The first 200 lines.
نیتن"، آمادهای که بریم؟"
.نه، هنوز
اون زن بلوند که اونجا داره یوگا کار میکنه رو میبنی؟
،مادرم چند دقیقه پیش یه چیز بهش گفت
.و اون داره از اون موقع باهام لاس میزنه
.دالی موشه
.اون عجیب پایه دالی توشه هست، دارم بهت میگم
.تو هم بکن
.باشه
،نمیدونم مامانم چی بهش گفت
.ولی برای اولین بار داره بهم کمک میکنه
،چرا منتظری؟ برو باهاش حرف بزن
.شمارش رو بگیر
.آره، آره، آره
،اوه، نه، نه، نه، نه .تو درست متوجه نشدی
.من گفتم که پسرم، "نیتن"، آدم خیلی با ملاحظهایه
اوه. پس چرا داشتی با من دالی موشه بازی میکردی؟
.نمیدونم. تو اول شروع کردی
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــویــبــاری De PALMA & Juybari
.من دروغ نمیگم. اسم واقعی دایی من کارماین الکترا هست
چرا دستت بسته یخ و قیچی گرفتی؟
.پدرت امروز صبح اومد
.وقتی از خواب بیدار شد بازم توی موهاش آدامس بود
.این عجیبه که من آدامس نمیخورم
.این باعث میشه که فک من میزان بشه
.و همه من رو با "جان هام" اشتباه میگیرن
!آخ، داری زخمم میکنی
.فقط یه آبجو بخور و سریع بکشش تا در بیاد
.من وقتی موم میندازم این کار رو میکنم
اگه میدونستم که شما اینقدر زود برمیگردین
.براتون ناهار درست میکردم
.ناهار؟ الان ساعت 4 بعد از ظهره
!ساعته چهاره؟! الان نمیتونه ساعت چهار باشه
.من ساعت ۴ قرار معاینه دندون پزشکی دارم
!اوه، نه، نه، نه، نه !کمکم کن کیفم رو پیدا کنم
مامان، چرا اینقدر ناراحتی؟
.فقط قرار دوباره بگذار - .نمیتونم -
منشی اونجا گفت
.که اونجا توی موارد کنسلی قانون سختگیرانهای دارن
.بحث ۷۵ دلار پوله
.مامان، آروم باش، فقط ۷۵ دلاره
فقط ۷۵ دلاره؟! بعدش چی؟
فقط یه کم هروئینه؟ !فقط یه کوچولو قتل عمده؟
پس موی من چی؟
!آخ
،خوشت نیومد
یه دوست دختر پیدا کن
تا یه نفر دیگه بتونه چیزهات .رو از روی بدنت کوتاه کنه
!بیا بریم! حرکت کن! حرکت کن !حرکت کن
اوکی، این داستان ماست
.ما دیر کردیم چون داشتیم برای عروسی تو و "ری" برنامه میچیدیم
.هیچکی نمیتونه یه زوج گی دو نژاده رو اذیت کنه
ببین، من دروغ نمیگم، باشه؟ من عضو با تجربه
،تیم خبری شبکه دبلیوایکسدیان هستم و قسم خوردم
.که همیشه حقیقت رو بگم
.و هیچوقت چاق نشم
.خب، پس بهتره یه چیزی به نظرمون برسه
.یه بهونه خوب همینطوری از آسمون برای آدم نمیاد
.من توی این کار هیچ نقشی ندارم
.اوه، خدای من
.شرمنده
شما خوبی؟
.من دارم یاد میگیرم که با این ویلچر کار کنم
من امروز صبح وقتی داشتم یه بچه دزد
.رو دنبال میکردم، مچ هر دوتا پام پیچید
!بیچاره
،واقعیتش، من یه ساعت پیش داشتم میومدم اینجا
،ولی وقتی داشتم میومدم یه اردک مادر رو دیدم
که داشت با هشت تا جوجهش .از بین ماشینها رد میشد
.نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
همشون رو جمع کردم و .تا نزدیک دریاچه بردمشون
.اوه
برای همینه که واسه
.قرار معاینه با دکتر "وگا" دیر کردم
شما باید "کارول میلر" باشید؟
بگذار ببینم وقت دیگهای هست
.که دکتر "وگا" بتونه شما رو معاینه کنه
.ممنونم، عزیز دل
.واو، "نیتن"، اونجا رو داشته باش
.دندون پزشک جذاب
،اگه همه دندون پزشکها اینطوری بودن
.اینقدر بوی دهن مردم بد نبود
.مرد، اون جذابه
.بسیار خب، زنبیل گذاشتم - چی؟ -
.میگم که زنبیل گذاشتم
زنبیل؟ زنبیل گذاشتن کاریه که سفید پوستها اختراع کردن
.تا بتونن دزدیهاشون رو توجیه کنن
ببین، تنها دلیل که ما اینجا هستیم
.بخاطر وقت معاینه مادر من هست
وقتی ما مادر تو رو برید به دندون پزشکی .اونوقت میتونی زنبیل بگذاری
.خودت خوب میدونی که مادر من دندون نداره
باشه، باشه، نظرت درباره سنگ، کاغذ، قیچی چیه؟
.باشه، یک، دو، سه
!برو - .آره، من بردم! کاغذ از سنگ میبره -
تو کجای عالم دیدی که کاغذ از سنگ ببره؟ اگه ما توی کوچه بودیم
و تو یا یه تیکه کاغذ میومدی طرفم ،و من یه سنگ داشتم
!باهاش میزدم دهنت رو سرویس میکردم
،ببین چی میگم. اگه تو بکشی عقب
بهت قول میدم که بگذارم توی ون تو ،رادیو رو انتخاب کنی
و من ماشین رو میرونم تا تو بتونی .سرت رو از بالای ماشین بیرون ببری
.باشه. یه چیز دیگه
،برای هفته بعد، هر بار که منو میبینی
.باید بهم احترام رسمی بگذاری
.باشه
ببخشید. میتونید بهم بگید دستشویی کجاست؟
.در سمت چپتون
.اوه. یه جورایی نقشهام رو خراب کردین
شما برای دستشویی رفتن نقشه کشیده بودین؟
آه، ایده من این بود که ،از شما بپرسم دستشویی کجاست
،و بعد شما به من یه آدرس پیچیده بدید
که احتمالاً شامل یه کلید ،و یه مسواک بزرگ میشد
،و بعد من یه جک میگفتم مثلاً اوه، جولیا رابرت خبر داره که"
"تو مسواکش رو دزدیدی؟
.چونکه اون دهن واقعاً بزرگی داره
،به هر حال، شما در جوابش یه پاسخ جذاب میدادین
،و تا زمانی که بتونم از شما کلید رو بگیرم
بتونیم دوتایی برای رفتن به رستوران مورد علاقتون
.برنامه بچینیم
این واقعاً نقشت بود؟
یا اینکه نقشه شما این بود که درباره نقشه شکست خوردتون حرف بزنید
و خودتون رو به صورت جذابی آشفته نشون بدین؟
.شاید، نمیدونم
.در واقع من آشفتهتر از اونم که بتونم چیزی بگم
.نگاه کن
شمارش رو گرفتم، شنبه شب .با هم میریم بیرون
.اوه، خوش به حالت
حالا اون دامن خیالیت رو بگیر .و برام تعظیم کن
.واقعی برو
اوکی، خانوم "میلر"، پس فردا همین موقع چطوره؟
اون زمان خوبه؟
.اوه، عالیه
،باید بهتون بگم
من واقعاً نگران هزینه کنسل شدن .این معاینه بودم
.اوه، نه-نه-نه-نه-نه-نه، نگران نباش
.این فقط ۷۵ دلاره
،چطور میخواین پرداخت کنید با کارت اعتباری؟
.آره، برو با کارت حساب کن
بابا، چطور هی داره این اتفاق میافته؟
قسم میخورم. من با آدامس توی دهنم .نمیرم توی رخت خواب
فقط یه دلیل منطقی میتونه داشته باشه
آدامسهایی که سالها پیش قورت دادم
.دارن از بدنم خارج میشن و میان تو دهنم
،امکان نداره. حتی اگه بدن نتونه چیزی رو هضم کنه
.آخرش از اونور خارج میشه
،وقتی "میکیلا" چهار ساله بود
.اون تمام عروسهای خونه عروسکیش رو خورده بود
.همه شون بیرون اومدن
.ولی اون دیگه یه خونه رویایی نبود
"هی، "دب"، اون عصای "آدام
که بعد از عمل جراحی پاش استفاده میکرد کجاست؟
.توی گاراژ نبودن
مطمئن نیستم. چرا؟
.من اون رو برای قرار معاینه دندون پزشکی فردام میخوام
من نمیتونم بعد از با ویلچر رفتن .برم اونجا و راحت راه برم
.حتی وقتی دروغ میگم برای خودم قانون دارم
.عصای من توی زیر زمینه
به همراه پای مصنوعی
.و پیراهن امضا شده مایکل جوردن
.یه اشتباهی پیش اومده بود
.اونا فکر کردن من یه بچه در حال مردن هستم
.هی، ببین، "دب"، یه لطفی باید در حقم بکنی
.آه! تو همیشه نمیتونی لوازم آرایشی من رو بگیری
.برو برای خودت بخر
.چی؟ من لوازم آرایشی استفاده نمیکنم
،ببین
نه، نه، تو باید فردا مامان .رو برای معاینه ببری
،من با دندون پزشک جدیدش قرار دارم
.و نمیخوام اون اول ازش بازجویی کنه
.اوه، با یه دندون پزشک قرار داری
هی، اون کارش خوبه؟ ما به یه دندون پزشک خوب احتیاج داریم
.با این اعتیادی که بابا به آدامس خوردن داره
.من آدامس نمیجوم! من ته این قضیه رو در میارم
دبی"، اون عروسک خرسی که توش" دوربین فیلمبرداری داشت کجاست؟
.آم، توی اتاق خوابمونه
صبر کن بینم. توی اتاق خواب ما دوربین هست؟
من ورزشکارم، فهمیدی؟
.با دیدن فیلم کارهام بازیم بهتر میشه
ببین، "دب"، نظرت چیه؟ اونو میبری؟
بیخیال. من باید اول ببینم میتونم ارتباطی
با این زن برقرار کنم .قبل از اینکه مامان دخالتی کنه
میدونی که مامان چطور چیزهای که لازم نیست
.رو میتونه پیچیده کنه
.من پای مصنوعی رو پوشیدم
.نه
آدام"، چطور توی این میتونستی راه بری؟"
.اوه، راه نمیرفتم
من پشت مامانم سوار میشدم و از گردن بندش
.مثل افسار اسب برای هدایتش استفاده میکردم
.باشه، من میبرمش پیش دندون پزشک
ولی بیشتر به خاطر اینه که ببینم
چطور این آپتیموس پرایم قراره
.تبدیل به کامیون 18 چرخ بشه
مامان، واقعاً این کار لازمه؟
،من میخوام با هر قدمی که برمیدارم از این فرصت استفاده کنم تا
تا اون 75 دلاری که از این مریض .الکی گرفت رو یادش بیارم
!"اوه، خانم "میلر
.سلام، روز به روز دارم قویتر و قویتر میشم
.من الان میخواستم با شما تماس بگیرم
.متاسفانه دکتر "وگا" قرارش رو کنسل کرد
No comments yet. Be the first to leave one.