The first 200 lines.
جمعه ساعت 2 بعد از ظهر
جمعه ساعت 2 بعد از ظهر 52ساعت قبل از عروسي
...خب، برنامه اينه که آرايشگر
ساعت 2 يکشنبه بياد...
خوبه، در همين حين که تو کارتو مي کني
من خرس حامل حلقه رو يه نگاهي ميندازم
ببخشيد
منظورت سيني حامل حلقهـست ديگه؟
خرس حامل حلقه
تو چشمهام نگاه کن و بگو ...قول ميدم که سر عروسيمون
يه حيوون وحشي و خطرناک رو نيارم...
...من
...اوه، اون صداي اتوبوسيه که
فاميلهاي پيرمون رو سوار کرده...
از اتوبوس تا در جلويي 9 تا پله وجود داره
که معنيش اينه که ما فقط 45 دقيقه وقت داريم
تا اينکه اونا بيان تو
ديگه هيچ وقتي واسه خودمون نداريم
وقتي اون پيرهاي حروم زاده بيان عين زالو بهمون بچسبن
اما خب خانواده هستن ديگه دوستشون دارم
تاريخ رو زنده نگه ميدارن
اوه خدايا
قراره اوضاع سخت بشه
پدر و مادر پدر بزرگ و مادر بزرگم
دست از دعوا و مشاجره بر نخواهند داشت اما حدس ميزنم که اين اتفاق
موقعي ميفته که 60 سال از عروسيت گذشته باشه
60سال
فکر ميکني آخرين باري که سکس کردن کِي بوده؟
احتمالا قبل از موقعي که "ميپل ليف" کاپ رو برد تيم هاکي روي يخ کانادايي
سال 1967
ما که اينطوري نميشيم، مگه نه؟
مثلاً، وقتي ما ازدواج کنيم همش در حال دعوا و بي سکسي که نميگذره؟
چي؟ امکان نداره
اين ماييم. رابين-قطار و بارني-شيطونه
عمراً اين اتفاق نميفته
بايد همين الان سکس کنيم
علي و ميلاد تقديم مي کنند "فصل نهم سريال "چگونه با مادرتان آشنا شدم قسمت سوم : آخرين بار در نيويورک
AliXrX & MiLaD : مترجمين
بچه ها، همونطور که يادتونه، عمو مارشالتون رو
از پروازش از "مينسوتا" بيرون انداختن
و الان داشت مثل گوله کشور رو سفر ميکرد
"با يه آواره ديگه به اسم "دَفني
اوضاع چطوره عزيزم؟
خوبه
"به جز زبانه هاي آتش "لوسيفر
که سپر عقبي ماشينو داره حسابي ميسوزونه
در حالي که داريم تو اين هَدَرآبادِ پر از پنير رانندگي ميکنيم
ويسکانسن"؟" - ويسکانسن"؟" -
کشور "پَکر"ها تيم فوتبال آمريکايي
اما نگران نباش
مرد هاي "اريکسوني" دارن بنفش و طلاييي رو به نمايش ميذارن رنگ لباس تيمشون
مثل دوتا ارباب
وايکينگ ها شيرن
وايکينگ ها شيرن
حال تو چطوره "دِفني"؟
بد نيستم، با توجه به اين داد و هوارايي که مارشال
در مورد وايکينگ ها تو اين يک ساعت ميزد
آيا ميدوني که واسم اصلاً مهم نيست
که کي سال پيش صدر جدول بوده
تو اون ليگ ورزشي احمقانتون؟
بگذريم، ببين
بايد واسه شام تمرين رقص عروسي
به موقع برگردم
شام تمرين رقص عروسي
دَفني"، بايد لباسي که ميخواستم بپوشم رو ميديدي"
دِکُلته که سينه ها رو به هم مي چسبونه
"مثل شب افتتاحيه فيلم "سکس و شهر
و پايين مايينا، ماماني رو مثل يه رويا مي کنه
که هيچ مردي دوست نداره ازش بيدار بشه
چه بلايي سر لباس اومد؟
مردک مست تو خشکشويي خرابش کرد
"ممنون "لاينس
خيله خب ليلي من ديگه بايد برم
بايد به اين دهاتيا بگم که
وايکينگ ها سروره
مارشال داره از "ويسکانسن" مياد؟ - آره -
اين متن سخنرانيته؟
اوه...آره
من ميخوام مال خودم رو يکم بهتر کنم چون تو وقتي قراره صحبت کني
از ته قلبت حرف ميزني
چيزاي خوب
...داستان سرايي
لحظات
خاطره انگيز
ميشه يه نگاهي به مال تو بندازم؟
...نه، من
يه نوشيندني با دانشجوهاي مورد علاقم
"آخرين غروب خورشيد از سمت "هادسون
!تد، متنت ريده
خب، اين اصلاً داستان و خاطره نداره توش
اما اگه بخوام راستش رو بگم اين متن من نيست
پس چيه؟
يه هفته قبل از عروسي متوجه شدم که
بيشتر از اين نمي تونم تو "نيويورک" بمونم
واسه همين تصميم گرفتم که يه زندگي جديد رو تو "شيکاگو" شروع کنم
اين ليست همه کاراييه که
قبل از ترک نيويورک مي خوام انجام بدم
خيله خب، نمي دونم از کدومش بيشتر تنفر دارم
اينکه تو داري ميري
يا اينکه من تنها کسي هستم که از اين ماجرا خبر دارم
چرا به کسي چيزي نمي گي؟
همچين اتفاق مهمي رو نبايد الان که انقدر به عروسي نزديکه مطرح کرد
نه، اين که بهونهـست. از بعد از اتفاق چرخ و فلک همونجايي که تد به رابين تو پيدا کردن لاکت گردنبندش کمک کرد
همش از بارني و رابين دوري ميکني
و دوشنبه هم که قراره
"فرار کني به سمت "شيکاگو
فرار نمي کنم
به زندگيم مي رسم
اين ليست توسط کسي که قصدش به زندگي رسيدنه نوشته نشده
توسط کسي نوشته شده که عاشق نيويورکه
درست کردن نوشته روي ديوار بين خيابان 96ام و آمستردام؟
از نگاه کردن بهش متنفر بودم
تو يه کير هست
تو يه کيري
واسه کل آدم هاي توي بار، يه دور مشروب بخرم
هي، مردم
دور بعدي همگي مهمون من
!آره
تد؟
هي، مردم
دور بعدي همگي مهمون من
...ميتونم يه بربن دوبل نوعي ويسکي
!دوبل نداريم
با ساختمان "امپاير استيت" خداحافظي کنم
دادا
چيه؟
بعضي موقع ها ميرم
با امپي خانم در مورد زندگي صحبت مي کنم
فکر کردن به اينکه ولت کنم
"حالم رو بد ميکنه "اِمپي
ولي يه حسي بهم ميگه که آيندم توي شيکاگو رقم ميخوره
تو چي فکر ميکني؟
بايد بري به زندگيت برسي
خداي من, وا-واقعا؟
تو-تو مطمئني؟
آره, مطمئنم
نميتوني همينجا وايستي و
با يه ساختمون صحبت کني و نوازشش کني
وايستا, تو از اون خل و چلايي نيستي که
به يه ساختمون تمايلات جنسي داري؟
بيماري تمايل جنسي به اشيا؟
نه بابا
پس از کجا ميدوني به اون نوع آدما چي ميگن؟
واقعاً چرا ميدوني که بهشون چي ميگن؟
وايسا وايسا وايسا ميدوني چي ثابت مي کنه که
ما مثل زوج هاي پير نيستيم؟
يه جايي بکنيم که اجازه نداريم
نه منظورم اين نيست
يه جايي مثل آسانسور يا اتاقک استخر
پشت بوم چطوره؟
کي تو همچين جاي پرتي ازدواج مي کنه
با اين رطوبتش
اونا اينجان
نظرت چيه که اين دفعه رو بازي خونگيش کنيم؟
موافقم
گير افتاديم
چطوره از پشت امتحان کنيم؟
!پشت اتاقمون
يه در پشتي وجود داره
نه، قفلش کردم
باشه، مشکل نداره
سريع ميريم پايين سمت ميز جلويي
و يه کليد برميداريم قبل از اينکه کسي متوجه ما بشه
دير شده، انگار تو يه فيلم پر از زامبي هستيم
جداً
سرعت پياده شدنشون خيلي کمه
خيلي ناله ميکنن و اگه فرصتش رو بهشون بدي
انقدر حرف ميزنن که مخت رو ميخورن
ولي خانواده هستن دوستشون دارم
رو داناييشون نميشه قيمت گذاشت
بالاخره به همسايه طبقه بالاييم بگم که
تو اين مدت چه حسي بهش داشتم
آره
سلام، من طبقه پايين هستم
...و، خب، هميشه دوست داشتم اينو بهتون بگم که
هيچ وقت جراتش رو نداشتم
ولي ديگه ميخوام بگم
کفش هات از سرب درست شدن؟
چون پر سر و صداترين همسايه اي هستي که تاريخ به خودش ديده
...راستي، تو درام زندنت هم ريدي، اما هي
!تمرينت رو قطع نکن
وسطاي شب
اون هم قبل از مهمترين مصاحبه هايي که داشتم
داستان 26 آپريل رو توضيح بده
26آپريل چه اتفاقي افتاده؟
باورت ميشه مردم قبلاً ها با اونا شنا ميکردن؟
منو توي منطقه ي "کني آيلند" ملاقات کن
وقتي دارم ترتيب "چارلستون" رو بالاي دوچرخه بزرگم ميدم
تو دوره اي که مردم بي هيچ دليلي اينطوري صحبت مي کردن
تد
سلام
هي، رفيق، مي خواستم لباس
مراسم رقص عروسي ليلي رو بدم خشکشويي
چه بد
چون داشتم فيلم "شاهزاده عروس" رو ميديدم
که يه چيزي بهم الهام شد
اينکه چطوري "آندره" گُندهه اونا رو ميبنده به اسب ها
و بعدش "انگيو مونتايا" ميگه
فزيک" تو کار درست رو کردي" و بعدش ميگه
رفيق، "آندره" در کل مدت فيلم مشغول انجام کارهاي زيادي بوده
No comments yet. Be the first to leave one.