The first 200 lines.
اينجا، همونجاست؟ !آره،همينجاست
!عاليه
ميتوني راهنمايي کني، ميتوني مشاوره بدي دلداري بدي
.اما نبايد اونکارو براشون بکني
.تو نبايد تو کاراشون دخالت کني
.آقاي "مانتجوي" بهشون ارداهُ آزاد داده
.واسه همين نبايد واسه اون اتفاق ميافتاد چي نبايد واسه كي اتفاق ميافتاد؟
"اون ، "حنا
تو اسم منو ميدوني. من ميشناسمت؟
خانم "شرينگهام"؟ خانم "شرينگهام"؟
.آقايون، بايد بريم واسه مشاوره دادستاني
تو ميدوني اون چيه، و خيلي باهاش جوري صحبت ميكني كه انگار عاديه؟
.حنا" تو بيمارستانه" .من ديگه اغوا نميكنم، قول ميدم
!نه
وقتيكه بهتر شدي .با قطار برو
.لطفاً
!بابا
.كثافت
.كثافت
.ببخشيد
.عذر ميخوام كه دير كردم كارِ لعنتي اطراف "كارولاين" ـه ديگه
چايي واسه چيه، عشقم؟ من گرسنه ام !بابا
!سلام
ميتونم كمكت كنم؟
جني"؟"
جني"؟"
جني"؟"
"اَل"
رفيق، مامانت كجاست؟
جني"؟"
،هرزمانيكه انسان دچار مشكلي ميشود
!اونجاست كه پيداشون ميكنيد
اون شايد يه شايد يک تعميرکار يا يک خياط باشه ، يه سرباز يا يه ملوان
شايد يک پرستار يا يک صندوقدار و يا .يک غريبه در خيابان
،حتي شايد باورشم سخت باشه ،ميدونم
.وكلا
اونها اينجا هستن تا كمكتون كنن
.به راحتي، راهنماييتون ميكنن
.:: TV CENTER ::. تقديم ميکند
مترجم .:: پـــــويـــــا ::. Poya_lb
چي داري ميگي ، تو حتي .قبل از اينكه ما شروعش كنيم بيخيالش شدي
."ما اينو نگفتيم، آقاي "فِنورايت فقط اينكه نبايد يه طرفه به قاضي رفت
قانون طرف مادره
......من هيچي واسه گفتن ندارم
.همه چايي رو اونجوري درست ميكنن نبايد چايي رو اونجوري درست كرد، من به چايي
هميشه آب تازه اضافه ميكنم در حاليكه آب معمولي بريزي
.اكسيژنش از دست رفته .من نميفهمم در مورد چي صحبت ميكنيد
....و اول بايد آب رو گرم كرد .ما كه حيوون نيستيم
سلام، آقا كوچولو چيكار ميتونم برات بكنم؟
لطفاً به بابام كمك كنين
.....من هيچ اهميتي به اون زن لعنتي نميدم .اون رفت بيرون و پسرم رو تنها گذاشت
!و به تنها چيزي كه اهميت ميداد همون بود
هيچ نظري ندارين كه چرا اون خانم اينكارو كرد؟
و شما توقع دارين كه من مثل يه گربه !خونگي رو سرش دست نوازش بكشم
ميتونم يه جورايي كمكتون كنم؟ ،يه گفتگوي حقوقي هستش
.چيزي نيست كه شما انجام بدين ....اين گاو چرونها دارن ميگن كه
من هيچ شانسي ندارم. همه چي به نفع مادر هستش تو اين پرونده
درسته، تقريبا! هميشه همينطوره
"زك گيست"
در خدمت شما
،ما نميتونستيم خودمان بچه دار بشيم روراست بگم
من نميتونستم با اين مساله زندگي كنم ،"اما "جني
اون ميگفتش كه براي اينكه احساس كاملتري داشته باشه .بايد بچه دارشته باشه
شوخيه مسخره ايه
پس شما هم قبول كردين؟ ،بعد از سالها سعي كردن
خوشبختانه، ما اون زن فوق العاده "رو تو آژانس پيدا كرديم....."آنا
.و گرنه، فكر نميكردم ميتونستيم اينكارو بكنيم
دربارهُ "آنا" بهمون بگو
من و زنم ، نتونستيم آدم درست و ."حسابي رو پيدا كنيم، آقاي "گيست
اما اونم گفتش كه چيزهاي جالبي رو در ما ديده
پس مشكل چي بود؟ شما بايد اينو از "جني" بپرسين
هميشه كارم دهنمو سرويس ميكنه
و عاشق پسرم هستم هرچقدري كه يه مرد ميتونه عاشق باشه
هَل" ميتوني بياي بريم بيرون يه كم قدم بزنيم؟"
اون گذاشت و رفت بدون اينكه بگه دارم تركتون ميكنم
يه پسر بچه داغون شده و حالا اون ميگه كه ميخواد برگرده پيشش؟
"من نميزارم همچين اتفاقي بيافته، آقاي "گيست
موكل تو خونه بختش رو گذاشت و ترك كرد
يه بچه آسيب ديده رو وِل كرده واسهُ شوهرش و رفته
.و حالا نظرش عوض شده و ميخواد برگرده
.يه اشتباهي كرده كي نميكنه؟
نكته مهم اينه كه پسرشو خيلي دوست داره
و اون احساس ميكنه كه شوهرش ازش زيادي سو استفاده ميكنه
.كه مجازاتش كنه جالبه
من مطمينم كه تو پرونده متقاعد كننده اي درست ميكني
چيزي كه هست، "حنا" پرونده هاي من ،دسته بندي شده اند
و من خوشحال ميشم اگه تو بخواي اين يكي رو در كنار همراه باشي
من!؟
من ميدونم كه تو فقط زمان كوتاهي .....رو اينجا خواهي موند،اما
.نه، من خيلي تحت تاثير قرار گرفتم
ممنون. من نا اميدتون نميكنم
."خانم "شرينگهام
دنبال يه تصوير كاملتري باشين اگه اهميت نميدين به تصورات من
!"سلام، "هَل
دلت واسه مامانت تنگ شده؟
.تنهاش بذار ،نگران نباش
.خيلي زود برميگردي پيش مامانت
تو رغيب قانونيمون هستي؟
.يه جورايي بايد بگم، بله
.بسيار خب "هَل" ، يالا ، بايد بريم
.بابا كار كشته
شما هرگز بچه ميخواستين، خانم "شرينگهام"؟
نبايد بري پرونده ـت رو آماده كني؟
"روز بزرگيه براي "زك
اميدوارم رو فُرم بمونه
....اون يه رقابت موقتي هستش اون تو خوابم ميتونه اينكارو انجام بده
"روز بزرگيه براي "زك
!كمك كنيد در راه رضاي خدا، لطفاً آقا
بيشتر زوج ها 9 ماه منتظر ميمونن كه بچه دار بشن
!اما واسه ما 3 روزه شد
يه نوزاد ناتوان نبود، اما در واقع يه بچه دوساله عصباني بودش
بايد خيلي سخت ميبودش
.من بيش از حد دلم واسه مادرم تنگ شده
مامانت كجاست؟
.با خواهرم به استرليا مهاجرت كردن
.من اينجا موندم كه با "ديو" بمونم
مادرش درگير مساله اي تو "گِلَس گو" بود
بنابر اين ما تصميم گرفتيم كه يه پسر بچه رو به فرزندي بگيريم
ادامه بده
قبل از اينكه اون بدنيا بيادش، ما نشستيم و با هم صحبت كرديم
كه بدون در نظر گرفتن مساله كه تو زندگيمون اتفاق افتاده
.ما نميخوايم هرگز از "هل" رو برگردونيم
اون يه بار لطمه خورده، و در حاليكه ما مشكلاتي با هم داشتيم
.اون نبايد يه بار ديگه لطمه بخوره
!كه بعدش اون گذاشت و رفت
پس، تو خسته بودي و بيش از حد كار ميكردي
و بالاخره زدي به سيم آخر
من اشتباه كردم، اينو ميدونم
"اما من عاشق "هل" هستم، خانم "انگليش من اونو دوست دارم
و اونم به من احتياج داره
پس ما هم سعيمون رو ميكنيم كه بهت برشگردونيم
اونها ميتونن پسرم رو ازم بگيرن فقط بخاطر اينكه من يه آدم عاميم؟
اونا سعيشونو ميكنن
درگيريهاي قديمي، پرونده هاي حقوقي و از بين بردن كدورتها... خدايا، عاشقشونم
."تو خيلي از خودت مطميني"زك آره، مطمينم
فقط بهم بگو چطوري ميتوني حريف كسي به نيرومندي
..."ريچارد پمبروك" .پس اونم هست
،"اما وقتيكه من همچين احساسي دارم،"تام خون تو رگهام جاري ميشه و
باد تو كشتي شروع به وزش ميكنه؛ و ميگه هيچ وكيلي در اين سرزمين نيست
!كه بخواد حريف من بشه
.نه
اون رفتش
اون بايد ميرفتش و منم گمون نكنم
اينجا بودنش جالب باشه و ميومدش و براي من كار ميكرد
واسم فرقي نميكنه "اوه "زك
تو هم نميتوني بيشتر از اين در مقابل اون زن تحمل كني
با فيلم بازي كردن
دادگاه رسمي ميشود
بنظرت تا الان چقدر تاثير داشته؟
مثلاً بين يك تا ده؟ من يهكم گيج شدم
.تو مثل يه نوجوان خُف كردي
....تو حتي نميتوني با اون تو يه اتاق باشي
من يه كم غافلگير شدم .مطميناً ديگه اينطوري نميشه
بسيار خب آقاي "مانجوي" بهتره اميدوار باشي كه ديگه شاهد اين دست پاچگيت نباشيم
چي ميشه اگه باباهه آدم بده باشه و مامانه آدم خوبه؟
،اين يه مساله حقيقي ـه !"نه يه قسمت از سريال "بنانزا
خب ،من فقط دارم ميگم كه شايد ما داريم از يه نفر اشتباهي دفاع ميكنيم
پسره تو چشام نگاه كرد و .ازم خواست كه به باباش كمك كنم
اين براي آقاي "مانتجوي" روشن شدست در حاليكه تو هم ميتوني ازش لذت ببري
دوست دارم
.دوست دارم
تا وقتيكه از پاي در بيام و پيدا كنم كسي رو كه بهتر و جوانتره
اينا يه كم عجيب غريبن، آدما
،من به شهادت آدم قويتري نياز دارم .اين چيزيه كه من ميخوام
برو رفيقهاي "ديو" رو يه چكشون بكن "تام"
كسايي كه اون براشون كار ميكنه
هركي كه بتونه براي قاضيها شهادت بده كه اون بهترين پدر "يورك شِر" هستش
اسم اون زنه كه اون گفتش چي بود؟ "آنا اكينسون"
اون از آژانس فرزند يابي رفته آقا و خانم " فنورايت" كلي دنبالش گشتن
رفته؟ اون خودشو باز خريد كرده
من اونو چكش ميكنم
من باز ميكنم
اين چيه؟ من قطعاً هيچ نظري ندارم
خب، از طرف كيه؟ تو فكرميكني از طرف كي باشه؟
شايد اون فرستادتش
كه چيكار كنه؟
حنا" رو اينجا نگه داشته" كه منو تحريك كنه
اين چيه؟ !نميدونم اون چيه
،اما چيزي كه مهمه ميتوني كفشهات شرط بندي كني
.....ميخواي كاري بكني .ببين تو اين لعنتي چيه
كجا داري ميري؟
شما خانم بسيار خوبي هستيد "خانم "شرينگهام
اما مامان من نيستين
خب، اون خيلي وراج ـه آقاي "گيست" ـت رو ميگم
اما اون خانمه كه هميشه همراهشه
اون خيلي خوبه ،بابا اون بهم قول داده
گوجه اي يا قهوه اي، "هل"؟
هل"؟ چيزي نيستش" خوب ميشي
.تو خوب ميشي ، يالا
.من فكر ميكنم كه شما شروع فوق العاده اي داشتيد ممنون ازتون
"بر خلافِ "زك گيست
.خداي من، اون مرده همه جا بودش
گول نخور
ظاهر "گيست" خيلي مظلومه اما اون وكيل بي رهميه
اون هر چيزي كه بگه رو انجام ميده
. من ميتونم باهاش مقابله كنم
عذر ميخوام، "حنا"، من بايد برم
تو ميتوني خودت بري خوني؟ البته
تو خوب ميشي، پسرم، ما نزديكشيم.آره؟ تو خوبي؟
اوژانس كجاست؟ پسرم خودشو سوزونده
No comments yet. Be the first to leave one.