The first 136 lines.
میخوای بگی نمیدونی اون مرد کیه؟
اون بدترین شیطانه که !در برابر ملکۀ فقید قرار گرفته بود
.اگه اینکار رو نکنم، نمیتونم برگردم
.بهم یه قولی بده
من این مرد رو شکست میدم، درعوض شما هم .به من و دوستام تا زمانی که از مرز رد نشدیم، کاری نداشته باشید
!پس قرار گذاشتیم، ها
...نمیتونم درک کنم
چرا یه نفر از امپراتوری داره از اون زن محافظت میکنه؟ و همینطور چرا مقابل من ایستاده؟
،هرچند، مهمـم نیست .جوابت اهمیتی برام نداره
!له شو
!سریعتر نجاتـشون بدید
،پس شما اینجایید .هنوز اعلام خطر متوقف نشده، لطفاً برگردید داخل
چه اتفاقی افتاده، شوارتز؟
ما معتقدیم که نیروهای ترور امپراتوری ...به داخل کشور نفوذ کردن
و همزمان در زندان الکاتاتراز اتفاقی افتاده .که باعث آزاد شدن سالینجر شیطان شده
الانم داریم درمورد .ارتباط این دو خبر، تحقیق میکنیم
.که اینطور
و یه چیزی فکرم رو ...خیلی مشغول خودش کرده
به من گفته شده که پرنسس آلیسلیزه .شخصاً فرماندهی آلکاتراز رو به عهده گرفته
اصلاً به نظر نمیاد .این امر اتفاقی بوده باشه
آلیس اونه ساما؟
!اوه، جالب شد
نمیتونم بگم تا حالا کسی نبوده که ...هنرهای روحی من رو دفع کرده باشه
ولی این اولین باره که می بینم .یکی به صورت فیزیکی اونا رو دفع میکنه
صدای روح .از یه انرژی نامرئی مخرب ساخته شده
.کسی نمیتونه اون رو با شمشیر دفع کنه
درسته نامرئی هستن .ولی دفع کردنشون غیرممکن نیست
شرارههای آتش بیثبات شدن؟
پس تو، تا این حد تکامل پیدا کردی؟
همچین چیزی هم ممکنه؟
.از روز تولد که اینجوری نبودم
شعبده بازی کردی یا کار خدا بود؟ اتفاقی بود یا از استعدادت بوده؟
.پس فکر کنم کشف کردنش جالب باشه
،شمشیرزن امپراتوری !حواست رو خیلی جمع کن
،روحی که اون داره، بازتاب آب ـه ...اون روح بقیه رو به دام میندازه و میدزد
!رین
!مزاحم نشو، خدمتکار
.من الان مشغول بازی با این شمشیرزن هستم
.خوب واکنشی نشون دادی الان بر چه اساسی همچین قضاوتی کردی؟
.غریزه
.ولی این یه حدی داره، دووم نمیاری
!نه
ها؟
!قبل از اون تمومش میکنم
تو! یه جونور وحشی هستی تو پوست انسان؟
.این حرکتت واقعاً ترسوندم
یه حفاظ از باد، ها؟
.همون شانس یک در میلیونت رو هم از دست دادی
.دیگه هیچوقت شمشیرت به من نمیرسه
!نخیر! دفعۀ دیگه حفاظت رو در هم میشکنم
!به زمین بیوفت، جونور
روح گدازه، پیش بیا !و با خشم خود این زمین را بسوزان
!بپر
.نجاتم دادی
.نتونستم ولت کنم به حال خودت، همین و بس
گفتنش برام سخته ولی .بودنت اینجا کمک بزرگیه
نمیدونم اون مرد چندتا کارت دیگه داره که رو نکرده !ولی از حالا به بعد، باهم باهاش میجنگیم
گفتی کارت برنده؟
من از 30 سال پیش تا حالا !هیچ کارتی رو از خودم نشون ندام
،گوش کن، خدمتکار !و همینطور تو، شمشیرزن امپراتوری
قدرت واقعی یه روح !از چیزی که فکر میکنید خـــیلی عمیقتره
بعد از دیدن یه نگاه به اون !از این دنیا محو بشید
!تیمهای جستوجو دنبال سالینجر بگردن
!افسرای پلیس مجروحان رو نجات بدن !منم ترتیب این آتیش رو میدم
نگهبانهای زندان، شما هم کمک تیم جستوجو !دنبال سالینجر بگردید
!نمیتونیم بذاریم اون شیطان از اینجا فرار کنه ...با تمام قدرت
.بیفایده است
...اون متوقف نمیشه
چون کسی نیست .که بتونه اون رو متوقف کنه
...حواری، بی نام
،اینجا کشور منه !گمشو بیرون، قاتل پست
واقعاً مسخره است .که یه ساحره به من میگه پست
این خرابکاری کار توئه؟
تو به زندان حمله کردی و سالینجر رو فراری دادی؟
الان این واقعاً مهمه؟ !بهتره روی حقیقتی که جلوته تمرکز کنی
...برج زندان در شعلههای آتشه
و سالینجر متعالی یه بار دیگه .میوفته به جون فرمانروایی
.اینجوریاست
!خودم متوقفش میکنم
تو با این حال و روزت؟
!سوراخش کنید
فکر میکردی بودن توی خاک کشورت برات برتری میاره؟
خودت چی؟ اون اعتماد به نفست کجا رفته؟
!مردونه بیا جلو
...هرجور تو بخوای
البته بعد از اینکه .سالینجر ترتیب اینجا رو داد
.مأموریت من اینجا تموم میشه
!بینام
سالینجر؟
روح بازتاب آب؟
این یه روحه که میتونه .ارواح دیگه رو به دوقسمت تقسیم کنه
،آب و آتش، خاک و باد .تاریکی و روشنایی
با ترکیب دو مفهوم متناقض .اونا به سطح بالاتری ارتقا پیدا میکنن
این یه سطح متعالی است .که هیچ روح فردی نمیتونه به اون برسه
!آتش منجمد کننده
!ازاینجا دور شو، رین
آتیشش شعلهور شد!؟
تو تعادل بین آتش و یخ رو به هم زدی !و این اشتباهت بود
!بمیر
!ایسکا
...سالینجر
هدفت برای جمع آوری ارواح، اینـه؟
.هدفـم؟ این فقط یه محصول جانبی ـه
ترکیب یک روح با روح دیگه .همش در قلمروی ساحرههاست
چیزی که من به دنبالشم .فراتر از این حرفاست
!هدف من ترکیب انسان با ارواحـه
!ترکیب انسان با ارواح؟
در طول تاریخ .فقط دو نفر بودن که به این سطح رسیدن
.که یکی از اونا بنیانگذار نبولیسه
جناب بنیانگذار؟
من از مفهوم پادشاه زمینی فراتر میرم .و قطعاً به اون قلمرو وارد میشم
!مزخرف میگی
!سالینجر، تو واقعاً دشمن خانوادۀ سلطنتی هستی
!همینجا متوقفت میکنم
هنوزم میخوای بجنگی؟ .تو که سرنوشت اون شمشیرزن رو دیدی
...تو ایسکا رو نمیشناسی
اون پسر کسیه که اربابم، آلیلیزه ساما .اون رو به عنوان رقیب خودش پذیرفته
و از اون مهمتر، برابر کسی که میخوای بهش برسی .یعنی جناب بنیانگذار، جنگید و شکستش داد
ها؟ اون بنیانگذار رو شکست داده؟ .داری مزخرف میگی
امکان نداره ایسکا .در مقابل همچین حملهای کم بیاره
تنها کاری که لازم بود من بکنم .خریدن وقت کافی با گوش دادن به حرفات بود
،دیگه کافیه .از دیدن قیافه ـت دیگه خسته شدم
.برو بمیر
!کجا رو نگاه میکنی، شیطان
!امکان نداره
ممکن نیست تونسته باشی !جون سالم به در ببری
این دو تا شمشیر مقدس !مثل یک روح هستن در دو بدن
شمشیر سیاه هنرهای روحی رو میبره !و شمشیر سفید دوباره اونا رو تولید میکنه
...نکنه که
،میخوای بگی برای فرار از شعلههای آتش خودت رو با یخ پوشوندی؟
!انگار زده به سرت
.برای خودم اعتقادی دارم
نمیتونم به اعتمادی !که اون دختر بهم کرد، خیانت کنم
اعتقاد؟ !حرف مفتـه
!تو فقط یه مجنون آزاردهندهای
،ای هوا و آذرخش !دیوانهوار برایم برقصید
No comments yet. Be the first to leave one.