The first 200 lines.
سرویس اسباب کشی یونگ سانگ
...بابام
تصمیم گرفته به حومه شهر بره
...من هم
این کلید خونمه
متاسفم که به دردسرتون انداختم
اونی که متاسفه منم
عملا دارم ازت میخوام مراقب خونه ام باشی
همونطور که قبلا بهت گفتم بخاطر پسرم دارم اینکارُ میکنم
اون به ندرت میاد خونه چون آرزو داره یه سفرنامه نویس بشه
ولی بازم هر از گاهی یه سر میزنه
برای همین نمیتونم خونه امو برای اجاره بذارم
ولی نمیتونم خالی هم ولش کنم
مشکلی نیست من و پسرتون با هم توی یه خونه زندگی کنیم؟
...واقعا فکر نکنم اینکار درست باشه
بهت که گفتم اون فقط هر از گاهی میاد خونه
اتاقش طبقه دومه پس تو میتونی طبقه اول بمونی
اونجا رو خونه خودت بدون
مطمئنم پدرتم همینو میخواد
حتی اگه مبلغ کمی هم باشه بازم بهتون پول اجاره رو میدم
هرطور که تو راحتی
ولی زیاد بهم پول نده
آقای کیم، میرم ماشینو بیارم
...توی راه
نزدیک ترین بیمارستان به خونه رو پیدا کن
میخوای برای مرگم آماده بشم؟
منظورم این نبود
نگران نباش
قبل از رفتن حرفی نداری بهم بزنی؟
فکر کنم اینقد هیجان زده ای که دیگه حتی منم برات مهم نیستم
ای خدا، تو کل عمرت هیچوقت اسباب کشی نکرده بودی
حتی ضربان قلبتم کنده
ولی یه دفعه خیلی سریع داری بار و بندیل میبندی
نمیخوام برات بار اضافه ای باشم برای همین باید عجله کنم و زودتر برم
اینطوری نگو
باید نقاشی بکشی
هرچی که دوست داری بکشی رو بکش
این از بزرگواری یه شاعره که هیچوقت شعری نمینویسه
توام باید دوباره شعر بنویسی
تو به فکر خودت باش
توام همینطور
اگه گربه ها میتونستن حرف بزنن هیچوقت اینکارُ نمیکردن
از نان پورتر
دارم میام
قبلا نیومده بودم اینجا
ولی محله اش بنظرم آشنا میاد
:ترجمه و زیرنویس Bahar336 - Niloo - Ney
:به کانال تلگرامی ما بپیوندید @OpusSub
سونامو
سونامو
سونامو
به نزدیکی مقصد خود رسیده اید
...اینجا نیست...فکر کنم آدرس اشتباهی رو اومدیم
درست اومدیم همین خونه است
...اما اینجا
باورم نمیشه ...چطور ممکنه
مطمئنم اشتباه برداشت میکنه
باورم نمیشه دارم به خونه بغلیش اسباب کشی میکنم
آخه کی فکر میکنه همش تصادفی باشه؟
باید براش کیک برنجی ببرم؟
نه، نه، نه
اینطوری شبیه دیوونه هایی میشم که بقیه رو تعقیب میکنه هرکی باشه اینطوری فکر میکنه
نگاه نمیکنم، نمیکنم
چونگ بونگسان- 70
هی جه سون
کیم سولا؟
صدات چرا اینطوریه؟
چی؟
آخه گربه خوابیده
شنیدم داری اسباب کشی میکنی خونه جدیدت کجاست؟
چرا میپرسی؟
چون میترسم غذای گربه کم بیاری
آدرست رو برام بفرست
خودم میام ازت میگیرم
راستش منم توی محله ات یه کاری داشتم
باشه، پس بیا بهت میدمش
باشه
سرگی چطوره؟
میترسم بخاطر محیط جدید زندگیش استرس بگیره
فقط نگران گربه هستیا، نه؟
پس چرا قبولش کردی و اوضاع رو برای هردومون سخت کردی؟
من اوضاع رو سخت کردم؟
من فقط میخواستم آدم خوبی باشم
حتما برات سو تفاهم شده
فکر کردی من در قبال مراقبت از گربه ازت انتظار چیزی رو دارم؟
برای همین فکر میکنی اوضاع رو سخت کردم؟
نه، اینطور نیست
نه؟
برای همین گربه رو قبول کرده بودی؟
ای بابا نه
فقط برای تو حس بدی داشتم ...توام که فقط منو داری
نه نه، منظورم این نیست که بهم احساس داری
آخه تو هیچ دوستی نداری
...منم به عنوان دوست قدیمیت
خدایا
بازم مسخره است که قراره از گربه دوست دختر سابقت مراقبت کنم
اینم نمیفهمم که چرا باید همه چیو توضیح بدم
ولش کن- متاسفم-
...نمیدونستم
اون روز بابات از حال رفته
امیدوارم سالم و سلامت باشه
امیدوارم توام حالت خوب باشه
برات میارمش. خونه جدیدت کجاست؟
چی؟ نه، نه، نه
داری کجا میای؟
خودم تنها میرم
سنگینه- اصلا هم سنگین نیست-
هی
سونامو
برات میارمش
نه مشکلی نیست تاکسی میگیرم
خیلی کم لباس پوشیدی- الان تاکسی میگیرم-
بدش به من- ای بابا، میگم نمیخواد-
میشه دیگه پیشنهاد کمک ندی؟
...اینو نمیدونستم
ولی توام عجب گیر سه پیچی هستیا
سونامو
برگرد داخل- باشه-
برو دیگه- اول ببینم تو میری بعد-
نه، اول تو برو
فعلا، خداحافظ
سونامو
داره کجا میره؟
چرا نمیره داخل؟
خیلی سختی میکشه
بیا، اینو جه سون داده بخور
نمیخوری؟
هی، میدونی چقدر زحمت کشیدم اینو بیارم اینجا؟
ای خدا
فکر کنم فقط باید برم وسایلمو باز کنم
باید نقاشی بکشی
هرچی که دوست داری بکشی رو بکش
هرچی که دوست دارم بکشم؟
بعدا میبینمت
هی گربه
پیشی؟
گربه کوچولو؟
سرگی؟
سرگی رامانینُف
ای بابا، حتی جوابمم نمیده
هی، نمیخوای تا بیرون بدرقه ام کنی؟
هی، هی
میبینی تروخدا؟ حتی گذاشتم از بالشمم استفاده کنه
ای خدا، واقعا نمک نشناسه
بیخیالش
میدونی چیه؟ تو حتی گربه خودمم نیستی
...فقط دارم تا یه مدت ازت مراقبت میکنم
بیا زیاد به همدیگه وابسته نشیم
برو برای خودت خوش بگذرون
یادش رفت اینو ببره
آب، آب
خیله خب
بیا
زیاد نخوریا
اینجا خونه خودم نیست پس همه جا کار خرابی نکنی، باشه؟
چراغ، چراغ
...چراغ
ممکنه امروز تا آخر وقت سر کار باشم پس پسر خوبی باش، باشه؟
...لبتاپ، لبتاپ
اگه حوصلت سر رفت میتونی اینو ببینی
من رفتم
دیگه واقعا ایندفعه رفتم
...چرا وقتی اون پیشم نیست
بازم یه انسان میشم؟
سولا، حتما خسته شدی
...دیروز رو مرخصی گرفته بودی
فکر کنم حسابی خوش گذروندی
ولی دوباره خوش خوشانته چون فردا هم تعطیله
اینطور نیست من دیروز اسباب کشی کردم
جی یون، شنیدم امروز قراره اسباب کشی کنی میتونی دیگه بری
بعد از اینکه کارم تموم شد میرم
سولا باید کمکش کنی
پس فایده یه همکار چیه؟
منابع مربوط به پروژه لباس بچه ها رو مرتب کن
اینا هم مواد پودر دانه ارگانیک هستن
چندتا تصویر مناسب با این کانسپت پیدا کن
تصویر پشت زمینه رو هم بردار
یه کار تمیز تحویل بدی ها
نه، من خودم انجام میدم
هنوز نرفتی؟ زودتر برو
امروز اسباب کشی داری برو
آره، برو من انجام میدم
یه نفر با پارتی بازی همه چی رو راحت بدست میاره
یه نفر دیگه محکوم میشه به کار کردن
...این پرنده ها روی درختها میشینن
...و با تغییر فصل ها جفت گیری میکنن
سولا، اگه خیلی خسته شدی صدام کن
باشه، ممنون
خسته نباشی
بله، به سلامت
سریع برمیگردم- باشه-
کِی برمیگرده؟
تموم شد
...بارش غیرمنتظره باران
کسانی که با خودشون چتر نیاوردن رو با مشکل مواجه کرده
خیلی بارون شدیده
چرا تغییر نکردم؟
یعنی تا باغچۀ خونه مشکلی ندارم؟
هنوزم تغییر نکردم؟
...از خونه خارج شدم
No comments yet. Be the first to leave one.