The first 176 lines.
به سبک زندگی که همه چیز) (تحت کنترل باشه عادت دارم
ده سال خیلی طولانی نیست) (ولی کم هم نیست
ون هنگ
دنبالت میگشتم
توی وی چت هم جوابم رو ندادی-
چی شده؟
دوباره بحث عروسیه؟
اولش فکر میکردم که زندگیم) (همیشه اینطوری خواهد بود
هی، اینجا
یان شی
چرا فقط تو اومدی؟
بیا یان شی، بگیر بشین
یه جا برات نگه داشتم
کنار ون هنگ بشین
اون کیه؟
حالت چطوره؟
از اینکه برگشتی چه احساسی داری؟
خیلی وقت گذشته
اون کیه؟
بذار معرفیت کنم
این بهترین دوستم از دوران بچگیه
یان شی
تازه از آمریکا برگشته
این نامزدم شیائو ووئه
بیا راجع به عروسیمون حرف بزنیم
همهی ساقدوش های عروس و داماد اینجان
بخور
اینم گوشت دنده تون، نوش جان
خیلی وقته که خارج از کشور بودی
دلت برای گوشت دنده های ون هنگ تنگ شده؟
امتحانش کن
ببین خوبه یا نه
هنگ
ممنون
چرا من همش دارم تنهایی نوشیدنی میخورم؟
چرا من همش دارم تنهایی نوشیدنی میخورم؟
بیا- عزیزم، بیا-
بیاین باهم بخوریم
اول از همه بیاین برگشت یان شی رو تبریک بگیم
و بعد عروسی من و شیائو وو رو جشن بگیریم
عالیه، به سلامتی
بیا ون هنگ
مبارک باشه
ببخشید یه کار فوری دارم من اول میرم
داری میری؟
ببخشید
یان شی، ون هنگ رو بدرقه کن
آره، بدرقه اش کن
ون هنگ
ون هنگ
اع
حالا دیگه گند زدیم
بهت گفتم از قبل بهش خبر بدیم- چیکار میکنین؟-
ون هنگ خواهرته
خبر دارم که قبل دانشگاه
یه پسری به اسم یان شی خیلی بد به ون هنگ آسیب زد
برای 7 سال ناپدید شدی
خبر داری ون هنگ چطوری تا الان دوام آورده؟
حالا دیگه زندگی خودش رو داره
اما باز سر و کله تو پیدا شده
دقیقا چی میخوای؟
عزیزم عصبانی نباش
عزیزم و درد
این یعنی این آواره داره برمیگرده؟
دیگه غذا نمیخورم
نخور
همه تلاشمون رو کردیم
آروم باش
نتایج آزمایش رو بهت گفتن؟
آره- دکتر ون توی بخشه-
ممنون- دکتر ون-
کی میتونم از تخت بلند شم؟
این خیلی آزار دهنده است
اونها گفتن داری ویزیت میکنی
کی کارت تموم میشه؟
منتظرت میمونم
میشه این رو دربیاری
تکون نخور
هنگ
بیا حرف بزنیم، باشه؟
باید یه چیزی رو بهت بگم
هنگ میشه اجازه بدی توضیح بدم؟
ایشون دوست پسرم دکتر گو فی بای هستن
همینطور ارشدم هم هستن
سلام
من گو فی بایم
میتونم اسمتون رو بپرسم؟
فامیلیم یانه
مثل کلمهی یویان یویان= زبان
اگه سوالی داشتین بیاین پیشم
باشه
پس دیگه مزاحمتون نمیشم
همدیگه رو میشناسین؟
تو دبیرستان همکلاسی بودیم
از زمان فارغالتحصیلی ندیدمش
ده سال عاشقت بودن
دیگه داریم میرسیم
رسیدیم خونه
مامان، بابا-
سلام
نترسونم
من گرسنه نیستم، شما میتونین شروع کنین
ار ار
ار ار
!من دختر خونیت نیستم
حالا که دیگه اون برگشته
دختر خونیت برگشته- اون خیلی لوسه-
دیگه به من نیاز نداری
هر روز داره بیشتر سرکش و یاغی میشه
بابا، باید چیکار کنیم؟
چرا وایسادی؟
اینقدر آتیش بیار معرکه نباش
چطوره
من اول برگردم وو شوی؟
نمیخوام به دردسر بندازمتون
آره بابا
مگه خونهی یان شی خالی نیست؟
بذار اول چند روز اونجا بمونه
وقتی حال ار ار خوب شد
بیا برگردونیمش
به نظرم فکر خوبیه
من میتونم مراقب خودم باشم
آره بابا
همین بغله
فرقی نداره انگار باهم زندگی میکنیم
به علاوه، مگه ما
قبول نکردیم که مراقب خونهی خانواده یان باشیم؟
نگران نباشین، من تنها زندگی کردن رو دوست دارم
بذارین برم اونجا
آروم
بده من- ممنون-
این خونهی یان شیه
اون دوست خوبمه
همشون رفتن خارج
معمولا خالیه
یه مدت اینجا بمون
از تنهایی نمیترسی که؟
نه
میتونی توی این اتاق بمونی
به وسایلشون دست نزن
من رفتم
!آروم بابا
خیلی خب
خوشبختانه، ون هنگ یه زنه
بهت سخت نگرفت
چرا یهو برگشتی؟
از قبل خبرم نکردی
به هیچکس نگفتم
میخوام راجع به یه چیزی باهات حرف بزنم
میشه بذاری ون هنگ چند روز توی خونه اتون بمونه؟
بیا تا وقتی ار ار به وضعیت عادت کنه منتظر بمونیم
باشه. برو
پس روت حساب میکنم
دارم میرم خونه
دیگه نمیتونی برگردی
دختر خانواده ون خیلی عجوزه اس
میتونی توی طبقه ی اول بمونی. من میرم طبقه ی دوم
خودت کارهاتو جمع کن
اجازه نداری بری به اتاق تاریک یا طبقه دوم
باشه. ممنون
تو واقعا خواهرگمشده ون سیوانی؟
شیانگ لینگ سه تا اسم عوض کرده
محتوای اصلی برای سرگذشتش رو تنظیم کنین
چیکار میکنین؟
نا سلامتی کلاسهها- خانم-
یان شی الان ثبتنام کرد
یان شی؟
اون خیلی خوشتیپه
خیلی خب، بیاین ادامه بدیم
کجا بودیم؟
یان شی، این نوشیدنی برای توعه
تشنه نیستم
شرمنده
از دستم در رفت
چیکار میکنی؟
کاری نمیکنم
No comments yet. Be the first to leave one.