The first 200 lines.
...آنچه در "آسيبي نرسان" گذشت
تو همون شيمي داني هستي که 5 سال تمام .حبسم کرده بود
.ميخواي منو بکشي
!وايسا، صبر کن .من هيچي نميدونم
.کول" همش ميپرسه چرا باباش نخواست ببينش"
منم بهت گفته بودم که اگر "کول" رو ناراحت کني
.رابطمون تموم ميشه
.گفتم که، من تقصيري ندارم
.تصادف شده بود
."هيچ تصادفي نشده بود "ايان
جيسن" ميخواد بکشت"
حالا ميتونين همو بکشين
.و دست از سر من و "کول" بردارين
.درستش ميکنم
چيکار ميخواي بکني؟
از امشب به بعد
.همه ي مشکلاتت تموم ميشن
بابا؟
...اما تو همش تظاهر ميکني خوبي و
.نه، نه .الآن ميخوام همه چي رو درست کنم
.خواهشاً ازم دور شو
.ميشم. ميشم واسه همينه که اينجام، خب؟
.ديگه مجبور نيستي فرار کني
نيازي ديگه به قايم شدن نيست، باشه؟ .الآن ديگه ميتوني زندگي عادي خودتو بکني
هميشه ميگي همه چي رو به راه ميشه
.اما هميشه آخرش بدتر ميشه
.نه. ايندفعه نه
.يه راه حل پيدا کردم - مامان؟ -
بابا؟
.سلام
...جيسن" اين" .اين "کول"ـه
کول"؟"
ميخواي بياي اتاقمو ببيني؟
کدوم اسباب بازيتو از همه بيشتر دوست داري "کول"؟
.اين يکي - اين يکي؟ -
.خيلي باحاله
،دارم فکر ميکنم به چي تبديل ميشه يه کاميون
يا يه حشره اي همچين چيزي، نه؟
ميدوني، منم وقتي همسن تو بودم
.يه پيست ماشين سواري درست مثل اين داشتم
فکرشو بکن، انگار يه پيست ماشين سواريه
انگار هزار نفر دارن جيغ ميکشن
.انگار صد هزار نفر دارن جيغ ميکشن
...با علامت تو آماده ميشيم
!بريم !بريم
!موفق شدي
.دايناسورِ استگوسار، ايول خيلي خب، آماده اي؟
و "جک" از ساقه ي درخت لوبيا بالا رفت
.تا هر ارتفاعي که ميتونست
،وقتي به نوکش رسيد دور و برش رو نگاه کرد
.و يه قلعه ي زيبا ديد
و ميدوني که تو اون قلعه زندگي ميکرد؟
.يه غول - !يه غول -
اون از تمام غول هاي توي اون سرزمين .دايناسورا و ماشيناي هيولاي بيشتري داشت
.و اسمشم "کول" بود
.اينجوري نيست که - اينجوري نيست؟ -
منظورت چيه؟ خوندن بلد نيستم؟
.خوندن بلدم .قول ميدم
ميخواي يه چيز ديگه بخونيم؟
.اين يکي - .باشه، اين يکي خوبه -
.ببخشيد... وقتشه که بري
.آره، مامانت راست ميگه رفيق .بايد برم
.لطفاً
.امشب نه
...من
ميتوني فردا برگردي؟
.دوست دارم بيام
.ببينيم چي ميشه
.باشه. ببينيم چي ميشه
ولي واقعاً از اينکه اتاقت رو ديدم و با .اسباب بازيهات بازي کردم خوشم اومد
.خيلي خوش گذشت
.نميتونستم دربارش بهت بگم
براي صلاح خود "کول" بايد از هم جدا .نگهتون ميداشتم
.خودتم ميدوني
،اگه ميخواي سرم داد و بيداد کني، ايرادي نداره .فقط فراموشش کن
.اون حرف نداره
.جيسن"، تا قبل از اينکه "ايان" برگرده بايد بري"
."فقط ميخوام جزئي از اين زندگي باشم "اوليويا
الآن نميتونم تصميمي بگيرم
...قبل از اينکه دربارش فکر کنم، پس
.خيلي خب، فردا برميگردم .اون موقع حرف ميزنيم
.جيسن" بايد بري"
بايد اونقدر از اينجا دور شي
تا "ايان" نفهمه اينجا بودي، باشه؟
ايان" ميشناسش، مگه نه؟"
.واسه همينه "کول" منو شناخت
خودش فهميد، خب؟
."اومد خونه و شروع کرد به حرف زدن با "کول
،نميخواستم هيچ کدوم از اينچيزا اتفاق بيفته .اما الآن بايد بري، خواهش ميکنم
.برميگردم
،بايد درک کني .اين همه چيزو برام تغيير ميده
5سال قبل
اينجا چيکار ميکني؟
.راستش خودمم نميدونم
،حتماً "ايان" از حال رفته بوده، خواب مونده .پس الآن اينجام
.آره، منم دربارش خوشحال نيستم
يکم قهوه ميخواي؟
،هر احساسي مثل من داشتي .ميتوني ازش استفاده کني
.برو بيرون
..."اوليويا"
واضحه که تو و "ايان" بايد
...خيلي عاشق و معشوق باشين و
.بايد بدوني که اين يه کليشه ست
.اين کار هميشگيشه
.تورو پايين تر و پايين تر ميکشه - ..."ايان" -
.منو هيچ جا نميکشه
.الآن داري چندتا مواد رو باهم ميکشي
.هروئين، بنزو، قرض ضد افسردگي
خبر داري چقدر خطرناکه؟
آخرين چيزي که ميخوام يه نصيحت
.از همون کسيه که 12 ساعت پيش برام مواد خريده
.خواهش ميکنم
.اوليويا" فقط قصد دارم کمک کنم"
.برو
!برو
!برو بيرون
."دکتر "مارکادو
."کاني"
.لعنتي
.به طرز غافلگير کننده اي آرومي
.فکر کردم امشبو فرستادمت خونه
.سانتريفيوژ روشن بود
.عيبي نداره .اشمبو ميتوني راحت باشي
جايي ميرفتين؟ - ...نه -
...فقط امشب نميرم خونه چون
.ميخوام ضد عفوني کنم - .خيلي خب -
دکتر "کول" رو اين اطراف نديدي؟
نه، ميخواين براتون پيداش کنم؟
!نه .يعني، نيازي نيست
اگه ديديش
.بهش نگو منو ديدي
.روبن" عزيزم"
.درست سر وقت شام اومدي
.عزيزم خيلي لاغر شدي غذا ميخوري؟
.بله مامان، هنوزم ميخورم
نگران نباش. غذاي مورد علاقتو .درست کردم
.پودينگ با نان برشته شده
.و خواهرات واسه ديدنت لحظه شماري ميکنن
.ميخوان بشنون تحقيقاتت چطور ميگذره
مامان، بهت گفته بودم که .نميتونم دربارش حرف بزنم
.حيوونکي، خيلي زياد کار ميکني
.ميخوام بشيني و استراحت کني و غذا بخوري
.کلي غذا واسه تو و دوستت درست کردم
کدوم دوستم؟
!"روبن"
.سلام دادا
.همه جا رو دنبالت گشتم
:مــــتــــرجــــمــــيــــن M i L a D F a i n t P o u Y a S t a R
.ماماني خوابم نميبره
.منم همينطور
.بيا اينجا
.پتو بندازم روت
بابا کِي برميگرده؟
.نميخوام واسه اين قضيه اميدوار باشي
.ممکنه برنگرده
واسه چي؟
.پيچيده ست
.ولي من دوسش دارم
.ميدونم
اوليويا"؟"
اوليويا"؟"
هي "اوليويا"؟
!"اوليويا" صدامو ميشنوي؟
.نه، نه
."نه، اينکارو باهام نکن "اوليويا
!يالا
!"خيلي خب، پيشم بمون، پيشم بمون "اوليويا
!"يالا "اوليويا
.پيشم بمون ."يالا "اوليويا
.خيلي خب .فقط نفس بکش
.فقط نفس بکش
.خوبي
.من ازت مراقبت ميکنم
.استفانيا" دست پختت حرف نداره"
خدايي بايد يه رستوران باز کني
.يا شايد درباره ي ازدواج مجدد با يه دکتر فکر کني
.دکتر "کول" خيلي بدين
."شما هم همينطور، "پائولا"، "مرسدس
.دلم به حال پسراي توي مدرسه ميسوزه زياد بهشون سخت نگيرين، باشه؟
روبن" چرا بهم نگفته بودي خواهرات"
اينقدر خوشگلن؟
.فکر کنم مشخصه
بازم ميخواي بخوري؟
.دوست داشتم، پُرم .خيلي خوشمزه بود
.ممنون. بذارين ظرفا رو ببرم
.نه، نه، نه، نه لطفاً نکن .تو مهمانموني
.نه، اين کمترين کاريه که ميتونم بکنم
.خودم کمک ميکنم - .کمترين کاريه که ميتونم بکنم -
.از حد مجاز رد شدي - چي؟ -
خودتون يه قانون عجيب دارين که مهمون بايد ...ميزو تميز کنه
،اگه ميخواي تهديدم کني، بترسونيم .اين يه چيزه
!ولي خانوادم رو درگيرش نکن
.اي بابا فقط داريم شام ميخوريم
نميدونم توجه کردي يا نه، ولي همه اينجا
.داره بهشون خوش ميگذره بجز تو
.پس بيخيال، عوض شو
باشه؟ .خانما
واسه همچين شبِ دوست داشتني اي ازتون .خيلي ممنونم
اما الآن با اجازتون
.ميخوام يه چند ساعتي پسرتونو بدزدم
No comments yet. Be the first to leave one.