The Witcher

The Witcher

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Witcher S03E01 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
The Witcher S03E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-ETHEL
The Witcher S03E01 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTb
The Witcher S03E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTb PlayWEB XEBEC
The Witcher S03E01 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-NTb XEBEC
The Witcher S03E01 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Witcher S03E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Witcher S03E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Witcher S03E01 2160p 10bit HDR DV WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Witcher S03E01 720p/1080p WEB HEVC x265-RMTeam
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
Published on: 2023-06-29
Downloads: 69
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫امری داشتین؟

‫دنبال دختری به همراه یه ویچر می‌گردیم.

‫دختره موخاکستریه ‫و ظاهری اشرافی داره.

‫ویچره رنگ‌پریده، بی‌ادب و خشنه.

‫اگه بهمون بگین کجان،

‫ارباب رینس پول خوبی بهتون می‌ده.

‫هوم؟

‫اگه دیده باشینشون، ‫بهتون پول می‌دیم.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫شما برین عقب استاد.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫اِم...

‫مزاحمتون شدم ای بزرگوار مهربان...

‫هوم.

‫«ویچر» ‫«فصل سوم، قسمت یکم»

‫سلام دوست عزیزم، طی مدتی ‫که در کائر مورن بودیم، ثابت شد...

‫دنیای اطرافمون داره تغییر می‌کنه.

‫زمان می‌گذره، اما خطرات متعدد ‫سریع و خشمگین از راه می‌رسن.

‫گاهی اوقات با خودم می‌گم ‫یعنی اصلا قراره دست از فرار برداریم یا نه؟

‫- بابت رازداریته. ‫- ممنون.

‫شبح دیگه‌ای داره آزارمون می‌ده.

‫کاری که باهات کردم رو می‌گم.

‫خودم می‌دونم تغییر گذشته‌ام از توانم خارجه،

‫ولی تمام تلاشم رو می‌کنم ‫که سیری مهارت جادوییش رو بهبود ببخشه.

‫به تأمین امنیتش هم کمک می‌کنم.

‫شاید اگه این مسئله رو بهت ثابت کنم، ‫دوباره اعتمادی بینمون شکل بگیره.

‫فعلا واسه سیری آرزوی موفقیت کن.

‫همه‌مون مسیر دور و درازی در پیش داریم.

‫از طرف دوستت، ینیفر.

‫اولین درس تیسیا به من همین بود.

‫امتحان کن.

‫سلام دوست عزیزم، ‫با این که سکوت پیشه کردی،

‫خودم می‌دونم دلت می‌خواد از روند پیشرفت ‫تمرینات سیری خبر داشته باشی.

‫پتانسیلش خیلی زیاده، ‫ولی استعداد زیادی نداره.

‫اوضاعش به مرور زمان تغییر می‌کنه.

‫روزی می‌تونه چیزی خوشمزه‌تر ‫از ماهی مرکبی...

‫که احتمالا همین الان دست خودته، ‫احضار کنه.

‫- هوم. ‫- از طرف دوستت، ینیفر.

‫باید رو تنفست تمرکز کنی.

‫از اینجا نفس بکش. خب؟

‫دوباره شروع نکنین دیگه.

‫سیری، ینیفر، باید بریم!

‫بجنبین!

‫وایستین!

‫- بجنب، برو تو کارش. ‫- برین اون طرف!

‫باز هم دیر رسیدیم! ‫کدوم گوری هستن؟

‫همه‌چی رو به آتش بکشین!

‫بابت رازداریته.

‫حرف نداشت!

‫سلام دوست عزیزم، ظاهرا...

‫خودت و سیری دارین کلی از چهارمین خونه‌مون ‫طی چهار ماه اخیر لذت می‌برین...

‫و فرصت کردین به شکل ‫خوش‌آیندی صمیمی بشین.

‫اما بهت یادآوری می‌کنم ‫که خودت ازم خواستی...

‫نه، التماسم کردی ‫بهش جادوگری یاد بدم.

‫لطفا خسته‌اش نکن که بتونم ‫درست و حسابی بهش یاد بدم.

‫ضمنا، کمتر گوشت بخور، ‫بیشتر شراب بخور.

‫- از طرف ینیفر. ‫- هوم.

‫آدم فقط با تکرار موفق می‌شه.

‫از پسش برمیای. تسلیم نشو.

‫از هم دور نشین! بجنبین!

‫ساکنان روستان دیگه گرالت.

‫بریم.

‫سلام یارپن!

‫اگه می‌خوای مخفی بشی، ‫باید موهات رو رنگ کنی.

‫کسی که دنبال گرگ سیاه نیست.

‫- سلام دوست قدیمی. ‫- وسایلم رو خراب نکنین!

‫ضمنا، انتظار دارم بابت رازداریم پول بگیرم!

‫سلام دوست عزیزم،

‫الان دیگه اون‌قدر ‫به نقطه دورافتاده‌ای اومدیم...

‫که شاید اصلا از اینجا نریم.

‫وای!

‫حالا که فکرش به ذهنم خطور کرد،

‫اگه همین‌جا بمونیم خیلی بد می‌شه؟

‫قول می‌دم پیش از آب شدن یخ‌ها ‫دروس جادوییمون رو ادامه بدیم؛

‫ولی دختره حق داره فعلا استراحت کنه.

‫شاید من و تو هم حق داشته باشیم.

‫- از طرف دوستت، ینیفر. ‫- بیا دوباره امتحان کنیم.

‫- از اول. آماده‌ای؟ ‫- خیلی‌خب.

‫یه پات رو...

‫می‌تونم افکارت رو با جادو بخونم گرالت.

‫از وقتی رسیدیم، می‌خواستی من رو ‫به صرف شام دعوت کنی.

‫واقعا؟

‫نه؛ ولی از پنجره‌ات دید زدم ‫و دیدم بیشتر از من شراب داری.

‫من هم التماست می‌کنم برام پرش کنی.

‫هوم.

‫ممنون.

‫کمی از این می‌ریزیم.

‫- حرف نداره. ‫- هوم!

‫- این یکی شاهکار بود. ‫- دقیقا.

‫- غذای سرآشپز سیریه. ‫- دهنت رو باز کن!

‫گرالت ترب رو از هر غذایی بیشتر دوست داره.

‫وای!

‫همیشه همون رو درست می‌کردیم، ‫حالا حداقل یه بار هم که شده...

‫وایستا...

‫ممنون.

‫- من دیگه می‌رم بخوابم. ‫- خیلی‌خب.

‫- شب به خیر. ‫- شب به خیر.

‫اِم... خب...

‫شب به خیر.

‫شب به خیر.

‫جادوی آب قلق داره.

‫جادوی خاک و جادوی هوا رو ‫هم همین‌طور توصیف کرده بودی.

‫خب، به عمرم شاهد کسی ‫قدرتمندتر از تو نبودم.

‫این‌جوری کار جفتمون دشوار می‌شه.

‫امروز دیگه بسه.

‫از اون‌جایی که با هر جادویی ‫گند می‌زنم،

‫ممکنه جادوی آتش بدتر باشه؟

‫رینس رو به خاطر داشته باش.

‫نگاهش رو به خاطر داشته باش. ‫همیشه منشأیی در میونه.

‫منشأ جادوی آتش خود آدمه.

‫چیزی رو از آدم می‌گیره ‫و دیگه پسش نمی‌ده.

‫جادوی آدم رو می‌گیره؟

‫آره.

‫ولی همه‌چی که جادو نیست.

‫خودت می‌گی همه‌چی که جادو نیست،

‫ولی حاضری جونم رو به پای جادو بدی.

‫چیزی نمونده بود ولت میر من رو ازت بگیره. ‫چیزی نمونده بود گرالت رو از دست بدی.

‫- خیلی... ‫- خودم می‌دونم.

‫خب، اگه می‌دونستی، ‫واسه چی چنین کاری کردی؟

‫چون... تسلیم شده بودم؛

‫ولی دیگه مرتکب چنین اشتباهی نمی‌شم.

‫کاش می‌تونستم ‫بیشتر براتون بیارم،

‫ولی «سنجاب‌ها» به کاروان هنسلت ‫حمله کرده بودن.

‫این‌ها رو باشین. ‫سیب‌زمینی‌هاش اندازه تخم کوتوله‌ان.

‫به کاروان خودت هم حمله کردن؟

‫خوشحال می‌شم حمله کنن ‫که ببینن چه بلایی سرشون میاد!

‫الف‌ها با پادشاهان خصومت دارن، ‫با ما کاری ندارن.

‫صرفا می‌خوان شمال رو نرم کنن ‫که کیر کلفت نیلفگارد توش جا بشه.

‫نیلفگارد به الف‌ها پناه داده بود، ‫الان هم دارن تو جبهه‌شون مبارزه می‌کنن.

‫اگه به ملت دوباره فرصت بدیم، ‫کارهای شگفت‌انگیزی از دستشون برمیاد.

‫وایستین ببینم.

‫وایستین ببینم!

‫دوباره با هم سکس می‌کنین؟

‫چه زیرکی یارپن.

‫حق دارین.

‫داره بهار می‌شه.

‫وای، کل دنیا داره برمی‌خیزه.

‫پشت همین دره جشن بلتین رو برگزار می‌کنیم. ‫بهتره شما هم بیاین.

‫من خیلی خوشحال می‌شم بیام.

‫- خطرناکه. ‫- فکر بدیه.

‫چندین ماهه کسی سراغم رو نگرفته.

‫همه هم لباس مبدل می‌پوشن.

‫تازه... تولد من روز جشن بلتینه.

‫ای بابا! شاید می‌تونستی ‫ملکه جشن ماه مه بشی.

‫ولی ریش خواهرزاده من ‫امسال خیلی پرپشت شده.

‫قبول کنین دیگه!

‫دیگه وقتشه یختون کمی باز بشه.

‫قول می‌دم بلایی سرم نیاد.

‫خب، ببینیم از حیوان دست‌آموز جدیدم ‫خوشت میاد یا نه.

‫- هوم! ‫- این دیگه چه جانوریه.

‫بهتر بود از قبل بهت هشدار می‌دادم الف احمق.

‫به این جاکاپیس یاد دادن ‫رد همنوعانت رو از یک و نیم کلیومتری بگیره.

‫پس درست اومدم.

‫خودت رو نشون بده.

‫وگرنه بازش می‌کنم ‫که خوراک شامش بشی.

‫باید دختری از نژاد الف‌ها رو پیدا کنم.

‫کافیه جاکی عزیزم ‫بوش رو بگیره.

‫دسته‌ای مو یا یکی از لباس‌هاش کافیه...

‫چیز بهتری بهت می‌دم.

‫درش رو ببند ببینم.

‫چقدر می‌گیری؟

‫گیج، به همراه بهترین جنگجویانت ‫روانه غرب شو و به ماریبور برو.

‫فیلاواندرل، تو با جنگجویانت ‫راهی جنوب شو و به کید دو برو.

‫همون‌جاهاست.

‫کسی رؤیتش کرده یا باز هم داریم ‫طبق شایعات پیش می‌ریم؟

‫ما که نمی‌دونیم...

‫خون کهن تو رگ سیریلا جاریه یا نه.

‫کلا داریم طبق حرف جادوگری پیش می‌ریم...

‫که تو یه چشم به هم زدن اومد و رفت.

‫بهتون دستور دادم.

‫می‌خوام همه‌شون رو بابت بلایی ‫که سر بچه‌تون و امیدمون آوردن،

‫بکشم.

‫ولی کشتنشون هم کافی نیست خواهر.

‫هدف من عین سابقه.

‫دول بلاتانا رو پیدا می‌کنم.

‫ولی چطوری؟ از کجا؟ ‫اینجا که دیگه پناهگاهی واسه الف‌ها نمونده.

‫سیریلا رو که پیدا کنیم، همه‌چی معلوم می‌شه. ‫الان دیگه امیدمون به اونه.

‫به من شک داری؟

‫- بیدار یشین! بجنبین! ‫- ارابه‌ها رو راه بندازین!

‫بقیه دارن کم‌کم بهتون شک می‌کنن.

‫گالاتین و اسکویاتل برگشتن!

‫- اوضاع قشنگ نیست. ‫- باید کمکمون کنین!

‫طبیبمون رو بیارین.

‫- باید کمکم کنین! ‫- کمک کنین!

‫نمی‌خواد پرستاربازی دربیاری.

‫می‌خواد سرباز باشی.

‫خاک عالم.

‫ولش کنین! از دست رفت.

‫می‌خواست.

‫اگه قصد دارین الان دیگه ‫سلاح به دست نگیریم...

‫و «سنجاب‌ها» بی‌سلاح در راه ‫آزادیمون بجنگن، به اطلاعم برسونین.

‫من که بهت گفته بودم. ‫کل جنگجویان اضافیم رو بهت سپرده بودم.

‫جفتمون می‌دونیم چرت می‌گین.

‫بهترین جنگجویانتون رو ‫فرستادین مأموریت سری...

‫و معلوم نیست کدوم گوری‌ان، ‫ما هم می‌ریم طبق دستورات...

‫عمل می‌کنیم، ‫به کاروان‌هاشون حمله می‌کنیم...

‫و جون می‌کنیم که سرزمینمون رو پس بگیریم.

‫باز هم دارین خواسته ‫انسان مغرور دیگه‌ای رو اجابت می‌کنین.

‫خیال کردین اون مزخرفات شعله سفید ‫ذره‌ای برام اهمیت داره؟

‫سیر شدن شکمم و خونه داشتن برام اهمیت داره.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left