The first 200 lines.
هیچ بلیط قطاری به وهان برای دو روز دیگه نداره؟
بنظر نمیاد باشه
بلیطای وهان برای پنج روز اینده خریده شده
هواپیما چطوره؟
خودتو اذیت نکن
هنوزم حتی میخوام برم خونه اگه شده فقط چند روز بمونم
بعلاوه به پدرم گفتم که امروز عصر برمیگردم خونه
فراموشش کن
وقتی رسیدی خونه بهم زنگ بزن
یادت نره داروهاتو بخوری
و
زود یه موبایل بخر
وقتی برسم خونه یکی میخرم
درهای ورودی درحال بسته شدن هستند
ملاقات کنندگانی که قصد دیدن مسافران رو دارند همین الان برن
باید برگردی
یادت نره مراقب کاکتوس باشی
وقتی برگشتی بزارش کنار کامپیوترت تو دفترت
عالی میشه که هرروز ببینیش
ایمن سفر کن
الو؟
بله
زود میرسم اونجا
باشه
به زودی میبینمت
اقای ژیائو
چه حسن تصادفی
تصادف نیست
منتظرت بودم
وی وی!وی وی
وی وی
بابا
برگشتی
گفتم که نیا دنبالم؟
الان خیلی شلوغه تازه اخرهفتهم نیست
تازه هنوز موبایلم ندارم اگه نمیتونستی پیدام کنی چی؟
چه سختی داره مگه؟
دخترم خیلی خوشگله
فقط میبینم مردم کدوم طرف و نگاه میکنن و توام دقیقا همونجایی
نه بابا
بعد از اینکه بیست سال برات رجز خونی کردم
معجزهست که هنوزم میتونم فروتن بمونم
این چجور رجز خوندنیه؟
فقط دارم حقیقتو میگم
بیا چمدونتو بده به من. زودباش بریم
بریم
عزیزدلم یه موتور جدید خریدم
واقعا؟ البته
بهت نشونش میدم بریم
نظرت درموردش چیه؟
خیلی بامزهست
این خیلی خوب خواسته هامو براورده نمیکنه نه؟
بله
باهاش یه سواری بهت میدم
دخترم و پدرش باهم رفتن دزد و پلیس بازی؟
خیلی کثیف شدید
سریع خودتونو تمیز کنید
صورتاتونو قبل اینکه شام بخوریم بشورید باشه
وی وی
خوب تو کافه تریای دانشگا غذا میخوردی؟
نصف روز وقت گذاشتم که برات مهمونی خونوادگی راه بندازم
بیشتر غذا بخور
باشه مامان!ممنون
بابا
ممنون که اومدی دنبالم
بیا غذای بیشتری بخور بزن تو رگ
بیا
ممنون مامان
مامان توام باید بیشتر بخوری
بله تا داغه بیشتر بخور
این غذاها هنوز داغ و عالیان
یکم ابمیوه ویتامینه بخور
احتمالا فقط نوشیدنیهای معمولی تو دانشگاه میخوردی
که خیلی سالم نیستن
باشه خوبه که یکم ابمیوه بخورم
عاشق ابمیوه خوردنم
بابا یکمم تو بخوری خوبه باشه
بابا
بهت گفتم که بخاطر دلایل خیلی مهمی دنبالم نیای
میترسیدم مامان اشپزی کنه
وقتی اون اعتماد بنفس میگیره
فکر میکنه میتونه بهتراز کافهتریای دانشگاه غذا بپزه؟
نگران نباش
فقط امروز اینجوریه
از فردا اشپزخونه رو میگیرم تحت سلطه خودم
مهارتای مامانت برای شستشوی مواد غذایب خیلی برای من خوبه
بابا خیلی بامعرفتی(مردی)
باید پشتم باشی
جفتتون دارید درموردم چی غیبت میکنید؟
هیچی
دارم از بابا میخوام که برام موبایل جدید بخره
اره داریم درمورد موبایلش حرف میزنیم
ببین وی وی کل نیم سال تحصیلی و موبایل نداشته
باید زودتر یکی بخره
مگه نه؟
یه قرار ملاقات با دانشجوی تازه وارد نداشتی؟
قرار ملاقات تو مرکز خرید گل بود؟
همه گلای سبز و گرفتی و با یه کاکتوس برگشتی؟شکوفه زده؟
برادر سوم این کاکتوسو از کجا اوردی؟
یکی خوبشم به من بده
و همچنین افتاب خلیج هم میخوام
نخریدمش
نخریدیش؟پس از کجا اوردیش؟
اگه بگمش، برای هر صدمهای که بزنه بهتون بهاشو میدم
به نغعته که نمیدونی
اگه حقیقتیو ندونی اسیبی هم نمیزنی
من حس قویای از یه حمله وحشتناک حس میکنم
همین الان تیر در قلب من فرو رفت
قدرتمندی به قلبم وارد شد
بدون شنیدن حقیقت حمله مهلک تر میشود
فقط خیالات کافیه تا تمام نقاط سلامتی منو بکشه
چون ذهن هرکسی خیلی فعاله
بیا یه روش برای گفتمانمون در عرض نیم ساعت داشته باشیم
یه گفتمان دیگه؟
وی وی امشب یه شیفت شب اضافی تو کارخونه هست
بابات و من شب دیر میایم
برای خودت بهتره فقط بمونی خونه
از کامپیوترت استفاده نکن میشنوی چی میگم؟
برای چشات بده
باشه
تو راه مراقب خودتون باشید
خدافظ بای
منم
خانم بی
تو دوساعته که خونه رسیدی
الان یادت اومد بهم زنگ بزنی؟
اقای ژیائو
خانوادم همین چند دقیقه پیش از خونه رفتن
نه سی ثانیه
بعد اینکه رفتن بهت زنگ زدم
بنظر میاد خانواده خانم بی باهاش نسبت به رابطهش
هنوز راحت نیستن
پسر باهوش
یه چیز دیگه مامان خانم بی یه خبرگزار قهاره
اگه درموردمون بدونه همه رو خبردار میکنه
و خانم بی توسط همسایهها و فامیلای کنجکاو احاطه شده
وقتی ترم جدید شروع شه
تو خانم بی ضعیف و نحیف و میبینی
من منتظر اینم که ببینم
تو میدونی که چقد قرار ضعیف و نحیف باشم؟
نحیف شدن یک افتخاره
دارم افتخار و شهرت اینده تو رو میبینم
پس خودتو راحت کن
داری چیکار میکنی؟
شارژ گوشیم داره تموم میشه باید بزنم به شارژ
یه قرار ملاقاتم دارم
دارم تو استراتژی پیشنهادم تجدید تظر میکنم
پس نمیخوام حواستو پرت کنم
برو برای حیوونای خونگیمون پول دربیار
با اونا پول زیادی میشه دراورد
مامان
چرا برگشتی خونه؟
داری با کی پشت تلفن حرف میزنی؟
خندهات بشدت احمقانهست
ژیائو یانگ
تو باید بشدت تو تعطیلان تابستون درس بخونی
مطمئن شو که تمام تکالیفتو انجام میدی به موقع چکت میکنم
اگه مشکلی پیش اومد بهم زنگ بزن
پس فعلا
بعدا بهت زنگ میزنم
یادت نره یه موبایل بخری خواهر
نگرانم نتونم بهت برسم
وقتی که با تکالیفم مشکل دارم
باشه پس فعلا
مامان
چرا یهو برگشتی خونه؟
یه چیزی جا گذاشتم
راستی ژیائو یانگ کیه؟
همون دانش اموزی که من معلم سرخونهشم
تقریبا فراموش کرده بودم
رئیس کارخونمون مستقیم خواسته که تو معلم سرخونه پسرش باشی
خودم کار دارم پس نمیتونم معلم سرخونهش بشم
کدوم دانشجوی دانشگاه تو تابستون سرش شلوغه؟
...باید ببرمو بالا ببرم
چی گفتی؟
مجبورم به اندازه یه ببر قوی و پر زور بهبود پیدا کنم
پس میتونم سال دیگه دانشجوی بهتری بشم
باشه چرت و پرت کافیه
پس معامله شد؟
وی وی
یه موبایل نو میخوای نه؟
بخاطرش یه کار پاره وقت بگیر
من الان پول ندارم
نه...مامان
مامان مگه من کمک هزینه دانشجویی ندارم؟
نمیتونم بخاطر موبایل از یکمیش استفاده کنم؟
بابا هم که موافقت کرده
رو حرفای بابات نمیشه حساب باز کرد
اون پول؟
من گرفتمش
اگه موبایل میخوای خودت یکی بخر
اگه میدونستم اصلا کمک هزینه تحصیلیمو نمیدادم
حالا به استاد چی بگم؟
گفتمان کجاست؟
اتاق مذاکره
گفتمان تو اتاق مذاکره
هفته پیش تو شانگهای
یه معاملهای با فنگ تنگ داشتم
درباره اینکه به بازی موبایلی سرگردانمون بپیونده
تایید کردم که امروز قرار داد نهاییه
No comments yet. Be the first to leave one.