The Old Man

The Old Man

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Old Man S02E07 WEBRip-DSN+
The Old Man S02E07 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-10-18
Downloads: 82
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اون مُرده، بابا

‫کی مرده؟

‫- پدرم ‫- ام، نباید اینجا بمونی

‫باید بمونم

‫چرا مجبوری؟

‫چون آدمی که پول‌شونو مسدود کرده...

‫مورگن بوت ـه

‫با کی حرف می‌زنه؟

‫وکیل همزاد

‫پیشنهاد داد...

‫گفتگو رو هفته بعد...

‫سر ناهار ادامه بده

‫گوش کن، ام...

‫مورگن بوت مرده

‫- بخواب رو زمین. ‫- نتونستیم...

‫در قرار اول راضیش کنیم کوتاه بیاد

‫حدود یه ساعت بعد ترور شد

‫باید از اونجا بیای بیرون، عزیز دلم

‫دارن از تونل‌ها میان تو

‫فکر نکنم زیاد دور باشن. لعنتی، کثافت

‫نه، صبر کنین!

‫وقتی بازش کردم، فکر کردم...

‫شاید اشتباهی ایمیل رو فرستاده

‫اون مرد واقعا خیلی پیر بود

‫این سلیمان پاولوویچ ـه

‫و اونم همسر سابقمه

‫وکیل همزاد دیگه کارش از دیر کردن گذشته...

‫اصلا قرار نیست بیاد

‫قطعا نمیاد

‫باید بریم پیداش کنیم

‫آدمی که اونجا پیدا کردم...

‫یه پادزهر داشت، ولی نابود شده

‫- مسموم شده. ‫- چی؟

‫یه سم توی هوای خونه‌س

‫باید فرض کنم مبتلا شد

‫تنها فرصتم اینه که بذارم منو دستگیر کنن

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫خوشحالم که اینجایی

‫می‌دونستم میای

‫خیلی به پایان نزدیکیم

‫خیلی به بی‌حساب شدن نزدیکیم

‫به زودی می‌بینمت

‫جانی کولر

‫دن چیس

‫هنری دیکسون

‫همینطوری ادامه داره و داره

‫بعضی از اسم‌هاتو می‌شناسم

‫هیچکدوم از اسمهات مال اینجا نیست

‫و هر چی داری باید ‫همین الان به پایان برسه

‫اینو می‌دونی

‫پس چرا اومدی؟

‫جای دیگه‌ای نداشتم که برم

‫سم توئه. پادزهرش هم دست توئه

‫چی باعث شد فکر کنی...

‫دلم می‌خواد بهت پادزهر بدم؟

‫منو که می‌شناسی

‫اینقدر می‌دونم که فقط برای ‫نجات خودم نیومدم

‫حرفی برای گفتن دارم

‫بسیار خب، پس

‫الکسی

‫این ویروس عصبی خیلی یواش عمل می‌کنه...

‫با اینحال به تصورم شاید ‫از الان شروع کرده باشه...

‫به تغییر عملکرد مغزت

‫چند ساعت دیگه، فلج‌کننده میشه

‫تا طلوع فردا صبح، کشنده خواهد شد

‫ولی یه پادزهر هست

‫ایناهاش

‫می‌تونی داشته باشیش...

‫اگه هر چی که می‌خوای ‫بهم بگی کافی باشه...

‫تا خطری که داری رو توجیه کنه

‫کارتل مواد معدنی کمیاب زمین...

‫به نظر میاد، نگرانه...

‫شاید اجازه داده باشم یه جاسوس ‫آمریکایی وارد کسب و کارم شده باشه

‫بهم گفتن...

‫برای اینکه عضو این کارتل بشم، ‫باید این نگرانی رو برطرف کنم

‫گفتن باید تو رو حذف کنم

‫هر دوی شما رو

‫هنری و مارشا دیکسون

‫هیچوقت از این اسامی خوشم نیومد

‫- تا چند ساعت دیگه... ‫- فکر نکنم مامان هم خوشش می‌اومد

‫میرم دیدن مدیران تا خودمو توجیه کنم

‫همیشه یه طوری بودن انگار ‫اسامی دو تا آدم دیگه‌ن

‫دوست دارم بتونم بگم...

‫دیکسون‌ها دیگه مشکل‌ساز نیستن

‫پس تو رو دارم...

‫و یه نقشه دارم تا مارشا رو سریع بگیرم

‫مشکل همینه

‫تا وقتی که دستت به اون برسه...

‫زیادی دیر شده

‫کی هست؟

‫این زن که بلور نیست، ‫خودشو جای زنت جا زده؟

‫این زن که تنها معتمد مورگن بوت...

‫در هفته‌های آخر عمرش بود...

‫انگار یکی از معدود آمریکایی‌های دنیاست...

‫که از کارتل خبر داره

‫اینکه کی هست مهم نیست

‫الان کاری که می‌تونه بکنه مهمه

‫در موقعیتی قرار داره که نابودت کنه

‫یا...

‫شاید در موقعیتی باشه که ‫تمام مشکلاتت رو حل کنه

‫کلی دلیل داره که بهت بی‌اعتماد باشه

‫- و مهم نیست ‫- اینطوریه؟

‫توی چنگته

‫و اگه دستت رو باز کنه...

‫و دیگه دفاع نکنه، تو می‌کشیش

‫و تو همه چیزو از دست دادی

‫و می‌دونم که دوستم داشتی

‫ببخشید، باید با مسئول اینجا حرف بزنم

‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

‫باید بازداشت بشم

‫- کاری کردین؟ ‫- شاهد یه قتل بودم

‫افرادی که مرتکبش شدن ‫شاید زیاد ازم دور نباشن

‫به محافظت شما نیاز دارم

‫- از کجا اومدی؟ ‫- زیاد از اینجا دور نیست

‫همین الان اتفاق افتاد

‫نام قربانی نینا کروگر ـه

‫بسیار خب، بذار به پاسبان ارشد شیفت زنگ بزنم

‫- می‌تونه شهادت بگیره... ‫- باید با یکی...

‫از سازمان اطلاعات مرکزی حرف بزنم

‫خانم، بذارین بگم پاسبان ارشد بیاد...

‫به سفارت آمریکا زنگ بزن...

‫سراغ افسر ارشد اونجا رو بگیر، ‫نه افسر نگهبان رو

‫بهشون بگو با هیچکس دیگه حرف نمی‌زنم

‫فکر نکنم اینجا در حوزه اختیارات ‫سی‌آی‌ای باشه، خانم

‫چرا هست

‫چرا باید چنین فکری بکنیم؟

‫چون افرادی که کروگر رو کشتن ‫مورگن بوت رو هم کشتن

‫- نمی‌دونم اون کیه. ‫- رییس پاسگاه می‌دونه

‫بهش بگو که شاهد عینی هر دو قتل هستم

‫و بهش بگو عجله کنه

‫اسمت چیه؟

‫اسمم مارشا دیکسون ـه

‫نه، نه، نه، لطفا اونو بذار سرجاش

‫هنوز شام نخوردی

‫مادرت گفت نه

‫ولی می‌دونستی میگه نه، پس چرا ازش پرسیدی؟

‫اگه ببینه من پولش ‫رو میدم، توی دردسر می‌افتم

‫دفعه بعد که چیزی خواستی...

‫از کسی بخواه که از اول بخواد بهت بدش

‫باشه؟

‫عزیزم، تو باید جلوتر بری

‫- جلسه‌ای که انتظارشو نداشتم پیش اومده ‫- خداحافظ

‫- خداحافظ، مامان. ‫- خداحافظ

‫خداحافظ

‫سلام، ماریون

‫مونده بودم چقدر طول می‌کشه ‫منو تشخیص بدی

‫تقریبا یه ساعت پیش دیدمت

‫از دستی اینقدر دست ‫و پا چلفتی بودی تا ببینمت؟

‫یا فقط خیلی زودتر از من پیر شدی؟

‫شاید یه کم از هر دو

‫مشکلی نداره

‫ولی زیاد دور نشین

‫باید باهات حرف بزنم

‫خب، مگه همین کار رو نمی‌کنیم؟

‫چیزی که باید در موردش ‫باهات حرف بزنم...

‫فکر نکنم بخوای اینجا ازش حرف بزنی

‫و زمان عامل مهمیه

‫پس، لطفا

‫دنبالم بیا

‫یه ماشین از سفارت الان رسید

‫اینجا یه اتفاقی داره می‌افته

‫نمی‌دونم

‫منتظر باش تا دوباره بهت خبر بدم

‫خانم دیکسون؟

‫سلام، پیت هستم

‫از آشنایی شما خوشوقتم

‫تو مسئول ‌سی‌آی‌ای سفارتی، پیت؟

‫نه، ولی قول میدم همون آدمی ‫هستم که می‌خوای

‫کدوم آدم؟

‫آدمی که شنید یه زن از...

‫فاصله دویست کیلومتری زمزمه کرد...

‫اسم قاتل مورگن بوت رو می‌دونم...

‫و با عجله اومدم

‫قهوه؟

‫قبل از اینکه چیزی بگم، ‫چند تا پشتوانه می‌خوام

‫پشتوانه؟

‫چه جور پشتوانه‌ای دوست داری؟

‫مصونیت

‫مصونیت؟ برای کی؟

‫برای من

‫برای چی؟

‫برای هر چیزی...

‫که ممکنه برای فهمیدن ‫چیزی که الان می‌دونم انجام داده باشم

‫هر چیزی که ممکنه در تبدیل شدن ‫به آدمی که الان هستم انجام داده باشم

‫قبلا کی بودی؟

‫کسی نبودم که برات مهم باشه

‫می‌خوام هر اتفاقی که بعدش می‌افته...

‫از چیزهای گذشته جدا باشه

‫دلایل خودمو دارم

‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

‫می‌شناختیش؟

‫مورگن بوت رو؟

‫بله، می‌شناختم

‫پس می‌تونی تصور کنی خبر قتلش...

‫چقدر به جامعه ما آسیب زده

‫خیلی از آدم‌های خطرناک در ‫سرتاسر دنیا بیدار شدن...

‫با دقت گوش میدن تا یک اسم رو بشنون

More Farsi Persian subtitles for The Old Man

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left