Red Sonja

Red Sonja

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Red Sonja 1985 1080p BluRay DD5 1 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Red Sonja 1985 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-03-15
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سونیا

سونیا

داری رنج می‌کشی، سونیا

اما انتقام از آنِ تو خواهد بود

انتقام از ملکه گدرن

کسی که تو رو برای خودش می‌خواست

بیزاری‌ات کاملاً پیدا بود

و این‌طور شد که گدرن دستور قتل خانواده‌ات رو داد

و سربازانش به تنت هتک حرمت کردن

اما در مسیر عدالت و انتقام

به قدرتی عظیم نیاز خواهی داشت

چرا که بازوی شمشیرزنت

نباید هیچ رقیبی داشته باشه

من اون قدرت رو بهت می‌بخشم

وارنا، سرور هیرکانیا کجاست؟

نیومدن، سرورم

برای نابودی طلسم باید اینجا می‌بودن

اما نمی‌تونیم معطل کنیم. بدون ایشون ادامه می‌دیم

ای خدای خدایانِ برتر

بنگر به این طلسم که با اون جهان و همه چیز رو آفریدی

ای خدای خدایان، این طلسم دیگه برای ما بیش از حد قدرتمند شده

و باید پیش از اون‌که جهان رو نابود کنه، از بین ببریمش

اکنون ما رو ببخش

همان‌طور که اون رو از نوری که قدرتش رو ازش می‌گیره، دور می‌کنیم

و به تاریکی ابدی می‌فرستیم

ما رو ببخش

پس این می‌تونه جهان‌ها رو بسازه

یا با طوفان و زمین‌لرزه متلاشی‌شون کنه

بیاریدش بیرون

بیاریدش بیرون

لمسش کن

لمسش کن

لمسش کن

پس درسته، فقط زن‌ها می‌تونن لمسش کنن

پوشش رو بردارید

بکشیدش بیرون

ای ملکه بزرگ، با زندانی‌ها چه کنیم؟

بیا

اسب‌ها

طلسم دزدیده شده

باید طلسم رو نابود کرد

باید خواهرم رو پیدا کنیم

من رو ببر. می‌دونم کجاست

خواهش می‌کنم

باشکوهه

دیگه چیزی برای یاد گرفتن نداری

سونیای سرخ

تو استادِ استادی

هرگز کسی رو هم‌تراز تو ندیدم

سونیا

باید یاد بگیری کمی بیشتر از مردها خوشت بیاد

همه‌شون شرور نیستن

استاد بزرگ، ما باید بر اساس تجربه‌های خودمون قضاوت کنیم

می‌دونم

اما در زندگی، همه چیز شمشیربازی نیست

تنفر از مردها در یک زن جوان و زیبا

می‌تونه مایه سقوطت بشه

من از همه مردها متنفر نیستم، استاد بزرگ

شنیدن این حرف سی سال پیش برای من مثل موسیقی دلنواز بود

بیا

یک شمشیرزن بزرگ باید شمشیر بزرگی داشته باشه

انتخاب کن. هدیه‌ای از طرف استاد بزرگ

سونیا

چی شده، سونیای سرخ؟

دنبال سونیای سرخ می‌گردم

من سونیا هستم. خواهرت داره می‌میره

می‌برمت پیشش

وارنا

سونیا! خداروشکر

اونقدری زنده موندم که

طلسم دزدیده شده

تمام موبدان قتل‌عام شدن. ما جنگیدیم

استراحت کن وارنا، بعداً حرف می‌زنیم. وقتی نداریم

گوش کن

طلسم قدرت وحشتناکی داره

که در نور بیشتر می‌شه

تا سیزده روز دیگه می‌تونه دنیا رو نابود کنه

با طوفان

و زمین‌لرزه

باید طلسم رو نابود کنی، سونیا

بفرستش به اعماق تاریکی. قسم بخور که این کار رو می‌کنی

قسم می‌خورم. کی اون رو برد؟

نمی‌دونم

زنی با نقاب طلایی بود... و سربازها

کجا بردنش؟ شمال؟ جنوب؟ وارنا

اون مرده... و زنده‌ها کلی کار دارن که باید انجام بدن

کار اون، کار من

ربطی به تو نداره

اصلاً تو کی هستی؟ - من کالیدور هستم. با خواهرت دوست شدم، یادت نیست؟

من دوست تو هم هستم

برای کمک به خواهرم ازت ممنونم. پاداشت رو می‌گیری

من مزدور نیستم. کسی به من دستمزد نمی‌ده

و اگه حس کنم کسی چیزی بهم بدهکاره، خودم می‌گیرمش

کسی داره از طلسم استفاده می‌کنه

اونجا کجاست؟ هابلاک. شهر بزرگیه

کجا می‌ری؟

هابلاک

صبر کن، منم باهات می‌آم

چرا باید بیای؟ نه به تو ربطی داره، نه من به تو مربوط می‌شم

شاید در هر دو مورد اشتباه می‌کنی

می‌دونم دختر شجاعی هستی، اما خطر کردن تخصص منه

اون وقت خودم یادش می‌گرم

عصبانیم نکن کالیدور. من به کمک هیچ مردی نیاز ندارم

تکونش نده احمق! ثابت نگهش دار! هیچ کاری رو نمی‌تونی درست انجام بدی؟

بی‌حرکت بمون، ابلهِ گنده

دارم سعی می‌کنم، سرورم

پیرِ دست‌وپاچلفتیِ کودن، زبون‌بسته‌ی بی‌مصرفِ خودخواه

زود باش، بیا! بیا پیش من

به من دستور نده برده، وگرنه از پا آویزونت می‌کنم

به هر حال، خیلی لیزه

می‌خوای بیفتم توی اون گِلِ جوشان؟ ای کله‌پوک

سعی می‌کنم بچرخونمش

حالا ثابت بمون پسر! پسر؟ پسر؟

آرام باشید اعلیحضرت، آرام باشید

بپر پایین، بپر

هی، پس من چی؟

برگرد اینجا و دست از لودگی بردار

شنیدم و اطاعت می‌کنم ای سرور جهان. دارم می‌آم

شانس آوردی که این آدم از اینجا رد شد

بهش پاداش بده و بگو من کی هستم

والاحضرت شاهزاده تارن، سرور بزرگ هابلاک

نگهبان تختِ بی‌لکه

فیل بزرگی که جهان رو بارور می‌کنه

بهت گفته بودم این رو نگی

یه بار دیگه بگی، می‌دم به سیخ بکشنت

خب پاداشش رو بده احمق

شاهزاده، از وضع قلمروت معلومه که تو بیشتر از من به این نیاز داری

اون با من بود؟

چی شده؟ ملکه گدرن به ما حمله کرد

گدرن؟ ملکه گدرن؟

درسته

نصف شهر رو ویران کرد و خواست که تسلیم بشیم

ارتشم فرار کرد

مگه می‌خوان تا ابد زنده بمونن؟ من از تسلیم شدن خودداری کردم

اون هم نصف دیگه شهر رو کوبید

فالکون، حالا که همه یا مردن یا فرار کردن

فردا من رو تا کوهستان همراهی می‌کنی

یک ارتش جدید راه می‌اندازم و این گدرنِ نوکیسه رو زیر پاهام له می‌کنم

کجا می‌تونم این ملکه گدرن رو پیدا کنم؟

در برکابین، سرزمین شب ابدی. - چطور می‌تونم برم اونجا؟

خب، یه راه خوش‌منظره هست و یه راه کوتاه از جاده عوارضیِ برایتاگ

من از جاده برایتاگ می‌رم. از کدوم طرفه؟

مستقیم به سمت شمال. راه رو گم نمی‌کنی! ولی ارزش امتحان کردن رو داره

فالکون، از این زن بپرس که آیا می‌خواد به ارتش من ملحق بشه؟

احتمالاً به یه آشپز نیاز پیدا می‌کنیم

والاحضرت بیش از حد لطف دارن، اما من تنها سفر می‌کنم

مرخصش کن فالکون. تا یک ساعت دیگه شام می‌خورم

فالکون

می‌تونم یه نصیحتی بهت بکنم؟

بذارش روی زانوهات و با کتک زدن، بهش ادب یاد بده

شما احیاناً رومیزی ندارید؟

برایتاگ! بیا پایین و دروازه رو باز کن

نه به این زودی، موقرمز! بیا اینجا تا بهتر ببینمت

وقتی برای تلف کردن ندارم، برایتاگ! - ولی من کلی وقت دارم

بیا بالا

بیا اینجا دختره. - چرا باید بیام؟

چون من برایتاگ هستم. اینجا زمین منه

هر کسی که از اینجا رد می‌شه، باید به من خراج بده

چقدر، برایتاگ؟ - کی حرف از پول زد؟

گفتم "خراج". از اون نوعِ لطیفی که همه زن‌ها به برایتاگ می‌دن

فرض کن ندم

فرض کن در عوضش اون شکم گنده و چاقت رو سفره کنم

شنیدید چی گفت؟ می‌خواد اون شکم گنده من رو

زن، من با ۱۷۷ مرد جنگیدم

و فقط یکی‌شون زنده مونده که اونم پا نداره

جرأت می‌کنی برایتاگ رو مسخره کنی؟

این کار جرأت نمی‌خواد

اما وقتی کُشتمت، جنگجوهات می‌ذارن بدون آسیب برم؟

وقتی من رو کُشتی؟

وقتی این دختره من رو کُشت، می‌ذارید بدون آسیب بره؟ - بله

دیدی؟

ای دختره

موقرمز، چشم‌هات رو می‌دم پرنده‌ها بخورن

برای پیدا کردنت نیازی به چشم ندارم. بوی گندت رو از صد قدمی حس می‌کنم

آینده رو توی روده‌هات پیش‌بینی می‌کنم

من آینده‌ام رو می‌دونم. تو اصلاً آینده‌ای نداری

مواظب باش، سونیا

سونیا، زود باش

از این طرف! دنبال من بیا

دور شو! برو! - پس خودت چی؟

من جلوشون رو می‌گیرم! برو

رها کن من رو، راهزن! گفتم ولم کن

بگو کجاست! - سرتون رو به خاطر این کار می‌بُرم! - خجالت نکش

طلاها کجاست پسر؟ طلاها رو کجا قایم کردی؟

طلایی در کار نیست، راهزن

بهت می‌گم، من هیچ طلایی ندارم

لباس‌های فاخری داری پسر. تقریباً به درخشندگیِ لباس‌های منه

اون وقت می‌گی پولی نداری؟

این رو بدون، تبهکار، من شاهزاده تارن از هابلاک هستم

رعایای من تو رو برای این کار مجازات می‌کنن

و مجازات سختی هم خواهد بود، ای احمقِ بی‌چشم‌ورو

رعایای تو؟ قلمروی من از مال تو بزرگتره

در حالی که فقط چهار تا رعیت دارم! یالله! بکشید

بکشید

حالتون خوبه، عالیجناب؟ - بله، ای احمقِ دست‌وپاچلفتی

چرا تنهاش گذاشتی؟

غذا لازم داشتیم. رفتم شکار. - می‌تونستی اون رو هم با خودت ببری

فالکون، بهش بگو که من از شکار خوشم نمی‌آد

ایشان از شکار خوششان نمی‌آید

گنجینه‌ها به خزانه! زندانی‌ها به سیاه‌چاله

More Farsi Persian subtitles for Red Sonja

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left