The first 104 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
شکارچی شیطان
شکارچی شیطان
در آن شب دوباره شعله را دید
در شب بارانی خودش را بالا کشید
با شمشیر به دست
گفت:«...
جلد 3: نبرد در عمارت دانگنینگ
پسرم
پسرم خیلی خشگله
امروز جشنواره شانگ یانگـه
مجبور نیستی پیش ما بمونی
برو بیرون لذت ببر
بیرون تنهایی حال نمیده
ترجیح میدم پیش تو با پسرم باشم
سال بعد وقتی بچه بزرگ شد،
بیا بریم بیرون و خوش بگذرونیم
دارلینگ
فرار کن!
دارلینگ
با پسرمون فرار کن
فرار کن!
منو نخور
فرار کن!
بریم به سمت خانواده منگ
اونجا یه سرپناهی هست
فرمان حمله شیطان مردم عادی، قائم بشید!
مردان خانواده منگ تحمل کنید
بذارید همه مردم با موفقیت
به زندان بی نهایت برسن
گوش به فرمان هستیم
شما دوتا
از اونا محافظت کنید بیان به عمارت منگ
نزدیک ما بمونید
عقب نمونید
فرمان حمله شیطان کسانی که به خانواده احترام می گذارند، تحت محافظت هستند!
زودباش
من یه پیرمردم
یکی رو بکشم کافیه
دوتا رو بکشم جایزه داره
فرمان حمله شیطان سربازان، دفاع کنید!
موج ابر تاریک
ارشد وو
زنده بمون
همشون بکشید
می کشمشون!
فرمان حمله شیطان تهذیب کنندگان، مبارزه کنید!
چی یو
کجایی؟
اینجا چه خبره
جریان هوا به هم می پیچه
شیطان پادشاه
این شیطان پادشاهه
تکون بخور!
شمشیر تمون بخور!
این بچه بوی خوبی میده
عمه بزرگ
عمه بزرگ اینجاست
برو خونه
برو
شمشیرتو بگیر
ارباب کوهستان
ارباب شعله
فقط پایه فرشته رو نشون میدید،
اما به بدن فرشته تبدیل نشدید
انگار واقعاً به شدت آسیب دیدی
پیرزن
از کجا میدونست؟
چرا به بدن فرشته
تبدیل نشدی؟
جدی چرا؟
شما آدما فقط میدونید چطوری شراب درست کنید
از کیلومتر ها اونطرف تر
میتونم بوی خوش شراب رو بفهمم
این فقط شراب «سرخآلو» هست که باغبون دروازه شهر درست میکنه
میتونی همهجای عمارت دانگنینگ پیدا کنی
پیداش کردنش اسونه؟
این چیزیه که ارباب عمارت ذهن و فکرشه؟
به هرحال شراب فروش بمیره فرقی نمیکنه
درسته، فرقی نمیکنه
یکی دیگه درست میکنه
تو خیلی بی احساسی، نه؟
درست مثل چیزی که اطلاعات تو رو توصیف میکنه
میگن در میان فرشته های اینجا
یکی مریضه،
یکی پیر و ضعیفه
و یکی خودخواه
و بی تفاوته
چقدر کسل کننده
انتظار یکم هیجان داشتم
- ارشدوو - ارشدوو
منتظر چی هستید؟
به کشتنشون ادامه بدید
موج ابر تاریک
رئیس
نمی تونم بیشتر از این دوم بیارم
درو ببنید
تو فقط نظاره گر کشتار مردم خودتی
تو
یه تیکه آشغالی
آشغال؟
واقعا همینطوره
من خیلیا رو کشتم فقط
واسه اینکه جلوی وضعیت امروز بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.