Boku no Hero Academia - Sixth Season

Boku no Hero Academia - Sixth Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Boku no Hero Academia - 136 (S06E23)
A Commentary by EscanorSama
دنیای انیمه تقدیم می‌کند translator : Escanor Sama - Tel @awsub

Tags

other
Published on: 2023-04-30
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اوراراکا اوچاکو

کوسه:

کوسه:

بی‌جاذبگی

کودا کوجیرو

کوسه:

کوسه:

صدای حیوانات

سرو هانتا

کوسه:

کوسه:

نوار چسب

اوجیرو ماشیرو

کوسه:

کوسه:

دم

ساتو ریکیدو

کوسه:

کوسه:

فزون‌کاری قندی

یائویوروزو مومو

کوسه:

کوسه:

خلق کردن

کامیناری دنکی

کوسه:

کوسه:

القای الکتریسیته

شـــوجی مـــزو

کوسه:

کوسه:

بازوان تکثیرشونده

‫بچه‌ها...

‫آخه چرا؟

‫چون نگرانتیم.

‫من روبه‌راهم.

‫پس...

‫نگرانم نباشین.

‫برین کنار.

‫عه؟ چه خوب پس!

‫ناسلامتی وارث یکی‌برای‌همه‌س دیگه.

‫خب...

‫بگو ببینم خنده‌ت کو الان، نفله؟

‫برای خندیدن...

‫برای آسایش همه...

‫باید برم...

‫برای همین...

‫از سر راهم برین کنار بچه‌ها!

‫کاری کن بریم کنار، آلمایت فکلی!

‫میدوریا کون، می‌دونم عوض نمی‌شی...

‫بزنین بریم بچه‌ها!

‫بریم!

ایـــدا تنیـــا

کوسه:

کوسه:

موتور

‫بس کنین!

‫فرار کنین!

‫مگه بهت نگفتم ‫که هیچ ربطی به تو نداره؟

‫اگه این حرف‌ها باشه، ‫پس قهرمان‌ها هم باید وایستن و کاری نکنن.

‫مگه حرف آلمایت یادت رفته؟

...دخالت بیجا

!خصلت اصلی قهرمانه

‫درسته.

‫آره، می‌دونم وقتی تصمیمی بگیری، ‫دیگه نمی‌شه جلوت رو گرفت.

‫به گوشمون رسید که دیگه ‫از کوسه‌های چهارم و ششم هم استفاده می‌کنی.

مــیدوریا ایــــزوکو

کوسه:

کوسه:

یـکـــی‌بـــــرای‌همــــه

‫الان دیگه ریختت زمین تا آسمون فرق کرده.

باکوگو کاتسوکی

کوسه:

کوسه:

انفجار

‫پسره‌ی خرخون!

‫اومدین... دستتون هم درد نکنه...

‫کوسه‌ی ششم...

‫این که..

‫پوشش دود!

‫توی اطلاعاتی که به دستمون رسید، ‫این کوسه‌ی ششمه...

‫بچه‌ها، حواستون باشه فرار نکنه ها!

‫انفجار میدون مین!

‫حتی واینستاد حرف بزنه ‫و فلنگ رو بست!

‫خب بله، الان دیگه ‫همه کار ازت ساخته‌س!

‫دیگه ما رو دور انداختی؟

‫گفتن عیب نداره برگردی!

‫میدوریا کون! آقای مدیر گفت ‫خوشحال می‌شن برگردی!

‫فهمیدی! پس فرار نکن!

‫کودا کون...

‫ببخشید.

‫این رو تمام مدت می‌دی بیرون ‫خب آدم می‌ترسه!

‫بی‌خود نیست که ملت ازت فراری‌ان!

‫فقط روی محدوده‌ی هدف تمرکز کن ‫فکر کن شلاق سیاه هم بخشی از بدنته.

‫آهان.

‫وای! واقعاً فرق کرد!

‫سرو کون...

‫دیوار ضربان!

‫چه فرزه!

‫میدوریا!

‫حرف چندان مهمی نمی‌خوام بزنم،

‫ولی موقع جشنواره مدرسه، وقتی کمکم کردی ‫نکاتِ توی دفترچه‌ام رو خلاصه کنم.

‫خیلی به دادم رسیدی!

‫توصیه برای اعضای گروه موسیقی؟

‫چه عالی!

‫خیلی خوشحال شدم!

‫یه‌کم زیادی رفتم توی حس...

‫و روده‌درازی کردم!

‫مسئله‌ی کوچیکی بود.

جیـــرو کـــیوکا

کوسه:

کوسه:

نرمه‌ی متصل‌شونده

‫ولی خوشحال شدم!

‫رقص دُم‌چرخان!

‫مسابقه جلوی شینسو ‫توی مسابقات ورزشی رو یادته؟

‫می‌خوام یه حرف خودخواهانه بزنم،

‫ولی به‌خاطر منم تمام تلاشت رو بکن!

‫هیچ‌وقت یادم نمی‌ره ‫که چطور به‌خاطر من زدی به سیم آخر!

‫نمی‌شه بذارم فقط تو باشی ‫که با این وضع درب و داغون، مبارزه کنی!

‫من اگه اونجا باشم...

‫جون همه‌تون به خطر میفته...

‫همه‌تون میفتین تو چنگ همه‌برای‌یکی...!

‫برای همین بود که...

‫...رفتم!

‫هُل بده، سایه سیاه!

‫دیگه زیادی قوی شده!

‫و کله‌شق!

‫میدوریا!

‫چون بگیر ببین چی می‌گم!

‫شاید قدرت‌های خاصی داشته باشی،

‫ولی احساساتی که داری، ‫ما هم داریم!

‫اون حرف کودا هم درباره‌ی مدرسه درسته!

‫به حرفمون گوش کن!

‫اگه گوش ندی، دیگه بهت ‫از رنگ‌های خوراکیم نمی‌دم...

‫که واسه اری آبنبات سیبی درست کنی!

‫طوری نیست.

‫اری چان نیازی نداره از من اونا رو بگیره.

‫اولش همه می‌خواستیم ‫باهات بیایم.

‫ولی الان که سخت‌بنیاد و بقیه‌ی قهرمان‌ها هم ‫پشتمونن...

‫از کوسه‌هامون استفاده می‌کنیم...

‫که صحیح و سالم ببریمت!

‫دستگاه خواب‌کننده، هان؟

‫دیگه لازم نیست...

‫به‌خاطر من به زحمت بیفتین!

‫دست از سرم بردارین!

‫حرفشم نزن!

‫میدوریا!

‫می‌دونم یکی‌برای‌همه مهم و خفنه ها...

‫ولی الان چیز مهم‌تری هم هست ‫که باید بهش برسی!

‫علایق من و تو با هم فرق داره، ‫ولی رفیقمی...

‫رو همین حسابه که با اینکه خودتم نمی‌خوای، ‫دارم پاپیچت می‌شم!

‫گفتم که...

‫با نوار برقی‌ای که یائویوروزو درست کرده بود،

‫محصورشون کردم!

‫موقعی که توی اردو بهمون حمله شد ‫حرفی زدی که همونو به خودت می‌زنم

‫راستش، با این گروه احتمالاً...

‫اگه آلمایت هم جلومون باشه، باکی نیست.

‫این حرفی بود که خودت زدی!

‫اینجا خوب تاریکه.

‫سایه سیاه!

‫خاستگاه راگناروک!

استفاده از توانایی تهاجمی .سایه‌ی سیاه برای دفاع

.این...فکر تو بود

‫- میدوریا! ‫- میدوریا سان!

‫برای تو ما فقط اشیایی هستیم ‫که باید ازشون محافظت کنی؟

‫بیا فعلاً بریم یه حمومی بریم، هان؟!

!بریم حموم میدوریا

‫خواهش می‌کنم...

‫میدوریا!

‫بند راگناروک رو باز کرد!

‫این...

‫قدرت یکی‌برای‌همه‌س...!

‫خواهش می‌کنم بس کنین!

‫می‌دونم...

‫می‌دونم که نگرانمین.

‫می‌دونم از صمیم قلب نگرانین.

‫همه‌ی اینا رو می‌دونم.

‫آخه حس خطر که باید در برابر خطر ‫یا شرارت بهم هشدار بده

‫اصلاً فعال نشده.

‫برای همین...

‫ولی راحت‌ترم که برین... ‫خواهش می‌کنم...

‫من روبه‌راهم!

‫دیوار یخی آسمان‌شکاف!

‫این چه قیافه‌ایه؟

‫مسئولیت اجازه نمی‌ده گریه کنی؟

...این مسئولیت رو

.بین ما هم تقسیم کن

‫میدوریا چان!

‫نمی‌ذارم بری.

‫با خودم گفتم جلوتون رو بگیرم، ‫خیلی حالم بد بود و سرخورده بودم...

‫نمی‌دونستم چی بگم...

‫دیگه نمی‌خوام مثل اون موقع هق‌هق گریه کنم.

...چون برام عزیزی

‫وقتی ترسناک می‌شه میلرزی...

...وقتی سخت میشه اشک میریزی

.دوست من

تودوروکی شوتو

کوسه:

کوسه:

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left