Alice (Aelriseu / 앨리스)

Alice (Aelriseu / 앨리스)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

앨리스 Alice E27-E28 2020
A Commentary by safira3000

Tags

other
Published on: 2022-03-11
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"...هرکسي بايد در درونش بي‌نظمي‌اي داشته باشد"

"تا يک ستاره رقصان را متولد کند"

!مامان

...مامان

!مامان

...مامان

...مامان

...واقعا

تو بودي

"...او دروازه ممنوعه زمان را گشود"

"و دنيايي که نبايد ديده مي‌شد را ديد"

"او اکنون به مجازات محکوم شده است"

"براي بستن دروازه زمان"

"بايد پسر عزيزش را بکشد"

"...وگرنه در ازاي بهاي باز کردن دروازه زمان"

"او به دستانِ پسرش مي‌ميرد"

"پسرش قاتل و نابودگر مي‌شود"

"و بر زمان حکمراني مي‌کند"

کارآگاه؟

بهم بگو. تو اينکارو کردي؟

بگو حقيقت نداره

!بگو که تو نکشتيش

!پروفسور

!پروفسور

!کارآگاه

!هي

بيشتر از ده روز از گمشدنشون گذشته

...و فقط مي‌توني بگي

که نتونستي استخواني پيدا کني که مرگشون رو تاييد کني؟

اگه چيزي نيست، معنيش اين نيست که نمُردن؟

،اگه نمردن

نبايد بريد اون بيرون !و دنبالشون بگرديد

اين قضيه جسد و استخوان ديگه چيه؟

اينقدر نااميديد که مي‌خوايد اينطوري دخترم رو بکشيد؟

!بسه، بابا

اينکارت ته‌يي رو برمي‌گردونه؟

آره، عزيزم. کافيه

همکار ايشون هم گم شده

اي خدا

ته‌يي! کجايي؟

عزيزم بلند شو

،عزيزم

حتما ته‌يي حالش خوبه، نه؟

معلومه. مي‌شناسيش که

شرط ميبندم حالش خوبه. مطمئنم

لطفا ما رو ببخشيد

متاسفم

ممنونم

حالت خوبه؟

چيزي نيست

حتما به شما و خانواده پروفسور يون خيلي بيشتر داره سخت مي‌گذره

واقعا فکر مي‌کني توي زمان سفر کردن؟

...اميدوارم همينطور باشه

چون اين معنيش اينه که يه روزي مي‌تونن برگردن

برمي‌گردن

واسه رفتارم عذر مي‌خوام

سرت رو بالا بگير

اگه تو اونکار رو نکرده بودي، من مي‌کردم

گرسنه نيستي؟

بيا بريم غذا بخوريم

براي پيدا کردن ته‌يي بايد انرژي داشته باشيم

ها؟

چراغ رو روشن گذاشتم؟

نه

الان روشن شد

تو...تو هم ديدي، نه؟

من در رو قفل کردم

...کي

مامان

ته‌يي - ته‌يي -

کجا بودي؟

کجا رفته بودي؟

مامان بسه

کجا بودي؟ - مامان -

کجا بودي؟ - مامان -

عزيزم. تمومش کن، عزيزم

آروم باش

هي

صدمه ديدي؟

بابا

من واقعا برگشتم، درسته؟

اينجا خونه ماست، نه؟

ته‌يي چت شده؟

چرا روي لباست خون هست؟

صدمه ديدي؟

چي شده؟

خونِ من نيست

پس خون کيه؟

کارآگاه پارک صدمه ديده

بايد پيداش کنم

مامان. من برمي‌گردم

نگران نباش

!ته‌يي

کجا رفتي؟

پارک جين‌گيوم، فقط وايسا برگردي

اينبار ديگه حتما مي‌کشمت

اما حتي فکرشم نکن که به خاطر اينکه مي‌کشمت برنگردي

اگه اينکارو بکني حتما عاقت مي‌کنم

دويون

حتما دارم ديوونه مي‌شم

ديگه حالا صدا هم مي‌شنوم

دويون

!جين‌گيوم

!جين‌گيوم

!پارک جين‌گيوم

الو؟

کارآگاه! حالِ کارآگاه خوبه؟

چرا از من مي‌پرسي؟

شما بايد بهم بگي که حالش چطوره

کجا بوديد؟

کي اينکارو باهاش کرده؟

منم نميدونم

...اونجا خيلي تاريک

و ترسناک بود

دکتر

خوشبختانه به اعضاي حياتيش برخورد نکرده

...الان داريم زخم رو مي‌بنديم

و بهش خون مي‌زنيم به زودي بيدار مي‌شه

ممنونم

حالت خوبه؟

خوشحالم که شما هم برگشتيد

همه‌اش به لطف توئه

...به خاطر تو بود که تونستيم توي زمان

سفر کنيم

...فکر ميکنم بچه‌اي

که کتاب پيشگويي ميگه ...با باز شدن دروازه

زمان متولد شده و ...زمان رو کنترل مي‌کنه

شمايي

دليل اينکه مسافرين زمان هميشه ...دنبالت بودن

و دليل اينکه مادرت صفحه ...آخر کتاب رو پنهان کرد

به خاطر توانايي تو بود

معني همه جملات توي اين صفحه آخر رو نمي‌فهمم

...حس مي‌کنم

توش کلمات نمادين استعاري هست

ولي، حتما مادرت در مورد اينکه چطور جلوي سفرِ زمان رو بگيره تحقيق کرده بوده

مطمئنم اون راهش رو پيدا کرده بوده

اين تکه کاغذ مسخره رو فراموش کنيد

همين الانشم يه خطا اتفاق افتاده

...قاتل مادرم، من

يا اون نوجوان اونجا نبود

مردي که به شما حمله کرد و به من چاقو زد

قاتله...

اون آدم قاتله؟

...اون با اين چاقو مادرم

رو کشت

...اما مادرت که

با شليک گلوله کشته شده

همينش عجيبه

مطمئنم ده سال پيش ،با شليک گلوله کشته شد

اما اينبار بهش چاقو زدن

...ما به يه

بُعد ديگه رفتيم؟

،چه يه بُعد ديگه بوده باشه يا نه

...مادرم

در همون زمان و در همون مکان کشته شد

مطمئنا قاتل هم تغيير نکرده

ببخشيد

پارک جين‌گيوم چطوره؟

فکر کنم خوب باشه

اينم متوجه شدي که به چه زماني سفر کرده بوده؟

عجله نکن

شي‌يونگ چي؟

هيچي نميگه

نمي‌تونيم تا ابد حبسش کنيم

بايد به مرکز فرماندهي خبر بدم و برش گردونم

نه تا وقتي که يه جواب بگيريم

بايد بدونم چرا سعي کرده پروفسور يون رو بدزده

مگه نميدوني؟

خودت مي‌دوني بهت چه حسي داره

شايد خواسته ته‌يي گذشته رو بکشه

نه

اونوقت ديگه به خودش زحمتِ دزديدنش رو نميداد

مطمئنم پشتش دليلِ ديگه‌اي هست

ديگه نمي‌خوام اينجا باشم

برمي‌گردم مرکز

اول بايد يه کاري رو بکني

،وقتي اونکار رو کردي

تو و مين‌هيوک رو برمي‌گردونم مرکز

...از اونجايي که پارک جين‌گيوم

...و ته‌يي اينجااند اون مي‌خواد

همينجا بمونه

شک دارم که بخواد به خاطر اون دو نفر بمونه

نبايد بري پيشِ پليس؟

...اگه از مجرم نمونه‌اي نداشته باشيم

تحليل کردنِ اين فايده‌اي نداره

بالاخره مجرم يه روزي گير ميافته

اون موقع اين مدرک لازممون مي‌شه

"...پسر نابودگرش"

"...فقط مي‌تواند از طريق"

"مخلوق شگرفش کشته شود"

"...و فقط آن وقت است"

"که دوباره زمان به جريان ميافتد"

وقتي سفر در زمان متوقف بشه همه چيز به تنظيمات اوليه برمي‌گرده

تنظيمات اوليه؟

سفر در زمان و همينطورم

مسافرين زمان از دنيا محو مي‌شن

اين همون چيزي نيست که ما ميخوايم؟

نه. برگشتن به تنظيمات اوليه نميشه

واسه همچين چيزي زيادي پيش اومديم

چرا گفت برگشتن به تنظيمات اوليه راه حلمون نيست؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left