The first 123 lines.
تقدیم میکند opus-sub تیم ترجمهی
بچههای چهار سال و پایینتر اینجا نیستن؟
.همینجا ولشون میکنم
...حرفی که قبلاً بهم زدی، راجع بهش فکر کردم
.یه بار دیگه
همهچیز فعلاً داره به آرومی پیش میره .همهی بچههای پنج سال به بالا طرفمون هستن
.غافلگیر شدن، ولی بنظرم مشکلی پیش نمیاد
.تمرین بعدیمون هم شروع شده
.ممنونم
خب، بعدش چیکار کنیم؟ باید بهشون بگیم؟
.بچههای چهار سال و پایینتر
حرفمون رو باور میکنن؟
و بعدش میتونن مخفی نگهش دارن؟
.فقط این نیست
.برام سؤاله که واقعاً میتونیم با خودمون ببریمشون یا نه
.اینطور نیست که به نقشهی نورمن اعتماد نداشته باشم
.ولی یه پرتگاهـه، زمستونـه، و نورمن هم اینجا نیست
حتی بعد از اینکه بریم بیرون هم، شرایط .غیرقابل پیش بینی دیگهای هم وجود خواهد داشت
،میدونم یه خرده برای زدن این حرف دیره .ولی شاید ایدهی رِی هم درست باشه
...پس منظورت اینه که
،اگه اونا رو با خودمون ببریم .نمیتونیم بذاریم کُشته بشن
.ولی اگه اینجا ولشون کنیم، منتقل میشن
...میدونم! خودم میدونم، ولی
.با این حال، نمیتونم ولشون کنم
.رِی درست میگه. گیلدا هم درست میگه
...ولی
.دیگه نمیخوام کسی منتقل بشه
.آره
.میخوام تمام خانوادهام رو با خودم ببرم
.بیاید با همهی بچهها فرار کنیم
...همهی بچهها
مشکل چیه؟
...خب... اممم
بچههای مزارع دیگه چی؟
اینکه فقط خودمون فرار کنیم مشکلی نداره؟
...تاحالا ندیدیمشون، ولی
اونا دیوار به دیوارمون قرار دارن، مگه نه؟
...و هیچی نمیدونن، درست مثل ما
...خانوادهای که با خوشحالی زندگی میکنن
.اوه، ببخشید
باید چیکار کنیم، اِما؟
.درسته
...بالأخره
میشه فیل رو صدا کنید؟
بله، اِما؟
.یه چیزی هست که میخوام بهت بگم
.راجع به این خونه و ماما
.میدونستم
.پس همونطوریه که فکر میکردم
.تمام این مدت داشتم فکر میکردم
وقتی داشتیم گرگم به هوا بازی میکردیم، برام سؤال بود که منظور خواهر از «برداشت» چی بود؟
،اون داخل کِشوهای رِی رو وارسی میکرد
.و اِما، وقتی که نورمن رفت، تو خیلی از ماما ترسیده بودی
.همیشه فکر میکردم عجیبـه
.که اینطور
.نورمن برداشت شده
...و کُنی
...و بقیه
...برای همین تو
.فیل
.الان با خودم نمیبرمشون
.فقط فیل حقیقت رو میدونه
.بقیه راجع به خونه و آتیشسوزی نمیدونن
.اوضاع اونجا رو میذارم به عهدهی فیل
.فیل، ازت میخوام خوب به حرفهام گوش بدی
.من الان بین دوتا انتخاب تردید دارم
اینکه باید همه رو بهمراه کوچیکترها با خودم ببرم؟
یا باید بچههایی که زیر چهار سال هستن رو ول کنم؟
.فقط وقتی که شیش سالمون میشه برداشت میشیم
،حتی برای مارنیا، که تولدش از همه نزدیکتره .حداقل یک سال و نیم وقت داریم
.و ۱۵ تا از بچههای بزرگتر هم از اینجا میرن
اگه این خونه به کیفیت بیشتر از کمیت اهمیت میداد .پس سرعت برداشت باید پایین بیاد
برای اینکه دوباره بچههای کیفیت بالا و درجه یک پرورش بدن .نمیتونن بچههای کوچیکتری که پتانسیل دارن رو بکشن
با توجه به این، شیش تا بچهای که .چهار سال شونه، از جمله تو، نمرات خوبی دارن
.در بدترین حالت، حدس میزنم که ۲ سال زمان داریم
...اِما، منظورت اینه که
.میتونم صبر کنم
.پس ما رو همینجا ول کن
.ولی من تسلیم نشدم
.من قطعاً تا دو سال دیگه برمیگردم
اون موقعست که فیل و بقیه و تمام بچههای .مزارع دیگه رو هم با خودم میبرم
فیل، بقیهی بچهها کجان؟
!از این طرف
!ماما
اِما و بقیه کجان؟ با تو نیستن؟
.الان میرم بیارمشون
!نه، نرو
.نگران نباشید، زود برمیگردم
.همگی، همینجا بمونید
.شمارهی ۷۳۵۸۴ هستم از مزرعهی سه
!بچهها فرار کردن! آژیر خطر رو بزنید
.زودتر از چیزی که انتظار داشتم به صدا دراومد
.چیکار کنیم؟ هنوز خیلی از پُل دوریم
.تمام کارکنان، توجه
.از طرف مزرعه ۳ اعلام خطر شده
.پیرو آتشسوزی در اون مزرعه، ۱۵ بچه فرار کردن
.دو نفر از اون ۱۵ نفر کالای درجه یک هستن
.از حالا به بعد، با حداکثر امنیت به این قضیه رسیدگی میشه
.میتونید بقیهی بچههایی که درجه یک نیستن رو بکشید
.ضمناً، به سرشون صدمه نزنید
.به محض رؤیت، فوراً دستگیرشون کنید
!نذارید فرار کنن
...حالا اگه میتونید فرار کنید
!اِما
.از همینجا رد میشیم
رد میشیم؟
...ولی اون موقع، نورمن گفت
.اگه قراره فرار کنیم، باید از طریق پُل باشه
.ولی این چیزیه که همه فکر میکنن
.که امکان نداره بتونیم از اون پرتگاه رد بشیم
.برای همینه که به سمتِ پُل نمیریم
.از طریق خودِ پرتگاه فرار میکنیم
من فاصله تا اون طرف رو .به علاوهی مشخصات جغرافیایی بررسی کردم
خطرناکه، ولی یه نقطهای هست .که میتونید از اونجا رد بشید
.و اینکه دو ماه هم وقت دارید
.وقت دارید
.مشکلی پیش نمیاد. یه عالمه تمرین کردیم
تمرین کردید؟
!خیلی نزدیک بود - !تو میتونی -
!نَت
!آره
...اِما، واقعاً داریم
.مشکلی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.