The first 23 lines.
Raina Ft.Aron-Loop
صبح چشمامُ باز ميکنم...صبح به خير
قشنگه ولي من ديگه خسته شدم "حوصله ام سر رفت"
همون زمان،همون تاريخ
...حتي اگه تيپ بزنم شام،سينما و بعدم کافه
انتظار سورپرايز شدن ندارم "اينطور نيست"
فقط منتظر يه اتفاق جديدم "مثل چي؟"
نه اينکه دوستت نداشته باشم "اينطور نيست"
راستش دوست دارم بيشتر باهات باشم
به جاي شام،سينما و کافه يه چيز ديگه ميخوام
...راستش الان خوشحالم ولي
به جاي شام،سينما و کافه يه چيز ديگه ميخوام
ميخوام باهات چيز جديديُ تجربه کنم
مثلا به جاي سينما،بريم تئاتر
مثلا ميتونيم به جاي غذا،نوشيدني بخوريم
مثلا ميتونيم يه سفر شگفت انگيز بريم
ميخوام باهات چيز جديديُ تجربه کنم
آخر هفته،يه قرارِ ديگه با تو
قشنگ معلومه...انگار تيرزشُ ديدم
الان اينکارُ ميکنيم و بعدش ميريم اونکارُ ميکنيم
سعي ميکنم هيجان زده باشم ولي پيچيدگي در کار نيست
فکر کنم هميشه تويِ اين رومنس صورتي بمونيم
ولي بعضي وقتا،چيز ديگه اي ميخوام
No comments yet. Be the first to leave one.