The first 200 lines.
.همه چيز خيلي سخت شده
...من فقط
السا و فرد
.اونجا
...سيلويا
.خداي من
.مارسلو، بيا اينجا
.زودباش
...سيلويا
منظورتون چيه، دوشنبه؟
...بايد دوشنبه پيش ميرسيد
.خوب، چون پدرم داره امروز ميرسه
...نه، بهتون گفتم که دوشنبه به کارم نمياد
.مشکلي ندارم که خودم بيارمش
!هي، مراقب اون آينه باشين
"ميتونين اون تابلوي "براي فروش
رو بيارين پايين، لطفاً؟
.بالاي طبقه سوم هستن، خانم
چجوري انتظار دارين اين کارو بکنم؟
خوب من که تعميرکار نيستم، هستم؟
.اون درست ميره بالا
.تاکو، براي من يه نردبون بيار
.آره، ميدونم. از نردبونها متنفرم
هميشه از روشون ميوفتم
.ولي اين زنـه داره ديوونهام ميکنه
آرماند، اين همون خانميه که داره اسبابکشي ميکنه واحد کنار من؟
.نه، اين زني نيست که داره مياد
.خدا رو شکر حومه شهر زندگي ميکنه
.پدرش داره مياد
.مادرش فوت کرده، ميخواد که نزديکش باشه
.اوه، چه حيف - .آره -
!هي
!هي
.باشه، خوبه
.خوب، آه، بياين داخل
اگه ميخواين که لباسهاي کارتون رو بپوشين
.ميتونين از اتاق پشتي استفاده کنين
.من لباسهاي کارم تنمه
.باشه. باشه، عاليه .آم، خيلي خوب
.يادتون باشه، پدرم هر لحظه ممکنه برسه
.اين انتقال کاملاً بيهودهست
.من خونه خودم هيچ مشکلي نداشتم
.اين خونه خودتـه، فرد
.دخترت به خاطر خودت اوردت اينجا
دختر من چي ميدونه؟
.من خودم نميدونم چي برام خوبه اون از کجا ميدونه؟
.ميشه 9.8 دلار
يه 10 دلاري داري؟ .من خودم پول درشت دارم
.فرد
.واحد 3-دي هست
!چي؟
خوب، مايکل، به نظرت اينجا بهتره
يا که اينجا بهتره؟
خوب؟
مامانبزرگ هم وقتي جوون بود انقدر عصباني به نظر ميومد؟
براي ماشين چه اتفاقي افتاده؟
شماها يه وقت نميخواين که گوشيتون رو جواب بدين؟
کجا بودين؟ - .دو ساعت طول کشيد که تونستم راضيش کنم -
.نميخواست که بياد .مثل چي لجبازه
چه اتفاقي براي ماشين من افتاده؟
.نميدونم در مورد چي حرف ميزني
.بيا اينجا. پاشو بيا اينجا
.براي يه ساعت گذاشتمش پيشت، ليديا
.يک ساعت. اين رو ببين .بيا اينجا
.ديوونه شدي؟ ماشين تو که نيست
.ماشين من هم هست - .نگاهش کن -
واي، خداي من. کي اين کارو کرده؟ - .ماشينم رو نابود کردي -
يه ساعت ماشين رو گذاشتم پيشت .و ببين چي شده
.من لاورن هستم. از ديدنتون خوشحالم
دقيقاً چي کاره هستين؟
.شايد يه نفر داشته رد ميشده
.کار يه پيرزنه با يه ماشين نارنجي بود
چي؟ کدوم پيرزنه؟
آره، اين زن کيه؟
.آه. آه، آره
.ايشون، لاورن هستن
اينجا پيداشون کردم
.و مثل اينکه، کارشون خيلي خوبه
منظورت چيه، پيداش کردي؟
کسايي که اينجا قبلاً زندگي ميکردن اينجا ولش کردن؟
.اوه، نه. همين اطراف .همين نزديکي زندگي ميکنه
اوه، باشه. يعني اينکه الان .تشريف ميبرن خونه
آه، خوب، آره ولي بعضي وقتها
.برميگرده که پيشت بمونه
."ها، "برميگرده
...ايشون يه پرستار هستن
.آه، ببخشيد. قصد توهين نداشتم
تو که يه وقت، من رو با
يه پيرمرد با مشکلات ذهني اشتباه نگرفتي؟
من خودم ميتونم از خودم مراقبت کنم، ممنون
ولي نميتونم يه شخص غريبه .رو توي خونه داشته باشم
ولي بابا، نميتوني که همه .کارها رو خودت انجام بدي
.نگران ميشم
و من بايد کل روز استرس داشته باشم تا تو نگران نشي؟
.ببخشيد. قصد توهين نداشتم
ولي نميتونم تحمل کنم که اون زن
!توي خونه من پرسه بزنه
.اوه، هي! باشه
ميفرستيمش که بره
.ولي خودت بايد بهش بگي
.مشکلي نيست
.حالا، حالا، گوش کن
.حالا اينجا رو نگاه کن
.من از شغل ديگهام استعفا دادم
الان بايد چيکار کنم؟
...خوب، من که
...منظورم اينه که
.نگو که داري دير ميکني
.نه، توي راهم
مامان، من يه جلسه رو سرکار به تعويق انداختم
.که بتونم باهات بيام
.اوه، عزيزم، پسر شيرين و فوقالعاده من
.اوه، نبايد اين کارو ميکردي
.بهت گفتم که خودم ميتونم برم
.کل قضيه ديگه دستم اومده
.من رو اونجا ميشناسن. من هم ميشناسمشون
.مامان، نگران ميشم
اگه مشکلي برام پيش اومد
.بهت زنگ ميزنم که بياي دنبالم
.نه، نه. کتابها نه .خودم مرتبشون ميکنم، راست ميگم
.خوب، اين يعني اينکه خودم بايد انجامش بدم
.حالا، بذار يه موضوع رو مشخص کنيم
من کاري به کارت ندارم اگه که .تو هم کاري به کارم نداشته باشي
.مشکلي ندارم
کاري به کارتون نداشته باشم، يعني چي؟
خوب، يعني اينکه اگه ميخواي که به کار کردن در اينجا ادامه بدي
.هرچي که دخترم گفته انجام بدي، انجام نميدي
.خوب، من بايد تمام نيازهاتون رو برطرف کنم
.شستن و آشپزي، اشکالي نداره
اين کار رو زياد دوست ندارم
ولي چه کار ديگهاي گفته انجام بدي؟
آه، که صبحها ببرمتون قدم زدن
.و يه بار ديگه بعدازظهر
مثل يه سگ؟ .امکان نداره
...و اينکه
و اينکه چي؟
اينکه مطمئن بشم که .لباس زيرتون رو هر روز عوض ميکنين
بچه داري؟ - .آره -
.يه دختر کوچولو .توي پيتزبورگ با خواهرم زندگي ميکنه
.آره، نه. نميتونم ببينم .عينکم همراهم نيست
...وقتي هنوز کوچيکه ازش لذت ببر
.وقتي هنوز يه احمق رو نگرفته که ازدواج کنه
.آه! و به اون دست نبايد بزني
بابا؟
.بابا، من برگشتم
.سلام. پيتزا گرفتم
و از فردا، تو خريد ميکني، باشه؟
خوب، بايد واقعاً براي قدم زدن .يه سر به پارک بزني، بابا
.خيلي قشنگه
حالت بهتره، مامان؟
.آره، حالم خوبه
.عاليم
فقط بهت زنگ زدم چون ميدونستم
.تو بهم زنگ ميزني
زندگي بدون مادرت چي ميشه؟
.ممنونم، عزيزم
.عصرتون به خير. عصرتون به خير
.عصرتون به خير
.عصرتون به خير
.زودباش. تکون بخور، مايک
...آم
يه چيزي هست که ميخوام .دربارهاش باهات صحبت کنم
.آره. اول بريم داخل .بعدش حرف ميزنيم
من، امروز رسيد بانک رو گرفتم
.و يه برداشت وجه رو نشون ميده
اون پول رو براي چي ميخواستي؟
اوه، خدايا، اينجا سرده يا فقط من اينجوريم؟
.بحث رو عوض نکن، مامان
.فقط ميخوام بدونم که روي چي خرجش کردي
اوه، زندگي کردن. ديگه روي چي ميخواي خرجش کنم، عزيزم؟
.بحث سر 2000 دلار پولـه
ميخواي کارتت رو بهت برگردونم؟
.منظورم اين نيست
فقط ميخوام بدونم که .روي چي خرجش کردي
خوب ميخواي براي شام بموني؟
...چونکه من - .جوابم رو بده -
چي؟
دوباره داري به الک کمک ميکني؟
نه. حالا، الک چه ربطي به اين موضوع داره؟
.برادر کوچيکترته
.هميشه تقصيرها رو انداختي گردن اون
.به نظرم بهتره ببينم کيه
.من به پليس زنگ ميزنم
نه تنها به ماشينمون آسيب زدي .يه خردسال رو تهديد کردي
ميدونستي که اين جرمه؟
خوب من تا حالا چشمم به .اين خردسال نخورده بوده
اينجا چه خبره؟
.اون ديوونهست
.من مطمئناً ديوونه نيستم
...امروز بعدازظهر ايشون مادرتون هستن؟
.نه - ...بله. بله، هستن. لطفاً، فقط -
باشه. امروز بعدازظهر
مادرتون ميکوبن به ماشين ما
بعدش راه ميوفتن ميرن بدون اينکه .يه نوشته هم بذارن
.خوب، اين مسخرهست .واقعيت نداره
اوه، واقعاً؟
خوب، شما يه ماشين نارنجي دارين، درست نميگم؟
.خوب، نه - .مامان -
.پسرم کل جريان رو ديده
ميشه دست از تهديد کردن پسرم بکشين؟
No comments yet. Be the first to leave one.