The first 200 lines.
.سلام
« illusion مترجـم: امیرعلی »
کی فکرش رو میکرد بپره؟
،به لطف شما بود !دستتون درد نکنه
.الان وقت پند و ارز نیست - .آره، درسته -
خب، دیگه چیزی نداریم .که به همدیگه بگیم
.من رو ببر خونه - .کجا میری؟ بیا اینجا -
چی میخوای؟
متوجه نمیشی تموم شده؟
تئودوسیو مرده و شما .کشتیدش
،شاید برای شما عادی باشه .ولی واسه من نیست
،حالا یه مشکلی داریم .و باید حلش کنی
باشه، چطور؟
من از کجا بدونم؟
،تویی که توی واتیکان آشنا داری .یه کاری بکن
.من هیچکاری نمیکنم .دیگه راه خودمون رو میریم
مگه پارتیه که .بتونی هروقت بخوای بری
،این رو درست کن .وگرنه عاقبتت مثل کشیش میشه
.بریم - .برو -
.ما هم بریم
،و هنوز تموم نشده !میخوان بازم ادامه بدن
من چه ربطی بهشون دارم، بگو؟ - پس، تو آدم خوبه شدی؟ -
مگه تو نبودی که ترتیب اون برنامههای ،سکس چند نفره رو برای کشیش میدادی
معاملهی زمین واتیکان رو راست و ریس میکردی؟
،چیزی که اونها میخوان چیزی که همه میخوایم
.و کار درست اینه که باهم بمونیم
.ربطتت اینه
واقعاً میخواستی امروز تمومش کنی؟
یا شاید میخواستی خودت تنهایی ادامه بدی؟
.شاید گوششون رو میبریدی
درست میگم؟
،دیگه پای همهمون گیره .و فقط من میتونم ازت محافظت کنم
.فقط من بهت اهمیت میدم
.باشه
.من رو ببر به پنتهاوس .این ساعت نمیتونم برم خونه
.بهت زنگ میزنم
!گمشو
از من خوشت نمیاد، اسپادینو؟
،میتونی بهم بگی، بهم بر نمیخوره .خیلیها ازم خوششون میاد
،اگه حاضر نیستی وظیفهات با من رو انجام بدی .حداقل وظیفهات رو برای خانواده انجام بده
.خودم میدونم باید برای خانواده چیکار کنم
،اینطور به نظر نمیاد اونها پشتسرت حرف میزنن
و من نمیخوام بفهمم .با یه عروسک ازدواج کردم
،تو با یه مرد ازدواج کردی که باید بهش احترام بذاری مفهومه؟
!حالا بگیر بخواب
.سلام
.خوبه، خوشحالم اومدی .میتونی وسایلت رو ببری
میاندازیم بیرون؟
نمیتونی هروقت بخوای .بری و بیای
.راستش، اومدم صحبت کنم
دربارهی چی؟
،بعضی چیزها وقت میبرن
.و الان وقت اینکار رو ندارم
.پس برو یه جای دیگه بهش فکرکن
.باشه، خدافظ
اون مشتری هنوز توی رمـه؟
.باشه، آدرسش رو بفرست
تئودوسیو با اعضای کمیسیون صحبت کرده؟
میتونیم روی رأی همه حساب کنیم؟
،بعد از اتفاقی که افتاد
.نمیتونیم رأیگیری رو انجام بدیم
.همه روی اتفاقی که افتاده حساس شدن
شرایط مرگ مونسنیور .هنوز نامشخصان
.ایشون در مرکز توجه خیلیها بودن
رسانهها دربارهی کارش .در این کمیته هم صحبت میکنن
،من رو ببخشید، مونسنیور
ما همه بخاطر اتفاقی که افتاده .ناراحت و گیج شدیم
،ما احترام زیادی برای مونسنیور تئودوسیو داشتیم
و مطمئنم
که هیچکاری نکرده تا .آبروی کلیسا برده بشه
،تا وقتی مطمئن بشیم
این کمیسیون هیچ .تصمیمی نخواهد گرفت
،من باملاحظگی شما رو درک میکنم
.ولی ما وظیفه داریم بدهی رو پوشش بدیم
فقط چند روز وقت مونده تا .شهردار کنار بکشه
ما نمیدونیم قراره بعدش .چه اتفاقی بیوفته
.به نظرم خطرناکه رأیگیری رو عقب بندازیم
،اعلیحضرت .وظیفهی من محافظت از کلیساست
.این کمیسیون امروز رأیگیری نمیکنه
،اگه حرف دیگهای نیست .میتونیم جلسه رو خاتمه بدیم
.شما، دو نفر رو به کافه ائور ببرید
میخوام آدامیها .فکرکنن جدی هستیم
.من فروشمون رو شروع میکنم
،برو .اونجا دیگه منطقهی ماست
.برو
شما ماریو و آنجلو رو ندیدن؟
اجازه هست؟
تو یه مشکل شخصی با فورسینی داری، درسته؟
خب؟
که چی؟
شاید اون با زنت خوابیده .وقتی هنوز باهاش ازدواج کرده بودی
.شاید میخوای حسابت رو باهاش صاف کنی
.شاید میخوای اینکار رو برای خودت انجام بدی
شاید کنار بکشم و .بتونی تنهایی ادامه بدی
.بیا، ببین این حافظهاش رو کار میاندازه یا نه
.دارن ما رو آزمایش میکنن، کولیهای عوضی
پس چرا یکی از کلابهای اصلیمون در اُستیا رو مورد حمله قرار ندادن؟
،چون میدونن در مقایسه با ما .هیچی نیستن
.ولی تو این بین، یه حرکت کوچیکی زدن
،حالا که پدرم مرده .میخوانن ببینن تواناییهام در چه حده
!آشغالها
،اخبار ائور رو بهم برسون .برو یه نگاهی بنداز
.سلام، رومالو
.لیویا، بیا، باید صحبت کنیم
فقط تونستی سرعت روند رأیگیری رو .کم کنی
.چارهی دیگهای نداشتم
،ولی دفعهی بعدی .باید بهت رأی بدن
جلسهی بعدی کمیسیون رو برای کِی برنامهریزی کردن؟
،موضوع همینه .نمیدونم
میترسن که اتفاق بدی از مرگ ،تئودوسیو بیوفته
و کلیسا هم درگیر .یه رسوایی بشه
.پس مشکل رو حل کن تا دیگه رسواییای به بار نیاد
،رأی که دادن .ازت ممنون میشن
میتونی کمکم کنی؟
میتونم سعی کنم اسم دکتری ،که داره کالبدشکافی رو انجام میده پیداکنم
.ولی بقیهاش پای خودته
چطوری؟
.سارا، تو با مجرمها در ارتباطی
.تو در یه سری مسائل بیشتر از من واردی
خب؟
میخوای کولیها رو چیکار کنی؟
.باید بهش فکرکنم
،وقتی داری فکر میکنی .وارد خونهات میشن
.اینطوری نیست
.بیخیال
.به هرحال، به من مربوط نیست
نه؟ - .نه، رئیس تویی -
.حالا ببینیم آخرش چی میشه - .آره -
.فکر خوبیه
.به همه نشون بدیم از هم دوریم
فکر میکنی چرا مانفردی اومد سراغمون؟
.چون توی اُستیا یه زن رئیس شده
.زنی که پدرش رو کشتن و هیچ واکنشی نشون نداد
چرا اومدی اینجا؟
که بهت بگم نمیتونی زمینمون در اُستیا .رو بدون من به سامورایی بدی
.و خونهی مامان مال منه
.استفانو - باز چی میخوای؟ -
،قرار بود یه جوابی بهم بدی .ولی ندادی
.دست از سرم بردار، آمهدئو
این چیه؟
.میبینم که سریع یاد میگیری
گابریلا میدونه؟
که یه آشغال فاسدی؟
.فکرکنم میدونه
،بریم یه قهوه بخوریم
یا دربارهی قرار دوستمون تاکون در مورد موزههای رم صحبت کنیم؟
گروه ادلجینیو
.صبح بخیر، خانوم - .سلام، آنا -
میخوای از کمیسیون واتیکان اخاذی کنی؟
اونها نمیخوان اتفاقی که برای تئودوسیو افتاده ربطی به کلیسا پیدا کنه
و منم بهشون کمک میکنم، ولی باید .در عوض یه چیزی بهم بدن
،اونها قرنها بر دنیا حکومت میکردن و تو میخوای جیبشون رو ببری؟
.بهم توصیه کردن
کی؟
قبل از اومدنت به اینجا رفتی پیش کنتس؟
.سارا، برام دردسر درست نکن
من با کشیشها کار میکنم. خانوادهام .برای قرنها به واتیکان خدمت کرده
،تو همیشه کثیفکاریها رو به من سپردی
.ولی سودش رو شریک میشدیم، خیلی آسونه
،این دفعه با مجرمها همدست شدیم .دیروز یه نفر مرد
.باشه، همینجا تمومش میکنیم
.دیگه ادامه نمیدم
.تو تصمیم بگیر چیکار کنیم
.باشه، کاری که میگی رو انجام میدیم
.ولی مراقب باش
.جونم رو برات به خطر نمیاندازم
.برای تو خودم رو خراب نمیکنم
باز چیه؟
قرار بود اون برگهها رو .برام امضا کنی، لیویا
.کولیها دارن بهم دستبرد میزنن
،میخوان جای ما رو بگیرن .و نباید این اتفاق بیوفته
،کولیها رو فراموش کن .دیگه انجامش نمیدن
،فقط نگران این باش زمین اُستیا رو بهم بدی .نه چیز دیگهای
.وقت بیشتری میخوام
.وقتی نمونده، باید قرارداد ببندم
.باید یه مشکلی رو با برادرم حل کنم
میخوای دخالت کنم؟
.نه، خودم میتونم کارهای اُستیا رو انجام بدم
سردخانه
.بفرمایید
دکتر تریستی؟ میتونم مزاحمتون بشم؟
سارا موناسکی هیچ کاری رو نکرده ،که ازش خواستی
.و با تئودوسیو حرف نزده
چطور میدونی؟ - .ازش پرسیدم -
ازش پرسیدم
.که رأیهای اعضای کمیسیون رو داریم یا نه
.حتی جواب نداد
چند روز دیگه شهردار ،استعفا میده
.و هنوز قراردادی نبستیم
جلسهی بعدی چه زمانیه؟
به محض اینکه بفهمیم .مرگ تئودوسیو چطوری وبده
،سارا موناسکی از اول داشته بازیمون میداده
کشیش رو برای خودش نگه داشته و .هنوز کاری نکرده
واقعاً؟ - .اون توی واتیکان کار میکنه -
.اونجا، از ما قویتره
میخوای بهش رسیدگی کنم؟
.کاش
.نمیتونیم اونکار رو بکنیم .باید خودم حلش کنم
باهاش فامیلی؟ - .نه -
.از دوستهای نزدیکم بود
No comments yet. Be the first to leave one.