Release info

Let's Eat Season 2 E05
A Commentary by H5Lmyangels
Translated By B2ST Iranian Fans: b2stmyangels.com

Tags

other
Published on: 2015-04-25
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به تندی آتیش

مثل نُدل جویدنی

بهشت خوردنی ها

باهم شروع کنیم؟ بیا بخوریم فصل دوم

وای، این ده یونگ نیست

هیچکس وجود نداره که بتونه تورو نجات بده آخه کی پیدا میشه که ندونه چطور قرار بزاره

فقط همونطور که گو ده یونگ گفت انجامش بده

حتی از چیزای کوچیکم تعریف کن

میخواین چیزی به من بگین؟

بینیتون خیلی خوش فرمه، مثل بازیگرای معروف

تو حیله گر تر از چیزی هستی که نشون میدی

از بین خانوما تیپ مورد علاقه تون چه ویژگی داره؟ یکی که تپل باشه

نویسنده بک اون گفت نویسنده بک

من شمارو دیروز توی سئول دیدم

محکم زدی، از این ور

چی فکر میکنی؟ خوشت میاد؟ آره

توی عوضی

هی! کسی اونجاست؟

انگار یه هیولای عجیب غریب بود شایدم یه چیز دیگه بود

این پسر صاحبخونه نیست؟

همین الان یه جعبه سیگار از جیبش افتاد

گو ده یونگ! آتیش، آتیش کجا؟

اوه، اون ور

فکر کنم دیگه خاموش شد، حالتون خوبه؟

خسته نباشی معلوم نسیت چی شده بود؟

حالا خدارو شکر که همینقدر بود

آره واقعا

از بین این همه جا، چرا باید اینجا آتیش بگیره

واقعا

آیگو

این پسره کیه؟ این پسره کیه؟

چیکار کنم؟

نه، وایسا ببینم

چیکار کنم؟ چیکار کنم؟

تو کی هستی؟ کی هستی که بعد از آتیش زدن ساختمون ما فرار میکنی؟

من آتیش نزدم

سرِ بزنگاه گرفتمت، هنوزم انکار میکنی؟

قایم شده بودی و بعد اومدی بیرون

هی! دستشو ول کن، ولش کن

اون کسیه که پشت بوم زندگی میکنه

چی؟ اینجا زندگی میکنه؟

من حتی یکبارم ندیدمش

برای اینکه صاحبخونه واسه اینجا مجوز نداره

واسه همین بهش گفته قایم شه و موقتا اینجا زندگی کنه

بلندشو، جاییت درد گرفت؟

چه دنیاییه، هوا هم که سرده

اگه کسی پیداش شد مارو خبر کنید

لطفا پیگیری کنید

خیلی نگران نباش، حتما دستگیر میشن

واقعا چه دنیایی شده

دیگه نمیتونم زندگی کنم

اونا گفتن یه ته سیگار از صندق پست بیرون اومده بوده

شاید کار همون دانش آموزای مدرسه جوون باشن که براش قلدری میکردن

چون مدرک معتبری نیست نمیشه به یقین چیزی گفت

اگه اونا نبودن پس کی بوده؟

چون پلیس گفت مدرسه رو هم میگرده، پس به زودی پیداشون میکنن

اگه اون موقع که گفتم، دوربین مدار بسته میذاشتین

سریع مجرما رو میگرفتین، تازه مدرک معتبرم داشتین

تازه یه مستاجر دیگه هم رو پشت بومه

زندگی کردن تو جایی که جواز نداره غیرقانونیه

چی داری میگی؟

من شنیدم

من شنیدم که اتاقُ به اون مرد اجاره دادین به شرطی که کسی از وجودش با خبر نشه

منظورت از مرد چیه؟

آیگو، من همه چیو بهشون گفتم

چی؟

اینقدر از دیدن آتیش شوکه شده بود که

با لباس زیر پرید بیرون

پس واسه سرپوش گذاشتن رو کارای غیرقانونیتون

منو به دزدی متهم کردین و نزاشتین برم پشت بوم

ببخشید

لطفا درک کن

سه ماهی از وقتی که اجاره اش دادم میگذره

اینطوری هم نیست که ازش زیاد بگیرم فقط ماهی دویست وون

در هر حال از اونجایی که خودمم بابتش ناراحت بودم میخواستم برم گزارش بدم

فکر خوبی کردین، اینطوری بهتر از اینه که بعدا لو برین و جریمه بدین و دستور تخریبش واستون صادر شه

باشه، ولی اول باید اون مجرمایی که باعث آتیش سوزی شدن دستگیر شن

وای، چقدر سرم سنگین شده الان

بچه ام درگیر پرونده خوشونت مدرسه ایه و خونم هم آتیش گرفته

وای، سرم درد میکنه، من اینطوری نمیتونم زندگی کنم

به خودتون بیاین

چطوری اینطوری راه میره؟

آیگو، حالا میتونم پامو دراز کنم و بخوابم

خیلی ناراحت بودم وقتی راز پشت بومو میدونستم

اوه، تو هرچی عصبانیت بود سر صاحبخونه خالی کردی

منظورت چیه که میگی عصبانیتمو سرش خالی کردم؟ آیگو، این پول خوره داره

سریع خودشو باخت

باید از این فرصت استفاده کنیم و دوباره ازش بخوایم که دوربین وصل کنه

نه، باید ازش رمز قفل درم بگیریم

بیا بریم واقعا فکر میکنی اون این کارو میکنه؟

اگه همه مون بگیم، اینکارو میکنه

هی، دیگه مجبور نیستی فرار کنی

آیگو، درسته. توام مستاجری

بیا حق و حقوقمونو پیدا کنیم، باشه؟

به نظر خجالتی میاد

من تو صمیمی شدن با همسایه، کارم حرف نداره

آیگو، این بی جرات بودنش شاید به خاطر زندگی فقیرانه اشه

دلم براش میسوزه

ببخشید نویسنده بک، حواسم جای دیگه ای بود

نه، اشکال نداره

امروز که جمعه نیست

چی؟

مدیر لی

حتی جمعه ها هم اینقدر کار نمیکرد

این روزا هر روزِ هفته داره سخت کار میکنه

نگاه کن، حتی وسط جلسه پاشد رفت که لوازمو بیاره

این که، انقدر اشتیاق داره که خوبه

نه

دوست دختر داره؟

چی؟

مدیر لی

نگاه کن

وای، ببخشید

بعد از کار قرار دارین؟

ببخشید؟

امروز جمعه نیست ولی شما دارین سخت کار میکنین

آهان، بله

مدیر لی، میشه جمعه که خواستین برین سئول منم برسونین؟

باید ماشینمو واسه تعمیر بزارم نمیتونم بگیرمش

شوهرم گفته برام ماشین جدید میگیره ولی از اونجایی که من یه کارمندم نمیتونم باهاش رانندگی کنم

من این هفته سئول نمیرم

چرا؟ شما که هرطوری هم که میشد میرفتین سئول

شما که میگفتین اینجا هیچ تفریحی نیست و خسته کننده است

....درسته، ولی

به اون خسته کنندگی که من فکر میکردم نیست

دیدی؟ دوست دختر داره

ساخت غیرقانونیه ساختمون

باید سه هزارتا جریمه بده؟

نمیدونم، نمیتونم اینطوری زندگی کنم

سلام، سرتون شلوغه؟

مرد جوون طبقه دوم، چی شده؟

...چیز خاصی نیست ولی

اوه، بله، راجع به ساخت و ساز پشت بوم

من هنوز گزارش ندادم

به خاطر این قضیه اتیش سوزی اخیر زیاد حواسم سر جاش نیست

بهم گفتن چند تا دانش آموز عامل آتیش سوزی بودن

چون پای پلیس اومد وسط ،ترسیدن

با گریه اعتراف کردن

واقعا؟ این بچه ها واقعا بی شرمن

درسته

این چیه؟

این اتفاق به خاطر غفلت من پیش اومد

اگه من بهتون صادقانه پیشنهاد میدادم که ثبت نام کنین اونوقت الان شما غرامت میگرفتین

...نه

دیدم که ساختمونمون یه خاموش کننده حریق نداره، یه کپسول ضدِ حریق

حتی هشدار حریق هم نداره

نه....ما فقط یه اتاق تو طبقه چهارم داریم

قانونا هم نیاز به نصب این چیزا نیست

غیرقانونی که نیست

میدونم، منم نمیگم که غیرقانونیه

اما هیچ تضمینی هم وجود نداره که این اتفاق دوباره نیوفته

اگه الان ثبت نام کنید ما یه کپسول خاموش کننده حریق هم هدیه میدیم

یه خاموش کننده حریق؟

...یه دونه بزرگ، آره

!هی! گو ده یونگ

بک سوجی! سلام

انگار خیلی سرحالی

معلومه، همین الان یه قرارداد بستم

تویِ خودخواهِ عوضی

من از تو دارم آتیش میگیرم ولی تو فقط به فکر فروختن بیمه ای؟

دوباره چی شده؟

سانگ وو دوست دختر داره؟

حتی امروز، میخواد باهاش بره سر قرار

چی داری میگی؟ سانگ وو تمام مدت با من بود چی؟

نمیدونم چرا داری اینطوری رفتار میکنی ولی سانگ وو هیونگ دوست دختر نداره

اگه اینطوری بود، از من میخواست که آخر هفته باهاش باشم؟

چی گفتی؟

سانگ وو ...هیونگ؟

...پس کسی که هر روز واسش اس ام اس میده

تویی؟

فقط در صورتی که بهت نشون بدم حرفمو باور میکنی؟

بفرما

این دیگه چیه؟....شما دوتا تا این حد صمیمی شدین؟

وای، این حسِ دوست پیدا کردنت به جنبش دراومده

مثل اینکه باهم فیلم دیدین، ورزش کردین حتی غذا خوردین

البته

توی عوضی قرار بود منو به سانگ وو بچسبونی واسه چی خودت باهاش رفتی سرِ قرار؟

داشتم بهش فکر میکردم که چطوری ، خیلی طبیعی توی این آخر هفته تو و اونو کنار هم قرار بدم

واقعا؟

..... اینقدر یقه منو نگیر

!هی! هی! بچه ها

سلام

آیگو! چقدر خوب که جفتتون بیرونین

بله

واسه شام امشب

بیاین همگی پشت بوم شام بخوریم

من سوپ مرغِ جینسنگ شکم پر درست میکنم

سوپ مرغ جینسنگ؟

آیگو، واقعا

صدای آب دهن قورت دادنت، الان ساختمونو میاره پایین. مگه نه؟

درسته، درسته

راستی، نویسنده ، شما

به خاطر رژیم اونقدرا نمیخورین

نه بابا، من یه وعده غذا رو میخورم

بدینش به من ، من براتون میارم

باشه

واقعا که

مرد جوون طبقه دوم

برو یه ذره ترشی بیار

خانوم نویسنده، توام برو فلفل بچین

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left