The first 200 lines.
دخترا نظرتون چیه قبل از مرحله دوم
بریم یه مهمونی تیمی؟
شماها نمیخواین یه چیزی به آقای لی بگین؟
نه منظورت چیه؟
ما چیزی نمیخواستیم بگیم آقای لی
بیا کوله مونُ جمع کنیم
بذاریم روی شونه هامون
ببخشید آقای لی
چیه؟ بگو
من چرا اینجام؟
!نمیدونستم این مجسمه تاریخی اینجاست
دقیقا یادمه که بهم گفتین واسم یه قهوه میخرین
منم فقط برای 5 دقیقه اومدم بیرون
پس چرا الان پشت فرمون نشستم؟
وای
چه هوای فوق العاده ای
...چرا دارم تو این آخر هفته ی دلچسب
با اینا میرم پیکنیک؟
!هی
آقای لی یه عکس خوب ازمون بنداز
خوب بندازین- باشه-
یک دو سه
ببینم ببینم
!اه- !من چشمام بسته ست-
!ای بابا
باشه یک دو
...دو و نیم
!ای بابا
...دو و نیم
سه- بریم-
خوبه ایندفعه خوب افتادین
موندم بخدا
!ای بابا- !منو ببین آخه-
من نیومدم اینجا عکاس شخصیتون باشم ها
پس واسه چی اومدین؟
اگه خودمون با هم بازی کنیم بیشترم خوش میگذره
!پیرمرد- !پیرمرد-
باشه، برید بازی- !نه-
!دردم اومد
بیاید همه یه ژست بگیریم
!عالی شد
خب دیگه بچه ها خوش بگذره
!نرو
!برگرد
کارش خوبه ها
هه جین، بیا اینجا
ما هم بریم عکس بندازیم
من عکس نمیندازم
یه دقیقه دیگه صبر کنید یه سینی دیگه هم تو راهه
!باشه- هی-
بده من- هی-
!هی! اول باید به آقای لی تعارف کنید مثلا
لطفا بفرمایید- بفرمایید-
بفرمایید- اشکالی نداره-
میخورم نگران نباشید خودتون بخورید
چرا اینقد با ما مهربونید؟
خب معلومه ما از بقیه خوشگل تریم
برای اینکه ما هممون عضو باشگاه رقص ورزشی هستیم
آقای لی، راستشو بگین
...شما بخاطر اینکه دوست داشتین برقصین
باشگاه رقص ورزشی رو به وجود آوردین، درسته؟
!اه- !حالم به هم خورد-
هم میتونه برقصه هم حقوق میگیره چقد عالی
...بچه ها من هیچوقت
اعضای باشگاه رو به پیکنیک نمیبرم
معمولا میبرمشون اجراها رو نگاه کنن
یا براشون غذا میخرم
دلم ریخت- آره-
این کارا بهش نمیاد
میدونین قدیما چقد بدبختی کشیدم؟
همزمان هم به بچه های دبیرستان گُجه ...رقص یاد میدادم
هم به بچه های یه مدرسۀ دیگه
وقتی بالاخره 8 نفر عضو باشگاه تکیمل شد
یکی میگفت دیگه خسته شده و میخواد بره
یکی دیگه میگفت با بقیه دعواش شده و میخواد بره
یکی دردسر درست میکرد و مجبور بود باشگاهُ بذاره کنار
بالاخره یه جوری از باشگاه در میرفتن
اما اشکالی نداشت
...ولی یکی هم میگفت مامان و باباش
بهش اجازه نمیدن برقصه منم رفتم باهاشون حرف بزنم
"اونا هم گفتن"ما هیچوقت بهش نگفتیم رقصُ بذاره کنار
اینطوری گفتن
این واقعا قلبمُ به درد میاورد
بچه ها بهم دروغ میگفتن تا گولم بزنن
...اگه
...سختی یا مشکلی توی زندگیتون دارید
فقط صادقانه بهم بگید
من مشکلی ندارم
ما هیچ سختی و مشکلی نداریم، مگه نه؟ مگه نه؟
درسته، ما سخت تلاش می کنیم بهمون اعتماد نداری؟
...دارم، البته که دارم اما
بیخیال یکم غذا بیشتر سفارش بدین
وقتی برگشتیم گُجه بیشتر تلاش می کنیم
!خانوم- بله، بفرمایید؟-
چی میخواید؟- یه سینی از انواع مختلف ساشیمی-
آره
اون خیلی گرونه، نکن اینکارُ- اشکال نداره-
ما کلی از بودجه امون باقی مونده
فقط بخورین- !آره-
!آجوما- !الان میام-
من بیشتر سس میخوام
برم بیرون یکم هوای تازه بخورم
شما بخورین- باشه-
هه جین، باید زودتر پرش کنی تا هفتۀ دیگه تائید بشه
هنوز تمومش نکردی؟
هه جین
الان مشکل فقط زندان نوجوانان نیست
ممکنه منم به یه مدرسه دیگه منتقل بشم
لطفا کمکم کن
من میخوام بدون مسواک زدن بخوابم
چی میگی بابا؟
هی، باید صبح زود بیدار بشید پس برید بخوابید
باشه- من اول میرم دستشویی-
نظرت چیه یه نوشیدنی بزنیم؟
باشه
شما چطوری باشگاه رقص ورزشیُ به وجود آوردید؟
...وقتی توی اولین مدرسه ام بودم
یه اجرای رقص دیدم
با خودم گفتم این دیگه چه وضعیه
"اینجا واقعا مدرسه است؟ اونا واقعا دانش آموزن؟"
اینطوری فکر میکردم
اما یه مدت که کنار بچه ها بودم
احساس کردم مدرسه داره بچه ها رو نابود میکنه
دلم میخواست همیشه یه جوری بچه ها رو بکشونم مدرسه
برای همین شروع کردم بهشون رقص یاد دادن
اولش زیاد علاقه نشون نمیدادن
اما وقتی یه بار امتحانش کردن یه برقی توی چشماشون اومد
که همیشه توی تمرینا این برق تو چشماشون بود
اما اینکه دارین از بودجۀ شخصیتون ...استفاده می کنید یکم
دیگه چیکار کنم وقتی خود مدرسه تکونی به خودش نمیده؟
بچه هایی که نمره هاشون خوبه باید برن این مدرسه
و بچه هایی که نمره هاشون بده باید برن یه مدرسۀ دیگه
اینطوری بین بچه ها فرق میذارن
یه مشت دانش آموز ضعیف تر رو میذارن کنار هم
بهشون میگن شماها بدبختید، هیچی حالیتون نیست
سیستم آموزشی همینطوریه
مگه من میتونم این سیستمُ عوض کنم؟
یا اینکه مدرسه رو عوض کنم؟
من اینقدرا هم آدم تاثیر گذاری نیستم
...فقط دلم میخواد بچه ها
این احساسُ نداشته باشن که بدبختن یا رها شده ان
احساس میکنم وظیفه ام توی شغل معلمی همینه
...میدونی دخترای مدرسه ما
خیلی با فکرن با اینکه در ظاهر اینو نشون نمیدن
بچه های خیلی خوبی هستن
!بریم- هیس-
تونستیم تونستیم
شماها واقعا میتونید رقص ورزشیُ بذارید کنار؟
درسته، ما بخاطر آقای لی نمیتونیم بریم
کاملا دست و پامونُ بسته
هیچوقت نمیتونیم ازش کناره گیری کنیم
حتی وقتی یه بارم دارم یه کار اشتباهی میکنم
آقای لی میاد توی ذهنم و با خودم میگم این چه کاریه
هی، وقتی تاحالا داشتم زهرماری میخریدم
صورت آقای لی جلوی چشمام اومد
پس چرا خریدیش؟
چون صورت آقای لی بهمون گفت
"یه امروز اشکالی نداره"
"اگه توی اتاقتون زهرماری بزنین مشکلی نیست"
مگه نه؟
حتما پدر و مادرم خیلی خوشحال میشن
اونا مخالف بودن که عمل زیبایی انجام بدم
من قبلا بهشون گفته بودم میخوام برم باشگاه شغل یابی
نمیتونن مجبورم کنن رقصُ بذارم کنار
اما مطمئنم از درون ناراحت میشن
هی، مامانم فکر میکنه چون نمیخوام ...تو کارای رستوران بهش کمک کنم
تو باشگاه رقص عضو شدم
اما اینطوری نیست
بابام ممکنه بیاد مدرسه
اشکالی نداره اگه با من دعوا کنه
اما همش به آقای لی فحش میده
میگه داره چیزای بیخود بهت یاد میده
مگه مسابقه گذاشتیم که ببینیم زندگی کی سخت تره؟
!بیا جلو
نه نمیتونی
عاشقتم
واقعا زشته- باشه-
آقای هان
...این حرفا رو نمیزنم که
توام مثل من زندگی کنی
پس برداشت اشتباه نکن
من عمرا اینطوری زندگی نمیکنم
...بنظرم این مدرسه قدیمی
اونقدرا هم ارزششو نداره که بخاطر اسم و رسم همچین کارایی واسش بکنم
...میدونم میدونم اما
بذار یه چیزی ازت بخوام
اگه بالاخره توی مسابقه جایزه ای چیزی بردیم
رقص ورزشی سال دیگه هم برمیگرده
...و احتمالا دبیر ورزش باشگاه فعلی
جای منو میگیره و مسئول باشگاه رقص میشه
...اما من نمیتونم
به دبیر ورزش اعتماد کنم
...میشه لطفا تو جانشین دومم بشی و
از بچه ها مراقبت کنی؟
راستش نمیدونم
...چون ممکنه
منو به یه مدرسۀ دیگه منتقل کنن
چی؟
ای خدا
!هی، هه جین
No comments yet. Be the first to leave one.