The first 200 lines.
،هر وقت میام اینجا استرس می گیرم
.نمی دونم شاید چون خیلی وقته منتظر بچه ایم
همه چی عالیه
به نظر میرسه باید شما رو تا رختکن مادرها همراهی کنن
بله
ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده:.:. .:.:(Faras) فراس:.:.
،هنوز پنج ماه مونده
از الان داری آویزشو نصب می کنی؟
چه جنب و جوشی داری، آقای پارک
.اینم از این
نمی دونم صداشو میشنوی یا نه، ولی وقتی
برسی اینجا دیگه خیلی به صداش عادت می کنی
اومده نیومده شده دختر بابا
دختر؟
دختره؟
سا رانگ، دختری؟
جونگ سون؟
جونگ سون، درو باز کن
خواهش می کنم درو باز کن
بچه دچار ایست قلبی شده
متاسفانه باید القای زایمان کنیم
جونگ سون؟ جونگ سون
کاش چند روز بیشتر استراحت می کردی
میگن سن که بالا میره حاملگی خطرناک میشه
.ان شا الله بعدی
...چی دارین میگین
آقای پارک
من و آقای لی از تیم ارتباطات
میخوایم در مورد ایونت گلف هفته ی بعد صحبت کنیم
تو هم بیا
بخور، باید بدنتو گرم نگه داری
جونگ سون
میدونی مردم چی میگن؟
میگن درست میشه
واقعاً؟
منم مثل بقیه ی مادرا سیزده ساعت درد زایمان کشیدم
کی میدونه وقتی صدای گریه ی بچه رو نشنوی چه حسی بهت دست میده؟
می ترسیدم چهره ش همیشه یادم بمونه
واسه همین نگاشم نکردم
میخواستم بهشون بگم
"اگه بچه ی خودتون بود هم همین حرفو می زدین؟"
تو حالت خوبه؟
تو چرا مثل من دیوونه نشدی؟
تو هم باید مثل من عصبانی باشی
سا رانگ ما مگه چه گناهی کرده بود؟
بچه مون چه گناهی کرده بود؟
کاش من می مُردم
کجا درست میشه؟
سلام
جونگ سون
دیگه برگرد اتاق خودمون
تا ابد که نمیشه اونجا بخوابی
لطفاً منو به حال خودم بذار
جایی میری؟
...یکی از آشناهام
فوت کرده
...میخوای
تو هم بیای؟
منم میشناسمش؟
نه
بهتره بمونی استراحت کنی
تنها میرم
الان یه سال میگذره
ولی هیچی بهتر نشده
هنوز داغونم
هنوز عصبانی ام
از چی عصبانی هستی؟
همه چی
از همه چی عصبانی ام
هنوز اون اتفاق دیوونه م می کنه
و وقتی می بینم شوهرم آرومه عصبی میشم
...بدتر از همه
،از دست خودمم عصبانی ام
فکر می کنم نتونستم از بچه م محافظت کنم
فکر می کنم همه چی تقصیر من بوده
برای همین از خودم عصبانی میشم
داروهاتو می خوری؟
یه ساله دارم ضد افسردگی میخورم
.ولی هیچ به هیچ
هیچی عوض نشده
شما که قبلاً روانپزشک بودید
بهم بگید
چجوری می تونم
باز مثل یه آدم عادی زندگی کنم؟
معلوم نیست کی بهتر میشی
ممکنه تا آخر عمر این عذاب
باهات باشه و هرگز بهتر نشی
...ولی یه روز میگذره، دو روز میگذره
.یه سال میگذره
زندگی ادامه داره
.اصلاً زندگی یعنی همین
آدما هر جوری شده باید زندگی کنن
بعدِ اون اتفاق
،تا چند ماه، وقتی میخوابیدی
سونگ جون میومد نگات می کرد که ببینه نفس می کشی یا نه
بیشتر از اینکه
غمِ از دست دادن بچه ش اذیتش کنه
ترسِ از دست دادن تو اذیتش می کرد
اینکه حرف نمیزنه
به این معنی نیست که درد نمیکشه
بعضیا هستن که نمیدونن چجوری احساساتشونو نشون بدن
...می دونم
خیلی دلت میخواست یه خانواده ی خوب تشکیل بدی
،می دونم اگه پاش میفتاد
جونتم میدادی
تا بچه ت زنده بمونه
.می دونم
ولی
هنوز
یه چی هست که باید ازش محافظت کنی
شما دوتا هنوز فرصت دارین
از امشب
اینجا میخوابم
ما هنوز
یه شانس دیگه داریم، نه؟
هنوز می تونیم یه زندگی خوب داشته باشیم
یه روز
می تونم با خیال راحت درِ اون اتاقو
باز کنم، نه؟
میشه این یه دفعه
منو سفت بچسبی؟
چرا که نه
چرا که نه
حالا دیگه برای بچه ها هم باید جشن تولد بگیریم؟
مگه سهامداری؟
چرا اینقدر زحمت می کشی؟
یعنی.. تو باعث میشی منم سخت کوش تر بشم
حس خوبیه که آدم فکر کنه شرکت مال خودشه
راستی یو ری خانم، روز به روز قشنگ تر میشی ها
پوستت برق می زنه
با چی خودتو آرایش می کنی؟
هر چی دم دستم باشه
آره بابا... به خاطر جوونیته
هر چی بزنی پوستت برق می زنه
،حالا من، هر کِرِمی هم بزنم
مگه پوستم روشن میشه؟
نه؟
خانم بستنی؟
سلام
از این طرف
"همون طور که میدونین، "زنگ شادی
جشن تولدیه که برای
مون می گیریم VIP بچه های مشتری های
تولد ها ریم جونه، خودشم باید نظر بده
میخوام مین جون هم باشه
...مین جون یکی از دوستای نزدیکشه
دوست پسرمه
تولدش یه هفته بعد از تولد منه
میخوام تولد دوتایی بگیریم. باشه؟
تِمِش چی باشه؟
تو چی دوست داری؟
السای "ملکه برفی*"؟
توبوت"؟"
آلپاکا
همون که کتش معروفه؟ از الان؟
آلپاکا؟
بله، آلپاکا
مین جون عاشق آلپاکاست
تو جشن می بینمتون
خسته نباشید
خداحافظ خانم
*کاش لااقل می گفت اولاف
آلپاکا از کجا بیاریم حالا؟ .من که اصلاً نمی دونم چه شکلیه
مثل اینکه واقعاً آلپاکا پیدا میشه
یه مزرعه ی آلپاکا بیرون شهر هست
بهشون زنگ بزن بپرس میشه برای جشن ازش استفاده کنیم یا نه
فکر می کردم بچه ها بهتر باشن
نگو با این خلاقیتشون پدر ما رو درمیارن
راستی... آقای پارک کیفش کوکه؟
...بیست و چهار ساعته تو یه جنگل قشنگ
حتماً داره حال می کنه
تم مناسب پیدا کردم، دستورالعمل رو می فرستم
علت تمرکزمون رو بچه ها اینه که
با بچه های هم بیشتر آشنا بشن VIP اعضای سی چهل ساله ی
در واقع اینجوری زمینه فراهم میشه که در آینده مشتری های
بیشتری جذب کنیم
ایده ی خانم نا بود؟
بله
باز منو در جریان اخبار بذار
بله
چرا اینکارو کردی؟
ببخشید که نگرانتون کردم
الان دیگه همه چی تموم شده
...رابطه ی مخفیانه
خب، مرد میتونه اینکارو کنه
ولی اون دختر منه
حتماً می دونستی چقدر کار خطرناکیه
هر مجازاتی رو در نظر بگیرین
قبول می کنم
مطمئنی همه چی تموم شده؟
بله
پس خوبه
دیگه در مورد این موضوع صحبت نکنیم
می تونی بری
در ضمن
از این به بعد منشی کیم به کارای یو ری رسیدگی می کنه
دیگه با شما کاری نیست
...تو این تعویض پرسنلی که قراره انجام بشه
نا جونگ سون از
رو هم VIP تیم مدیریت
No comments yet. Be the first to leave one.