The first 200 lines.
یالا، گاوها
!یالا یالا، حرکت کنید
چه فِرزه، اونیکی مثل فشنگـه
از وقتی این گاو لامصب رو آوردیم یه لحظه هم آروم و قرار نداشته
گاوه رو نمیگم
اون اگه طناباندازی یاد بگیره ممکنه ما از کار بیکار شیم
هر کاری کردی، فقط بهش یاد نده
بهترین راه برای اینکه بفهمی زمینی واقعاً ناشناختهست یا نه
اینه که سعی کنی با لغات توصیفش کنی
اگر نشد، میفهمی که یک زمین بِکرـه
که دستهای کثیف ما بهش نخورده
وقتی میبینیش، زبانت قاصر میشه
و مبهوتِ یکدستی بینهایتش میشی
وقتی به بلندیش میرسی بلندیِ مشابه دیگری هم میبینی
آدم باید مثل ملوانها خورشیدخوانی و ستارهخوانی بلد باشه
تا تو همچین جایی راهش رو گم نکنه
:یک هفتهست تا چشم میبینه چمنزاره
،نه شکاری، نه پرندهای، نه ماری
،نه حتی یه مارمولک خشکوخالی
و نه هیچ شواهدی مبنیبر اینکه گونۀ بشر هنوز منقرض نشده
اما دشتها پر شدن از استخوان
جای دست کثیف انسان ممکنه توی شهرها دیده نشه
چون دست کثیف خودش شهر رو بنا کرده
،ولی اینجا
،جایی که معصومیت، مواد معدنی داخل خاکـه
کثیفی دستهامون خودش آخرالزمانـه
میبینمشون
چیکار کنیم؟
شما مراقب گله باشید اونا رو بیخیال
فقط اومدن مالیاتشون رو بدن
چه مالیاتی؟
وقتی تو اراضی کومانچی گوسفند میچرونی باید مالیات بدی
،خب، بایدی که در کار نیست
ولی اگه میخوای ،کار به جنگ مسلحانه نکشه
...فکر خوبیه
کومانچیها میتونن مالیات بگیرن؟
زمین خودشونـه
میتونن هر کاری بخوان بکنن
تنها کسایی که فکر میکنن اینجا آمریکاست
هنوز تو واشینگتن زندگی میکنن
توی ناهمواریِ اینجا آب هست
گله رو ببرید اون سمت
همینجا اردو میزنیم
اول یه گاو برای آشپز ذبح کنید
به روی چشم - بله آقا -
بله
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
:تـــرجـــمـــه « AbG ســــروش » :.: SuRouSH_AbG :.:
برای منو کمتر بپز
آره، قبلاً واسه شما کومانچیها آشپزی کردم
سلیقهتون رو بلدم
ببینم معلوم هست داری چه غلطی میکنی؟
!ها؟ داری چه گوهی میخوری
انگلیسی بلدی؟
کی تو این خرابشده انگلیسی بلده؟
من بلدم
!این حرفم رو فقط یکبار میزنم
،خیلهخب، به صف میشین
!کنار میز یه صف تشکیل میدین
،یه بشقاب برمیدارین، با یه چنگال
!بعد من بهتون غذا میدم
غذاتون که تموم شد !بشقاب و چنگالتون رو نگه میدارین
برید تو جوی بشوریدشون !ولی گمشون نکنید
اگه گمشون کنید سه دلار بهم بدهکار میشین
و بعدشم باید با دست کیریتون غذا بخورید
این «کیری» چیه؟
ببینم چه گوهی خوردی؟
آره، کیری یعنی چی؟
معنی کلمه رو نمیدونه
این پسر هم نمیدونه
ولی الان میره از اون خانم میپرسه
بعدش دیگه خدا باید به دادت برسه
پس بهتره این کلمه رو کلاً بهکار نبری. هوم؟
سخته آدم این عادتـو از سرش بندازه - خب، از یهجا باید شروع کنی -
!یالا
مامان، «کیری» یعنی چی؟
،یعنی درِ کونی ،یه در کونی درستوحسابی
اگه دوباره از دهنت بشنوم
این آقائه هم قراره در کونی بخوره؟
احتمالاً یه نوعی ازش بهزودی سرش میاد، پسرم
اوهوم. بیا بریم
!به صف شین
گفت برن تو صف ولی اینا نرفتن
اینا مهمونان مهمونا صف واینمیستن
خفن نیست؟
نصفهاستیک بذارم براش؟
حله، یه استیک کامل
اگه دوباره جلوی بچۀ من ...این حرف زشت به زبونت بیاد
با همین چنگال کیری قاچقاچت میکنم
بله خانم - نصفهاستیک کافیه -
«بگو: «ممنون
ممنون - خواهش میکنم -
ممنون - بله خانم -
...جهت اطلاعت بگم میتونست خیلی بدتر از اینا پیش بره
درس عبرت شد
آره، ببینیم و تعریف کنیم
فکر کنم دختره از اون سرخپوستهای آشغال خوشش میاد
من اگه جات بودم زیاد خودمـو معطلِ کشف طرز فکر این دختر نمیکردم، برادر
عمراً چیزی دستگیرت نشه
اسب خوشگلی داری
تندر». اسمش تندره»
چرا تندر؟
چون مثل تندر، سریعـه
پس بهم ثابت کن
داره کجا میره؟
میخوان مسابقه بدن
میخوان چیکار کنن؟
سگ توش
فکر کنم ندای منطق درونیاش خاموش شده
قیافهشـو ببین، عزیزم
میبینم
فقط نمیخوام افتادنشـو ببینم
تنها زمانی که نمیخواد نگران این دختر باشی
وقتیه که سوار بر اسبـه
حاضرین؟
!حرکت
فکر کنم افسار از دستش ول شد
نه. خودش ول کرده
تُندر
بهت گفتم
بهنظرم تندر خود تویی
تندرِ مو طلایی
دیگه به این اسم صدات میکنم
تندر مو طلایی
من تو رو به چه اسمی صدا کنم؟
سم
سم؟
سم
چرا سم؟
سم اسم قاتل همسرم بود
اسمشـو میدونم چون مجبورش کردم بهم بگه
بعد کشتمش و اسمشـو صاحب شدم
منم یه نفرو کشتم
ولی اسمشـو نمیدونستم که برش دارم
تو نیازی به اسم اون یارو نداری
با اسمش همیشه عزادار میمونی
اسم تو تندر ـه
تندر عزاداری نمیکنه
اینکارو هم نمیکنه
خدا چهرۀ قشنگی بهت داده
با موهای طلایی
یه چاقوی تیزتر لازم داری
این زیاده
تو مسابقه رو بردی
دیگه مال من نیست
مال توئه
هنوز بیداری؟
آسمون که ابری میشه، خوابم نمیبره
وقتی به ابرها خیره میشم به فکر فرو میرم
واسه خوابیدن باید ستارهها رو ببینم
...کاش میشد برگردم به ۱۸ سالگی
کجا میری؟ - میرم خوابِ لولهکشی داخلی ببینم -
خوشحالی؟
در حال حاضر یا در کل؟
جفتش
...در کل که
نگرانم
بهعنوان یه همسر، یه مادر
...بقامون اینجا
بهنظر از کنترلمون خارج شده
پس نه
در کل خوشحال نیستم
،ولی در این لحظه با مردی که دوستش دارم
و پسری که دورش میگردم ...و دختری که بهش غبطه میخورم
خیلی خوشحالم
،البته اگه نگیری بخوابی
فردا صبح دیگه بهت غبطه نمیخورم - هوم -
دوسِت دارم
آدمها فکر میکنن ابرها بهخاطر اینکه منشأ بارون هستن
پُر از آبان
اما چطور ممکنه؟
چطور ممکنه آب بالای سر ما ،شناور باشه و بعد سقوط کنه
انگار که جاذبه فقط وقتی آسمون بهش اجازه بده
براش صدق میکنه
اما این یعنی آسمان فکر میکنه
و ابرها زندهان و تصمیم میگیرن که به باران اجازۀ بارش بدن
ولی چطور تصمیم میگیرن که کجا ببارن؟
...و کِی ببارن
چرا ابرها تصمیم میگیرن که در یکجا سیل راه بندازن و همون آب رو از دیگر جاها دریغ کنند
تا خاک تَرَک برداره و زمینها همه بیابان بشن؟
شاید اصلاً جاذبهای در کار نیست
شاید هر چی دانشمندها مثلاً «کشف کردن»، دروغی بیش نیست
و «باد»، دنیاست که داره به ما میخنده
از راهزنها چه خبر؟
این سمتی که دارید میرید وضع بدتره
و اندازهتون هم خوراکشونـه ،انقدر بزرگ هستین که ارزش داشته باشه
و انقدرم کوچیک هستین که از پستون بر بیان
اینجا بیشتر سارق داره
،شمال کانزاس و وایومینگ
هنوز وسط جنگان
دیگه کالسکهای اونطرفـا نمیره
...ملت با قطار سفر میکنن
اگه میونبُری بلدم بودم، بهت میگفتم
میونبرش اینه که تصمیم بگیرن تو «کلرادو» زندگی کنن
آسمون خشمگینـه
دزدهای اینجا برای مخفیشدن از طوفان کمک میگیرن
حواسم جمعـه
،خواستید میتونید امشب رو اینجا بمونید فردا صبح راه بیفتین
فردا طوفان میشه
شما هم باید برید
No comments yet. Be the first to leave one.