The first 100 lines.
.صبح بخیر ، سنسه
.آشیسو سان ، امروزم رو کمکت حساب میکنم
.چشم
!چی؟
!ای وای من
.سینه میخوام
!درست کشیدن سینه ها
نقاش مانگا ایتو یوکی
.البته ، منظور بدی از این چیزی که گفتم نداشتم
دستیارش آشیسو ساهوتو
پس به چه دلیل سینه میخوای ، سنسه؟
!اینو ببین آشیسو سان
...چـ - چشم
،این صحنه یکی از صحنه های همیشه موجود در مانگاهای ایچی ـه ،شخصیت اصلی لیز میخوره و سینه دختره رو به صورت تصادفی میگیره
!و چون دفعه اولشه ، چندین ثانیه به این کار ادامه میده
به عنوان طراح مانگا و یک مرد !میخوام که کیفیت مانگام درجه یک باشه
!هرچند ... من هیچوقت دستم به سینه کسی نخورده
.به من چه
بخاطر همینم
،باید یه سینه واقعی رو لمس کنم
!و تصویرش رو در ذهنم حک بنمایم
صد البته ، نمیتونم برم و از هر کسی ...بخوام که بزار به سینه هاش دست بزنم
، اما پیش خودم فکر کردم
،شاید ، اگه بخاطر کار باشه ...یکی حاضر شه باهام همکاری کنه
واقعا هیچ هدف منحرفانه ایی در کار نیست؟
.شاید یه خورده باشه
...سنسه
پـ - پس ، میشه وقتی داری با سینه هات ور میری بزاری من تماشات کنم؟
جان؟
!واسه کارت اینکار رو بکن
...اما
.نمیخواد چیزی بگی ... میدونم
هیچکس حاضر نیست به یه
!طراح مانگاهای ایچیِ اکپیری مثل من کمک کنه
.ببخشید
واسه چی ... همش در مورد این چیزا صحبت میکنم؟
.قـ - قبوله
...اگه باعث پیشرفت نقاشی ها میشه
.اَه ، دستت درد نکنه آشیسو سان ، خیلی خوشحالم کردی
.باشه
...و
.یه حس منحرفانه ایی میکنم
.احساساتت رو به زبون نیار
!احتمالا این قسمت مانگا بهترین قسمته کله مانگاهای ایچی میشه
!چی؟ چی شد؟
.او - اونقدر سینه هات درست و حسابین ، نتونستم دستم رو کنترل کنم
این صفحه مانگا درجه .کیفیت ای پلاس گرفت
ادیتور اوتوسونا میهاری
!مگه خری؟
کار رویایی
.خوب ، آره ،... یه جورایی هستم
!حداقل وقتی اینو میگی نخند
،موئمی چان میزاری شورتت رو ببینم؟
!این تو چه خبره؟
موئمی چان ، میزاری شورتت رو ببینم؟
...با - باشه
...همچون خورشیدی درخشانه
یه کاری میکنه قلب آدم تند تند بزنه ، مگه نه؟
!از اول بکشش
!بله ؟ چرا ، میهاری چان؟
هیچ زنی توی هیچ جای دنیا حاضر نیست !به همچین سوالی جواب " باشه " بده
.ولی موئمی چان شخصیت اصلی مانگا رو دوست داره
،اگه طرف کسی که دوسش داری باشه پس مشکلی نداره ، مگه نه؟
بله ؟ چـــی؟
آیتو ، تو که پیش خودت فکر نمیکنی
اگه دو نفر با هم دیگه باشن، تمام روز با هم ور میرن ، مگه نه؟
!البته که اینطور فکر میکنم
...مثل این
" ای منحرف "
!عمرا
چی؟ تـ - تو چی آشیسو سان؟
.اجازه همچین کاری رو نمیدم
...چــ ... چی
.یه همچین زنی اگه هم وجود داشته باشه ، شخصیت حال به هم زنی ـه
.از اول بکشش
چرا نمیزارید حداقل توی مانگاهام ، رویاهام به واقعیت تبدیل بشن؟
.بخاطر اینکه رویاهات غیر قابل دست یافتنی هستن
!نه ! تمام عظمت طراحای مانگاها به رویاهاشون ـه
،میهاری چان ، تو یک کارمند زاغارتی شدی !بخاطر همینم رویاهات رو از دست دادی
!مـ - منم واسه خودم رویاهایی دارم
!واقعا؟
میخوام چندین و چند مانگا که محبوبیت ...جهانی پیدا میکنن رو منتشر کنم
!همش همین؟
...و - و با یه آدم فوق العاده ازدواج کنم
،و دو تا بچه داشته باشم ...و اگه حتی خونمون هم کوچیک باشه ، خوشحال باشم
!مـ - میهاری چان ، رویات خیلی نازه
!ناز بود
!خفه شو ! خودت چی ، آیتو؟
!رویای من خیلی بزرگه
...میخوام قبل از مرگم
...حداقل یک بار
.یک دختری بهم ابراز علاقه کنه
!چطور بود؟
.خوب ... موفق باشی
آشیسو سان ، رویای تو چی ـه؟
...امممم
میخوام که یه طراح مانگایی واسه .یه ادیتوری دردسر درست نکنه
!آفرین
!پس به رویات رسیدی
!تو یکی خفه شو " گفته ایی از میهاری"
No comments yet. Be the first to leave one.