The first 200 lines.
باید انتخاب کنم؟ من توی تعطیلات هستم
آره
شورتکهای منو ندیدی؟ شورتکهای پرینستونـم
اونا رو کنار کلر توی ساحل پوشیده بودم
دوستـت دارم - چیزی که ما داریم عشق نیست -
وظیفه است
پسر عموی دزموند یه وقت ملاقات
با مایک یک چشم برامون جور کرده
هنوز سارا توی سرتـه
اگه اونطور که لیاقتـش ،رو داره باهاش رفتار میکردم
شاید الان یه خانواده میبودیم
اون میره همهجا جندهبازی میکنه
دهن کثیفـت رو ببند
خودت گفتی برای سارا به پول نیاز داری
توی خونه آقای ریچاردسون مواد مخدر کشف شد
پس اون با محاکمه روبرو میشه
کلایو جواب همهی
سوالای زندگی منو داره
کاری میکنم بهم اعتماد کنه، همونطور که اون اعتماد خواهرم رو جلب کرد
!گوگو
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
خب، حالا
بهترین بخش هفته من شروع میشه
مرسی که همیشه اینجا میایی، بری
تو یه دوست خوب هستی
میدونی که برام مهم نیست مردم دربارت چی میگن
هیچکس نباید به تنهایی این شرایط رو تحمل کنه
یه چیزی برات درست کردم
اون تازه تولد دوسالگیـش رو برگزار کرد
ممنون، بری
قشنگـه
خواهش میکنم، و میدونم
میتونم ازت یه سوال بپرسم، گوگو؟
بپرس
میگن که ادوین اینجا میاد
هر هفته، مثل من
درستـه
اما تو اون رو نمیبینی. چرا؟
خودش میدونه چرا
سلام، مرد کوچولو
یا باید بگم مرد بزرگ؟ چهار سالته
اشکالی نداره. مشکلی نیست
خوشحالـم که آزاد شدی
واقعا میتونیم از کمکـت استفاده کنیم - میدونم -
میدونم. متاسفم
هیچکس منو استخدام نمیکنه یا حتی به من نزدیک نمیشه
همه فکر میکنن من کار وحشتناکی با اون دختر انجام دادم
نمیخوام در مورد اتفاقی که برای
اون دختر افتاد بشنوم
پس من میرم به نیویورک
دنبال کار بگردم
وقتی یه کار پیدا کردم، پول میفرستم
و قسم میخورم تا زمانی که اعتمادت رو پس نگیرم
به جز کار هیچکار دیگهای انجام نمیدم
باشه
باشه
آشپزخونه
حموم اونجاست
اینا هماتاقیهات هستن
۱۰۰۰دلار میشه
آقای ریچاردسون؟
بابت پول تاکسی به ما بدهکاری
بالاخره، سود ده میشه
سارا، خیلی خوشحالـم که صدات رو میشنوم
کجا بودی؟
دهمین تولد کلایو جونیور رو از دست دادی
،سه ماهـه که خبری ازت نشنیدیم
چه برسه به اینکه پولی فرستاده باشی
هی، متاسفم. ببخشید
تاسف تو تبدیل به غذا برای پسرت نمیشه
چه جور مردی فرزندش رو رها میکنه؟
آپاندیسـم ترکید
باید جراحی میکردم
اونا شیفتهای من توی ...گاراژ رو دادن به بقیه، اما
همهچی درست شد
چند روز دیگه پول میفرستم، باشه؟
میتونی پولـت رو برای خودت نگه داری
ما دیگه بهت نیاز نداریم
الان دیگه متاهل هستم
چی گفتی؟
گفتم الان متاهل هستم
ازدواج کردم
قیمت بنزین برای ماهها در سراسر کشور بیش از ۵ دلار برای هر ۴ لیتر بوده
تا حد زیادی با تشکر از جنگ جاری در اوکراین
چه از نظر اختلالات عرضه
و چه از نظر محدودیتهای تجاری که توسط ایالات متحده و متحدانش
بر رژیم پوتین اعمال شده است
بنابراین اعلام پیوستن اوپک به روسیه
و کاهش تولید نفت
خبر سختی برای مصرفکنندگان و
و دولت بایدن است
حضور روزافزون
...فنتانیل رنگینکمانی
!گوگو
!گوگو
!گوگو! گوگو
!گوگو
هی، آقا! کار میکنی؟
یه دختر دانشگاهی توی آخرین شب
تعطیلات زمستانیـش چیکار میکنه؟
...آلیسون توماس
،فکر میکرد قراره یه پر شب از رقص
...نوشیدن
من خوشگذرونی دوست دارم
مواد مخدر و عیاشی همهجانبه داشته باشه
اون به سرعت فهمید لقمه بزرگتر از دهنـش برداشته
،اون این مردا رو نمیشناخت اما بهشون اعتماد کرد
اون نمیدونست که اون مردا چی توی ذهنـشون بود
داره دیر میشه. بیایید برگردیم به تفریحگاه
اما ما تازه داریم شروع میکنیم
لطفا
نگران نباش، بانو. خیلی خشن نیستم
نه، خواهش میکنم. نه
نه، نه
چه غلطی داری میکنی؟
اِم، بهت گفتم که اون چرندیات رو نگاه نکن
،نه تنها از نظر زیبایی زباله است
،بلکه نژادپرستانه است نگاه جنسیت گرایانه است
...این فقط
تمام سوءاستفادهایه که میتونی بهش فکر کنی
خودم این رو فهمیدم. خیلی توهینآمیزه
پس چرا اصلا تماشاش کردی؟
وقتی داشتم تحقیق میکردم یه کلیپ ازش دیدم
،فکر کردم اگر همه نظریهها رو یاد بگیرم
میتونه به بهم توی نزدیک شدن به کلایو کمک کنه
هنوز نقشه امشب سرجاشـه، درستـه؟
آره
اما واقعاً ای کاش اینکار رو نکنیم
اِم، فکر اینکه تو داری با اون مرد ...وقت میگذرونی، من فقط
هی، مشکلی پیش نمیاد
از پسش برمیام
تو زود اومدی - یا تو دیر اومدی-
،مردم تو رو خانمی من صدا میکنن
منو خیلی منتظر نگه میداری
و من شیرینیهای مورد علاقهات رو اوردم
گواوا و پنیر
میدونم گوگز من چطور اینارو دوست داره
کمی نمک توی شیرینیـش، میدونی؟
یهویی پولدار شدی
هدیه میخری
اون ملاقات با مایک یک چشم باید خوب پیش رفته باشه
اوه، چیزی که میخواستم رو گرفتم
بیا، داداش بزرگـم، میدونی که عاشق اینایی
و هر دو میدونیم که نمیتونی از دست من عصبانی بمونی
ببین، میدونی، اینطوره که میدونم من و تو
قراره توی نیویورک با هم بترکونیم
همینالان هم مثل هماتاقیها دعوا میکنیم
نیویورک پر از کرمـه
هوم، کرمهایی با پول بیشتر و مشاغل بهتر، آره
چقدر کوکائین از مایک یک چشم گرفتی
که مطمئنی میتونی به نیویورک بری، هوم؟
به اندازه کافی گرفتم
و هیچوقت حدس نمیزنی چی شد
مایک یه همجنسگراست
باید باهاش لاس میزدم، مثل همونکاری که توی تفریحگاه با اون مرد انجام میدم
،میدونی، مثلاً، «اوه، مایک یک چشم
«من عاشق خودت و خیار بزرگـت هستم
حالا، یکم مواد بهم بده»، میدونی؟»
جای تعجب نیست که من هیچوقت اون رو توی کلیسا نمیبینم
خدا دو بار اون رو به جهنم میفرسته
اون رو بذار توی صندوق کنار ماریجوانا، داداش
نه. کوکائین محکومیت زندان داره
نمبتونی جای دیگهای پیدا کنی؟ اینجا خونه مادربزرگـمه
،تنها کاری که بکنی اینـه که مواد رو نگه داری
و ۱۰ درصد از سود رو بهت میدم
مواد لعنتی رو بگیر
...بگیر
اوه، خیلیخب
گوش کن، گوگو، من کمی با ،این غر زدنـت کنار میام
اما قرار نیست تمام روز این بد خلقیـت رو تحمل کنم
چون امروز حالـم خوبـه
اوضاع با اون دختر توماس داره جالب میشه
اون از قبل دچار تب ادوین شده
خب، پس شما همو بوسیدید، و بعدش چی شد؟
خوب بود. واقعا قشنگ بود
...اما، تا حالا
...مثلا، با یه
...قبلا با یه سیاه پوست بودی، یا
خودت اون تبعیض نهفته توی سوالـت رو میشنوی؟
من نژاد رو نمیبینم - آره، درستـه -
پس به همون اندازهای حشری میشی
اگه اون یه فرد سفیدپوست بود، درستـه؟
آیا این واقعیت که ادوین اینقدر با من متفاوتـه
بخشی از چیزیـه که اون رو جذاب میکنه؟
باشه. آره
تو تا حالا با یه سیاه پوست بودی؟
نه. هر چند یه بار توسط یه پسر آسیایی انگشت شدم
،یعنی اون یه پخمه بود
حتما، اما، میدونی، چیز جدیدی نیست
اکثر پسرایی که من باهاشون بودم ،تقریبا پخمه هستن
اما، آه، آره
تو احتمالاً با یه سری از دانجشوهای معروف ورزشی
فوق ستاره و مدل معروف و ...بازیکنای فوتبال بودی، پس
نه. من تا الان فقط با دو نفر خوابیدم
یکیـش دوست پسر دبیرستانی
،خیلی شیرین و جدیـم بود
و اون یکی یه بازیکن لاکراس توی یه جشن بود
اما من به دنبال افزایش تجربههام هستم
باشه، با تایلر یا ادوین؟
یا، رفیق، با تایلر و ادوین
No comments yet. Be the first to leave one.