The first 200 lines.
..هر کي هر چي بگه
...اما همه توي اين دنيا دنبال منفعت خودشونن
تجارت هم از اين قائله مستثني نيست
نه ماليات ميديم نه با کسي حساب ميکنيم
چون اينجا با کاغذ سر و کله نميزنيم فقط با ترس دست و پنجه ميکنيم
اينجا هر کي ميتونه هر موقع عضو بشه
اما نميتونه کنار بکشه
...و از همه مهمتر
...اگه کسي بر خلاف قانون ما عمل کنه
نابودش ميکنيم...
اينجا دوستي, احترام و وفاداري هست
هر کاري يه هدفي داره
سود و منفعت
و سود چجوري حاصل ميشه؟
...اينجوري
...اونجوري
يا هر جوري که بخواهي
"بيا و در آغوشم بگير"
"بيا و در آغوشم بگير"
"بمير"
"بيا و در آغوشم بگير"
"بيا و در آغوشم بگير"
"بمير"
"بذار محکم بغلت کنم"
"نگاهم تو رو به کشتن ميده"
"بترس"
"بترس"
"سلام، سوميت آواستي هستم"
"به آج تک خوش آمدين"
"سر تيترهاي خبري امروز"
"بذار تو رو هم وارد اين لجن بازار کنم"
"بذار دلت رو از نفرت پر کنم"
"بسوز"
"يه لحظه برام بايست"
"هميشه برام بمير"
"بمير"
"بگيرم چون من قدرت توام"
"من رو بنوش که مايه دردسرم"
"بگير بخواب"
"بگير بخواب"
خيليها نميدونن که صبر عقاب خيلي زياده
بعد اينکه شکارش رو ...پيدا ميکنه نه يک ساعت نه يک روز
يک هفته تا يک ماه.. از اون بالا شکارش رو زير نظر ميگيره
تا مکان و زمان مناسب گيرش بياد
..و وقتي موقعش بشه
...تو يه چشم برهم زدن شکار خودش رو انجام ميده
حتي اگه شهر شلوغي باشه
...اون روزا مالک، يک شرکت واردات و صادرات داشت
اون فقط يک واسطه بود
در واقع اون يکي از افراد خاص گروه اسلم علي بود
بقيه افراد گروه بخاطر اينکه خيلي با علي صميمي بود حسوديشون ميشد
..دليلش هم اين بود که مالک بخاطر هوش و ذکاوتش
گروه رو سر و سامان داده بود..
تا اين حد که گروه به اعضاي جديد نياز داشت
همون وقت بود که مالک براي بار اول چاندو رو ملاقات کرد
براي من کار ميکني؟
بخاطر همين اينجام
چقدر ميخواي؟
شما من رو خواستيد شما بگيد
ده براي خودت,پنج هم براي رفيقات
اينقدر رو خودمون که در مياريم
چه نيازيه با تو کار کنيم؟
عضويت در گروه داداش اسلم رو ميدوني يعني چي؟
يعني کار معمولي انجام نميديم
گروه بزرگي هستيم
هر موقع احتمالش هست بميري
از مرگ ميترسي؟
من از کسي نميترسم
خوبه,تو 20ميگيري بقيه 10تا
تموم
براي بقيه کارا با پانديجي صحبت کن
برم؟
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: نعيم - ويرايش: سميرا
به دردمون ميخوره
يوسف, ماشين رو آماده کن
واقعا؟
داداش مالک، با گستاخي داشت جواب ميداد
عوضي خيلي با جراتـه
بخاطر اينه که ميدونه از پس کار برمياد
چي ميگه؟
چاندو,فکر کردم کار رو از دست دادي
جلو مالک يه جوري جواب دادي فکر کردم الانه که مارو پرت کنن بيرون
يه حرفي رو آويزه گوشت کن
مسخره بازي ديگه تموم شده
اگه ميخواين وارد بازيهاي بزرگ بشيد دست از مسخره بازي برداريد
و گرنه قبل از اينکه کار رو تموم کنيم کارمون ساختهست
چاندو, چه نيازيه با يکي ديگه کار کنيم؟
...ببين ,کودا
کسي زير دست کسي کار نميکنه..
اونا به ما نياز دارنن وگرنه ما هيچي نيستيم
ما ميخوايم کارهاي بزرگي بکنيم و توي اين شهر فقط با اونا ميشه اينکار رو کرد
...و يه چيز ديگه, کار از اوناست
اما بهش ارزش ميديم...
!اون کيه! چکار ميکنه نيازي نيست بهش فکر بکنيد
وقتي با هميم ميتونيم از پس هر کسي بربيايم
هي پاپو, چيه صدات در نمياد؟
من چي بگم من فقط از تو اطاعت ميکنم
وارسي,تو چي ميگي؟- آره-
فقط ناخنهاش رو تيز ميکنه منتطر منه, خيلي غر ميزنه
تو برو خونه- باشه-
مستقيم ميري خونه- چشم-
مگه هتلـه هر وقت دلت ميخواد ميايي؟
درو باز کن- تا اين موقع کجا بودي؟-
زود اومدم که,غر نزن ديگه
انگار بهم لطف کرده
نصف شب شام ميخوره
حالا کي از تو چيزي خواست؟ برو بخواب
گرسنم نيست
مزخرف نگو
اصلا به موقع غذا نميخوره- تو چيز ديگهاي براي غر زدن پيدا نميکني؟-
..همين که ميام شروع ميکني به نق زدن- به جز تو کي رو دارم آخه؟-
بگو- !چکار داري ميکني، ولم کن-
احمق
برنج و مرغ سرخ شده درست کردم
مامان؟- بله-
يه کار خوب پيدا کردم- کجا؟-
پيش يکي به اسم داداش مالک
کارش چيه؟
تاجره
تجارت چي؟- خيلي چيزا-
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
اسلحهس اسباب بازي که نيست
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
"صاف و سفيد همچون چوب صندل و با يک چهره زيبا"
"ميتونيم کارهاي بزرگ بکنيم"
به فکر سلامتيت باش- ميدونم-
"همه با ظاهري خوب و وجودي پر از گناه"
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
..ببين مامان
کارمون اونجوري نيست که مردم ميگن..
..اون ساختمان 40طبقه که توي ناريان چوک هست
مالکش پيش ما اومده بود..
هي راجو,حالت چطوره؟
ازم خواست توي فروش ساختمانش کمکش کنم
با چندتا از خريدارا صحبت کرديم ارزش واقعي ساختمون رو بهش گفتيم
فقط همين
مردم زياد حرف ميزنن
ما هم نميخوايم همش باهاشون در بيافتيم
..بعضي وقتا
بعضيها توي کار نارو ميزنن..
يا برخلاف قانون کار ميکنن
ما بهشون رسيدگي ميکنيم
اونم ماهي يکي دوبار
داداش اسلم هم توي اين کار خيلي نام و آوازه داره
به همين خاطر کسي دخالت نميکنه
با صادق بودن امروزه کسي به جايي نميرسه
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
اسلم؟- سلام يوسف-
برق انداختي؟- آره-
مثل بچهم ميمونه هميشه بايد خوشگلش کنم
مثل عروس خوشگل شده که
تو که ما رو آدم حساب نميکني
واسه ده ميليون قرار نيست همش بهت زنگ بزنم؟
داداش مالک کجاست؟
چي؟
داداش مالک کجاست؟
"استخونات احتمال داره شکسته بشن"
بخندم؟
مامان,ميدوني چيه خطر همه جا هست
توي خيابون داري راه ميري احتمال داري بميري
فراتر از انتظارم ظاهر شد
کي؟- چاندو-
ميدوني چکار کرده؟
داداش مالک,ميدوني چاندو با چوپرا چکار کرده؟
بعدش؟
بهش گفتم نيازي نيست با داداش مالک صحبت کنم
گفتم پولي رو گرفتي رو پس بده
زرنگ بازي در آورد
يه خوردي از کوره در رفتم چشمش آسيب ديد
دفعه بعد به موقع پول ميده
باشه
بايد بشينم باهاش حرف بزنم
يه خورده با مهربوني باهاش حرف بزنم آروم ميشه
چرا؟
با آدماي خاص بايد با لطافت برخورد کرد
خب وقتي ميدونيم آدم خاصيه چه نيازي به اين کاراست؟
...چون بايد بهشون يادآوري کرد
که اونام هم ميتونن چشم پوشي کنن..
"يه ليوان پر از خشم"
با همه ميتونيد اينجوري برخورد کنيد
منظورت چاندـه؟
نه,هر کي ميتونه باشه
"با ظاهري خوب"
"با دروني پر از کينه"- باشه-
اين چاندو به کار مياد؟
آچار فرانسهس
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
"همشون آشغالـه, اما کارمون همينه"
امروزا کم سينما ميرن
همشون تو خونه فيلم ميبينن
يه فيلم خوب بسازن،همه ميان
يه ماسالا خوب باشه
خودت برو يه فيلم بساز- خفه-
سلام
چاندو تويي؟
همم
No comments yet. Be the first to leave one.