بکنه؟

‫برا اینکه الان به اون کلیدها ‫نیاز پیدا کنیم اینکارو کرد،

‫محض اینکه انقلاب‌مون شکست خورد

‫بنگ!

‫من بهش اعتماد ندارم

‫همه‌ی دارایی‌هاش تو سیستم ‫ثبت مدارک اف‌بی‌ای هستن

‫اف‌بی‌آی. دارک‌آرمی یه نفوذی اونجا داره

‫- به رابطم میگم ‫- نمی‌تونیم بهشون اعتماد کنیم

‫شاید یه راهی براش داشته باشم

‫اون توی خونه‌م بود و سعی داشت ‫نشونم رو بدزده تا وارد سنتینل بشه

‫فایل‌هایی هست که می‌تونن کمک کنن ‫همه‌ی اطلاعات ای‌کورپ رو رمزگشایی کنیم

‫اینجا چه خبره؟ جوری حرف میزنه ‫انگار همه چی رو می‌دونه

‫میخوای چطوری ادامه بدی؟

‫ماه‌هاست همدیگه رو ندیدیم

‫تو خلاهای خودمون با هم مبارزه می‌کردیم

‫وقتی من و دارلین بچه بودیم، آدم‌برفی ساختیم

‫روزی که بابام منو از پنجره پرت کرد بیرون

‫روزی که کوین مک‌کالیستر رو ساختیم یادت میاد؟

‫میخوای درباره‌ش حرف بزنی؟

‫یادت میاد روزی رو که گفتی،

‫الیوت یه روزی جا پای،

‫پای پدرش می‌ذاره؟

‫فکر کنم وقتشه که اونم برامون بمیره

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫هیچی

تعمیر کامپیوتر با یک لبخند

قربان؟

بازم بگردین

باید بفهمیم کجا رفته

‫دارلین هیچکدوم از پیام‌های منو جواب نمیده

‫اگه دارک‌آرمی منو هدف گرفته،

‫بعدش اونو هدف می‌گیرن

امیدوارم خودش رو به محل قرارمون رسونده باشه

‫بیدار شو

‫بریم. تو با من میای

‫بالاخره سر عقل اومدین...

‫- یارو، چه خبرته؟ ‫- خفه شو

‫واقعآً الان میخوای بازداشتم کنی؟

‫بهت گفتم می‌تونیم درستش کنیم،‌ باشه؟

‫- فقط بذار وارد سنتینل بشیم ‫- گفتم خفه شو

‫این گزارش وضعیت مورد دیشبه، ‫پرونده‌ی آلدرسون

‫تازه برای آپلود ثبتش کردم

‫چرا داری به من میدیشون؟

‫ببخشید، سانتیاگو حتماً بهت نگفته

‫تو مسئول پرونده‌ی آلدرسون هستی. ‫دیشب بازداشتش کردم.

‫نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف میزنی

‫بیست دقیقه دیگه ‫میرم به فرودگاه جی‌اف‌کی

‫امروز به سان‌فرانسیسکو پرواز دارم

‫سانتیاگو!

‫چیکار میکنی؟

‫می‌برمش زندان

‫فکر کردم مامور «کاز» رو مسئولش کردی. ‫چرا خودت داری اینکارو میکنی؟

‫معاون میخواست بره به زندان ‫منم دارم همین‌کارو میکنم. برگرد داخل

‫باشه، پس من میرم به معاون میگم

‫بالاخره میخوای بهم میگی اینجا چه خبره؟

‫نمی‌تونم با تو درباره‌ش صحبت کنم دام

‫اجازه نداری بدونی

‫اطلاعاتی در این رابطه هست که تو نباید بدونی

‫اگه بریم به معاون بگیم ‫خیلی خیالم راحت‌تر میشه

‫اگه میخوای بهش زنگ بزنی، می‌تونی

‫ولی من...

‫نمیخوام خیط بشی

‫چی؟

‫الان ازم ترسیدی؟

‫همه جا دوربین هست

‫واقعاً فکر کردی من میخوام...

‫اون اینجا نیست

‫یادداشت آقای ربات

‫اگه چیزی که گفته درست باشه و ‫دارک‌آرمی اف‌بی‌آی تو دستش باشه،

‫پس شاید وقتی که میخواسته ‫وارد سنتینل بشه بهشون برخورده

‫لعنتی

‫دارک‌آرمی چندین عامل داره که ‫داخل و اطراف منهتن زندگی میکنن

‫بررسی کامل سرور کنترل و دستورشون ‫خیلی زمان می‌بره

‫اینجا بیش از ششصد هزار کامپیوتر در خطر هست

‫نمی‌تونم همشون رو بررسی کنم

‫حتی نمی‌دونم دنبال چی می‌گردم

‫به یه چیزی برای ادامه دادن نیاز دارم

‫یه اسم، یه مکان، یه چیزی، هر چیزی

‫فکر کن فکر کن فکر کن. من چی می‌دونم؟

‫چیزی هست که یادم بمونه؟ هر جزئیاتی؟

‫هر چیزی. بهم بگو

‫نمی‌فهمی؟ اون می‌میره

‫دارلین می‌میره. اون می‌میره. مثل بقیه می‌میره

‫هیچوقت نباید اینکارو می‌کردم

‫باید رهاش می‌کردم

‫هیچوقت یاد نمی‌گیرم

‫خودم باعثش شدم

‫هیچوقت یاد نمی‌گیرم

‫این تقصیر منه

‫این تقصیر منه

‫برای چند بار؟

‫یه بار

‫پس، چرخ و فلک

‫چه باحال

‫ازت اطلاعات میخوام

‫من غول چراغ چادوت نیستم ‫که منو احضار کنی،

‫فشارم بعدی تا اطلاعات بهت بدم ‫و بعد دوباره بکنیم تو چراغ

‫دارلین تو دردسر افتاده!

‫شاید تا الان مرده باشه

‫تنها دلیلی که توی این منجلاب افتادی، ‫اینه که ما با هم کار نمی‌کنیم،

‫چون تو قبول نمیکنی با من حرف بزنی

‫ایکاش این درست بود

‫بخش بدش اینه که...

‫واقعآً دلم برات تنگ شده

‫تنها دلیلی که با هم حرف نمی‌زدیم...

‫اینه که به خودم اجازه ندادم

‫چون ازت می‌ترسیدم

‫اون بخشی... ازم که تویی

‫چرا الان داریم حرف می‌زنیم؟

‫71 ساختمون

‫درباره‌ش خبر نداشتم

‫اگه داشتی، اینکارو می‌کردی؟

‫اینکارو می‌کردی؟

‫من...

‫من یه راه دیگه پیدا می‌کردم

‫چون همونقدر که بخشی از تو درون منه...

‫بخشی از منم درون توئه

‫یادداشتت جلوی آینه، منظورت چی بود؟

‫تو چی می‌دونی؟

‫باید دارلین رو پیدا کنم

‫بهم بگو چی می‌دونی

‫اف‌بی‌آی...

‫یه خبرچین داره

‫ای کثافت

‫حمله‌ی تو چین

‫وقتی تو اتاقت قایم شده بودی،

‫می‌دونستی که بقیه‌مون ‫داریم تیکه تیکه میشیم

‫سیسکو

‫کمکشون کردی قبل ما بهش برسن، مگه نه؟

‫و سرپوش گذاشتن رو تایرل

‫تو کمک کردی برای...

‫مارکش و بیزواز پاپوش بدوزن

‫این همه مدت، بخاطر تو دهنمون...

‫سرویس شده بود!

‫من فقط می‌دونم اگه تو موقعیت من بودی...

‫هیچی باعث نمیشه به همه‌ی چیزایی ‫که بهشون باور دارم خیانت کنم

‫اینو همیشه درباره‌ت میگم دی‌پیرو،

‫ساده‌لوحیت قابل تحسینه

‫برات آسونه که عقب بشینی ‫و نقش قهرمان بازی کنی،

‫ولی دنیای تو در همین حده. صندلی عقب

‫کارهایی که کردم...

‫منظورم اینه... کارهایی که باید بکنم...

‫واقعآً الان میخوای بعد این کارهایی که باهامون ‫کردی، خودت رو هم قدیس جلوه بدی؟

‫می‌دونی، تنها دلیلی که این دوست‌دخترت زنده‌ست،

‫بخاطر اینه که هیچوقت به ‫دارک‌آرمی نگفتم اون یه خبرچینه

‫باورت بشه یا نه، من آدم بدی نیستم دی‌پیرو

‫تو نمی‌فهمی منو به چه کارهایی وا داشتن

‫چه تهدیدهایی منو کردن، ولی می‌فهمی

‫به زودی

‫همین پدرسگه

‫درست وسطش

‫طبق ولیک، تموم مدت ‫برای هر دو طرف کار می‌کرده

‫احتمالاً بخاطر اون بوده که بخاطر ‫هک نهم مِی کسی بهمون گیر نداده

‫باید یه راهی برا زدن ردش پیدا کنیم

‫چطوره نریم سروقت کامیپوترش؟

‫قبلآً اینکارو کردم، چیز بدردبخوری نداشت

‫یعنی هرچی که دنبالشیم یه چیز فیزیکیه

‫یه سری عدد

‫یه کد رمزی دیگه

‫دوباره این گه‌کاریا

‫این باید یه موقعیت بهمون بده

‫- الیوت یه دقیقه بهم وقت بده -

‫الیوت

‫تازه این کتاب رو تموم کردم

‫صوتیش رو هم دارم

‫از پایانش زیاد خوشم نیومد

‫آخه، یه داستان می‌تونه یه شروع و بخش میانی،

‫معمولی داشته باشه، و اغلب هم همینطوره،

‫ولی همیشه باید یه پایان بد داشته باشه

‫وگرنه چرا داستان بسازن؟

‫لعنتی

‫اگه اون اینجاست یعنی ‫دارلین حتماً دست اوناست

‫شاید بتونم راضیش کنم کمکمون کنه

‫سریع

‫- چی می‌دونیم... ‫- هر نقشه‌ای...

‫که الان میخوای بکشی...

‫نمی‌تونه تغییری ایجاد کنه، پس...

‫پس شدیداً بهت توصیه میکنم ‫راه آسون رو انتخاب کنی،

‫و با من بیای

‫دیشب چطوری خوابیدی؟

‫نخوابیدم

‫تموم شب منتظر بودم

‫باید هرچه زودتر ببینمش

More Farsi Persian subtitles for Mr. Robot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left