The first 195 lines.
=خانم گو که سکوت میکنه=
پس
چن آن اسم تو رو هم تو اون دفترچه آورده بود؟
اره
پس
پس اگه نفر قبلی
...تنبیه شده باشه
بیست و هشت مه 2010
داره بارون میاد
امروز داشتم آماده میشدم تا برای تمرین آواز و رقص به ساختمون جدیدی برم
ولی انتظار نداشتم
جون یکی رو نجات بدم
ون کی آر
ون کی آر
قسمت پنجم
کمک میخوای؟
لازم نیست
این آخرینشه
پس من فقط باید یکم دیگه منتظر بمونم
کی آر گفته
تو هم برادر داری؟
خیلی وقته اینجایی چرا نمیری دیدنش؟
کجاست؟
اون
رفته
زودباش بیا غذاتو بخور
همونطور که از آشپز ماهرمون انتظار میرفت
اینو امتحان کن
زودباش
بخورش
ممنون
امروز چته؟
چرا اینقدر با ادبی؟
خوبه؟
خوبه
خسته نیستی؟
غذا خوردن مگه آدمو خسته میکنه؟
منظورم اینه که
وقتی تو زندگی
تمام وقت یه ماسک رو صورتت میزنی خسته نمیشی؟
برادرت چن آنه نه؟
برادرت
منگ جونگ
ون یائو یائو
هی زی چین
حتی فانگ هوا رو میشناسه
تو فکر میکنی این آدما
هشت سال پیش به برادرت صدمه زدن
برای همین میخوای ازشون انتقام بگیری
درسته؟
چن آن چی
تو چرا اینا رو میدونی؟
باید
گو چینگ زو صدات کنم
یا چن آن چی؟
هر جور راحتی
یکم بعد اینکه برادرت مرد
مادرم طاقت نیاورد
بعدش عمه ات تو انگلیس سرپرستیتو به عهده گرفت
از اون به بعدم تو اسمتو به
گو چینگ زو تغییر دادی
درست نمیگم؟
پس
تو فقط گو چینگ زو رو میشناسی
و هیچی درباره ی چن ان چی نمیدونی
اگه اجازه بدی
میخوام اونو بشناسم
اگه تو اجازه بدی
منم میخوام بشناسمت
...در مورد پرونده ی برادرم
ما هشت سال قبل همدیگه رو دیدیم
حالا یادم اومد
تو همون دختربچه ای
اون اخرین پرونده ای بود که قبول کردم
چن آن
چن آن صبر کن
چن آن
وایسا
چن آن
چن آن کار احمقانه ای نکن
من فقط میخوام چند تا سوال ازت بپرسم
حرفمو باور کن
تو منو تعقیب کردی؟
ما نمیذاریم به گناه نکرده مجازات بشی
صخره فنگ کوئی رو میگی درسته؟
برادرم یه بار منو برده بود اونجا
از بالای اون صخره
کشتی تفریحی معلومه
برادرم یه بار گفته بود
اون میخواست تو یه کشتی تفریحی نوازنده بشه
اهنگ بخونه و
دور دنیا رو بگرده
انتظار نداشتم
همونجا بمیره
ببخشید
اون موقع من نتونستم جلوشو بگیرم
کلی ادم هستن
که باید عذرخواهی کنن
چرا اینقدر مطمئنی این اتفاق تقصیر اون آدما بوده؟
تو که اونجا نبودی
مادرم بهم گفته
برادرم تو یه تصادف رانندگی مرده
چند وقت بعد
من دفترچه خاطراتشو خوندم
دفترچه خاطرات؟
اون دفترچه همیشه همراه برادرم بود
حتی اگه داشت از چیزی فرار میکرد اون اتفاقات روزو مینوشت
اون تو گفته که بهش تهمت زدن؟
اره
از کجا مطمئنی
چیزایی که اون تو نوشته واقعیته؟
من به دفترچه مطمئن نیستم
ولی به برادر اعتماد دارم
اون هیچ وقت دروغ نمیگه
پس
تو هر کسی رو که اسمش تو اون دفترچه اومده رو
نمیبخشی؟
درسته
اولین باری که چن آنو دیدم
گفته بود اون جون کی آرو نجات داده
پس
اینم اون تو نوشته؟
شما دوتا بدون من داشتین غذاهای خوشمزه میخوردین؟
اومدی؟
زودباش
اینجا بشین
تو نمیخوری؟
غذای خوشمزه رو نباید
یه سره تمومش کرد
باید یکمیشو بذاریم برای بعدا
تو حتی به بعضی هاش دستم نزدی
بخور دیگه
من میرم
برادر
چرا احساس میکنم
اون امروز یکم عجیب شده؟
اون همیشه همینجوریه
دیگه باهاش نچرخ
چرا
به غریزه ی من اعتماد کن
آدمای عجیب
خطر ناکن
فهمیدم
چی رو؟
حتما دنبالش بودی
و بهش اعتراف کردی
حتما اونم جواب رد بهت داده نه؟
این چه مزخرفاتیه میگی؟
چرا زودتر نگفتی؟
من جورتون میکنم
دارم بهت هشدار میدم
دیگه باهاش نچرخ. ازش فاصله بگیر
تو جواب رد شنیدی حالا داری بهونه میگیری
من خیلی ام جدی ام
باشه باشه
میدونم
اول دستتو بشور
بذار گرمش کنم
تا الان سرد شده
دارم میام
مولی
چی شده؟
تو هر وقت بخوای میتونی منو ببینی
ولی با اینا
میتونی درست ببینی؟
چرا فکر میکنی میخوام تو رو ببینم؟
پس میخوای کی رو ببیینی؟
این کارت غیرقانونیه
این بار تحویلت نمیدم
ولی دیگه تکرار نشه
من حواسم بهت هست
پس حواستو خوب جمع کن
هدف بعدی
مونگ جونگه
فکر کنم تو راهش یه بدشانسی بزرگ میاره
ببینم
مچتو گرفتن؟
بدون ریشه
منو میشناسی
ادبو ولش کن
بخور بابا
آروم
هیچ کس غذاتو نمیدزده
چند ساله
فقط مزه ی رشته های اینجا رو میپسندم
تایگر
چرا گو چینگ زو رو دستگیر نمیکنی؟
چون فکر میکنم بین تون یه خبراییه
بیخود حرف در نیار
بدون مدرک که نمیتونم کسی رو دستگیر کنم
کاپیتان ون
داره میره سراغ منگ جونگ
به نظرم شما باید محافظت هاتونو شدید تر کنین
نگران نباش
.همه چیز آماده است
No comments yet. Be the first to leave one.