The first 200 lines.
اکنون پنجاه و دومين جشنِ ... سالگردِ انقلابِ اکتبر
در ميدانِ سرخِ مسکو .در حالِ برگزاري است
لهستان پس از جنگِ جهانيِ دوم" ".به امپراتوريِ کمونيستيِ شوروي تسليم گرديد
اينک سپاهيانِ نظاميِ حوزهيِ مسکو ... از جمله هنگِ زرهيِ موشکي
در برابرِ رهبرانِ حزب .و اعضايِ دولت رژه ميروند
،در سالِ 1980، به دنبالِ کوششهايِ فراوان در جهتِ مقاومت" ".ملتِ لهستان جنبشِ «همبستگي» را تأسيس نمودند
جنبشي سنديکايي و مخالفخوان با 10 ميليون نفر" ".«از تودهي مردم، به رهبريِ «لِخ والِسا
.اي که دوستت ميداريم و درکت ميکُنيم، آزادي
.اي که هرگز انکارت نخواهيم کرد، آزادي
اي که بي تو همه چيز را خواهيم باخت .و تنها خواهيم ماند، آزادي
: فيلمي از «آندري وايدا»
« والِســـا، مـــرد اميـــد »
.اي که دوستت ميداريم و درکت ميکُنيم، آزادي
.اي که هرگز انکارت نخواهيم کرد، آزادي
.باز هم دارن تعقيبِمون ميکُنن - .احتمالاً -
امکانش هست جلومون رو بگيرن؟
جلويِ شما که مشهورترين روزنامهنگارِ جهانِ غرب هستيد رو بگيرن؟
.اونها فقط برايِ حفظِ امنيتِمون اومدن
ولي به نظرم اين مصاحبه ميتونه .برايِ اونها خيلي اسبابِ زحمت باشه
پسرها، اسباببازيهاتون رو .جمع و جور کُنين
.برين دستهاتون رو بشورين .اسلاوِک»، اينو از اينجا دورش کُن»
!دستهاتون رو نگاه ميکُنمها فهميدين؟
.لِخ»، بيا اين پيراهنِ سفيد رو تنت کُن» - .لازم نيست. من که دنبالِ اين مصاحبه نبودم -
.بوگدان»، اينو ببر»
.حداقل بيا کراوات بزن
نخير! نميخوام بخاطرِ اون عجوزهيِ دريده !خودم رو خفه کُنم
اينجا منزلِ مرديه که يه اتحاديهيِ 10 ميليون نفري رو رهبري ميکُنه؟
اين خونه رو مقاماتِ حکومتي .همين اواخر براش در نظر گرفتن
چي؟
آپارتماني رو قبول کرده که توسطِ مقاماتي که باهاشون مخالفه بهش داده شده؟
.خانم، اون 6 سر عائله داره و هيچ پولي هم برايِ امرارِ معاش نداره .و اينطور که خودش ميگفت جنبشِ «همبستگي» مخالفتي با اين موضوع نداره
شما مطمئنيد؟ !آخه اين ديگه چه جور آدميه؟
،آدمي پُر از تناقضات .و پُر از شگفتيهايِ فراوان
.من «اوريانا فالاچي» هستم
،در «گدانسک» بعد از ظهري سرد حکمفرماست .در اين شهرِ پوشيده از برف و وحشت
،صبر کُنيد، صبر کُنيد !صبر کُنيد
،قبل از اينکه مصاحبه رو شروع کُنيم .لازمه که سرِ بعضي موضوعات با هم به توافق برسيم
،من يه کارگرِ ساده هستم ،ولي خودم رو از هيچکس پايينتر نميدونم
،نه پايينتر از ژنرالها، نه پايينتر از نخست وزيرها .و نه حتي پايينتر از شما
پس اجازه بديد .اولين سوال رو من بپرسم
آيا اين مصاحبه به نفعِ منه يا به ضررِ منه؟
.«گوش کُنيد، آقايِ «والِسا
من نميتونم بگم که آيا اين مصاحبه .به نفعِ شماست يا به ضررتونه
در واقع به صحبتهايِ شما .بستگي داره
.و در ضمن، کسي که سوال ميپرسه من هستم .پس اجازه بديد شروع کُنيم
تا همين 7 ماه پيش، کمتر کسي در لهستان .و يا در خارج از اين کشور، اسمي از شما شنيده بود
و امروز شما يکي از .مشهورترين آدمهايِ دنيا هستيد
اگر گذرتون به ايتاليا بيفته، از شما همچون يک رئيسِ جمهور .و يا يک ستارهيِ سينما پذيرايي خواهند کرد
،ايست، ايست !ايست، ايست
چرا؟
شيوهيِ برخورد شما، به نوعي !ديکتاتوري و تماميتخواهانهست
!و من هم همينطورم !پس اينجا به مشکل برميخوريم
: پس اجازه بديد اينطوري عمل کُنيم !شما با من مهربون باشيد، و من هم با شما مهربون ميشم
!وگرنه بايد همديگه رو تکهپاره کُنيم
.ما که همون اول سنگهامون رو واکنديم !پس چرا بايد دوباره همين کارو بکُنيم؟
چون من ميخوام مطمئن بشم که .منظورِ حرفهايِ شما رو کاملاً درک ميکُنم
: برژنف» در رابطه با لهستان نظرِ کاملاً مشخصي داره» ... اينکه در اين کشور، دشمنانِ سوسياليسم
در حالِ از پيش بردنِ فعاليتهايِ ضدِ انقلابي .بر عليه دوستان و متحدانِ شوروي هستند
و اينکه اتحادِ جماهيرِ شوروي هرگز دوستان و متحدانِ .کمونيستِ لهستانيش رو تنها نخواهد گذاشت
هدف از اين واقواق کردنها !فقط ترسوندن و مرعوب ساختنِ مردمه
خودِ شما از مسئوليتي که در قبالِ کشورتون و تاريخ بر دوش داريد نميترسيد؟
... نه، نه، نه - يا از اين نميترسيد که شخصِ مناسبي برايِ اين کار نباشيد؟ -
من انساني هستم که ايمان دارم و ميدونم که .زمانهيِ فعلي، شخصي مثلِ من رو طلب ميکُنه
.دسامبرِ 1970
در 12 دسامبرِ 1970، هيأتِ وزرا ... لايحهاي مبني بر
افزايشِ قيمتِ کالاهايِ مصرفي را .به تصويب رسانيد
اکنون قيمتِ گوشت .به ميزانِ 17.6 درصد افزايش يافته است
.آردِ جو و گندم 16 درصد افزايش
.شير 8 درصد افزايش
.مربا و مارمالاد 36.8 درصد افزايش
.قهوه 92.1 درصد افزايش
... ماکاروني 23 درصد افزايش
،ما منتظر هستيم دوباره و دوباره
.ما منتظر هستيم از براي يک نشانه
!من اومدم! من اومدم .«شما ديگه بريد، آقايِ «والِسا
خدا رو شکر که تونستين .امروز مرخصي بگيرين
!برو ديگه، عجله کُن
.خودم الان پاهايِ «دانوتا» رو ميشورم
.لباسِ گرم بپوش .هوا خيلي سرده
!«لِخ»
پس شالگردنت کو؟
.بذار خودم انجامش ميدم - .«نه، تو نبايد خم بشي، «دانوتا -
.موهات رو بايد مرتب کُني تو که نميخواي با اين ريخت و قيافه بري زايشگاه؟
.ابروهات هم همينطور دوست داري کلفت باشن يا کموني رو ترجيح ميدي؟
خودم مجاني واست .بندشون ميندازم
شما بگو حالا من بايد از کجا واسه کريسمس پول جور کُنم؟
قيمتِ گوشت و شکر 30 درصد .افزايش پيدا کرده
،اگه يه مريض يا يه بچه تويِ خونه داشتم !به جايِ ايستادن تويِ صف، هل ميدادم ميرفتم جلو
اونوقت اين «گومولکا»يِ حرومزاده راجع به !پايين اومدنِ قيمتِ بليتِ قطار گندهگوزي ميکُنه
!خيلي عالي حرکت ميکُنه! درست مثلِ مرسدس بنز - !پس چي خيال کردين؟ -
.تويِ کُلِ «گدانسک» فقط 3 تا از اينها وجود داره - .نميدونم چطور بايد ازتون تشکر کُنم -
.از درِ عقبي بريد بيرون .ميدونيد که ممکنه مردم حسادت کُنن
!کريشا»، عجله کُن» .بايد مغازه رو ببنديم
.بيرون درگيري شده - چي؟ -
کارگرهايِ کشتيسازي .ريختن تويِ خيابونها
.گدانسک»، 14 دسامبرِ 1970»
!چقدر خوشگله
.شهر حسابي بهم ريخته
چي؟
!معرکهست
تو حالت خوبه، «دانوتا»؟
.من زود برميگردم
.تويِ خيابونها خون و خونريزيه - چي داري ميگي؟ -
اگه من برنگشتم .اينها رو بفروش
!«لِخ»
!«لِخ»
.و اينک قلبِ شهر خيابانِ من است
!خودتون رو کنترل کُنيد
!آروم باشيد
.و اينک قلبِ شهر خيابانِ من است
!ولش کُنيد
!گمشو ببينم
!اجازه نديد تحريکِتون کُنن
.و اينک قلبِ زندگي خيابانِ من است
!«ريشِک»
!«ريشِک»
بازجويي چطور پيش رفته؟ - .تا همينجا 30 تا اعترافنامه گرفتم -
نامِ خانوادگي؟
.«والِسا»
نام؟ - .«لِخ» -
نامِ پدر؟ - .«بولِسلاو» -
تاريخِ تولد؟
.بيست و نهمِ سپتامبرِ 1943
محلِ تولد؟ - .«پوپووو»، استانِ «بيدگوژ»-
شغل؟ - .برقکار -
چه جور برقکاري؟
!والِسا»يِ برقکار ديگه»
کتکش بزنيم؟ - .صبر کُن -
!اول بذار حرومزاده مقر بياد محلِ کار؟
.«کشتيسازيِ «گدانسک»، واحدِ «دبليو 4 .اونجا به عنوانِ برقکار شاغل هستم
آدرس؟ - .گدانسک»، محلهيِ «بتهوون»، خيابانِ سيام» -
تحصيلات؟
.«رشتهيِ فنيحرفهاي در هنرستانِ «ليپنو - وضعيتِ تأهل؟ -
.متأهل
.همسرم قراره به همين زودي اولين بچهمون رو به دنيا بياره .و الان هيچکسي پيشش نيست
!دستها رويِ ميز
تو هم عضوِ کميتهيِ اعتصاب بودي؟ - .بله -
.پس تو هم تحريک به شورش ميکردي - .من فقط دنبالِ مصالحه بودم -
.تو دنبالِ راه انداختنِ تحرکاتِ ضدِ انقلابي بودي - .اين خودِ حکومته که باعثِ به راه افتادنش شده -
.تو در حالِ چپاولِ مغازهها ديده شدي - .تو بودي که ساختمانِ دفترِ حزب رو آتش زدي -
ولي آخه همسرم ... من حتي نميدونم .که بچهام پسره يا دختر
،ميفهمي !ولي 5 سال بعد
!دستها رويِ ميز
.من هيچ جايي رو چپاول نکردم - .تو داشتي تحريک به شورش ميکردي -
ولي من داشتم سعي ميکردم .جلوشون رو بگيرم
.ما 7 نفر شاهد داريم - .من هم يه شاهد دارم -
!کي؟ نکُنه شاهدت «يهوه»ست؟ - .فرماندهيِ پليسِ ضدِ شورش -
.تو قصدِ براندازيِ حکومت رو داشتي
.ولي من داشتم سعي ميکردم مردم رو آروم کُنم - .خواهيم ديد. «ناويشلاک»، به «والچفسکي» تلفن کُن -
والچفسکي»، تو کسي به اسمِ» والِسا» ميشناسي؟»
والچفسکي» ميگه يه يارويِ سبيلويي بود» .که سعي ميکرد جمعيت رو آروم کُنه
!خُب، خُب !شانس باهات ياره
،اينجا رو امضاء کُن، خوششانسخان !و بزن به چاک
اين چيه؟ استشهادنامهست؟ - !به تو ربطي نداره! فقط امضاش کُن -
.اينو هم - اين يکي چيه؟ -
واسه اينه که تعهد بدي .از قانون اطاعت ميکُني
چرا بايد اينو امضاء کُنم؟ - مگه نميخواي از قانون اطاعت کُني؟ -
!چرا - !پس امضاش کُن -
.و اين يکي
!بگير بشين
اين چيه؟
شما از من ميخواين خبرچيني کُنم؟ - مگه خوندن بلد نيستي؟ -
از حالا به بعد، هر چند وقت يه بار .به عنوانِ مشاور يه سري به ما ميزني
.واسه جلوگيري از دردسرهايِ بيشتر
مگه نميخواي آزادت کُنيم؟ !ما اينجا همهمون آدمهايِ خوبي هستيم
.نگرانِ خانوادهات هم نباش .ما از پسرت مراقبت ميکُنيم
پسر؟
.و همينطور از همسرت - !مگه من پسر دارم؟ -
.همين تازه صاحبِ پسر شدي
بالاخره امضاش ميکُني يا نه؟ !کُلي آدم اون بيرون منتظرن
.«حالا ميتوني بري، «والِسا
!«دانوشکا»
!بالاخره اومدي؟
پسرمه؟
!من صاحبِ يه پسر شدم
پس آزاد شدي؟ اذيتت که نکردن؟
.فقط يه بازجويي ساده بود .بعدش هم چند تا برگه دادن امضاء کُنم
لِخ»، تو پايِ چه برگهاي رو» امضاء کردي؟
.ممکن بود سرِ تو يا بچه بلايي بياد .واسه همين، هر چي جلوم گذاشتن رو امضاء کردم
مگر اينکه ازم خيانت به .خدا و ميهنم رو ميخواستن
شما چطور واردِ اينجا شدين؟
.لطفاً بريد بيرون - .اين پسرِ منه -
.امروز ورودِ ملاقاتکُنندهها ممنوعه
.ولي من حق دارم پسرِ خودم رو ببينم - .فعلاً حضورِ شما در اينجا ممنوعه -
چه وقت احساس کرديد تواناييِ رهبر شدن داريد؟
"دوستهام ميپرسيدن : "اصلاً چرا تو مداخله ميکُني؟ .ولي من مداخله کردن رو دوست دارم
مثلاً هم در دسامبرِ 1970 ... و هم در آگوستِ 1980 مداخله کردم
.چون هيچکسِ ديگهاي نميخواست مداخله کُنه ... حتي وقتي با اپوزيسيون همکاري ميکردم
من تنها کسي بودم که .تمايل داشت به ميتينگها بره
من تنها کسي بودم که .ميخواست حرف بزنه
حتي الان هم همينطوريه. چون من خوب ميدونم .مطالباتِمون ميتونه ما رو تا کجاها پيش ببره
.من واقعيتِ اين کشور رو ميشناسم
،فيلمي خبري از لهستان .سالِ 1971
،هيأتي ويژه از سويِ کميتهيِ مرکزيِ حزب ... به قيدِ فوريت، وقايعِ غمانگيزِ اخير
در «گدانسک» را موردِ .ارزيابي قرار داده است
،«همچنين رياستِ جديدِ کميتهيِ حزب، آقايِ «ادوارد گيرِک .از کارخانهيِ کشتيسازي شخصاً بازديد به عمل آوردهاند
من مصرانه به تماميِ کارگرانِ ... کارخانهيِ کشتيسازي
،«کارخانهيِ کشتيسازيِ «گدانسک .ژانويهيِ 1971
و به تماميِ کارگرانِ لهستان .متوسل ميگردم
،هدفِ ما دستيابي به يک توافقِ دوجانبه است .و لذا در اين راه، به حمايتِ شما نيازمنديم
No comments yet. Be the first to leave one.