About a Boy

About a Boy

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

About a Boy - 02x02 - About a House for Sale - HDTV
A Commentary by Hassan Cool
Translated By Hassan Cool

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2014-10-25
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلا دیده بودم که تصمیمات بدی میگیری

اما این یکی دیگه واقعا افتضاحه

مارکوس، میدونم ترسیدی

که نکنه صدمه ببینی. اما من فقط یه چیزی دارم که بت بگم

تخما...بالا

الان نباید بجای کُشتیِ سومو گرفتن بسته بندی کنی؟

یعنی... تو در عرض یه هفته رفتی و هیچی هم جمع نکرده بودی

بسته بندی کردن، رفیق قد کوتاه من

نود درصدش روحی ـه. پس اساسا من بسته بندی کردم

اصلا چیزی هم وجود داره که تو توش محشر نباشی؟

نچ، حالا بذار بازیمونو بکنیم

نوار چسب، آه

میخواستم قبل از اینکه هفته دیگه بری

یه لطف کوچولو در حقم انجام بدی

تو فقط اشاره کن، پسرم

میتونی یه رفیق فابریک جدید برام پیدا کنی؟

چی شد؟؟؟ - ازت میخوام برام یه -

رفیق فابریک جدید پیدا کنی. تو رفتی نیویورک

و وقتی که برگشتی تموم دوستایی که برای خودم

جور کرده بودم رو پروندی

اینطوری نیست که دارم تورو مقصر میدونم ها

نه نه، اصلا اینطوری نیست که داری منو

مقصر جلوه میدی

نظرت چیه ویل؟

مارکوس، من خیلی دوست دارم که

بهت کمک کنم تا یه رفیق فابریک جدید پیدا کنی

اما اینطوری نیست که مثلا

در خونه یه نفرو بزنی و بگی

توروخدا رفیق فابریکم شو - چرا نه؟ -

من اینطوری تو رو تور کردم - خوب بازیم دادی -

خیلی خب. قبوله ...اما در این مدت

تو داغون خواهی شد، پسر حُبابی

احتمالا حق با توئه، ویل حُبابی

لهجه اطریشی عجیبی بود

ولی...ولی اصلا آسیایی نبود

اوه، نه مارکوس

داستانی دربارۀ یک پسربچه :فصـل دوم - قسـمت دوم دربارۀ خانه ای برای فروش Hassan Cool & Safa :مترجمین

میشه ازت یه لطفی بخوام؟ - میشه کاری کنم ازم -

یه لطفی نخوای؟ - وقتی که بالاخره گورتو گم کردی -

میخوام این پنجره دیواری رو

به یه ایستگاه تخمیر تبدیل کنم

که بتونم عصاره زنجبیل خودم رو برای کلاس دولا ـم

درست کنم یه ضد تهوع طبیعی ـه

مگه نمیدونی؟

خب میشه یکم ابزار ازت قرض بگیرم تا

سمت تو رو ببندم؟ - تموم چیزی که شنیدم این بود که -

"وقتی که بالاخره گورتو گم کردی" که واقعا حس خوب و دلگرم کننده ای

به آدم دست میده. میدونی؟

...واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم که

میشه بهت یادآوری کنم که

این تو بودی که ماه ها پیش، یهو از زندگیمون کنار رفتی

اما الان دیگه زخم هامون کاملا ترمیم پیدا کردن

من میخوام برات ایستگاه تخمیرت رو درست کنم

این محبت تورو میرسونه، ویل

ولی خیلی هم خودپرستانه ـست - ببخشید؟؟؟ -

من و مارکوس دیگه به کمکت نیازی نداریم

ما بدون تو هم اوضاعمون روبراه و مدیریت شده ـست

...مارکوس همین تازه ازم خواست که بهش توی پیدا کردن

زر زر زر، فقط ابزار رو بده

میگم تو هنوز کامیون اجاره نکردی؟

خب نمیتونم که همینطوری گیتار و

وسایلم رو بندازم پشت یه کامیون

اصلا هنوز چیزی بسته بندی کردی؟

آره آره. بیشترش بسته بندی شده

فقط یکم خرت و پرت باقی مونده - خب پس بم نشون بده -

نشونم بده چیکارا کردی. میخوام ببینم

خب قضیه اینه که دوربین آیپدم

جدیدا خیلی عجیب غریب شده و چیزای بسته بندی شده رو

بسته بندی نشده نشون میده - پس هنوز هیچی بسته بندی نکردی -

نه نه. نکردم

اما پلاستیک بسته بندی حبابی گرفتم اینم خودش حرکت بزرگیه

خیلی خب. گوش کن. من درک میکنم

داری اونجا رو ترک میکنی داری خونتو میفروشی

الان لحظه احساسی ای برای توئه

نه نه نه نه نه، اصلا احساسی در کار نیست

اصلا احساسی در کار نیست. فقط یکم وسایله، همین

انجامش میدم - یه ایده ای دارم -

این چطوره؟ تو یه کامیون کرایه کن

من میام اونجا و وسایلت رو باهمدیگه

برمیگردونیم به نیویورک اینطوری دیگه لازم نیست نگران

گیتارهای گرانبهات بشی

این شدنی ـه؟ - آره، شدنی ـه -

من چند روز مرخصی دارم که یا میتونم ازشون بهره ببرم یا اینکه پشیمون شم

و اینکه بخاطر برنامه کاری من، ما خیلی کم همدیگه رو میبینیم

رانندگی به خارج کشور با وسایلم توی یه کامیون

و همینطور خانومم توی یه کامیون

اوه، یادم باشه کلاه کامیونی بگیرم

عالیه. خب پس من بلیتم رو میگیرم

و چهارشنبه پرواز میکنم سمتت

...خیلی خب. چی؟ وایسا...چهارشـ

...چهارشنبه که دو روز دیگه ـسـ

وایسا عزیزم. انگار پیج ـم کردن. باشه، وایسا جیگر

چهارشنبه که دو روز دیگه ـسـت - عزیزم، جراحی دارم -

عاشقتم - چهارشنبه دو روز دیگه ـسـت -

وسایلت رو بسته بندی کن. باشه؟ - میشنوی چی میگم الان؟؟؟ -

بای گلکم، عاشقتم

اتصالمون قطع شده آیا؟

...دو روز دیگه

مارکوس

ویل؟ اینجا چیکار میکنی؟

دو روز وقت داریم تا برات یه رفیق فابریک جدید

پیدا کنیم که جای منو بگیره، پسر. به نظرت موفق میشیم؟

آره

ما میتونیم

خب داگلاس، به نظرم تو هم مثل مارکوس

از ورزش میترسی و توش افتضاحی. درسته؟

عالیه. خب تو توی موقع تنهایی دوست داری چیکار کنی؟

من استاد ورزش ژاپنی کندو هستم

میخوای مبارزه کنیم؟ - بعدی -

من زنده کننده ی خاطرات هوانوردی هستم

ببخشید؟ - پاکت های استفراغ جمع آوری میکنم -

روانی

بعدی

من عاشق صدای گاو درآوردنم

موووووووووو

الان اوضاع خیلی برام روشن شد. میدونی؟

مارکوس نمیتونه دوستی همسن خودش پیدا کنه

که رفیق فابریکش بشه چونکه اونا ازش کمترن

چه از لحاظ اجتماعی و چه از لحاظ احساسی

بخاطر همین من باید براش یه رفیق فابریک بزرگسال پیدا کنم

احتمالا یه رفیق فابریک بزرگسال به اسم... اندی

من 3 تا بچه ی زیر 6 سال دارم

یه بچه دیگه هم توی راه دارم

اون با من بد برخورده. و همینطور قضیه رقابت هم که دیگه بدتر

خیلی عجیب ـه - کدوم رقابت؟ -

چی میگی؟ - یعنی متوجه نیستی؟ -

اون مرتبا بخاطر بدست آوردن علاقه تو با من رقابت میکنه

خیلی واضحه و همینطور یک طرفه ـست

چونکه من برای بدست آوردن علاقه تو با اون رقابت نمیکنم

خیلی مسخره ـست. چون من میبرم

من میبرم. مگه نه؟

در عوضِ سیستم ویدئویی ـم اینکارو میکنی؟

داری سر به سرم میذاری؟

تلویزیون شصت اینج...با کیفیت و وضوع حیرت انگیز

دنیای هنر

سیستم بازی

غرق در بازی ها میشم؟ - غرق در همه چی میشی؟ -

حتی کنترل کننده هنوز از جاش درنیومده

رفیق فابریکش باش و همه اینا مال تو میشه اندی

میدونی چیه؟ انجامش میدم

رفیق ـش میشم - ایول جیگرتو -

رفیق فابریکش میشم - ایول -

سلام ویل - ســــــلام -

بابت قضیه رفیق معذرت میخوام

فکر کنم باید به تنها بودن عادت کنم

چرا تنها باشی

وقتیکه میتونی با رفیق فابریک جدیدت، اندی، وقت بگذرونی؟

قبول نمیکنم. دیگه کی رو داری؟

اون الان گفت "قبول نمیکنم"؟

چشای تنفرآمیزشو میبینی؟ میبینیشون؟

ازش کمک نمیخوام

خودم میتونم انجامش برم

اوه...اوه...لعنتی

اووپس

نه، مشکلی پیش نمیاد

چه ستــمی ـــه؟ - چطور مطوری؟ -

وای خدا. نگاش کن. کامل سوراخش کرد. مگه نه؟

الان داری بام شوخی میکنی؟

خب حالا شلوغش نکن

زیادم بد نشده - زیادم بد نشده؟ -

سه روز دیگه قراره خونه رو به یه سمسار نشون بدم

فکر کنم زیاد جالب نباشه که یه خونه رو با

یه سوراخ گنده روی دیوار، به مردم نشون بدم

درستش میکنم

نه. ایده افتضاحی ـه

الانم باید کاری که باید انجام بدم رو ول کنم

که نه تنها پنجره میان دیواریت رو درست کنم

بلکه کمد عصاره سازی مسخره ـت ـه رو هم درست کنم

که دیگه بیشتر از این آسیبی ایجاد نکنی

نه نه نه نه

من ازت نمیخوام چیزی درست کنی، ویل

فقط به یکم ابزار مناسب لعنتی

با دسته های لعنتی ای که چوبی نباشن میخوام. همین

گرچه که تو ممکنه کمک منو نخوای ولی پسرت مارکوس به شدت

به کمک من برای پیدا کردن یه رفیق فابریک جدید که جایگزین من بشه

"نیاز داره. بنابراین بازی "قرار ملاقات

داره برگزار میشه

چی...چی...چی...چی؟؟؟

سه تا رفیق دارم که دارن میان تا کاندیدا بشن

و مارکوس انتخاب میکنه که کدومشونو بیشتر دوست داره

داری یه بازی ای برگزار میکنی تا برای بچه من قرار جور کنی؟؟؟

روانی ای تو؟

تا به مارکوس کمک کنم تا یه دوست پیدا کنه

یه بزرگسال مثل من، کسی که با این رفیق کوچولوی

عجیب غریب و ویژه همدردی کنه

چون این چیزیه که اون نیاز داره

ویل ویل ویل ویل ویل ویل

یعنی مُخ ـت تا ته توی کونت فرو رفته

اگه فکر کنی که این بهترین راه واسه پیدا کردن

یه دوست واسه مارکوس ـه

ایده بهتری داری؟ - چرا بهش یکم از اون مهارت های -

اجتماعی و معاشرتی ـت یاد نمیدی. میدونی؟

چرا بهش نمیگی چطوری اونهمه

دوست توی نیویورک پیدا کردی؟

دوستام توی نیویورک؟ - آره -

خیلی خب

...باشه. خیلی خب. من...با...من با

رفیق نون حلقویِ آسیاگویی فروشم، "ادلمن"، آشنا شدم

بیرون مغازه منو نگه داشت. رابطه خوبی برقرار کردیم

"و یکی دیگه هم هست به اسم "ولد

More Farsi Persian subtitles for About a Boy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left