The first 34 lines.
توی تاریکیِ محضی که جا خوش کرده بود
فکــر کنم یه پـرتو نوری دیدم
لحظـه ای که نگــام کردی
اوه واو
اون عطــر پــراکنده
باعـث حــرکتم میشـه
مســـتانه دنبالش میکنم
اوه واو
نگــاهمون به هم گــره خورده
یه جــوِ ساکت و نفس گیر
فقط یکــم
جاذبه ی کافی
مـارو کنـار هم آورده
با یه نگـــاه همه چیـزو غارت میکـنی
بـهم زمان نمیدی به خودم بیام
میخـــوام تو آغوش بگیــرمت
حــالا بیا ما دوتا
جوری همدیگـه رو لمس کنیم انگـار همو میشناسیـم
جوری همدیگـه رو لمس کنیم انگـار همو میشناسیـم
بیشــتر از این دیگـه نمیتونم صبـر کنم
اگــه تو هم حست مثــل منــه
حالا بیا ما دو تـــا
هم دیگــه رو
اسمـتو نمیدونم
جوری همدیگـه رو لمس کنیم انگـار ما
هم دیگــه رو
حــالا ما دوتا
حتـی اگه جـورِ دیگه وانمود کنـی
میتــونم حس واقعیت رو ببیــنم
تو اینو میخـوای
اوه واو
همین الانشـم خیلی به هم نزدیکیم
تو فقط باید دنبالم کنـی
و بیای اینجــا
No comments yet. Be the first to leave one.