The first 200 lines.
این
«سانتا» دوباره شروع میشود
همین خبر کوتاه
و تماس تلفنیای که بعدش گرفته شد
همه چیز را عوض کرد
هر چه بخواهید میتوانیم فیلمبرداری کنیم... جدیدترین لنزها... دوربین آلمانی
همه چیز. همه چیز
دفعهی قبل، ساخت فیلم وسط کار متوقف شد
این بار، آن را برایت میسازم
بهش فکر کن
اولین فیلم ترسناک سینمای تامیل
تو مرد بسیار خوششانسی هستی
بسیار خب
تماس تلفنیای که همه چیز را تغییر داد
هیچوقت از من نپرسیدی که از طرف چه کسی بود
چه کسی؟ مگر کس دیگری هم هست؟
شاگرد خودت
تنها و بیهمتا
پادشاه بازیگری
تی. کی. ماهادوان
او چه میخواهد؟
او مایل است دوباره در «سانتا» بازی کند
و تو در این باره چه گفتی؟
خب معلوم است، گفتم «بله»
من برای ساخته شدن این فیلم بیتاب بودم
فقط به این فکر کن
«سانتا» با حضور تی. کی. ام
سرمایهگذارها فقط برای نام او، بیرون استودیو صف میکشند
میتوانیم این فیلم را به شکلی باشکوه بسازیم
میتوانیم تمام بدهیهای استودیو را صاف کنیم، هی
این من هستم که تصمیم میگیرم چه کسی باید در فیلمم بازی کند
استودیوی ما یکی از سه استودیوی اول در مدرس بود
امروز در وضعیت بسیار بدی هستیم
اگر کارمان به تعطیلی استودیو بکشد
باید تو را مقصر بدانم
برای فیلم قبلیات
تو ۵۰۰۰ سیاهیلشکر برای صحنهی میدان جنگ میخواستی
مگر فراهم نشد؟
مروارید و سنگهای قیمتی از جیپور میخواستی
مگر برایت نگرفتیم؟
اما حالا که استودیو در سختی است و کمک میخواهد
نوبت تو نیست که جبران کنی؟
پدرم همیشه به من میگفت
هر چیزی را میتوان از دست داد
پول ممکن است از دست برود
اما هرگز نباید هنرمندان خوب را از دست بدهیم
پدرم همیشه احترام خاصی برای تو قائل بود
اگر نه برای فیلم
به خاطر پدرم
به خاطر این استودیو
حداقل به خاطر تمام کسانی که به تو تکیه کردهاند
بله
«سانتا» - روز اول
هی تو، میکروفون را جابهجا کن. سایهاش را میبینم
به میکروفون دست نزن
اگر میخواهی، دوربین را جابهجا کن
برادر، شنیدن در اولویت دوم است. اولویت با دیدن است
«آیا» به ما گفت. صحنه اینجاست، میکروفون هم همینجا میماند
بابو... بابو، بیا اینجا
او میکروفونش را تکون نمیدهد. توی کادر سایه میافتد
بابو، این دستورِ «آیا» است
«آیا» این را گفت؟
پس نمیتوانیم میکروفون را تکان دهیم. دقیقاً
و تو هم نمیتوانی دوربینت را جابهجا کنی
پس، نورها را جابهجا کنید
بِیبو
بِیبو! بِیبو! استنلی
بِیبو نه. بابو
چرا دو تا «کندی» اینجا هست؟
«کندی»؟ «عینک»
«آیا» دو یا سه تا عینک خواسته بود
«آیا» آمد
بابو. بله، آیا
پلان اول چیست؟ چاندران نقاشی روح را میبیند
منظورم «نیلی» است و وحشتزده میشود
او در صحنه هست، درست است؟
هست، آیا
وقتی قهرمان برسد، میتوانیم فیلمبرداری را شروع کنیم
اول برو آنجا را تمیز کن. چشم، آیا
بنشین. بنشین
رامو، ما را تنها بگذار
تلفظ تو باید حسِ هر کلمه را دقیقاً منتقل کند
لهجهی تامیلِ برمهایات نباید شنیده شود
حتماً، آیا
بسیار خب
داستان این فیلم چیست؟
قهرمان کیست؟
تو
همه به تو خواهند گفت که اوست
به عنوان نویسنده و کارگردان این فیلم، من این را میگویم
قهرمان مرد، قهرمان زن
همه چیز تویی
من شاهد بودم که مادرم خودش را دار زد و مرد
این داستان، آرزوی من است برای اینکه او چطور باید زندگی میکرد
فقط بعد از دیدن تو بود
که تصمیم گرفتم دوباره این فیلم را بسازم
من برای ساختن این فیلم، تن به سازشهای زیادی دادهام
کوماری
باید به من قولی بدهی
هر اتفاقی که افتاد، نباید تمرکزت به هم بخورد
بهم قول بده همانطوری بازی کنی که من از تو میخواهم
برایم قسم بخور
همگی نگاه کنید، «تی.کی.ام» اینجاست
سلام برادر. خوش آمدید، برادر
این دکور دقیقاً برای شما ساخته شده است
به عظمت اینها نگاه کنید
بابو. بله برادر؟
با کدام صحنه شروع میکنیم؟
امروز، شما و چاندران دربارهی دیدن یک نقاشی جنزده صحبت میکنید
بیا آن کار را نکنیم، بابو
با یک صحنهی خوب شروع میکنیم
من و همسرم
چه کسی نقش او را بازی میکند؟
همین نزدیکیهاست؟
زود بیاوریدش
ا-اسمش چیست؟ «کوماری»
بسیار خب
صحنهای که من زود از سر کار برمیگردم
و او را غافلگیر میکنم. بیا همان را بگیریم
از همانجایی که مانده بودیم شروع میکنیم
۶۰ صحنهی
۶۴ صفحهی
واو
تغییری هم داریم؟ نه
چرا، الان داریم
پایانبندی را عوض کردم
بعداً در جریان قرارت میدهم
یک چیز دیگر
اسم فیلم دیگر «سانتا» نیست
«کانتا»
این بهتر است، نه مارتین؟ البته
بسیار گیراست
تماشاچیها هم از آن خوششان خواهد آمد. صد در صد
قراره یه موفقیتِ خیرهکننده بشه
آماده
کانتا
آیا، پلان آماده است
باید چیزی به برادر بگویم؟
او صرفاً داخل میآید و مینشیند
همین. چیز خاصی نیست
به او بگو. چشم، آیا
۱ «سانتا». صحنهی ۶۰. پلان ۱. برداشت
حرکت
عزیزم، امیدوارم نترسانده باشمت؟
برای غوطهور شدن در سیلِ خوشبختی
خودم را از بندِ کار رها کردم
تا به اینجا بیایم و در کنار تو باشم
بابو، پلان خوب است؟
آیا، پلان خوب است؟
مگر خوب نبود، بابو؟ مگر همه تشویق نکردند؟
فکر کردی این فیلم را برای تشویقهای لعنتی شما میسازم؟
چه کسی برای این دست زد؟ چه کسی بود؟
همین تشویقهای شما این بازیگرهای دوزاری را به وجود آورده است
یادت رفته این فیلم دربارهی کیست؟
و آن وقت تو به فکر تشویق هستی
آیا
اگر مایل باشید، من همانطور که شما میگویید عمل میکنم
اگر من-- اگر من مایل باشم؟
من خیلی خوب میدانم چه میخواهم و چه نمیخواهم
بابو
پلان
قبول
چی؟ «پادشاه بازیگری»؟
معرکهی خوبی به پا کردی
چیزهایی است که از خودت یاد گرفتهام
خب، پس نقشه چیست؟
من این فیلم را میسازم
تو هم میتوانی از یک گوشه تماشایش کنی
فکر میکنی بازی من دوزاری است؟
ببینم چطور جلوی خودت را میگیری که برای بازی من دست نزنی
این فیلم با همان پایانی که من میخواهم اکران خواهد شد
آن را هم میتوانی از همان گوشه تماشا کنی
بابو
تغییر صحنه
آرام باش. یک کم بیشتر
همینطوری. نگهش دار
اینجا را نگاه کن، اینجا را
دستهایت را روی کمرت بگذار
چشمها بازتر
چانه بالا
مثل یک پادشاه باش. عالی است
ماهادوا
این که چیزی نیست
تو برای دوربینهای بسیار بزرگتری ساخته شدهای
آن سمت
استنلی
خوب به نظر میرسد. ممنون
دوربین باید سمت راستِ من باشد
سمت راست، استنلی
طرفدارانم... سمت راست را دوست دارند. چشم قربان
جابهجا میکنم
شنیدی چه گفت. دوربین را جابهجا کن
کوماری دیالوگش را میگوید و بعد نوبت دیالوگ توست
این علامتِ جای توست
کوماری، این هم علامت جای تو
آیا؟
موضوع چیست، کوماری؟
کوماری، این علامتِ توست
آیا؟
آیا
No comments yet. Be the first to leave one.