Inside Job

Inside Job

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Inside Job 2010 1080p & 720p BluRay-BRRip x264 YIFY
A Commentary by yasinb
ترجمه کامل به همراه توضیح نگاری کلمات تخصصی

Tags

brrip
BluRay
x264
720p
720
1080
Published on: 2014-08-29
Downloads: 106
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«بحران جهاني اقتصاد در سال 2008 براي» «ده ها ميليون نفر به قيمت از دست دادن» «پس اندازهايشان ، شغلش هايشان و خانه هايشان تمام شد»

«و اين مستند بيانگر چگونگي وقوع اين اتفاق است»

"ايـسـلـنـد"

"جمعيت: 320 هزار نفر"

"توليد ناخالص داخلي : 13 ميليارد دلار"

"زيان بانکي: 100 ميليارد دلار"

ايسلند ، کشوري است با يک دموکراسي پايدار و استانداردهاي بالاي زندگي

و تا همين اواخر

داراي نرخ بيکاري و بدهي دولتي به شدت پاييني بود

ما تا کنون زيرساختي کامل از يک جامعه مدرن داشتيم

انرژي پاک ، توليد غذا

ماهيگيرها با سيستم سهميه بندي براي مديريت آنها

بهداشت و درمان و آموزش و پرورش خوب

هواي پاک ، جرم و جنايت کم

ايسلند جاي خوبي براي زندگي خونواده هاست

ما تقريبا وضعيت پايان تاريخ* رو داشتيم «توضيح: نقطه پايان تکامل فرهنگي بشريت و شکل نهايي حکومت انسان»

اما در سال 2000 دولت ايسلند سياست گسترده اي از مقررات زدايي*را آغاز کرد «فرايند برداشتن يا کاستن از مقررات حکومتي»

که پيامد هاي فاجعه باري را

ابتدا براي محيط زيست و سپس براي اقتصاد در پي داشت

دولت ايسلند اين کار را با اجازه دادن به "شرکت هاي بزرگ چند مليتي مثل "شرکت آلکوا

براي ساخت کارخانه عظيم ذوب آلومينيوم

و بهره برداري از منابع انرژي زمين گرمايي و برق آبي شروع کرد

بسياري از مناطق زيبا با مناظري رنگارنگ در ارتفاعات

منابع انرژي زمين گرمايي هستند

پس هر کاري عواقب خاص خودش رو داره

در همان زمان دولت سه عدد از بزرگترين بانک هاي ايسلند را به بخش خصوصي واگذار کرد

و نتيجه آن يکي از ناب ترين تجربيات در زمينه مقررات زدايي مالي بود که تا به حال انجام شده است

"سپتامبر سال 2008"

امور مالي در طول زمان

کم و بيش موجب خرابي هايي شده

در طول يک دوره زماني 5 ساله ، اين 3 بانک کوچک

که هيچوقت خارج از ايسلند فعاليتي نداشتند

120ميليارد دلار قرض کردند

يعني مبلغي 10 برابر بزرگتر از کل اقتصاد ايسلند

بانکدارها بر سر خودشون ، همديگه و بر سر دوستانشون پول مي ريختند

يک حباب بزرگ به وجود امده بود

قيمت سهام به خاطر يه عامل خاص 9 برابر شده بود

و قيمت خونه بيش از 2 برابر شده بود

حباب ايسلند باعث ترقي مردم شده بود

"افرادي مثل "يان آسگير يوهانسون

اون ميلياردها دلار از بانک قرض گرفت

تا واحد پيشرفته خرده فروشي* در لندن را خريداري کند «فروشگاهي که مبادرت به فروش کالا به عموم مردم مي کند»

اون همچنين يه جت شخصي راه راه

يه قايق تفريحي 40 ميليون دلاري

و يه پنت هوس در منهتن* خريد «منطقه اي ثروتمند در نيويورک آمريکا»

:اين هميشه تيتر روزنامه ها بود که

،فلان ميليونر يه شرکت رو تو انگليس فنلاند ، فرانسه يا يه جاي ديگه خريد

:به جاي اينکه بگن

فلان ميليونر يک ميليارد دلار وام گرفت

تا اين شرکت رو بخره

و اين وام رو هم از بانک محله شما گرفته

بانک ها بازارهاي پول و سرمايه* رو تاسيس کردن «بازاري که بر روي اوراق قرضه کوتاه مدت مانند» «اوراق قرضه خزانه داري آمريکا سرمايه گذاري مي کند»

و به سپرده گذارها توصيه مي کردن

که پولشون رو از حساب بيرون بيارن و در اين بازار سرمايه گذاري کنن

طرح پونزي* به هر قدر سرمايه که ميتونست جمع کنه نياز داشت «طرحي جعلي است شبيه شرکت هاي حرمي که سود» «سرمايه گذاران فعلي را با پول سرمايه گذاران بعدي پرداخت مي کند»

شرکت هاي حسابرسي آمريکايي مثل کي.پي.ام.جي

بانک ها و شرکت هاي سرمايه گذاري ايسلند رو بررسي کردند

و هيچ چيز اشتباهي پيدا نکردند

*و آژانس هاي رتبه بندي اعتباري آمريکا «آژانس هايي که مسئول تشخيص شايستگي مالي» «شرکت ها ، کشورها و ... هستند»

گفتند: ايسلند فوق العادست

در فوريه سال 2007

موسسات رتبه بندي تصميم گرفتند

رتبه اقتصادي بانک ها رو

برسونن AAA به بالاترين سطح ممکن يعني

اوضاع تا جايي پيش رفت که دولتمردان اينجا

همراه بانکدارا مسافرت مي رفتن تا روابطشون رو نشون بدن

وقتي که در پايان سال 2008 بانک هاي ايسلند سقوط کردند

نرخ بيکاري ظرف 6 ماه سه برابر شد

هيچکس از اين اتفاق بي تاثير نموند

پس خيلي از مردم اينجا پس اندازشون رو از دست دادن- آره ، همينطور شد-

*ناظران دولت «شرکت يا افرادي که وظيفه نظارت و نظم دهي بر سيستم مالي را دارند»

که بايد از مردم ايسلند محافظت مي کردند

هيچ کاري انجام ندادند

فرض کنيد 2 تا حقوقدان هست

که از شرکت هاي ناظر به بانک ها ميان

تا در مورد يه سري موضوعات صحبت کنن

وقتي به بانک ميرسن

نوزده تا ماشين اسپورت رو بيرون بانک ميبينن

وقتي هم که وارد بانک ميشن ميبينن که 19 تا وکيل جلوشون نشستن

که کاملا حاضر و آماده هستن

و آماده زير سوال بردن همه استدلال هاي اونا هستن

و تازه اگرم بتونن از پس اون 19 نفر بر بيان

[اونا يه کار بهشون پيشنهاد ميدن [تا بتونن اون2نفر رو بخرن

يک سوم از ناظرانِ اقتصادي ايسلند

براي بانک ها کار مي کنند

اما اين يه مشکل جهاني ـه

تو نيويورک هم همين مشکل رو داريد ، درسته؟

"بيننده گرامي ترجمه مجدد اين مستند به دليل اهميت آن در شفاف سازي" ".برخي از زواياي مبهم بحران مالي جهان در سال 2008 بوده است" "در ترجمه اين اثر که حدود يک سال به طول انجاميد تا حد امکان سعي شده" ".که لغات و مفاهيم تخصصي ، ساده سازي و يا توضيح داده شوند"

"مستندي از : چـارلـز فـرگـوسـن"

"*INSIDE JOB مستند" «يعني اعمالي غير قانوني مانند دزدي يا اختلاس که توسط فردي» «مورد اعتماد که نظارت بسيار کم يا هيچ نظارتي بر کار او» «وجود ندارد در يک اداره يا سيستم صورت مي گيرد»

نظرتون در مورد درآمد اين روزهاي وال استريت* چيه؟ «خياباني در نيويورک که محل بزرگ‌ترين مراکز اقتصادي آمريکا» «و مهمترين بورس اقتصاديِ جهان است»

!بيش از حدِ

به من گفته شده که براي

صندوق بين المللي پول خيلي سخته که از آمريکا انتقاد کنه؟

من اينو نگفتم

ما عميقا به خاطر نقض قوانين آمريکا متاسفيم

"گوينده : مت ديمون"

اونا از اين شگفت زده شدن که

افراد وال استريت ميتونن اينقدر کوکائين مصرف کنن

و روز بعد بيدار بشن و برن سر کار

...من نميدونم "تبادل افول اعتبار" چيه «،نوعي مبادله ي موافقتنامه‌هاي مالي است که فروشنده تبادل» «در صورت زيان در وام يا هر اتفاق اعتباري ديگر» «زيان خريدار را جبران مي نمايد»

من يکم قديمي هستم

آيا تا الان "لاري سامرز" اظهار ندامت کرده؟

من که نشنيدم اعترافي بکنه

دولت فقط چک ها رو مينويسه

اين نقشه اول ، دوم و سوم ـه

آيا شما از کنترلِ قانونيِ پاداش هاي پرداختي به مديران حمايت مي کنيد؟

نه حمايت نمي کنم

آيا شما با قانونِ پرداختِ خسارت در صنعت خدمات مالي مشکلي نداريد؟

اگه تضمين کنن مشکلي ندارم

فکر مي کنيد اونا تضمين مي کنن؟- آره -

«در آمريکا دفترهاي ويژه‌اي به نام "دفاتر لابي‌گري" وجود دارد» «که با بکارگيري روش‌هاي حقوقي و مديريت مفيد روابط اجتماعي» «سعي در رسيدن به اهداف خود و مشتريانشان را دارند»

و تو به اين افراد کمک کردي که دنيا رو منفجر کنن؟

تو ميتوني اينطور بگي

اونا سود عظيمي رو از ضرر مردم به دست آوردن

وقتي اين فکر به ذهنت ميرسه که

ميتوني از کاه ، کوه بسازي

مقاومت در برابرش خيلي سخت ـه

نگرانم که خيلي از مردم

به روش قديمي زندگي برگردن

همون روشي که قبل از بحران بهش عمل مي کردن

ايميل هاي ناشناس زيادي از بانکدارا بهم ميرسه

که ميگن : تو نميتوني از من ايراد بگيري اما واقعا نگرانم

به نظرتون چرا تحقيقات اصولي و و نظام مندي صورت نميگيره؟

چون بعدش مجرمين اصلي شناسايي ميشن

فکر مي کنيد دانشکده اقتصاد دانشگاه کلمبيا

مشکل عمده اي به اسم تعارض منافع* داره؟ «به وضعيتي اطلاق مي‌شود،که شخصي وجود داشته باشد که» «از يک طرف در مقام و موقعيت محتاج به اعتماد قرار مي‌گيرد» «و از طرف ديگر خود داراي منافع شخصي يا گروهي مجزا» «و در تقابل و تعارض با مسؤليت مورد نظر است»

!واقعا نميبيني که داريم

گلن هوبارد) (مشاور ارشد اقتصادي دولت بوش ، رئيس دانشکده اقتصاد دانشگاه کلمبيا

ناظران کارشون رو انجام نميدادن

وقتي که دادستان کل نيويورک بودم هر پرونده اي رو که براي يه نفر تشکيل ميدادم

اونا قدرت انجام دادن رو داشتن

اما نمي خواستن انجامش بدن

:تهيه کننده ، نويسنده و کارگردان چــارلــز فــرگــوســن

"15سپتامبر سال 2008"

در طول تعطيلات آخر هفته، ليمن بِرادِرز يکي از معتبر ترين و بزرگترين بانک هاي سرمايه گذاري

مجبور به اعلام ورشکستگي شد

خبر ديگر اينکه ، مسئولان شرکت مريل لينچ* مجبور به فروش آن شدند «يکي از شرکت هاي پيشروي جهان در زمينه مديريت و مشاوره مالي» «که بزرگترين شرکت کارگزار خدمات مالي جهان شناخته مي‌شود» «و در حال حاضر زير مجموعه بانک آمريکا مي باشد»

...گفتگو ها در مورد بحران همچنان ادامه دارد

...بازارهاي مالي جهان در حال سقوط هستند ...تحولاتي دراماتيک براي دو غول وال استريت

"بيننده گرامي صحبت هاي گوينده اين مستند به دليل ادبيات خاصِ" "صحبت کردن ، به صورت رسمي و با ادبيات اصطلاحاً کتابي" "ترجمه شده است"

در سپتامبر سال 2008

ورشکستگي بانک سرمايه گذاري آمريکا يعني بانک ليمن برادرز

AIG و فروپاشي بزرگترين شرکت بيمه دنيا يعني شرکت

باعث بروز بحران ماليِ جهاني شد

،به خاطر سقوط شديد سهام آسيا ترس يک شبه بازارهاي مالي را فرا گرفت

ارزش سهام به شدت سقوط کرده

و اين سقوط بزرگترين افت نقطه اي سهام در طول تاريخ ـه

پس از سقوط ليمن برادرز آشفتگي قيمت سهام همچنان ادامه دارد

نتيجه اين بحران رکودي جهاني بود

که براي جهان هزاران ميليارد دلار هزينه داشت

باعث بيکاري 30 ميليون نفر شد

و بدهي ملي آمريکا را دو برابر کرد

اگه نگاهي به هزينه هاي اين بحران بندازيد

ساختار ارزش سهام و ارزش مسکن

و بعد هم ساختار درآمد و شغل رو بررسي کنيد

ميبينيد که 15 ميليون نفر در جهان

احتمالا دوباره به زير خط فقر برگشتن

اين بحران خيلي خيلي پر هزينه ـست

اين بحران يک اتفاق نبود

يک صنعت خارج از کنترل باعث بروز اين بحران شد

از سال 1980 ، افزايش بخش هاي مالي ايالات متحده

باعث ايجاد يک سري بحران هاي مالي به شدت فزاينده شده است

هر بحران صدمات بيشتري از بحران هاي قبل را در پي داشت

در حالي که توليد پول توسط صنايع بيشتر و بيشتر ميشد

"بخش اول : چگـونـه بـه ايـنـجـا رسـيـديـم"

*بعد از رکود بزرگ «بزرگترين رکود اقتصادي جهان در دهه 1930 و 1940»

آمريکا به مدت 40 سال داراي رشد اقتصادي بود

بدون حتي يک بحران مالي

صنايع مالي به شدت قانون مند و منظم بود

بيشتر بانک هاي معمولي تجارت محلي داشتند

و اجازه قمار کردن و سفته بازي با پس اندازهاي سپرده گذاران را نداشتند

بانک هاي سرمايه گذاري

که کار فروش سهام و مبادلات اوراق قرضه را انجام ميدادند شرکاي خصوصي کوچکي بودند

در بانکداري سرمايه گذاري سنتي به شيوه شراکتي

شرکا پول رو ميدادن

و بديهيه که شرکا

با دقت حواسشون به پول بود

اونا مي خواستن خوب زندگي کنن

اما نمي خواستن

*مزرعشونو رو هر چيزي شرط ببيندن «کنايه از اينکه نمي خواستن دست به هر کاري بزنن»

پل ولکر در وزارت خزانه داري خدمت کرده است

و از سال 1979 تا 1987 رئيس بانک مرکزي بوده

اون قبل از اينکه عضو دولت بشه

يک اقتصاددان مالي

در بانک "چيس منهتن" بود

وقتي که در سال 1969 بانک چيس رو ترک کردم تا به وزارت خزانه داري برم

...فکر کنم درآمدم در حدود

45هزار دلار در سال بود- 45هزار دلار در سال؟-

بانک مورگان استنلي در سال 1972

در کل حدود 110 تا کارمند ، يک دفتر و 12 ميليون دلار سرمايه داشت

اما الان 50 هزار کارمند ، چند ميليارد دلار سرمايه

و در سراسر دنيا دفتر داره

در دهه 1980 صنعت مالي منفجر شد

بانک هاي سرمايه گذاري عمومي شدند

و مقدار بسيار زيادي سهام که پول درآن بود را به آنها واگذار کردند

افراد وال استريت شروع به پولدار شدن کردند

يه دوست داشتم که تو دهه 1970

تو موسسه مريل لينچ اوراق قرضه معامله مي کرد

و شبا هم کارش هدايت قطار بود

More Farsi Persian subtitles for Inside Job

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left